کمدیای که از وعده و قدرت آغاز میشود و در شبکهای از دروغ، موقعیتهای تازهای برای خنده و تأمل میسازد؛ نمایش به دنبال دروغگو نوشته دیمیتریس پساتاس با ترجمه کریم عظیمیججین، به کارگردانی حسین افتخاریمقدم و فرشاد حریری و تهیهکنندگی فرشاد حریری، در شرایطی روی صحنه رفته که کمدی برای گروه تنها وسیلهای برای خنداندن تماشاگر نیست.
داستان از فریکیس، نماینده پارلمانیای آغاز میشود که برای رسیدن به جایگاه خود وعدههای بسیاری داده و حالا برای برآمدن از پس همان وعدهها به دنبال یک دروغگوی ماهر میگردد؛ اما آنچه در ادامه شکل میگیرد، زنجیرهای از دروغهاست که هر کدام مساله تازهای میسازند و شخصیتها را بیشتر در موقعیتی گرفتار میکنند که خودشان به وجود آوردهاند. حسین افتخاریمقدم در نخستین تجربه کارگردانیاش تلاش کرده این موقعیت را با تکیه بر کمدی موقعیت، ریتم بالا، بازی گروهی و میزانسن دقیق پیش ببرد؛ رویکردی که در پاسخهای عوامل و واکنشهای تماشاگران نیز بارها به آن اشاره شده است.
به دنبال دروغگو از آن دسته نمایشهایی است که عنوانش پیش از هر چیز یک موقعیت روشن را پیش روی تماشاگر میگذارد: کسی دروغ گفته و حالا برای حل مسالهای که در نتیجه آن دروغ به وجود آمده، به یک دروغگوی حرفهای نیاز دارد. اما اهمیت متن دیمیتریس پساتاس برای حسین افتخاریمقدم، کارگردان نمایش، در همین ایده اولیه متوقف نمیشود. او در گفتوگو درباره انتخاب متن، از جذابیت کمدی آن شروع میکند، اما بلافاصله به لایهای اشاره میکند که برایش دلیل اصلی رفتن سراغ این نمایش بوده است؛ مسالهای درباره دروغ، وعده، قدرت و رابطه آدمها با حقیقت. از نگاه او، نمایش میتواند تماشاگر را ابتدا با یک موقعیت سرگرمکننده همراه کند و بعد، بدون آنکه به دام شعار بیفتد، او را با لایه جدیتر ماجرا روبهرو
... دیدن ادامه ››
کند.
در مرکز این موقعیت، فریکیس قرار دارد؛ نمایندهای پارلمانی که برای رسیدن به موقعیت خود وعدههایی داده و اکنون برای حفظ همان موقعیت ناچار است از ابزار دیگری استفاده کند. افتخاریمقدم او را صرفاً یک شخصیت سیاسی نمیبیند. فریکیس برای او انسانی است که بهتدریج گرفتار تصویری میشود که خودش از خودش ساخته است. جایگاه سیاسی شخصیت البته دامنه دروغ را بزرگتر میکند، اما مساله اصلی، سازوکاری انسانی است که از یک دروغ کوچک آغاز میشود و بعد برای پوشاندن آن، دروغ دیگری لازم میشود. در این نگاه، دروغ دیگر یک شوخی یا ترفند روایی نیست؛ خودش تبدیل به نیرویی میشود که موقعیتهای بعدی را تولید میکند. هرچه شخصیت برای بیرون آمدن از یک گرفتاری تلاش میکند، بیشتر وارد گرفتاری دیگری میشود و همین تناقض، محل شکلگیری کمدی است.
این نگاه به فریکیس در بازی رادین ارشادی نیز قابل پیگیری است. او که نقش فریکیس را ایفا میکند، شخصیت را یکی از سه ضلع اصلی نمایش میداند و ریتم آن را جدا از سایر بازیگران تعریف نمیکند. از نگاه ارشادی، انرژی این اجرا محصول یک بازیگر منفرد نیست؛ شخصیتها در برخورد با یکدیگر ریتم و انرژی تولید میکنند و نتیجه به عملکرد جمعی گروه وابسته است. مهمتر اینکه او برای ساخت فریکیس، کمدی را از بیرون به شخصیت تحمیل نکرده است. فریکیس در جهان خودش انسانی جدی است و اتفاقاً قرار گرفتن همین انسان جدی در موقعیتهای عجیب و گاه تلخ، امکان خنده را فراهم میکند.
این انتخاب در مواجهه با یک متن کمدی اهمیت دارد. اگر شخصیت از ابتدا بداند قرار است خندهدار باشد، بازی بهراحتی میتواند به نمایش دادن شوخی تبدیل شود؛ اما اگر شخصیت موقعیت خود را جدی بگیرد، کمدی از فاصله میان آنچه او میخواهد و آنچه واقعاً اتفاق میافتد شکل میگیرد. افتخاریمقدم نیز دقیقاً همین مرز را در کارگردانی دنبال کرده است. او میگوید برایش موقعیت مقدم بر شوخی بوده و تلاش کرده هر خنده نتیجه یک اتفاق باشد؛ شخصیت چیزی بخواهد، مانعی مقابلش قرار بگیرد، برای عبور از مانع تلاش کند و همین تلاش او را به موقعیت پیچیدهتری بکشاند. در چنین ساختاری، خنده از یک جمله یا حرکت منفرد جدا میشود و به نتیجه رفتار شخصیت در دل موقعیت تبدیل میشود.
اما تبدیل این منطق به اجرا، بهخصوص با حضور تعداد زیادی بازیگر در فضای محدود، کار سادهای نیست. در به دنبال دروغگو ورود و خروج بازیگران، تغییر جهت بدن، نگاه، واکنش و زمانبندی دیالوگها همگی در ریتم کلی اثر دخالت دارند. افتخاریمقدم میگوید بخش مهمی از تمرینها صرف میزانسن، زمانبندی ورود و خروج و مهمتر از آن، شنیدن بازی یکدیگر شده است. برای او بازیگر نباید فقط منتظر نوبت خودش برای گفتن دیالوگ باشد؛ باید بداند جمله طرف مقابل چه تغییری در وضعیت شخصیت او ایجاد کرده است. همین نگاه، واکنش شنیداری را به یکی از پایههای کار او در تمرین تبدیل کرده است.
نسخه کامل این مطلب در رسانه منتشرکننده در دسترس است. برای مطالعه ادامه، از لینک زیر استفاده کنید:
https://irna.ir/xjYdm3