افلیا، گنجشکک من!
دست های تو چیدمان خانهی من است و چشمان فروبستهات چراغهای خاموش آن.
این اثر بیانگر نوع خاصی از عشقه، عشقی که برای هرکسی قابل لمس نیست. برای من، نحوهی ادای مستحکم کلمات، باعث ایجاد احساس «بودن» میشه. بازیگر فقط نقش رو بازی نمیکنه، اون رو زندگی میکنه. شبی که به تماشای این کار نشستم، مالیخولیای افلیا در مغزم، استخوانهام و رگهام رخنه کرد و فکر نمیکنم که هرگز فراموش بشه.
خسته نباشید میگم به تمامی عوامل این کار و مخصوصا خانم محمدی عزیز، بازی شما من رو کاملا در بر گرفت. بدرخشید، مثل همیشه.🩶