در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | فراز وزیرزاده درباره نمایش ترانه مردان غربی: «ترانه مردان غربی»؛ تئاتری در مرز موسیقی، خاطره و تاریخ نمایش «تران
S2 > com/org | (HTTPS) 78.157.41.90 : 16:04:35
۲۴ شهریور ساعت ۲۳:۰۵
«ترانه مردان غربی»؛ تئاتری در مرز موسیقی، خاطره و تاریخ

نمایش «ترانه مردان غربی» به نویسندگی و تهیه‌کنندگی فراز وزیرزاده و کارگردانی مشترک محمد حاجی‌زاده و فراز وزیرزاده، از ۲۳ شهریور ماه در خانه نمایش «دا» روی صحنه می‌رود. پوستر این اثر نیز همزمان با آغاز اجراها رونمایی شد.

به گزارش گروه هنری لبخند معکوس، «ترانه مردان غربی» اثری است که در مرز میان تئاتر کلاسیک و پست‌دراماتیک حرکت می‌کند. این نمایشنامه با تکیه بر فرمی ترکیبی، از یک سو به اصول ارسطویی (وحدت زمان، مکان و کنش) وفادار است و از سوی دیگر با شکستن دیوار چهارم و استفاده از عناصر غیرکلامی، تجربه‌ای متفاوت برای مخاطب ... دیدن ادامه ›› رقم می‌زند.

فرم و ساختار؛ کمپوزیسیون کلاسیک و نیوکلاسیک

آنچه «ترانه مردان غربی» را از بسیاری از آثار هم‌دوره جدا می‌کند، ساختار موسیقایی آن است. هر صحنه همانند یک موومان سمفونیک طراحی شده و دارای تم اصلی، توسعه، بازگشت و نتیجه است. دیالوگ‌ها بر اساس ریتم‌هایی همچون ۴/۴ (ضربان قلب) و ۳/۴ (والس کلاسیک) نوشته شده‌اند. این رویکرد، که ریشه در سنت کلاسیک دارد، باعث می‌شود متن همانند یک پارتیتور برای بازیگر عمل کند؛ یعنی هر خط، یک «نفس» است و مکث‌ها به‌عنوان سکوت موسیقایی عمل می‌کنند.

فرم خط‌به‌خطِ نوشتار در این اثر، نه یک انتخاب تصادفی، که یک تکنیک آگاهانه است. این روش، ریشه در سنتِ کلاسیک (شکسپیر، یونان باستان) و تئاتر مدرن (بکت) دارد و به بازیگر اجازه می‌دهد ریتم را از درونِ متن کشف کند، نه از بیرون. به بیان دیگر، این متن برای «اجرا» نوشته شده، نه برای «خواندن».

در این نمایش، از کمپوزیسیون‌های کلاسیک و نیوکلاسیک به‌عنوان چارچوبی برای میزانسن استفاده شده است. حرکت بازیگران روی صحنه، بر اساس نقاط کانونی کلاسیک (مرکز، راست، چپ، عقب، جلو) طراحی می‌شود. این ساختار، نمایش را به یک تراژدی کلاسیک با زبانِ مدرن تبدیل می‌کند.

نورپردازی؛ به سبک کاورواجو (Chiaroscuro)

نورپردازی این نمایش، با الهام از تکنیک کاورواجو (Chiaroscuro) — یعنی تضاد شدید میان نور و سایه — طراحی شده است. در این تکنیک که ریشه در نقاشی‌های کاراواجو دارد، نور از یک منبع مشخص می‌تابد و بخش‌های عمده‌ای از صحنه در تاریکی فرو می‌رود. این رویکرد، نه فقط یک انتخاب زیبایی‌شناختی، که یک ابزار دراماتیک است:

· نور کهربایی برای فضای آپارتمان (خاطره و گرما)
· نور قرمز برای صحنه‌های جنگ و خشونت
· نور آبی سرد برای مناسک و فلش‌بک‌های تاریخی
· نور سفید سرد برای لحظات قضاوت و سکوت

این پالت رنگی، به تماشاگر کمک می‌کند تا بدون نیاز به دیالوگ، وارد فضای عاطفی هر صحنه شود.

