امسال هم پار سال می شود
اما هنوز دلم به معجزه ی نگاهت خوش است
تمام وجودم را رویای سهمگینی دربر می گیرد
شروع می کنم به نوشتن یاد و خاطراتت
بغض راه گلویم را می بندد
اما انگار هنوز می توانم نفس بکشم
دیگر چیزی نمانده
حبس می کنم تمام خاطراتم را
و به یکباره به اوج آرزو می رسم
هوا،هوای زندگی ست
اما من هوای رفتن دارم
دلم به زمستان خوش است
زیرا دیگر
... دیدن ادامه ››
بهاری بی تو، نمی خواهم
نفس می کشم
نفسی عمیق
بغض امانم نمی دهد
فریاد میکشم و خودم را به خیابان می رسانم
در و دیوارهای کوچه ی اقاقی یاد تورا زنده می کنند
زمان می گذرد
ولی من باید میدان خاطرات را دور بزنم
به ایستگاه می رسم
ایستگاه من
ایستگاه تو...
کافه ویونا !
دو صندلی کوچک انتهای سالن با نوری متمرکز
چشمانت را به یاد دارم
اما با هر بار پک زدنم تصویرت محو می شود
تنها من می مانم و...
قهوه ای یخ زده،ته سیگار و...
.
.
.
سکوت
امسال هم پار سال می شود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دوستان عزیز دیواری!
بهارتون سرسبز،شادی هاتون سرریز،زندگی تون پر بار
****ســـــــــــالــــــــــ نـــــــــــــو مـــــــــبـــــــــــــارکـــــــــــــــــــ****
البته پیشاپیش :)
از: خود