قدر بدان»
بیهوده روزهایمان را خاکستری میکنیم،
و گستاخانه قدرِ کسانی را که نزدیکمان هستند، نمیدانیم.
ما برای این کارها به دنیا نیامدهایم؛
گروگانِ باورهایی شدهایم که در هم گره خوردهاند.
در اطرافِ ما اما، ستارگانِ حقیقیِ هستی میدرخشند،
آه ... که این گوهرها برای درخشیدن، به تأییدِ دیگران نیاز ندارند.
راهِ سپاسگزاری، آدم
... دیدن ادامه ››
را به شادی میرساند
و رودِ همدردی همیشه پرآب است.
اگر خوشبختی میخواهی، به آسمان نگاه نکن؛
آن بالا نمیفهمی زندگی چطور عوض میشود.
فقط ببخش، قدر آدمها را بدان، و سرنوشتت را سپاس بگو
همینطور که هستی ، ذرهای در دلِ کائنات..
پ.ن :
لازم به گفتن نیست که مثل همیشه ترجمه رو راحت گرفتم تا در فارسی بهتر بتونم معنا رو برسونم .
مثلن بجای کلمه ی دقیقِ افسوس ، از آه استفاده کردم که نشون بدم شاعر داره حسرت میخوره چون خودش رو جزو اشخاصی میدونه که اول نام میبره یعنی ناسپاسها ،
اما اگر افسوس رو بکار میبردم در فارسی اینطور به نظر میومد که داره برای اونایی که نگران تایید مردم نیستن افسوس میخوره یعنی گروه دوم .
اینجور تغییرات چندتایی در ترجمه م هست که گفتم بگم که دلیلش چی بوده :)
زنده باد :)