در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | مهدی صالحی
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 04:28:51
 

روزنامه نگار، طنزپرداز، منتقد و مدیر رسانه

 ۱۲ اردیبهشت ۱۳۵۸
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
«بیست و یک»؛ ملودرام پلیسی که از هیجان افتاد!

با یک قلاب ابتدایی عجیب شروع می‌کنیم: دختری وارد کلانتری می‌شود و با آرامش می‌گوید «من چهارده نفر رو ربودم». این شروع غیرمنتظره، سریال «بیست و یک» ساخته بهنام بهزادی را نوید یک انقلاب در ژانر پلیسی ایران می‌داد؛ اثری که برخلاف قواعد معمول، قاتل از همان ابتدا شناخته شده و تلاش برای کشف انگیزه‌های اوست.
ما در نقد خود نشان می‌دهیم که ایده اولیه چقدر نوآورانه و شروع آن (خانواده‌ای که قتل عام می‌شوند) چقدر قدرتمند است. اما متاسفانه، ریتم کند در قسمت‌های میانی، شخصیت‌های سطحی که هیچ عمق روانشناختی ندارند و گره‌های کور منطقی (از جمله ظاهر شدن ناگهانی همدستان، بی‌خبری خانواده قربانیان و...) پتانسیل اولیه سریال را از بین می‌برد.
نقاط قوت (بازی سعید آقاخانی، فضای خام و باورپذیر) را نادیده نمی‌گیریم، اما ضعف‌ها را بی‌پرده بازگو می‌کنیم. اگر از سریال‌های معمایی خسته شده‌اید و می‌خواهید بدانید آیا ارزش دیدن دارد یا نه، این ویدیو را از ... دیدن ادامه ›› دست ندهید.
نقد کامل و مکتوب این سریال را می توانید در هفته نامه تخصصی نقد فیلم و تئاتر لبخند سبز بخوانید

https://www.aparat.com/v/vngzm7a?refererRef=channel_page
امیر ناصری این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
«کشتارگاه»؛ یک تراژدی جهانی در جنوب شهر تهران

تصور کن: شب عروسی در محله کشتارگاه، عروس ناپدید می‌شه. داماد به دنبالش می‌ره و مادر داماد دعوا راه می‌ندازه. این شروع پرتنش نمایش «کشتارگاه» به کارگردانی کاوه مهدوی است؛ اقتباسی آزاد از شاهکار «عروسی خون» لورکا که حالا به دل کوچه پس کوچه‌های تهران آورده شده.
در ویدیوی جدید کانال «نقد با زیرشلواری»، به بررسی این اثر جذاب نشسته‌ایم. نقاط قوت آن (انرژی جمعی بازیگران، بومی‌سازی هوشمندانه، موسیقی خوب و بازی تأثیرگذار مهسا مهجور) را با نقاط ضعفش (طراحی صحنه بی‌اثر، وفور شخصیت‌های زائد، ریتم یکنواخت و نورپردازی نه‌چندان موفق رضا خضرایی) مقایسه کرده‌ایم.
آیا «کشتارگاه» توانسته تراژدی لورکا را با شاعرانگی محله کشتارگاه پیوند بزند؟ چرا یک ایده خوب با مواد اولیه درجه‌یک، به یک تجربه متوسط تبدیل شده؟ در نقد ما ببینید.
نقد کامل این تئاتر را در هفته نامه تخصصی نقد فیلم و تئاتر خبر سبز بخوانید

https://www.aparat.com/v/nlfx73e
نرگس کیومرثی این را خواند
آرزو اکبری و سارا محمدی این را دوست دارند
سپاس از شما . اینکه این جریان را به راه انداخته اید واقعا لطیف ستودنی و منجر به تعظیم است . شما و تیم تان پر بازدید و پر بار باشید . همه نقدها به دیده منت و در ناخودآگاه ما حتما ته نشین خواهد شد . امیدواریم روزی فرصتی برای گفتگو هم پیش بیاید تا ایده هایی که نپسندید را در خلوت و به دور از هیاهوی معلوم روزگار تئاتر با یکدیگر به چالش بکشیم . درود چند چندان عزیز .
۴ روز پیش، پنجشنبه
سلام
سپاسگزارم از توجه شما
هدف ما کمک به تئاتر برای دیده شدن و جلب مخاطب است و البته بیان نقاط ضعفش نمک کار
۴ روز پیش، پنجشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چرا قمار باز نتوانست روایتگر جنگ باشد؟
ایده اصلی آن خوب است ولی اجرایی ضعیف در کنار ترس از خوب نشدن کار نتوانست فیلمی قابل قبول و ماندگار را بسازد
00:01سوژه جدید با اجرایی ضعیف
00:44چرا سوژه درنیامده
01:19سوژه ای خوب که گم شد
010:41چرا اسمش شد قمارباز
02:05نقاط ضعف
03:40دانش بدون شجاعت

