با توجه به بازیگرانی چون جواد خواجوی و آقای کربلایی زاده و عنوان کمدی ، تماشاچی انتظار دیدن یک نمایش کمدی دارد ، در حالیکه در بیشتر پرده های این نمایش غم انگیز ، تماشاچی در حال اشک ریختن بود ، در کمدی، شخصیت محبوب، نمی میرد و یا چرک (از نظر کاراکتر) نمی شود ، این کمدی نبود ، کمدی درام هم نبود ، ظنز تلخ هم نبود ، به نظرم تکلیف مخاطب مشخص نیست که با چه چیزی سر و کار دارد.
در صحنه رقص که با کم شدن نور . سکوت و موسیقی روزبه بمانی ، فضا دراماتیک می شود یکی از بازیگرها دیالوگهای احساسی دارد ولی ناگهان با یک جرکت رقص آقای خواجوی تماشاچی را به خنده وا میدارد و فضای احساسی به هم میریزد .
به نظرم تماشاچی باید در ابتدا بداند نه تنها با نمایش کمدی سر و کار ندارد ، بلکه نمایشی تلخ همراه با اشک و پایان بندی غم انگیز دارد.