در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | سارا کنعانی درباره نمایش قتل آقای هاورشام: نگاهی به قتل آقای هاورشام قصه به قتل رسیدن آقای هاورشام می‌تواند نه
S4 > com/org | (HTTPS) 78.157.41.90 : 09:13:00
۲۶ مهر ساعت ۰۹:۵۸
نگاهی به قتل آقای هاورشام

قصه به قتل رسیدن آقای هاورشام می‌تواند نه معمایی باشد و نه استرس‌زا و اتفاقا کلی هم بخنداند اگر هیچکدام از اجزای صحنه سر جای خودشان نباشند. جاناتان سیر اگر از مسیر پر پیچ و خم به صحنه رساندن یک تئاتر در ایران خبر داشت، حتما نمایشنامه جالب‌تری می‌نوشت و القصه، اثری که این روزها در پردیس شهرزاد پیش روی مخاطب قرار گرفته می‌تواند برای مخاطب ایرانی به شکلی ویژه از یک «بلبشو»، قهقهه بیرون بکشد و چه خوب! چه اتفاق مبارکیست که تماشاگر بداند وقتی هیولایی به اسم ممیزی، با قیچی سانسور بالای سر متن می‌نشیند، وقتی سالن مناسب و بزرگ به اندازه کافی نداریم، وقتی انتشار یک استوری غیر هنری و کاملا اجتماعی اینستاگرامی از سوی یک بازیگر می‌تواند کل تیم نمایش را روی هوا ببرد، وقتی بودجه برای ساخت صحنه نیست، وقتی گروه برای تمرین زمان کافی ندارد، وقتی به جبر شرایط، هنرجوها ممکن است جای مجرب‌ها را بگیرند و چه و چه و چه، هنر با چه فضاحتی رو به‌رو می‌شود و آن وقت موتیف «ادامه بده» جای اینکه امیدبخش و پر از انگیزه و الهام باشد، خنده‌ای بزرگ به رخ مخاطب می‌نشاند که اگر دقت کنیم، تلخی‌اش هم چیزی از هرج و مرج صحنه کم ندارد.
به نظرم چیزی که از همه بیشتر در «قتل آقای هاورشام» شایسته توجه است، به رخ کشیدن اهمیت طراحی صحنه است. سکویی که می‌شکند، دیوارهایی که فرو می‌ریزند، کاغذدیواری‌هایی که ور می‌آیند یا پاره می‌شوند، قاب عکس‌هایی که سقوط می‌کنند، برفی که کاردستی بچه‌های مهدکودکیست و ... اضطرابی را به دل تماشاگر تحمیل می‌کنند که ممکن است وسط این تماشا با خودش بگوید «واقعا چه نعمتی‌ست طراحی صحنه درست و استخوان‌دار»؛ دست‌ِ کم برای من که اینطور بود، به خصوص وقتی ... دیدن ادامه ›› بازیگر ریزنقش نمایش، یک دستی از لوستر آویزان می‌شد و تو با خودت می‌گفتی طراحی صحنه‌ای که احساس اطمینان خاطر را از تماشاگر بگیرد و او را دلواپس کند، بزرگترین تلنگر این نمایش است و یک یادآوری بابت قدردان بودن به خاطر همه آن چیزی که هنوز در بضاعت تئاترمان داریم.