آه، اگر راهی به دریائیم بود
از فرو رفتن چه پروائیم بود
گر به مردابی ز جریان ماند آب
از سکون خویش، نقصان یابد آب
جانش اقلیم تباهیها شود
ژرفنایش گور ماهیها شود
آهوان، ای آهوان دشتها
گاه اگر در معبر گلگشتها
جویباری یافتید آوازخوان
رو به آبی رنگ دریاها روان
خفته بر گردونهٔ طغیان خویش
جاری از ابریشم جریان خویش
یال
... دیدن ادامه ››
اسب باد در چنگال او
روح سرخ ماه در دنبال او
بر فرازش، در نگاه هر حباب
انعکاس بیدریغ آفتاب
خواب آن بیخواب را یاد آورید
مرگ در مرداب را یاد آورید
تولدی دیگر. مرگ درمرداب
به یاد فروغ فرخزاد