راستش من هنوز هم نمی دانم عشق چیست!
اما هر شب قبل خواب با یاد چشمهایت چشم هایم گرم می شود
اما هر وقت ک میبینمت قلبم تند تند می زند طوری ک حس می کنم قرار است صدایش را همه بشنوند
اما هر بار ک ب تو فکر می کنم دلم بی پروا می خواهد باران ببارد آنقدر ببارد ک دست های برهنه پشت شیشه ام آن را لمس کنند
اگر عشق این است پس بدان؛
من عاشقت شده ام حتی اگر ندانم عشق چیست همان معجزه دو گوی سیاهت کافیست.
آرام بانو
۱ نفر
این را
امتیاز دادهاست