تئاتری که روی معدود اشکالاتش، سکوت میکنم...
با تنفری که از "ادیپ شهریار" دارم اما آتشسوزیها، این تراژدیِ مدرن، نمایشنامهای عامهپسند و تامل برانگیز است. با اینکه به نظرم بهترین مدیومِ این نمایشنامه، تئاتر نیست! و بهترین نمودش در سینما و یا هنرتعاملی (ویدیوگیم) تجلی پیدا میکند. اما نمیخواهم روی هزاران جسدِ تیرباران شده بایستم و بگویم این یک نمایشنامه نیست. حتما یک نمایشنامه است و حتما میتواند تبدیل به تئاتر شود.
نمایشنامهای آشنا، مرکزِ شهری جنگزده، تهران، سالنِ اصلی، از این بهتر نمیشود، در این دوران پسا مدرن به شدت سخت است که دوساعت مخاطب را وادار به سکوت و تماشا کرد. اما این تیم به نظر توانستند این وَر را بنوشند و آنقدر این کار را به نظر خوب انجام دادهاند که تنها مجبورم به طاعونِ "ادیپ شهریار" که دامان نمایشنامهی معوض را گرفته فکر کنم. که باز هم ترجیحم سکوت است. برای نقد این تئاتر، باید سکوتها جای کلمات را ...