در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | علیرضا فتاح درباره نمایش برادران کارامازوف: یک اهانت تمام‌عیار به رمان سترگ داستایوسکی. رمانی را که هر صحنه‌اش از
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 02:39:22
یک اهانت تمام‌عیار به رمان سترگ داستایوسکی. رمانی را که هر صحنه‌اش از شکوه و هیبت مو به تن آدم راست می‌کند تبدیل کرده بودند به مضحکه‌ای مبتذل‌. مجموعه‌ای نامنسجم از ایده‌های فرمی با چهارتا ژست روشنفکری که یعنی ما فاوست و آناکارنینا و مادام بواری و جستجوی پروست و را خوانده‌ایم، که هیچ‌یک را هم درست نفهمیده بودند. عکاسی (+ مانیفستی بی‌ربط و بی‌مزه در ارتباط عکس و مرگ و خاطره)، فیلم زنده (+ مانیفستی مبتذل و مرتجع در باب فمنیسم)، رقص (با اجرای تحسین‌برانگیز شکیبا بهرامیان)، موسیقی و آواز، و نمایش صوتی، با ادعای مولتی‌مدیاسازی تئاتر، همه و همه به بدترین و بی‌ربط‌ترین و نامنسجم‌ترین شکل ممکن به کار گرفته شده بودند تا اعلام کنند ما چه خفن و البته چه سطحی‌ایم! علاوه بر این‌ها افزودن دوسه صحنۀ ویران‌کنندۀ پیرنگ به داستان که گویی فقط از میل به اروتیسیته و شهوانیت نویسندگان نشئت می‌گرفت؛ داستانی که خود به‌درستی ظرفیت‌های مناسب و کم‌نظیری برای استفاده از ابزارهای اروتیک دارد، با افزودن خرده‌پیرنگ‌هایی مثل همجنس‌گرایی میان گروشنکا و کاترینا، تعرض دمیتری به کلفت گروشنکا و بدتر از همه رابطۀ مستهجن آلیوشا و گروشنکا، تمام چفت‌وبست داستانی و عمق شخصیت‌های پیچیده‌اش را از دست داده بود. آلیوشای داستایوسکی یک فرشتۀ تمام‌عیار است و آلیوشای گروه تازه، یک احمق مطلق و منفعل که پیش گروشنکا به واق‌واق می‌افتد.
صحنه های خانۀ ایلیوشا در رمان وحشتناک و تراژیک‌اند، نمایشگر کمال حجب و محبت و شرم و شرافت در قعر فقر؛ اما در نمایش خیل‌نژاد، نمی‌فهمم از سر چه انگیزه‌ای، تمام این صحنه‌ها را به لودگی کشانده بودند. صحنۀ ورود کالیا و سگش به نزد ایلیوشا نمایش غایت آمیزش شرم و شرافت است که اینجا تبدیل شده به مسخره‌بازی‌ای از اداهای مثلاً ژاپنی که فقط از بیننده «خنده بگیرد». بازی سجاد حمیدیان شگفت‌انگیز است و تنها نقشی است که شوخی‌هایش به شخصیت و نمایش کمک می‌کند، اما همین شوخی‌های لطیف هم بیرون از نقش کارامازوف پدر، هیچ نسبتی با داستان و فضای رمان ... دیدن ادامه ›› ندارد.
برادران کارامازوف گروه «تازه» اقتباس و بازآفرینی نیست که بگوییم می‌خواهد جهانی مستقل از کتاب بسازد؛ بلکه با اجرایی هفت‌ساعته و مانیفست‌های متعدد کتبی و صوتی و اجرایی ادعا می‌کند که کتاب را به نمایش درآورده است. اما حقیقت این است که جز توهین به رمان کاری نکرده.
درباره نمایش:
جدا از قصه‌ی آشنای رمان، این اجرا گستره‌ی خود را محدود به اثر داستایفسکی نمی‌کند و تنها با حفظ کاراکتر‌ها و روابط‌شان در رمان، به موقعیت‌ها و متریال‌هایی سرک می‌کشد که در فضاهای دیگری مسئله‌ش شده است؛ در یک عکس، یک نقاشی، یک فیلم، یک جستار، یک شعر و یا حتی زنده‌گی واقعی اجراگران.

درود
از همین بالا کپى کردم، چنین ادعایى که میفرمایید هیچ کحا مطرح نشده!
۱۹ مرداد ۱۴۰۴
مهرنوش نوری
درباره نمایش: جدا از قصه‌ی آشنای رمان، این اجرا گستره‌ی خود را محدود به اثر داستایفسکی نمی‌کند و تنها با حفظ کاراکتر‌ها و روابط‌شان در رمان، به موقعیت‌ها و متریال‌هایی سرک می‌کشد که در فضاهای ...
من فکر کنم کتاب دیگه ای خوندم و اجرای دیگه ای رو دیدم :)
البته کاش کارامازوف ندیده بودم تا فیلم پیرپسر و نمایش بورش انقدر برام فیک و مضحک نبودن!
۱۹ مرداد ۱۴۰۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید