۴ روز پیش، دوشنبه ساعت ۱۱:۲۸
نمایش کوروش را برای بار دوم دیدمنکتهای که در تماشای این اجرا برایم پررنگ شد، این بود که بسیاری از شخصیتهای دیگر نمایش، در سایهی حضور قدرتمند کمبوجیه شکل میگرفتند و معنا پیدا میکردند. گویی نیروی روایی و کیفیت حضور این شخصیت، مرکز ثقلی ساخته بود که دیگر نقشها نیز در نسبت با آن دیده میشدند. این تأثیرگذاری، بیش از آنکه صرفاً به میزان حضور بازیگر مربوط باشد، به کیفیت بازی و جایگاهی برمیگردد که شخصیت در ساختار روایت پیدا میکند.
محمودرضا رحیمی با تسلط و ظرافت خود، کمبوجیه را از یک شخصیت تاریخی فراتر میبرد و به انسانی زنده روی صحنه تبدیل میکند؛ انسانی که حضورش تنها به روایت گذشته محدود نمیماند، بلکه بر شیوهی دیدن و درک ما از دیگر شخصیتها نیز اثر میگذارد.
گاهی قهرمانِ عنوان یک نمایش، تنها کسی نیست که داستان دربارهی اوست؛ گاهی شخصیتی دیگر، با قدرت حضور و جایگاه روایی خود، مسیر فهم قهرمان اصلی را روشن میکند و به جهان نمایش عمق میبخشد.
برای من، در نمایش «کوروش»، کمبوجیه با بازی استاد محمودرضا رحیمی، همان شخصیتی است که ارزش مکثکردن، دقیقدیدن و دوباره اندیشیدن دارد.
#محمودرضا_رحیمی
۴ روز پیش، دوشنبه ساعت ۱۱:۳۳
محمودرضا رحیمی با تسلط و ظرافت خود، کمبوجیه را از یک شخصیت تاریخی فراتر میبرد و به انسانی زنده روی صحنه تبدیل میکند؛ انسانی که حضورش تنها به روایت گذشته محدود نمیماند، بلکه بر شیوهی دیدن و درک ما از دیگر شخصیتها نیز اثر میگذارد.
گاهی قهرمانِ عنوان یک نمایش، تنها کسی نیست که داستان دربارهی اوست؛ گاهی شخصیتی دیگر، با قدرت حضور و جایگاه روایی خود، مسیر فهم قهرمان اصلی را روشن میکند و به جهان نمایش عمق میبخشد.
برای من، در نمایش «کوروش»، کمبوجیه با بازی استاد محمودرضا رحیمی، همان شخصیتی است که ارزش مکثکردن، دقیقدیدن و دوباره اندیشیدن دارد.
۴ روز پیش، دوشنبه ساعت ۱۰:۱۷
و شاید همینجاست که اهمیت کمبوجیه برای من پررنگتر میشود: گاهی برای شناختن یک شخصیت تاریخی، باید از چشم کسی به او نگاه کرد که در نزدیکیاش زیسته و بخشی از جهان او بوده است. در این خوانش، کوروش مرکز عنوان نمایش است، اما کمبوجیه میتواند یکی از مهمترین کلیدهای ورود ما به جهان او باشد.
دیدن دوبارهی یک نمایش، وقتی ارزشمند میشود که در تماشای دوم، لایهای تازه از آن برایمان آشکار شود. برای من، در این اجرای «کوروش»، این لایه در بازی محمودرضا رحیمی و در جایگاه روایی کمبوجیه شکل گرفت؛ بازیگری که با حضورش، تاریخ را از فاصلهی سرد روایت بیرون میآورد و به تجربهای زنده روی صحنه نزدیک میکند.
گاهی قهرمانِ عنوان یک نمایش، تنها کسی نیست که داستان دربارهی اوست؛ گاهی کسی که داستان را از دل زمان عبور میدهد، به همان اندازه در ساختن جهان نمایش نقش دارد.
#کوروش #محمودرضا_رحیمی
۴ روز پیش، دوشنبه ساعت ۱۰:۲۱
و شاید همینجاست که اهمیت کمبوجیه برای من پررنگتر میشود: گاهی برای شناختن یک شخصیت تاریخی، باید از چشم کسی به او نگاه کرد که در نزدیکیاش زیسته و بخشی از جهان او بوده است. در این خوانش، کوروش مرکز عنوان نمایش است، اما کمبوجیه میتواند یکی از مهمترین کلیدهای ورود ما به جهان او باشد.
دیدن دوبارهی یک نمایش، وقتی ارزشمند میشود که در تماشای دوم، لایهای تازه از آن برایمان آشکار شود. برای من، در این اجرای «کوروش»، این لایه در بازی محمودرضا رحیمی و در جایگاه روایی کمبوجیه شکل گرفت؛ بازیگری که با حضورش، تاریخ را از فاصلهی سرد روایت بیرون میآورد و به تجربهای زنده روی صحنه نزدیک میکند.
گاهی قهرمانِ عنوان یک نمایش، تنها کسی نیست که داستان دربارهی اوست؛ گاهی کسی که داستان را از دل زمان عبور میدهد، به همان اندازه در ساختن جهان نمایش نقش دارد.
#کوروش #محمودرضا_رحیمی
۴ روز پیش، دوشنبه ساعت ۱۰:۱۷
و شاید همینجاست که اهمیت کمبوجیه برای من پررنگتر میشود: گاهی برای شناختن یک شخصیت تاریخی، باید از چشم کسی به او نگاه کرد که در نزدیکیاش زیسته و بخشی از جهان او بوده است. در این خوانش، کوروش مرکز عنوان نمایش است، اما کمبوجیه میتواند یکی از مهمترین کلیدهای ورود ما به جهان او باشد.
دیدن دوبارهی یک نمایش، وقتی ارزشمند میشود که در تماشای دوم، لایهای تازه از آن برایمان آشکار شود. برای من، در این اجرای «کوروش»، این لایه در بازی محمودرضا رحیمی و در جایگاه روایی کمبوجیه شکل گرفت؛ بازیگری که با حضورش، تاریخ را از فاصلهی سرد روایت بیرون میآورد و به تجربهای زنده روی صحنه نزدیک میکند.
گاهی قهرمانِ عنوان یک نمایش، تنها کسی نیست که داستان دربارهی اوست؛ گاهی کسی که داستان را از دل زمان عبور میدهد، به همان اندازه در ساختن جهان نمایش نقش دارد.
۴ روز پیش، دوشنبه ساعت ۱۰:۱۵
و شاید همینجاست که اهمیت کمبوجیه برای من پررنگتر میشود: گاهی برای شناختن یک شخصیت تاریخی، باید از چشم کسی به او نگاه کرد که در نزدیکیاش زیسته و بخشی از جهان او بوده است. در این خوانش، کوروش مرکز عنوان نمایش است، اما کمبوجیه میتواند یکی از مهمترین کلیدهای ورود ما به جهان او باشد.
دیدن دوبارهی یک نمایش، وقتی ارزشمند میشود که در تماشای دوم، لایهای تازه از آن برایمان آشکار شود. برای من، در این اجرای «کوروش»، این لایه در بازی محمودرضا رحیمی و در جایگاه روایی کمبوجیه شکل گرفت؛ بازیگری که با حضورش، تاریخ را از فاصلهی سرد روایت بیرون میآورد و به تجربهای زنده روی صحنه نزدیک میکند.
گاهی قهرمانِ عنوان یک نمایش، تنها کسی نیست که داستان دربارهی اوست؛ گاهی کسی که داستان را از دل زمان عبور میدهد، به همان اندازه در ساختن جهان نمایش نقش دارد.
۴ روز پیش، دوشنبه ساعت ۰۱:۵۹
آنچه این بازی را برایم تماشایی میکند، فقط تغییر سن و موقعیت نیست؛ بلکه کیفیت حضوری است که به شخصیت امکان میدهد از دل تاریخ بیرون بیاید و به انسانی قابل لمس تبدیل شود. بازیگر در چنین لحظاتی، تنها نقشآفرین نیست؛ او واسطهای است میان گذشته و اکنون، میان آنچه روایت شده و آنچه هنوز میتوان دوباره کشف کرد.
