۰۳ مهر ساعت ۰۲:۵۵
وقتی تاریخ روی صحنه احضار نمیشود..
نمایش ریتمی کند و یکنواخت دارد و در بسیاری از لحظات به واگویههای طولانی تبدیل میشود. بازیها نیز، جز در چند لحظه، انرژی و تنوع لازم را ندارند. وضوح صدا و دیالوگها از میانه سالن نیز رضایتبخش نبود. موسیقی و افکتها اگرچه در تمام طول اجرا در پی فضاسازی بودند، گاهی بیشتر تداعیگر مصر باستان بود تا ایران باستان!و ویدئو مپینگ نیز در بسیاری از صحنهها با موقعیت دراماتیک نمایش تناسب نداشت.
مهمتر از همه، آنچه قرار بود کورش را به آینهای برای دیدن انسان امروز تبدیل کند، در اجرا شکل نگرفته است. مخاطب نه با شخصیتها درگیر میشود و نه پیوندی جدی میان گذشته و اکنون احساس میکند. برای من، تئاتر کورش در نهایت اجرایی خستهکننده بود که ظرفیت ایده اولیهاش بسیار بیشتر از نتیجهای است که روی صحنه دیده میشود.
با احترام به تلاش گروه، انتظار از چنین پروژهای بیش از این بود. شاید تنها تجربهای که به شکل عجیبی ما را به زمان حال پیوند داد، گرمای سالن، نبود تهویه و صدای مداوم سرفه تماشاگران در کنار بلیت میلیونی بود؛ نوعی همزادپنداری ناخواسته و کاملاً معاصر با مخاطب!!