کهنه کار نمایشی مدرن و در قالب آثار مارتین مک دونا بود. شاید ورژنی ایرانی از ماجرای قطع دست در اسپوکن. درواقع، به عنوان فنِ مارتین مک دونا باید بگم که به نسبت آثاری که ادعای اقتباس از آثار مک دونا رو داشتن یا بر اساس اون نوشته شدن؛ کهنه کار شبیهترین اثر ایرانی به آثار مک دونا بود حتی اگر کارگردان از این امر آگاه نبوده باشه. و با اینکه اساساً نمیتونم تئاترِ غیر بدنمند رو نگاه کنم و تحمل کنم؛ اما تونستم برای اولین بار با تئاتری که سراسر دیالوگ بود ارتباط بگیرم و تا لحظه آخر هم خسته نشم.
از اینکه هم پایان خاصی نداشت خوشم اومد.