در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | نگار امیری درباره نمایش روایت معلق بعد بازگشت: «روایت معلق بعد بازگشت» حرف‌های زیادی برای گفتن از روزهای سخت دارد
S4 > com/org | (HTTPS) 78.157.41.90 : 21:35:14
«روایت معلق بعد بازگشت» حرف‌های زیادی برای گفتن از روزهای سخت دارد

احسان جواهری، نویسنده و بازیگر این اثر در گفت‌وگو با سینما رسانه، درباره شکل‌گیری نمایش می‌گوید: «ایده اولیه کار از سوی کارگردان نمایش، آقای علیدادی، مطرح شد و من از همان ابتدا از آن استقبال کردم، چون احساس می‌کردم این ایده حرف‌های زیادی برای گفتن دارد و می‌تواند بخشی از روزهای سخت را به تصویر بکشد؛ روزهایی که در آن انسان‌های مظلوم و بی‌گناه بسیاری جان خود را از دست دادند. آنچه مرا به نوشتن این اثر ترغیب کرد، یاد بچه‌ها، نوجوان‌ها و جوان‌هایی بود که گاهی بی‌نام و نشان از میان ما رفتند؛ کسانی که شاید امروز ما بخشی از زندگی‌مان را مدیون آن‌ها باشیم.»

او با اشاره به فضای اثر ادامه می‌دهد: «بخشی از جهان نمایش به گذشته و خاطره‌ها مربوط می‌شود؛ به یادگاری‌های کوچکی که از برخی انسان‌ها باقی مانده است. این یادگاری‌ها می‌تواند یک عکس، یک پلاک، یک لباس یا هر نشانه‌ای باشد که ردّ حضور یک انسان را در زندگی دیگران حفظ می‌کند.»

جواهری درباره فضای تعلیق و ابهام در روایت نمایش توضیح می‌دهد: «بخشی از این ابهام‌ها ریشه در واقعیت دارد و بخشی هم در فرآیند نوشتن شکل ... دیدن ادامه ›› گرفته است. داستان‌های زیادی وجود دارد از آدم‌هایی که سرنوشتشان در هاله‌ای از ابهام باقی مانده و خبری از آن‌ها در دست نیست. همین واقعیت‌ها کمک کرد تا تعلیق در نمایش به شکل طبیعی و باورپذیر شکل بگیرد.»


او درباره ساختار زمانی اثر نیز می‌گوید: «این نمایش زمان و مکان مشخصی ندارد و روایت مدام میان گذشته، آینده و گاهی حال در حرکت است. اتفاقات در چارچوب زمانی معینی محدود نمی‌شود و به همین دلیل انتخاب ژانر سورئال‌درام برای این اثر انتخابی مناسب بود.»

این نویسنده و بازیگر درباره نسبت نمایش با مخاطب تأکید می‌کند: «در این اثر، مخاطب هم به نوعی جزئی از داستان محسوب می‌شود. ممکن است بسیاری از اتفاقاتی که در قصه رخ می‌دهد برای خود او یا اطرافیانش نیز تجربه شده باشد و تماشاگر هنگام خروج از سالن با خود بگوید این داستان چقدر به زندگی من شباهت دارد.»

جواهری همچنین درباره نقش خود در این نمایش می‌گوید: «رضا آهو پسری است که همراه دوستش وارد کار قاچاق می‌شود و در ادامه دل‌باخته خواهر همان دوست می‌شود. او تلاش می‌کند از مسیر خلاف فاصله بگیرد تا به عشقش برسد، اما در نهایت ناکام می‌ماند و حسرت این عشق تا همیشه در دلش باقی می‌ماند. شرایط به جایی می‌رسد که ناچار می‌شود دوستش را لو بدهد و در پایان نیز می‌بیند که معشوقش با فرد دیگری ازدواج کرده است.»


او درباره روند آماده شدن برای این نقش نیز توضیح می‌دهد: «برای نزدیک شدن به این شخصیت چندین ماه تلاش کردم و به مکان‌های مختلفی از جمله قهوه‌خانه‌های اطراف بازار مولوی رفتم تا فضای زندگی چنین آدم‌هایی را از نزدیک لمس کنم. با افرادی که تجربه‌هایی مشابه شخصیت رضا داشتند صحبت کردم و از گزارش‌های حوادث نیز الهام گرفتم. البته رضا ترکیبی از چند روایت و تجربه است و بر اساس یک فرد مشخص شکل نگرفته است.»

منبع سینما رسانه