درختانی که سالیان دراز
در یک سو خمیدهاند،
دیگر به آسانی
رو به آفتابِ تازه
برنمیگردند.
آنان
با لبخندی مهربان
به سخنت گوش میدهند،
سرشان را نیز تأییدکنان تکان میدهند...
اما در دل
سالها پیش
قفلِ اندیشههایشان را
... دیدن ادامه ››
زدهاند
و کلیدش را
جایی میانِ خاطراتِ دور
گم کردهاند.
مبادا
با شورِ جوانهوارِ خویش
بکوشی
شاخهای خشک را
به رقصِ بهار درآوری؛
شاخهی خشک
نه میرقصد
نه میشکند—
اما گاهی
جوانهای سادهدل را
بیخبر
میشکند.
پس تو
راهِ خود را آرام برو،
چون جویباری
که به سنگها
درسِ شنا نمیدهد
فقط
بیهیاهو
از کنارشان
میگذرد.