در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | سارا کنعانی درباره نمایش بیا برای هم یک اسم انتخاب کنیم: یک دعوت ساده مثلِ «بیا برای هم یک اسم انتخاب کنیم» سارا کنعانی اری
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 12:56:11
یک دعوت ساده مثلِ «بیا برای هم یک اسم انتخاب کنیم»
سارا کنعانی

اریک ایمانوئل اشمیت که اتفاقا او را بیشتر به عنوان نمایشنامه‌نویس می‌شناسیم تا نویسنده داستان، رمانی دارد به اسم «آدولف.ه. دو زندگی» (منتشر شده در سال 2001) که ترکیبی از خیال و واقعیت است. نویسنده یک فصل در میان، زندگی تاریخی هیتلر واقعی و هیتلر خیالی را مرور می‌کند که اولی همان دیکتاتوری است که می‌شناسیم و دومی در آکادمی هنر پذیرفته می‌شود و مسیر نقاش شدن را در پیش می‌گیرد. با دیدن نمایش «بیا برای هم یک اسم انتخاب کنیم» اثری با طراحی و کارگردانی خسرو نقیبی، یاد آن کتاب افتادم؛ چون بزنگاه‌ها برای آن‌که مهم و سرنوشت‌ساز باشند، الزاما نباید ابعاد تاریخی و جهانی به خود بگیرند و اصلا از کجا معلوم؟ شاید بسیاری از اتفاقات مشهور این دنیا زمانی رقم خورده باشد که یک انسان گمنام و هرگز یاد نشده در کتاب‌های تاریخ، در نقطه مهمی از کل فرایند، تصمیمی گرفت و قدمی برداشت و اثری گذاشت و پیامی رساند و مواردی از این دست.
نمایشی که این روزها در سالنی از عمارت هما روی صحنه است نیز مثل همان کتاب اشمیت، مخاطب را به فکر فرو می‌برد تا بار دیگر چنین سوالاتی را در ذهن مرور کند: ماندن یا رفتن؟ رسیدن به رویای شخصی یا باقی ماندن در یک عاشقانه‌ی دو نفره؟ تجربه طعم تلخ دلتنگی برای یار یا حسرت فراموشی یک ایده؟ این سوالات ... دیدن ادامه ›› به قدری ملموس و همه‌شمول است که بازیگران هر کدام یکی دوبار دیوار چهارم را می‌شکنند و با خروج از قالب نقش خود، مستقیم با مخاطب وارد گفت‌وگو شده و نظر آن‌ها را جویا می‌شوند و این اتفاق، نه تنها ذهن تماشاگر را مشوش نمی‌کند، بلکه او را نسبت به کشف آخر داستان، کنجکاوتر می‌سازد. او در حال تماشای دو نسخه از دو شخصیت مرد و زن است؛ مردی که می‌ماند، مردی که می‌رود، زنی که در جست‌وجوی رویاست، زنی که آرزوی خود را فراموش می‌کند. و در نهایت؛ شادی و حال خوب از آن کیست؟ این سوال می‌تواند به عدد صندلی‌های سالن نمایش، پاسخ متفاوت و متعدد داشته باشد، چراکه تعریف خوشبختی، تماشاگر به تماشاگر با هم فرق دارد.
تماشای این اثر را مخصوصا به کسانی که در مقاطع بالای آکادمیک در حال تحصیل در رشته‌هایی همچون جامعه‌شناسی، روانشناسی و ... هستند، توصیه می‌کنم؛ به‌ویژه در همین روزهای پساجنگ که مفهوم «مهاجرت» از نو پررنگ شده و روی پیراهنِ «انتخاب» پالتوی ضخیمی به نام «جبر» هم پوشیده است.
سارا جان
ممنون از یادداشت خوب‌تون. خوش‌حالیم که نمایش‌مون رو دوست داشتید.
۲۰ شهریور ۱۴۰۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید