دوشنبه هفته پیش این نمایش جذاب رو دیدم ، و بی انصافی بود که نخوام به علاقهمندان به تئاتر پیشنهادش ندم .
«کشتارگاه»
واقعاً از اون اجراهایی بود که بعد از بیرون اومدن از سالن هنوز داشتم بهش فکر میکردم .
چیزی که بیشتر از همه توجهم رو جلب کرد ، این بود که همه چیز سر جای خودش قرار داشت ؛ از بازیها گرفته تا نور ، طراحی صحنه و میزانسنها .
کمتر لحظهای پیش میاومد که حس کنم یکی از این عناصر از کلیت کار جدا شده یا صرفاً برای نمایش دادن خودش حضور داره .
به عنوان کسی که علاقهمند به تئاتره و با فضای اجرا آشناست فکر میکنم یکی از نقاط قوت اصلی «کشتارگاه» اینه که جهان خودش رو خیلی خوب میسازه
... دیدن ادامه ››
و تا پایان به همون جهان وفادار میمونه . فضای خشن و ملتهب کار فقط در دیالوگها نیست ؛ توی تصویرها ، چیدمان صحنه ، نور و حتی سکوتها هم جریان داره .
بازیها هم به نظرم بسیار یکدست و قابلتوجه بود . هیچکس تلاش نمیکرد از بقیه جلو بزنه و همین باعث شده بود گروه بازیگران به عنوان یک مجموعه منسجم دیده بشن . اقتباس آزاد از «عروسی خون» هم برای من جالب بود ، چون سعی نکرد صرفاً متن اصلی رو تکرار کنه و نگاه خودش رو به اثر داشته باشه .
راستش بعد از دیدن نمایش کاملاً میشه فهمید 👌چرا👌این نمایش در هفتمین جشنواره تئاتر شهر به عنوان اثر برگزیده انتخاب شده و در بخشهایی مثل ؛
کارگردانی
طراحی صحنه
طراحی نور
طراحی لباس
جایزه گرفته . کیفیت این بخشها واقعاً روی صحنه دیده میشه .
در آخر «کشتارگاه»
برای من یک تجربه تئاتری خوشفکر و حرفهای بود ؛ نمایشی که هم از نظر اجرایی قابل احترامه و هم چند تصویر و لحظه ماندگار برات میسازه که بعد از پایان اجرا همچنان همراهت میمونه .
بعد از دیدن کشتارگاه متوجه شدم چقدر حال الان ماست .
بهرحال
خسته نباشید و خدا قوت میگم به کاوه مهدوی عزیز و سامان خلیلیان عزیز و استاد علی هیهاوند برادر عزیزم و تمام گروه نمایش .