بادرود فراوان🍃
«سنباد و فیروز» تاریخ، شوخی و موسیقی در مواجهه با قدرت
«سنباد و فیروز»را درشبهای پایانی اش دیدم و برای من فقط یک کمدی با روایت تاریخی نبود؛ تلاشی بود برای اینکه تاریخ، از فاصله امن و غبارگرفتهاش بیرون بیاید و دوباره روی صحنه زندگی کند.
محمود موسوی در این اجرا سراغ مقطعی از تاریخ رفته که میتوانست بهسادگی گرفتار روایتهای سنگین و خشک تاریخی شود؛ اما یکی از انتخابهای هوشمندانه او، استفاده از زبان کمدی و طنز است. طنز در اینجا صرفاً برای خنداندن مخاطب نیست؛ بلکه ابزاری است برای نزدیک شدن به قدرت، مناسبات انسانی و تناقضهای رفتاری شخصیتها. گاهی یک شوخی، بیشتر از یک خطابه تاریخی میتواند پوچی یا تناقض یک موقعیت را آشکار کند.
در کنار آن، حضور گروه موسیقی زنده یکی از جذابیتهای اجرا بود. جوانانی خلاق و پرانرژی که موسیقی را به یک عنصر تزئینی یا میانپرده تبدیل نکرده بودند؛ بلکه حضورشان در خدمت ریتم، فضای نمایش و پیشبرد حالوهوای صحنه بود. انرژی این گروه و هماهنگیشان با بازیگران، به اجرا زندگی و طراوت خاصی داده بود.
برای من، یکی از ارزشهای «سنباد و فیروز» همین ترکیب است:
تاریخ + طنز + موسیقی زنده + بازیگرانی جوان و خلاق.
ترکیبی که اجازه نمیدهد نمایش
... دیدن ادامه ››
در گذشته متوقف شود.
موسوی به جای اینکه صرفاً تاریخ را روایت کند، آن را بهانهای کرده برای حرف زدن از قدرت، شورش، انسان، وفاداری و انتخاب؛ و طنز کمک کرده این مفاهیم بدون سنگینی و شعار، به مخاطب منتقل شوند.
در نهایت، چیزی که برای من باقی ماند، فقط داستان سنباد نبود؛ بلکه این پرسش بود که:
چه بسیار روایتهایی که تاریخ برای ما نوشته! و چه بسیار روایتهایی که شاید هرگز فرصت نوشتهشدن پیدا نکردهاند.
خستهنباشید به محمود موسوی و این گروه جوان و خلاق؛ بهخصوص گروه موسیقی زنده که با حضور مؤثرشان به نمایش جان دادهاند.
«سنباد و فیروز» یادآوری خوبی است برای روایت تاریخ با نمایش کمدی ایرانی برای مخاطب امروز ، همیشه لازم نیست جدی و عبوس بود؛ گاهی میشود روایت تاریخی را با لبخند و شوخی گفت و اتفاقاً عمیقتر شنیده شود.
با آرزوی موفقیت واجراهایی درخشان ازاین گروه حرفه ای🙏🏻🌱