دیشب به دعوت دوست عزیزم، محمد نیکبخت، به تماشای «تیمارستانی برای همه» نشستم؛ اجرایی که برای من بیش از هر چیز، تلاشی بود برای نزدیک شدن به لایههای پنهان و پیچیدهی ذهن انسان.
نمایش در مواجهه با جهان آدمهایی که درگیر بحرانهای روانیاند، صرفاً به بازنمایی یک موقعیت بسنده نمیکند؛ بلکه تماشاگر را وادار میکند به مفهوم ادراک، هویت، تنهایی و مرز شکنندهی میان آنچه واقعیت میپنداریم و آنچه ذهن برایمان میسازد، دوباره فکر کند. این نگاه، بهخصوص وقتی با موقعیتهای نمایشی و روابط میان شخصیتها همراه میشود، به اثر عمق قابل توجهی میدهد.
از طرف دیگر، انتخابهای اجرایی و ریتم شکلگیری موقعیتها باعث میشود تماشاگر کمکم در فضای ذهنی اثر گرفتار شود؛ فضایی که قضاوت کردن در آن چندان ساده نیست. شاید یکی از نقاط قوت نمایش همین باشد که به جای پاسخهای آماده، پرسش ایجاد میکند.
و بازیها… واقعاً درخشان. بازیگرها بهخوبی توانسته
... دیدن ادامه ››
بودند پیچیدگیهای درونی شخصیتها را از دل رفتار و جزئیات بیرونی عبور بدهند و به آنها زندگی کنند؛ بدون اینکه به اغراق یا کلیشههای رایج در نمایش شخصیتهای روانپریش متوسل شوند.
محمد جان، به تو و همهی گروه خستهنباشید میگم. «تیمارستانی برای همه» از آن اجراهایی بود که فقط دیده نمیشود؛ بخشی از آن بعد از خروج از سالن، در ذهن تماشاگر ادامه پیدا میکند. تبریک برای این تجربهی تئاتری شریف و تأملبرانگیز. 🎭