درباره نمایش تملیخا به کارگردانی بابک پرهام
پادافره ابدی تلمیخا
نوشته محمدحسن خدایی
مواجهه با یک واقعه تاریخی چون ظهر روز عاشورا، در نمایشنامهای که محمدرضا آزادفر نوشته، کمابیش خلاقانه است. هیچ کدام از آن شخصیتهای تاثیرگذار عاشورای حسینی سال 61 هجری بر صحنه حاضر نیستند و ماجرا از زبان یک موجود عجیب و غریب به نام «تملیخا» روایت میشود. موجودی کریهالمنظر که ادعا میکند جن است و کینهای ابدی از مسلمان و مسلمانی در دل دارد. چه این اسلام در رابطه با آدمیان باشد و چه در نسبت با جماعت جنیان و صد البته پادشاه آنان «زعفر
... دیدن ادامه ››
جنی» مسئله تضاد و تقابل تملیخا است با نیروهای خیر و روشنایی. او که محکوم شده سیزیفوار در یک تسلسل بیپایان مابین مردن و زندهشدن، سرگذشت خویش را برای کسانی بازگوید که در میان بهشت، برزخ و دوزخ به انتظار نشستهاند گویی از گذشتهاش دست شسته و در پی بخشایش الهی است. علت شرارت تملیخا بیشک عشق نافرجام «زرفا» نسبت به او است و در ادامه این کینتوزی حتی شدت مییابد آن زمان که در یک چاه عمیق به دست حضرت علی (ع) دربند شده است. تملیخا تعریف میکند که چگونه قبل از این به لشگر فتنهانگیزان پیوسته و علیه نیروهای خیر، به شرارت و دسیسه مشغول گشته است. بنابراین نمایش مبتنی است بر همان سویههای الهیاتی خیر و شر و تضادهای پایانناپذیر روشنایی و تاریکی.
به لحاظ اجرایی، مهمترین دغدغه بابک پرهام در مقام کارگردان چگونگی نمایش دادن جن بر صحنه است تا ایدههای درونی نمایشنامه امکان بروز یابد. از این منظر رؤیتپذیر کردن امر رؤیتناپذیر در طول اجرا، میتواند همان نقطه عزیمتی باشد که این اجرا میبایست از آن آغاز کند. سمن قناد در مقام بازیگر تلاش دارد نقش یک جن شرور را برای تماشاگران باورپذیر کند. شیوه بازی او ترکیبی است از تکنیکهای مختلف بازیگری با ژستها و اطوارهایی که از یک موجود ناشناخته چون جن میتوان در ذهن تخیل کرد. سمن قناد با گریم و ماسک مخصوص، با البسه و گفتار آرکائیک، موجودی ساخته نه انسان و نه حیوان. زمان فشرده اجرا، بازی این بازیگر را ضرورت بخشیده که اغراق کند و شتابناک باشد. نکتهای که گاه به طراحی حرکت پر فراز و نشیب و قابل پیشبینی منجر شده است. گویی اجرا گرفتار اضطراری است که تنها دینامیسم بالا میتواند از پس آن برآید. به هر حال تملیخا هم در عینیتبخشی به موجود اسرارآمیزی چون جن، گاهی گرفتار کلیشه شده و گاه تماشاگران را مقهور ژستهای اغراقآمیز بازیگر خود کرده است. اغراقهایی که با زبان آهنگین و آرکائیک نمایشنامه، قرار بر این دارد که تماشاگر را دچار حیرت و عجز کند.
نمایشهای آیینی و سنتی در دوران معاصر بنابر تغییرات مادی و ذهنی جامعه، تلاش کرده شکلهای بیانی تازه بیابد و از منظرهای نامکشوف، نقاط تاریک تاریخ را روایت کند. رویکردی که در این نمایش تا حدودی تحقق یافته است. فیالمثل نگاه با فاصله به حادثه تاریخساز کربلا، آن هم از زبان نه چندان قابل اعتماد یک جن شرور، توانسته منظری نوین برای مواجهه ما با آن واقعه بگشاید. روایت یک جن فریبخورده و نادم، میتواند چشماندازی تازه باشد در رابطه با نزدیک شدن به تراژدی کربلا. تماشاگران یک بار دیگر این امکان را مییابند که به قضاوت اخلاقی میان خیر و شرّ بنشینند و به داوری مبادرت ورزند. درام اسلامی با بهرهگیری از سنت تاریخی خویش میتواند از یک منظر حاشیهای و حتی میشود گفت غیرقابل اثبات و استناد، گذشته را احضار کرده و فیگورهای تاریخی را بار دیگر بر صحنه آورد. امیدی از برای رهایی و رستگاری آن هم مقابل شرارتها در عالم هستی.