در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | نسیم حسینی درباره نمایش من، او، آن: «من، او، آن»؛ روایتی از عشق، فاصله و تمام نرسیدن‌ها «از وقتی تو به
S2 > com/org | (HTTPS) 78.157.41.90 : 09:37:15
۲ روز پیش، جمعه ساعت ۰۰:۴۷
«من، او، آن»؛ روایتی از عشق، فاصله و تمام نرسیدن‌ها

«از وقتی تو به من گفتی شما، فهمیدم پای او… در میان
است.»

گاهی یک تغییر کوچک در کلام، از هزار اعتراف بلندتر است؛ یک «شما» که ناگهان فاصله‌ای میان دو نفر می‌اندازد و حضور غایبی را به رخ می‌کشد که آرام‌آرام جای خودش را میان دو عاشق باز ... دیدن ادامه ›› کرده است.

نمایش «من، او، آن» به کارگردانی مهتاب مرادی، روایتی از عشق و فرازونشیب‌های رابطه‌ای است که در گذر زمان، با فاصله‌ها، تغییرها و نرسیدن‌ها گره می‌خورد؛ روایتی که تلخی‌اش نه فقط در جدایی، بلکه در
لحظه‌هایی است که آدم‌ها هنوز کنار یکدیگرند، اما دیگر مثل گذشته به هم نزدیک نیستند.

یکی از درخشان‌ترین وجوه این اجرا، نورپردازی فوق‌العاده آن است؛ عنصری که فراتر از روشن کردن صحنه، به بخشی از زبان روایت تبدیل می‌شود و با ساختن فضاها و تأکیدهای بصری، به احساسات و تنش‌های نمایش عمق می‌بخشد. نور در چنین اجرایی می‌تواند همان فاصله نامرئی میان آدم‌ها باشد؛ گاهی حضوری گرم و نزدیک و گاهی مرزی سرد و دورکننده.

در کنار آن، انعطاف‌پذیری بدن بازیگران چشمگیر است. بدن در این نمایش تنها وسیله‌ای برای حرکت نیست، بلکه خود به زبان تبدیل می‌شود؛ زبانی که می‌تواند آنچه را کلمات از بیانش عاجزند، با حرکت، سکون، فاصله و فرم منتقل کند. هماهنگی بدن و میزانسن، ظرفیت بصری اجرا را افزایش می‌دهد و به لحظات نمایشی کیفیتی فراتر از دیالوگ می‌بخشد.

بازی شاهکار امیرموذنی و شمیم معین نیز در مرکز این روایت عاشقانه قرار دارند؛ دو بازیگری
که جهان رابطه را از مسیر حضور روی صحنه پیش می‌برند و مخاطب را با فرازوفرودهای عاطفی آن همراه می‌کنند. در اجرایی که بدن و تصویر تا این اندازه اهمیت دارند، توانایی بازیگران در استفاده از بیان فیزیکی، حفظ ارتباط و جان بخشیدن به لحظه‌ها، بخشی مهم از تجربه تماشاگر است.

مهتاب مرادی با انتخاب چنین فضای اجرایی، بستری برای تأمل درباره عشقی فراهم می‌کند که گاهی نه با یک پایان ناگهانی، بلکه با تغییر تدریجی واژه‌ها، نگاه‌ها و فاصله‌ها از دست می‌رود.

و شاید تلخ‌ترین حقیقت این نمایش همین باشد: بعضی آدم‌ها پیش از آنکه واقعاً از زندگی‌مان بروند، از زبانمان دور می‌شوند؛ اول دیگر «تو» نیستند، بعد «شما» می‌شوند و سرانجام، پای «او» به میان می‌آید.

«من، او، آن» تقدیم به تمام نرسیدن‌ها؛ به تمام عشق‌هایی که شاید هنوز جایی در قلبمان زنده‌اند، اما دیگر راهی به مقصد ندارند.

نمایشی برای دیدن، حس کردن و با خود بردن؛ چون بعضی قصه‌ها با افتادن پرده تمام نمی‌شوند، بلکه تازه از همان‌جا در ذهن ما آغازمی‌شوند.
من با این اجرا گریستم و……