https://www.aparat.com/v/yot84y4
نقد سریال گل سنگ

این راز 25 ساله چه بوده که الان بر ملا شده و خانواده از را متلاشی کرده است

نقد سریال گل سنگ در نقد با زیر شلواری

00:00راز 25 سال
00:53کاغذ دیواری یا قاتل کدام مهمتر است
02:00وعده جنایی که رفت پی کارش
03:25دور دور شخصیت ها
04:53کاغذ دیواری یا کاغذ کاهی
07:05منطق ... دیدن ادامه ›› نداشته که جدا آوردیم
07:53خانه ای روستایی در ستارخان تهران
08:32آموزش تماس تصویری
09:41معمای حل نشده که کارگردان هم نمی تواند
09:58پسرخاله مهمترین راز
11:12وجدان درد ایرج
11:29کینه شتری زن و شوهر بعد از 25 سال
11:43چسباندن راز به خانه
12:23ایرج و ککهای تنبانش
13:45پسرخاله کلاه قرمزی الگوی سینما
14:00آشپز که دو تا شد آب فیلمنامه زیاد میشه

https://www.aparat.com/v/pdl9u16
https://www.aparat.com/v/lzj7ig8

«ذرات آشوب»، یک جشن بصری یا یک ضد روایت تاریخی؟

با اون شروع غافلگیرکننده (جسد در بیابون، مرد نقاب‌دار، موسیقی جنوب…) همه منتظر یه حماسهٔ نفس‌گیر بودیم. اما وسطش، انگار کارگردان عاشق نور و رنگ شده بود و قصه رو گم کرد!

توی جدیدترین ویدیوی کانال، بدون تعارف رفتم سراغ نمایش «ذرات آشوب» به کارگردانی ابراهیم ... دیدن ادامه ›› پشت‌کوهی:
طراحی صحنه و نور نفس‌گیر (رضا خضرایی دستش رو رو کرده!)
موسیقی زنده جنوب؛ یه نقطه قوت که گاهی بلندتر از حرف‌هاست
ازدحام شخصیت‌ها (از یاشار نادری و خیام حسینی تا رومینا نیک‌اندیش و مهتاب احمدی) – هیچ‌کدوم عمق نمی‌گیرن
ریتم نامتوازن: شروع موشکی، میانه درجا
پایان‌بندی هوشمندانه که اسم نمایش رو معنا می‌کنه

به نظر من، «ذرات آشوب» ارزش دیدن داره... برای تجربه حسی. اما اگه دنبال یه روایت کلاسیکِ محکم هستی، شاید ناامید بشی.

چه نظری داری؟ تئاتری که قهرمانش جمع باشه، می‌تونه توی دلت جا باز کنه؟ برام توی کامنت بنویس.
https://www.aparat.com/v/zoy1250

آیا «بدنام» واقعاً شاهکار بود یا فقط یک کلیشه‌ی گران‌قیمت؟
چرا حسن پورشیرازی دوباره همان پیر پسر شد؟
سرطان یلدا چه لزومی داشت؟
و مهم‌تر از همه: آیا توقیف این سریال یک شانتاژ رسانه‌ای حساب‌شده بود؟
توی برنامه جدید «نقد با زیر شلواری»، با لحنی طنز و بی‌تعارف، تک‌تک این سؤال‌ها را باز می‌کنیم.
از دیالوگ‌نویسی هوشمندانه و تدوین نفس‌گیر تا نمایش رادیویی، کلیشه‌های بصری، فروپاشی منطق زمانی و بازی تکراری ستاره‌ها.
این نقد نه از ... دیدن ادامه ›› سرِ چاپلوسی است و نه تخریبِ مطلق؛ بلکه یک واکاوی فنی و منصفانه از جنجالی‌ترین سریال شبکه نمایش خانگی.
اگر از آن دسته‌ای که «بدنام» را دیده‌اید و حس متناقض دارید، یا حتی اگر نخواستید ببینید و می‌خواهید بدانید ارزشش را دارد یا نه، این برنامه مال شماست.
برنامه رو می‌تونید به صورت کامل یا بخش‌بخش در کانال آپارات ما از طریق لینک زیر دنبال کنید.
منتظر نظرات ارزشمند شما هستیم.
روژان امیری و مریم خواجه بیگ این را خواندند
یه سریال بی معنی که هیچ تفاوتی با سریالهای قبلی نمایش خانگی نداره. کلیشه‌ایه و خسته کننده...
۲۲ اردیبهشت
من یک قسمت ازش را دیدم با اینکه طرفدار پرو پاقرص امیر آقایی هستم و بخاطر او سریال را دیدم ، ولی اعتراف میکنم خسته کننده و بی رمق ، با بازی های تکراری و بازاری پسند .
تا آخر سریال مدام ساعت را نگاه میکردم که کی تموم میشه

دوست نداشتم امیر آقایی را در این سریال ببینم
۳ روز پیش، جمعه
مریم خواجه بیگ
من یک قسمت ازش را دیدم با اینکه طرفدار پرو پاقرص امیر آقایی هستم و بخاطر او سریال را دیدم ، ولی اعتراف میکنم خسته کننده و بی رمق ، با بازی های تکراری و بازاری پسند . تا آخر سریال مدام ساعت ...
متاسفانه بازیگران خوبی مثل ایشان دچار یک نوع تکرار شخصیت و تیپ می شوند که به مرور زمان از دیدن کارهای آنها دل سرد می شویم چون هیچ خلاقیت جدیدی دیده نمی شود ای کاش ایشان همانند گذشته به سمت ایفای نقش در آثار و ژانرهای گوناگون بروند.
۲ روز پیش، شنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
https://www.aparat.com/v/fgthkml

جنایتی که خاله بازی شد! نقد برتا با زیرشلواری

تا حالا سریال جنایی دیدی که نقش اولش نه یه آدم، که یه اسلحه باشه؟
سلام به همه دوستان عزیز. با یه نقد داغ داغ درباره سریال «برتا: داستان یک اسلحه» اومدم. اگه عاشق ژانر جنایی هستید، حتما این سریال رو دیدین.
اما سوال اینجاست: آیا برتا تونسته انتظارات رو برآورده کنه یا فقط یه تکرار ساده از آثار قبلیه؟
خلاصه داستان :
یه تپانچه برتا گم میشه و دست‌بهدست بین آدمای مختلف می‌چرخه. هر کی صاحبش میشه، یه رازی رو برملا می‌کنه و یه نفر رو میکشه.
سرگرد ... دیدن ادامه ›› یونس امجد (شهرام حقیقت‌دوست) باید قبل از اینکه این چرخه خونین ادامه پیدا کنه، اسلحه رو پیدا کنه.

نقاط قوت -
ایده مرکزی جسورانه؛ کمتر پیش اومده یه شیء شخصیت اصلی باشه
- بازی شهرام حقیقت‌دوست؛ با یه نگاه و سکوت کلی حرف می‌زنه
- مهدی حسینی‌نیا با گریم متفاوت و شخصیت خاکستری
- فضاسازی و موسیقی بامداد افشار کاملاً در خدمت سریاله

نقاط ضعف -
کندی ریتم در نیمه اول؛ گره‌افکنی بی‌رویه تا حدی که مخاطب خسته میشه
- منطق رفتاری عجیب بعضی شخصیت‌ها مثل دانیال که به یه زن غریبه اعتماد می‌کنه
- ابهام بیش از حد نقش کتی تا آخر سریال
- سوال بی‌جواب: ربط مرگ‌های اول با واکسیناسیون به بقیه داستان چی بود؟
- سوتی‌های تدوینی مثل فلاش‌بک‌های بی‌مورد

لایه‌های پنهان
اسلحه می‌تونه نماد قدرت باشه که دست‌به دست می‌چرخه.
مجسمه قرمز کنار قربانیا یادآور گناه تکرارشونده.
خشونت به‌عنوان پدیده اجتماعی.
اما همه اینها تو قسمت آخر نفی میشه وقتی می‌فهمیم فقط یه انتقام شخصی بوده!

نظرسنجی
به نظرتون این سریال تونست موفق باشه؟
تو کامنت برام بنویسید.
1 بله ( تا بترکه چشم حسود)
2 خیر (حیف نونی که تهیه کننده داده اینها خوردن با اون عروسک‌هاشون)
3 مگه فضولی (آره)

فراموش نکنید کانال نقد با زیر شلواری را در آپارات، یوتیوب و ویسگون لایک و سابسکرایب کنید.
برای دوستاتون هم بفرستید ببینیم نظر چیه.

کاری از پایگاه خبری لبخند سبز

00:00 مقدمه
00:57داستان برتا
01:23تفنگ با شخصیت
05:31مگه جنگه
07:32رفتارهای عجیب
09:54ایراد فنی
12:09زیر متن الکی
14:28چی گفتیم

زهره میرزابیگی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اپرای عروسکی عاشورا؛ نقطه تلاقی تعزیه، موسیقی و تکنیک‌های نمایشی معاصر
مهدی صالحی

اپرای عروسکی «عاشورا» به کارگردانی بهروز غریب پور را می‌توان یکی از برجسته‌ترین تجربه‌های هنر نمایشی معاصر ایران دانست که با تلفیقی کم‌نظیر از آیین‌های سنتی و زبان جهانی تئاتر موسیقایی، افقی تازه در بازنمایی رویدادهای دینی و تاریخی گشوده است. از نخستین اجرای خود در سال ۱۳۸۷ تاکنون، این اثر جایگاهی ممتاز در تاریخ هنرهای نمایشی کشور یافته و به‌حق نخستین نمونه موفق اپرای ملی ایران محسوب می‌شود. غریب پور با بهره‌گیری از تعزیه، مقاتل معتبر و مراثی شاعرانی چون محتشم کاشانی، واقعه کربلا را در قالبی شاعرانه و دراماتیک بازآفرینی کرده است؛ روایتی که نه‌تنها بر مخاطب ایرانی تأثیر عمیق گذاشته، بلکه توانسته تماشاگران غیرمسلمان در جشنواره‌های بین‌المللی همچون میستو فست ایتالیا و جشنواره چخوف مسکو را نیز به گریه نشاند، بی‌آنکه آشنایی پیشینی با تاریخ تشیع داشته باشند.
آنچه این اپرا را متمایز می‌کند، نوآوری‌های ساختاری و هنری آن است. غریب پور با کنار گذاشتن قالب‌های رایج غربی مانند بل‌کانتو و جایگزینی موسیقی دستگاهی ایران، موفق شد اصالت فرهنگی اثر را حفظ کند و هم‌زمان زبانی جهان‌شمول برای روایت عاشورا بیافریند. آهنگسازی بهزاد عبدی با تکیه بر مقام‌هایی ... دیدن ادامه ›› چون نوا و راست، شخصیت‌ها را از حیث عاطفی و معنوی عمق بخشیده است؛ انتخاب دستگاه نوا برای امام حسین (ع) بار روحانی ویژه‌ای ایجاد کرده، در حالی که استفاده از گفتار عادی برای شخصیت‌های منفی چون شمر، تقابل اخلاقی اثر را برجسته ساخته است. با این حال، نقدهایی نیز به ساختار موسیقایی وارد است؛ از جمله حجیم بودن ارکستر در برخی صحنه‌ها مانند خطبه شب عاشورا که گاه باعث تحت‌الشعاع قرار گرفتن آوازها می‌شود و یا تکرار ملودی‌هایی نظیر گوشه راکب که هرچند به وحدت موسیقایی کمک می‌کند، برای مخاطب حرفه‌ای تا حدی یکنواخت جلوه می‌نماید.
در بعد بصری، طراحی عروسک‌ها و فضاسازی نمادین از اوج‌های هنری اپراست. ابداعی همچون تعبیه لامپ‌های LED در سر عروسک شخصیت‌های قدسی که پس از شهادت خاموش می‌شوند، رمزگذاری بصری بدیعی از مفهوم تقدس و فنا فراهم آورده است. تضاد رنگ در طراحی لباس‌ها، با سپید و سبز در جبهه امام و خاکستری و قهوه‌ای پتینه ‌خورده در سپاه دشمن، رنگ زرد برای حر که نشان از تشویش‌های درونی است و رنگ بنفش برای عمر سعد که ظاهر و باطن او متفاوت است و انسانی ریا کار که بیشتر جنبه دنیوی عملش را مهم می‌داند تا اخروی، مرز میان خیر و شر را به‌روشنی ترسیم می‌کند.
نورپردازی هوشمندانه نیز خود به‌مثابه یک راوی خاموش عمل می‌کند؛ از طلایی شب عاشورا تا سرخی میدان نبرد و نیلی شهادت، مسیری شاعرانه برای مخاطب می‌سازد. البته محدودیت‌های ذاتی نمایش عروسکی سبب شده شدت برخی تراژدی‌ها به اوج مطلوب نرسد؛ صحنه‌هایی مانند شهادت حضرت علی‌اصغر (ع) به دلیل کوچک بودن عروسک‌ها و ناتوانی در نمایش جزئیات ظریف انسانی، فاصله‌ای عاطفی میان مخاطب و روایت ایجاد می‌کند.
از منظر اجرایی، این اپرا جلوه‌ای کم‌نظیر از هماهنگی گروهی را عرضه می‌کند. به حرکت درآوردن هر عروسک نیازمند همکاری چندین عروسک‌گردان است و در صحنه‌های پیچیده، همچون میدان نبرد یا وداع امام (ع)، بیش از ۲۵ نفر هم‌زمان روی صحنه فعالیت می‌کنند. این هماهنگی نتیجه ماه‌ها تمرین فشرده است و تأثیر آن در انتقال حال و هوای تراژیک کاملاً محسوس است؛ اما همین سطح پیچیدگی اجرایی، وابستگی زیادی به زیرساخت‌های فنی و منابع انسانی دارد و اجرای آن در شهرهای کوچک یا جشنواره‌های محدود را دشوار و گاه ناممکن می‌سازد.
غریب پور در سال‌های اخیر با معرفی مفهوم «اپرای قدسی» تلاش کرده است تا پیوندی تازه میان سنت آیینی و زبان تئاتر معاصر برقرار کند. در این شیوه، عروسک‌گردان‌ها دیگر پنهان نمی‌مانند بلکه همچون تعزیه‌خوانان سنتی، خود بخشی از آیین و حلقه واسط میان تماشاگر و روایت می‌شوند؛ حرکتی جسورانه که مرز میان نمایش سنتی و مدرن را در می‌نوردد.
اپرای «عاشورا» در عین حال با نمونه‌های شاخص تئاتر آیینی ایران مانند تعزیه سنتی یا آثار معاصرتر همچون نمایش‌های مذهبی قابل مقایسه است. اگرچه تعزیه از قدرت زنده خوانی و ارتباط مستقیم با مخاطب برخوردار است، اپرای عروسکی «عاشورا» با بهره‌گیری از امکانات چندرسانه‌ای، ترکیب ارکستر سمفونیک با موسیقی ایرانی و نمادپردازی تصویری، موفق شده تجربه‌ای متفاوت و جهان فهم ایجاد کند؛ تجربه‌ای که به جای اتکا به انتقال شفاهی، از زبان جهانی صحنه برای برانگیختن عواطف بهره می‌گیرد.
فراتر از ارزش هنری، این اپرا تأثیر چشمگیری بر نسل جوان هنرمندان ایرانی گذاشته است. بسیاری از گروه‌های تئاتری و موسیقایی پس از تماشای آن، جسارت بیشتری برای تجربه‌گرایی، تلفیق سنت با مدرنیته و بهره‌گیری از فناوری‌های نوین در روایت‌های آیینی یافته‌اند. به این ترتیب، «عاشورا» نه‌تنها اثری ممتاز در کارنامه این کارگردان است، بلکه نقطه عطفی در مسیر شکل‌گیری جریان تازه‌ای از هنر آیینی معاصر ایران می‌باشد.
در نهایت، اگرچه اپرای عروسکی «عاشورا» در برخی جزئیات مانند تعادل میان آواز و ارکستر یا تنوع صحنه‌پردازی جای اصلاح دارد، اما ارزش آن به‌عنوان یک بیانیه هنری انکارناپذیر است. این اثر نشان داده است که آیین‌های مذهبی ایران می‌توانند به زبانی جهان‌شمول بازآفرینی شوند، بی‌آنکه به شعار یا فولکلور تقلیل یابند. «عاشورا» خیمه‌ای هنری است که سنت، ایمان، مدرنیته و مقاومت را در خود گرد آورده و با تداوم حمایت‌های ساختاری و بهره‌گیری هوشمندانه از فناوری‌های نو، می‌تواند از یک شاهکار مقطعی به جریانی پایدار در هنر آیینی معاصر ایران بدل شود.
منتشر شده در خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا)
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
 

زمینه‌های فعالیت

تئاتر
شعر و ادبیات
سینما
گردشگری

تماس‌ها

labkhandsabz.ir
09126465250
labkhandsabz