سلام و احترام
۱.ویژگی مهم این نمایش این است که در فرم و محتوا بهاندازه و متوازن است و حد نگه میدارد. چه خوب که به جای اسم پیشینش، نام «مجلس
... دیدن ادامه ››
ناهید» را بر آن گذاشتند؛ یک نمایش در مورد ناهید، وقتی دیگر ناهیدی در کار نیست!
۲. آیا «مجلس ناهید» فرم جدیدی ارائه میدهد؟ خیر. نمونهٔ مونولوگهای چندروایتی یا مونولوگ در برابر شخص غایب را بارها دیدهایم. حتی میتوان گفت که نمایش از فیلم «چه کسی امیر را کشت؟» بسیار تأثیر پذیرفته است. نکتهٔ مهم این است که نمایش، همان فرم پیشین را بهخوبی اجرا کرده است. اوّل، اینکه روایت شخصیتها همدیگر را تکمیل میکند و یک نظام چندروایتی تردیدبرانگیز میسازد. دوم، اینکه به همهٔ شخصیتها تقریباً فرصت برابری برای بیان روایتهایشان میدهد و یکجانبه قضاوت نمیکند. سوم، اینکه با افزودن تصاویر پسزمینه به شخصیتها و روایتهایتشان عمق میبخشد؛ بی آنکه بخواهد توجه مخاطب را تماماً به سوی آن بکشاند. بهعنوان نمونه، وقتی هنگام روایتگویی میلاد، تصویر او در کنار چشمان شیوا نمایش داده میشود ما را به عمق روایت او میبرد؛ بی آنکه توجه ما را از راوی دور کند. چهارم، اینکه شنوندهٔ غایب ماجرا (در اینجا بازپرس) و همچنین شخص ناهید (کاراکتر اصلی نمایش) نیز در قالب همان شخصیتهای ناپیدا باقی میمانند و نقش زائدی نمییابند. در واقع عدم حضور این دو شخصیت موجب میشود تا چهار کاراکترِ راویِ ما فرصت کافیای برای بیان روایتهایشان بیابند. مجموع این عوامل موجب میشوند تا نمایش در عین استفاده از یک الگوی فرمی تکراری، در این زمینه موفق عمل کند.
۳. آیا «مجلس ناهید» محتوای جدیدی ارائه میدهد؟ خیر. بازگویی ماجراهای تراژیک (قتل، تجاوز و ...) را در نمایشها بسیار مکرر دیدهایم. نمونهٔ شاخص آن «عامدانه، عاشقانه، قاتلانه» است. ایدهٔ دخیل کردن «نقش افراد و جامعه در قربانی شدن افراد» به جای «مقصر (قاتل)یابی» نیز حرف جدیدی نیست. نکتهٔ مهم این است که نمایش در روایتگریاش متوازن و بهاندازه عمل میکند. اوّل، اینکه در روایتپردازی کاراکترها بین وجوه تراژیک ماجرا و کمدیهای کلامیِ کاراکترها رفتوآمد میکند؛ بی آنکه از تم اصلی اجرا بیرون بزند. دوم، اینکه بین خلق یک «درام جنایی» (تلاش برای یافتن قاتل ناهید از دل روایتها) و «درام اجتماعی» (تلاش برای یافتن ریشههای اجتماعی قتل ناهید) توازن برقرار میکند. این امر در پایانبندی متن جلوهٔ بیشتری مییابد؛ آنجایی که هم سرنخهای خوبی در مورد قاتل احتمالیِ ناهید به مخاطب میدهد و هم همان ایدهٔ کلنگرِ «قربانیِ تدریجی» را برجسته میکند. ایستادن بین «درام جنایی» و «درام اجتماعی» و بهرهمندی از ظرفیتهای هر دو موجب میشود تا نمایش در حیطهٔ «محتوا» نیز عملکرد نسبتاً موفقی داشته باشد.
۴. در زمینهٔ محتوا میگفت که نمایش دربارهٔ «عشقهای ناپخته» و «عاشقهای نابالغ» است.
• فریدون، شیوا را دوست دارد، امّا شکست در این وصلت، او را به عرصهٔ انتقام و تصمیمهای خصمانه میکشاند.
• شیوا، میلاد را دوست دارد و همین ناکامی در وصال، او را به عرصهٔ رفتارها و تصمیمهای تکانشی میکشاند.
• میلاد، شیوا را دوست دارد و همین سرخوردگی در پذیرفته شدن، او را به رفتارهای درماندهوار و منفعلانه میکشاند.
• شیوا و علی همدیگر را دوست دارند، امّا این رابطهٔ پدر دختری در اثر عدم فهم مشترک به تنش میگراید.
• علی ناهید را دوست دارد، امّا وجوه متعصبانهٔ شخصیت او و همچنین خودخواهی در عشق یکطرفه، زندگی ناهید را به نابودی میکشاند.
• مردهای قصه نیز در نبرد برای تصاحب عشق شیوا، جز تکانشگری و خشمافزایی کار دیگری نمیکنند و سرانجام زندگی شیوا و ناهید را به تباهی سوق میدهند.
همانطور که ملاحظه میکنید «عاشقهای نابالغ» با «عشقهای ناپختهشان» فاجعه میآفرینند. آنها نه اِبراز درست عشق را بلدند و نه ناکامی در پذیرش و وصال را برمیتابند. هر چند در پایان نمایش مشخص میشود که ناخالصی عشق کدامشان بیشتر است.
۵. یک نقطهٔ شاخص نمایش، بازیهای بسیار خوب و یکدستِ آن است. «مجلس ناهید» از تیپسازی درست «عباس جمالی»، از بازی روان و غیرمتظاهرانهٔ «صادق برقعی»، از بازی حسی و درگیرکنندهٔ «بهار کاتوزی» و از بازی رها و دلپذیر «مجید یوسفی» بهخوبی بهره برده است و هر یک از آنها در جای خود سهمش را در روایتپردازی ایفا کرده است. بخشی از اعتبار آن به تجربهٔ اجرایی بالای بازیگران و بخش دیگر به هدایت درست کارگردان مربوط است. به نظرم نمایش در حوزهٔ بازیگری نمرهٔ بسیار خوبی میگیرد.
۶. در کل، به نظرم با اجرای بسیارخوب و متوازنی مواجه هستیم که در محتوا و فرمِ خودش نمرهٔ قبولی میگیرد (چهارستاره) به نظرم اجرای استاندارد و قابلتوصیهای است.
خدا قوت به گروه محترم نمایش.