آیا تو که می بینی، واقعا می بینی؟
ناهید مسلمی، کاظم هژیرآزاد، سیاوش خادمحسینی و یک گروه پانزدهنفره از بازیگران جوان، این روزها در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه رفتهاند تا یکی از عمیقترین و تأملبرانگیزترین نمایشهای این سالها را اجرا کنند.
«شعلههای سرکش تاریکی» نوشته آنتونیو بوئرو، نمایشنامهنویس اسپانیاییِ همعصرِ لورکا، با ترجمهی شاعرانهی مهین اسکویی و کارگردانیِ هوشمند هنرکار، داستان دانشآموزان یک مدرسهی شبانهروزی نابینایان را روایت میکند؛ جایی که ورودِ «ایگناسیو» نظمِ از پیشتعیینشده را به هم میریزد و پرسشهایی تازه را مطرح میکند.
اما آنچه این نمایش را از هزاران اثرِ مشابه متمایز میکند، یک تصمیمِ جسورانهی کارگردانی است: حضورِ بازیگرانی با آسیبِ بینایی در کنار بازیگرانِ بینا که «در واقع نقشِ خودشان» را ایفا میکنند. این انتخاب، تجربهی «زیسته» را به متنِ نمایش راه میدهد و آن را از یک روایتِ صرفاً داستانی به یک مسئلهی فلسفی تبدیل میکند: چگونه میتوان «دیدن» را به تماشاگرِ بینا آموزش داد، درحالیکه شخصیتها اصلاً
... دیدن ادامه ››
نمیبینند؟
در این ویدیو، نقد تئاتر «شعلههای سرکش تاریکی» را از زوایای مختلف بررسی میکنم؛ از تحلیل داستان و بررسی بازیگری ناهید مسلمی و کاظم هژیرآزاد گرفته تا طراحی صحنه، نور و صدا. میگویم چرا این نمایش با وجودِ چند کاستیِ جزئی، یکی از قابلتأملترین آثارِ تئاتر ایران در این سالهاست.
برای دیدن نقد کامل، ویدیو رو ببین.
حتماً نظرتو توی کامنتها برام بنویس که این نمایش رو دیدی یا نه.
کانال رو سابسکرایب کن تا از نقدهای بعدی جا نمونه.
https://www.aparat.com/v/hjd7co6?refererRef=channel_page