۴ روز پیش، دوشنبه ساعت ۰۱:۵۹
آنچه این بازی را برایم تماشایی میکند، فقط تغییر سن و موقعیت نیست؛ بلکه کیفیت حضوری است که به شخصیت امکان میدهد از دل تاریخ بیرون بیاید و به انسانی قابل لمس تبدیل شود. بازیگر در چنین لحظاتی، تنها نقشآفرین نیست؛ او واسطهای است میان گذشته و اکنون، میان آنچه روایت شده و آنچه هنوز میتوان دوباره کشف کرد.
و شاید همینجاست که اهمیت کمبوجیه برای من پررنگتر میشود: گاهی برای شناختن یک شخصیت تاریخی، باید از چشم کسی به او نگاه کرد که در نزدیکیاش زیسته و بخشی از جهان او بوده است. در این خوانش، کوروش مرکز عنوان نمایش است، اما کمبوجیه میتواند یکی از مهمترین کلیدهای ورود ما به جهان او باشد.
دیدن دوبارهی یک نمایش، وقتی ارزشمند میشود که در تماشای دوم، لایهای تازه از آن برایمان آشکار شود. برای من، در این اجرای «کوروش»، این لایه در بازی محمودرضا رحیمی و در جایگاه روایی کمبوجیه شکل گرفت؛ بازیگری که با حضورش، تاریخ را از فاصلهی سرد روایت بیرون میآورد و به تجربهای زنده روی صحنه نزدیک میکند.
گاهی قهرمانِ عنوان یک نمایش، تنها کسی نیست که داستان دربارهی اوست؛ گاهی کسی که داستان را از دل زمان عبور میدهد، به همان اندازه در ساختن جهان نمایش نقش دارد.