♦️ شاید اسپویل
✨️ قتل آقای هاورشام – تجربهای که باید دربارهاش نوشت
تماشای این نمایش از اون مدلهایی که بعد چندساعت، خنده و لبخندش باهامه.
یه اجرای هوشمندانه، پر از جزئیات و خلاقیت که دوباره یادم انداخت چرا تئاتر بیرقیبه.
از همون دقیقههای اول، تماشاگر پرت میشه تو دنیایی که هیچچیزش قابل پیشبینی نیست.
کمدی بدون حتی یه شوخی سطحی یا ناسزا، فقط با اکتهای
... دیدن ادامه ››
دقیق، دیالوگهای هوشمندانه و تکرارهایی که عااالی طراحی شده بودن. این جنس کمدی خیلی کمه: خندوندن تماشاچی با هماهنگی و خلاقیت، نه با راحتترین ابزارها.
صحنه یه لحظه آروم نمیگرفت. هر گوشهی سن یه اتفاقی میافتاد؛ گاهی سه تا ماجرا همزمان جلو میرفت و ما نمیدونستیم به کدوم نگاه کنیم و به کدوم بخندیم. دکور خودش تبدیل شده بود به یه شخصیت زنده که مدام یه بلایی سرش میومد و همهمونو غافلگیر میکرد. بازیگرا فوقالعاده هماهنگ بودن، با ریتم دقیق دیالوگها جلو میرفتن و حتی عوامل پشت صحنه هم جزئی از بازیگرا بودن.
کم پیش میاد همهچی انقدر باهم هماهنگ باشه: متن، اجرا، طراحی صحنه، بازیها… نتیجهاش یه تجربهی جمعی بود که آخرش همهی سالن با فک درد و دل درد از خنده و با دلی شاد از سالن رفتیم بیرون.
برای من این نمایش یه یادآوری بزرگ بود از قدرت واقعی کار تیمی؛ اینکه خلاقیت فردی فقط وقتی میدرخشه که همه توی یه هدف مشترک کنار هم باشن.
و خب، آخرش باید بگم: سپاسگزاریم آقای فراز غلامی که بعد از سالها دوباره تئاتر کمدی واقعی رو آوردین روی صحنه و نشون دادین خندهی درست، از هوشمندی و هماهنگی میاد، نه چیز دیگه.