۱۶ مهر ساعت ۱۹:۵۲
از بین سه کاری که از اقای دشتی دیدم، این آخری برای من واقعاً یه سر و گردن بالاتر بود.
میزانسن، بازی هر سه بازیگر و حتی شکل پرداخت نقشها خیلی خوب و حسابشده بود و به نظرم همهچیز در خدمت موضوع نمایش قرار گرفته بود طوری که دوس دارم مجدد ببینم.
چیزی که بیشتر از همه باهاش ارتباط گرفتم، دغدغههای اجتماعی اثر بود؛ مخصوصاً بخشهایی که محدودیت های ما در جامعه نزدیک میشد همین نزدیکی باعث شد نمایش فقط برام «تماشایی» نباشه و واقعاً درگیرش بشم؛ بغض، ناراحتی، خشم، خوشحالی، خنده و حتی یه جور همذاتپنداری رو همزمان تجربه کردم..
تنها چیزی که یکم از تجربهم کم کرد این بود که از بالکن میدیدم و فاصله زیاد بود، بنابراین جزئیات چهره و بازی بازیگرا رو نمیتونستم خوب ببینم؛ که البته با توجه به زود تمام شدن بلیتها و قیمتها، انتخاب جای خوب همیشه ممکن نیست…
یه چیز دیگه هم اینکه برخلاف اجراهای قبلی، این بار بروشور یا یادگاری معرفی اثر نداشت که شخصاً دلم براش سوخت؛ هرچند احتمالاً با توجه به تعداد زیاد مخاطبها قابل درکه.
در مجموع، این اجرا از اون کارهایی بود که فقط تموم نمیشه و میری خونه؛ یه بخشی از حس و فکرش با آدم میمونه:)