روایت؛ پست‌دراماتیک و پست‌ابزورد

«ترانه مردان غربی» از نظر ساختار روایی، یک اثر پست‌دراماتیک است. در این فرم، به‌جای تمرکز بر پیرنگ خطی و شخصیت‌پردازی روان‌شناختی، بر حضور، لحظه، و تجربه‌ی جمعی تأکید می‌شود. نمایش از فلش‌بک‌های تاریخی، مونولوگ‌های مستقیم با تماشاگر، و شکستن دیوار چهارم استفاده می‌کند تا مرز میان نقش و واقعیت را محو کند.

اما فراتر از پست‌دراماتیک، این اثر را می‌توان یک پست‌ابزوردِ آگاه نامید. در ابزوردِ کلاسیک (مثل «در انتظار گودو» بکت)، شخصیت‌ها در جهانی بی‌معنا سرگردانند و از نبودِ معنا رنج می‌برند. اما در «ترانه مردان غربی»، شخصیت‌ها از نبودِ معنا رنج نمی‌برند؛ آنها از نبودِ نقشِ آگاهانه رنج می‌برند. آنها می‌دانند که بازی می‌کنند، اما نمی‌دانند چه کسی دارد آنها را می‌نویسد. و همین آگاهیِ ناقص، آنها را به بازیگرانی تبدیل می‌کند که در جهلِ اجرایی خود گرفتارند.

مونولوگ بلک، چکیده‌ی این نگاه است: «ما بازیگر شدیم وقتی جنگ خسته‌کننده شد. ما نقش گرفتیم تا نفهمیم چه کسی دارد ما را می‌نویسد. اگر کارگردان هست، الآن پشت صحنه نشسته و سیگار می‌کشد. نمایش را دوست دارد. اما دست نمی‌زند.»

لایه‌های روایی و سایه‌های معنایی؛ دعوت به تماشای چندباره

«ترانه مردان غربی» یک اثر چندلایه است که در هر تماشا، لایه‌های جدیدی از آن کشف می‌شود. این ویژگی، ناشی از ساختار زوج‌وار و سایه‌های روایی است که در سراسر متن و اجرا پراکنده شده‌اند:

· لایه‌ی اول (روایی): داستان چهار بازیگر در یک آپارتمان که نمی‌دانند چه کسی هستند.
· لایه‌ی دوم (تاریخی): فلش‌بک‌ها به روم باستان و پاریس ۱۸۹۰ که نشان می‌دهند شخصیت‌ها همان نقش‌ها را در طول تاریخ تکرار می‌کنند.
· لایه‌ی سوم (فلسفی): پرسش‌های وجودی درباره‌ی هویت، نقش، جنگ، صلح، و تقدیر.
· لایه‌ی چهارم (متاتئاتریکال): نقدِ خودِ تئاتر و فرآیند بازیگری، از طریق شخصیت «معلم».
· لایه‌ی پنجم (شخصی): ارجاعات پنهان به تجربه‌ی زیسته‌ی نویسنده که در دیالوگ‌هایی مثل «هیچ‌وقت نبودی» یا «بوی هلو می‌دادی» نمایان می‌شود.

این لایه‌ها، همراه با تکرار نمادهایی همچون هلو، عروسک، سرباز، و عطر، ساختاری ریزوماتیک (به تعبیر ژیل دلوز) پدید آورده‌اند که در آن هیچ‌کدام از شخصیت‌ها مرکز نیستند و همه در یک شبکه‌ی بی‌پایان از میل و نقش‌آفرینی گرفتارند.

به همین دلیل، «ترانه مردان غربی» نمایشی است که مخاطب را به تماشای چندباره دعوت می‌کند. هر بار، لایه‌ای جدید از سایه‌های روایی آشکار می‌شود: بار اول، داستان را می‌بینی؛ بار دوم، فلسفه را؛ بار سوم، خودت را.

