در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | آرام بانو: جانِ جانانم، امروز، قلمم به لرزه افتاده است، نه از ترسِ سخن، که از
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 10:49:58
جانِ جانانم،

امروز، قلمم به لرزه افتاده است، نه از ترسِ سخن، که از طغیانِ عشقی که سینه‌ام را چون آتشی فروزان، می‌سوزاند. پیش از آنکه چشمانِ تو، غبارِ تنهایی را از روحِ خسته‌ام بزداید، من تنها سایه‌ای بودم در این وادیِ فراموشی. گمان می‌کردم قلبم، سنگی سرد و خاموش است که هرگز سرودِ زندگی نخواهد خواند.

اما تو آمدی... ای قامتِ سرو، ای نفسِ عیسی، ای معنایِ تمامِ هستی! آمدنت، نه یک اتفاق، که طلوعِ خورشیدی بود بر شبِ تیره وجودم. از آن دم که نگاهم به نگاهت گره خورد، تمامِ دنیا رنگِ دیگر گرفت. لبخندت، ترانه‌یِ زندگی شد و صدایِ تو، موسیقیِ روحم.

چگونه می‌توانم این سیلِ اشکِ شوق را که از یادِ تو در چشمانم جاریست، پنهان کنم؟ چگونه می‌توانم شعله‌ای را که تار و پودِ جانم را به آتش کشیده، ... دیدن ادامه ›› خاموش سازم؟
شاید ن هیچ گاه هم باخبر نشوی از احساسم
اما بدان
ای آخرین و اولین عشق
گویی پیش از تو، تنها نفس می‌کشیدم، اما با تو، زندگی را فهمیدم. ای کاش، این قلبِ بی‌قرار، که جز به یادِ تو آرام نمی‌گیرد، بتواند ذره‌ای از این اقیانوسِ بیکرانِ عشق را به تو بنمایاند. تو، تمامِ وجودِ منی و من، تنها تصویرِ محو و عاشقی در آیینه‌یِ چشمانِ تو.
آرام بانو.ـ
۳ روز پیش، چهارشنبه
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید