نگاهی به نمایش “ میکرو چیپ” نوشته ی مجید خانلری مقدم و عطا عمرانی، به کارگردانی عطا عمرانی، تئاتر لبخند ۱۴۰۵/۰۵/۱۱.
به نظرم یک نمایش موفق، اثریست که در درجه ی اول، می داند چه می خواهد بگوید و در درجه ی دوم، می داند از چه طریق باید بگوید. تصور می کنم نمایش “ میکروچیپ” از این دو منظر، اثریست موفق.
چه می خواهد بگوید؟
به نظرم هسته ی اصلی این نمایش حول رفتارهای انسان در عصر اطلاعات می گردد. در نتیجه، یکی از گروهای اصلی مخاطبین اثر نیز احتمالا افرادی هستند که تاثیرات عصر اطلاعات بر روان انسان و همچنین بر جامعه را همواره به عنوان یک کنجکاوی دنبال کرده اند.
نمایش “ میکروچیپ” از چه طریق می خواهد
... دیدن ادامه ››
انسان عصر اطلاعات را توصیف کند؟
۱) مثلثِ متن، بدن و بیان:
به نظرم این نمایش در هر سه حوزه تاثیر گذار است. با متنی روبرو هستیم که دو عنصر باورپذیری و هیجان انگیزی را همزمان دارد و به شکلی تکان دهنده در زمانی محدود، مفاهیم گوناگونی که هر کدام به شکلی به عصر اطلاعات گره خورده اند را مطرح می کند.
مفاهیمی از قبیل: خشونت، خودشیفتگی، سلطه گری، احساس تملک، از خود بیگانگی، سردی روابط زناشویی، دور شدن اعضای خانواده از هم، بی اعتمادی، تنهایی ( بخصوص تنهایی کودک)، تشویش و افسردگی، پارانویا و جنون.
بازیگران به شکل تحسین برانگیزی، بدن و بیانشان را در خدمت این مفاهیم وا داشته اند و تاثیر گذاریشان تا جایی است که من به عنوان مخاطب، در فرازهایی از نمایش، حس از خودبیگانگی و تقلیل یافتن در حد یک ربات یا میکروچیپ را در خودم تجربه می کردم: تبدیل شدن به ماهیتی پیشرفته از نظر علمی اما سرد از نظر عاطفی.
۲) میزانسن، طراحی صحنه و نورپردازی:
رویکرد مینی مالیستی در طراحی صحنه و در مقابل، تاکید بیشتر روی فضاسازی از طریق نورپردازی، موسیقی و افکتهای صوتی، باعث خلق فضایی می شد که بیشتر از عینی بودن، فضای ذهنی انسان معاصر در عصر دیجیتال را نمایندگی می کرد و به نظرم از نقاط درخشان اثر بود.
این فضاسازی که باعث رخنه ی مخاطب به ذهنیت کاراکترها می شد، به شکلی عریان پارانویا و جنون ناشی از زیستن در این عصر را به نمایش می گذاشت و نشان می داد که یک کودک تا چه اندازه در این فضای روان پریش و وهم آلود، می تواند تنها و آسیب پذیر باشد.
۳) ریتم صحیح:
وقتی به عصر اطلاعات فکر می کنیم، شناخته شده ترین ریتمی که در ذهنمان تداعی می شود، ریتم تند است. ریتمی که گاهی باعث فراموشی، به هم ریختن مرزهای هویتی و سردرگمی نیز می گردد. “ میکروچیپ” در متن، بازیگری، نورپردازی و موسیقی، کاملا تابع ریتم سریعی است که از این ژانر انتظار می رود.
۴) کارگردانی:
به نظرم آنچه که در سه عامل قبلی اشاره کردم، در کنار بسیاری عوامل موثر دیگر در موفقیت “ میکروچیپ” زمانی محقق می شوند که به شکلی کارآمد و منسجم هدایت گردند. از دید من، این نمایش حکایت از یک کارگردانی هوشمندانه و آینده دار داشت.
بیان تنهایی، تشویش، افسردگی و جنون انسان در عصر دیجیتال، موضوعیست مهم و جهانی که “ میکروچیپ” نشان می دهد با امکانات محدود اما با یک متن موثر، بازی های درست و کارگردانی منسجم تحقق پذیر است.
“ میکروچیپ” نمایشی است مهم، چون به مخاطب تلنگر می زند و از او می خواهد که عمیقتر به پیرامون خودش نگاه کند. تکنولوژی پدیده ایست که از بسیاری جهات زندگیهای ما را بهبود بخشیده و همزمان، به تعبیر هایدگر، مانند قابی ما را احاطه کرده است. قابی گریز ناپذیر.
این قاب با خودش آسایشهایی آورده اما همزمان اسارتهایی را نیز تحمیل کرده است. شناخت تمام این ابعاد، یکی از گامهای موثریست که انسان برای حفاظت خودش در مقابل ازخود بیگانگی، می بایست بپیماید. “ میکروچیپ” به باور من سهم خودش را در این آگاهی رسانی ایفا می کند.
یادداشتی از رضا قراگزلو
۱۴۰۵/۰۵/۱۱