موسیقی؛ شخصیت نهم

موسیقی در این اثر، نه یک عنصر تزئینی، که هم‌پایه‌ی دیالوگ است. قطعاتی از هولست، راخمانینف، ساتی و پیازولا برای صحنه‌های مختلف انتخاب شده‌اند و موسیقی زنده، فضایی آیینی و حسی به اجرا می‌بخشد. از «مریخ» هولست برای فضای جنگ و خشونت نهفته، تا «وکالیس» راخمانینف برای همراهی با تک‌گویی‌های عاشقانه و نوستالژیک، هر قطعه یک کارکرد دراماتیک مشخص دارد.

تجربه‌ی چندحسی؛ بو به‌عنوان عنصر دراماتیک

یکی از ویژگی‌های متمایز این اجرا، استفاده از بو در سالن است. پخش عطر در صحنه‌های کلیدی، تجربه‌ای چندحسی برای تماشاگر ایجاد می‌کند؛ رویکردی که ریشه در تئاتر شقاوتِ آنتونن آرتو دارد و در تئاتر معاصر ایران کمتر دیده می‌شود.

ساختار زوج‌وار و کنتراست

«ترانه مردان غربی» بر پایه‌ی تضادها بنا شده است. تکرار نمادهایی همچون هلو، عروسک و سرباز، در کنار تضادهای مفهومی چون جنگ و صلح، میل و خستگی، و نقش و واقعیت، ساختاری زوج‌وار را پدید آورده است. جمله‌ی «جنگ چیست جز فریبِ یک دهه؟ و صلح چیست جز خستگی از تقدیر؟» چکیده‌ی این نگاه دوگانه است.

شخصیت معلم و خودانتقادیِ تئاتر

در صحنه‌ی ورود معلم، نمایش به یک خودانتقادیِ تئاتری تبدیل می‌شود. معلم با کیسه‌ای پر از اشیاء وارد می‌شود و شخصیت‌ها را از توهمات هنری‌شان بیرون می‌کشد. جمله‌ی «بیگانگی، پسرها. حتی وقتی داخل نقش هستید» یک بیانیه‌ی متاتئاتریکال است که کل نمایش را به پرسش می‌کشد: آیا هنرمند، خودش را فریب می‌دهد؟ این شخصیت، وجدانِ سرکوب‌شده‌ی تئاتر است؛ کسی که یادآوری می‌کند تئاتر، پیش از هر چیز، یک کارِ فیزیکی است.

ستاره‌شناس و رهاییِ جونا

ستاره‌شناس، تنها شخصیتی است که از بیرونِ داستان می‌آید و تقدیر شخصیت‌ها را روایت می‌کند. اما نکته‌ی کلیدی اینجاست که جونا در مناسکِ او شرکت نمی‌کند. دلیلش در دیالوگ آمده: «او اوپانیشاد و تترابیبلوس از بطلمیوس را خوانده.» یعنی جونا از پیش، آگاهیِ رهایی را داشته است. این لایه، تفاوتِ آگاهی و جهلِ اجرایی را نشان می‌دهد.

جایگاه اثر در تئاتر معاصر

«ترانه مردان غربی» را می‌توان در تقاطع چند جریان تئاتری قرار داد: پست‌دراماتیکِ آلمانی (هاینر مولر)، زبان شاعرانه‌ی سارا کین و تنسی ویلیامز، شکستن دیوار به سبک پیراندلو، فرم تنفسی بکت و سنت کلاسیک، و فضای کابوس‌وار هدایت. اما آنچه آن را متمایز می‌کند، استفاده از موسیقی و بو به‌عنوان عناصر دراماتیک هم‌پایه‌ی دیالوگ است.

خیلی نمایش تمیزی بود دمتون گرم خسته نباشید✨👏
۲۵ شهریور
خوش آمدید و دعوتتان میکنیم دوباره به دیدار مردان غربی بیایید ❤️✨
۲۵ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید