جناب حسن معینی، برادر بزرگتر عزیزم،
طی دوسالی که افتخار همراهی و دستیاریات را داشتم، از نزدیک دیدم که نگاهت به صحنه، چیزی فراتر از اجرای صرف بوده است؛ تو همیشه در فکرِ بازسازی و باززایی یک متن بودی، نه تکرار آن. حالا که برداشت تازهات از نمایشنامهی یوسف الگیندی روی صحنهی تئاترشهر جان گرفته، برایم یادآور همان بینش بکری است که آن روزها در نگاهت دیده بودم: ایمان به اینکه متن، تنها نقطهی آغاز است و صحنه، میدانِ زایشِ دوباره.
خوشحالم دوست و معلمی دارم که هنوز میشود از شجاعت و جسارتش در صحنه آموخت؛ و حتما خیلی زود به دیدنتون میام.