در بند گذشته و آینده
[حجت بقایی _ با سپاس از استاد سید علیرضا شفیعی مطهر]
هر آنکه «گسترۀ بینشش»
از «خاطراتی که رفت»
تا «آیندۀ خیالیش» است
هر آنکه «دایرۀ گزینشش»
به اندازۀ یک قدم
از تختخواب تا خاک است
نه «علّت مهرها» را
درمییابد
نه «ذلّت قهرها» را؛
و «چرا»!
او هر
... دیدن ادامه ››
بامداد میپرسد «چرا»
بیآنکه بداند خودش «چرا»ست.
امروز او را «به چرا» میبرند
که سبز و ساده و بیرنج است
فردا از همان «چراگاهِ» دیروز
به «کشتارگاه» میبرندش
و او هنوز میچرد
هنوز سبزه را بر میشمارد
هنوز فکر نمیکند که «کشتارگاه» امروز
گوشۀ سبزِ همان دشتِ دیروز است.
امان از انسانهایی که «چنینند»
ولی واقعاً «همینند»!
که به اندازۀ گندمِ یک دشت
وسعتِ دیدن دارند
وَ به اندازۀ یک کمند
بلندیِ پرواز.
/ _ / _ /
#شعر
#ادبیات_فارسی
#سید_علیرضا_شفیعی_مطهر
#حجت_بقایی
#انگیزشی
#مشاور_تحقیق_و_توسعه