«گل باران »
تقدیر چشمان من و تو نم نم باران
تقدیم قلب پاک تو آئینه و برهان
ای دل سپرده ، دلبر طناز زیبایم
از دوریت بنگر مرا غمدیده و گریان
تقدیر ما هجران و درد دوری عشاق
از درد دوریت منم دیوانه و حیران
خال لبانت تا همیشه مانده در یادم
از شعله ی عشقت منم لب تشنه و عطشان
با خون خود من عهد می بندم که پابندم
پا بست عشقت
... دیدن ادامه ››
می شوم ای بهتر ازجانان
من ساقی ام ،جام شرابم ده که مدهوشم
مستم ببین عشقِ مرا معشوق سرگردان
حالا که دورم ، فاصله راه جدایی نیست
می ریزد عشقت قطره قطره از گل باران
رسول چهارمحالی (ساقی عطشان)