دورِ قبلی، این کار رو دیده بودم و تا حدودِ قابلِ قبولی اجرا رو دوست داشتم. این بار هم به لطفِ تخفیفِ نیمبها کار رو دیدم.
در مقایسه با دورِ قبلی، این بار بازیِ خانمِ معماریان رو خیلی بیشتر دوست داشتم... دفعهی قبل، بعد از حضورِ این کاراکتر احساس کردم ریتمِ کار کند شد ولی این بار برعکس، حس کردم چقدر حضورشون انرژیِ اجرا رو برد بالا.
و توی دورِ قبلی، کاراکترِ ریچارد رو خیلی دوست داشتم و اینبار بدونِ خوندنِ اسمِ بازیگران با همون انتظار به سالن اومدم. ولی لحظهی ورودِ کشیش تعجب کردم و یه مقدار دلخور شدم از این تغییرِ بازیگر... ولی اجرای جنابِ صدیقیمهر برای دومین بار در نقشِ کشیش [بعد از غربِ غمگین] دوستداشتنی بود. با این سابقهی کار فکر کنم کمکم میتونن کلیسای خودشون رو داشته
... دیدن ادامه ››
باشن :))
کاراکترِ مایکل هم خیلی ترکیبهای متناقضِ خوبی داره... و اون صحنهی کولهپشتی یکی از بهترین تصویرهای اجراس برای من :)
و یه نکتهای که دیشب خیلی به چشمم اومد، این بود که بازیها زیادی عجلهای و بیتمرکز بود... درسته که فضای کار باید مضطرب و دستپاچه باشه، ولی فکر میکنم تواناییِ بازیگر در اینه که اون نقشِ مضطرب رو با تسلط و آرامش اجرا کنه... ولی متاسفانه دیشب دیالوگها خیلی پرش داشت و اجرا پر از تپق بود... امیدوارم در روزهای بعدی این مورد رفع بشه.
در کل با توجه به سبکِ کمدی و طنزِ مخصوصِ فریور خراباتی، میشه با انتظارِ یه کارِ قابلِ قبول به دیدنش رفت. ولی همچنان مثلِ دورِ قبلی فکر میکنم توانِ متن بیشتر از اینه و اجرا جا داره قویتر هم بشه.