و شاید همینجاست که اهمیت کمبوجیه برای من پررنگتر میشود: گاهی برای شناختن یک شخصیت تاریخی، باید از چشم کسی به او نگاه کرد که در نزدیکیاش زیسته و بخشی از جهان او بوده است. در این خوانش، کوروش مرکز عنوان نمایش است، اما کمبوجیه میتواند یکی از مهمترین کلیدهای ورود ما به جهان او باشد.
دیدن دوبارهی یک نمایش، وقتی ارزشمند میشود که در تماشای دوم، لایهای تازه از آن برایمان آشکار شود. برای من، در این اجرای «کوروش»، این لایه در بازی محمودرضا رحیمی و در جایگاه روایی کمبوجیه شکل گرفت؛ بازیگری که با حضورش، تاریخ را از فاصلهی سرد روایت بیرون میآورد و به تجربهای زنده روی صحنه نزدیک میکند.
گاهی قهرمانِ عنوان یک نمایش، تنها کسی نیست که داستان دربارهی اوست؛ گاهی کسی که داستان را از دل زمان عبور میدهد، به همان اندازه در ساختن جهان نمایش نقش دارد.
۰۱ آبان ساعت ۱۸:۳۲
آنچه در این نقش برایم برجسته بود، وجه انسانی کمبوجیه و عشق او به فرزندش بود؛ شخصیتی که باید میان جایگاه پادشاهی، مسئولیت و عاطفه پدرانه تعادل برقرار کند. خود استاد نیز در گفتوگویی درباره این نقش، بر وجه عاشقانه شخصیت کمبوجیه تأکید کردهاند.
برای من، زیبایی بازیگری در چنین لحظههایی آشکار میشود؛ وقتی احساس از مرز کلمات عبور میکند و تماشاگر، رابطه را نه فقط میبیند، بلکه آن را حس میکند. استاد، در این نقش فرصتی برای دیدن کمبوجیه ( محمودرضا رحیمی) نه فقط بهعنوان یک شخصیت تاریخی، بلکه بهعنوان پدری با عواطف و مسئولیتهای دشوار فراهم کردند.
استاد عزیزم، دیدن شما روی صحنه برای من هم لذت تماشای تئاتر را داشت و هم لذت آموختن از هنرمندی که سالهاست در مسیر هنر و اندیشه قدم برمیدارد.
به احترام شما، به احترام بازیگری که میتواند تاریخ را به احساس پیوند بزند و به احترام تئاتری که هنوز قدرت زندهکردن انسان در ما را دارد. ❤️🎭
۰۳ مهر ۱۴۰۴ ساعت ۰۱:۰۰
این کارو دوست داشتم خسته نباشین کار روانشناختی زیبایی بود نور طراحی صحنه میزانهای بازی عالی جذابیت کار ارتباط بازیگرا با مخاطبین بود و اینکه مخاطبین درگیر میشدن با نمایش لذت بردم
۲۳ مرداد ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۱۷
یه شاهکار یه زندگی طراحی صحنه مینیمال نور عالی بازیها درخشان چقدر گریه کردم از حقیقتی روی صحنه به نمایش گذاشته شد ۷۵ دقیقه زندگی کردم با این اثر لذت بردم حقیقت هنر ما بر روی صحنه تاتر رفت لز دست ندید این شاهکارو
۲۱ تیر ۱۴۰۳ ساعت ۲۳:۳۰
سلام خسته نباشید بعد از مدتها به معنای واقعی یک تاتر خوب دیدم دیالوگها بازیها طراحی صحنه متن و کارگردانی بینظیر بود مخصوصا بازی حسین کشفی در نقش میت من بعنوان مخاطب به شدت با کار همزادپنداری کردی با طنازی زیبایی قصه اساطیر یونان در نمایشنامه گنجانده شده بود ریتم کار عالی و هیچ جا احساس،خستگی نمیکری میزانسن و پرفورمنس با هوشیاری طراحی شده بودند و هیچ بازیگری روی صحنه بیکار نبود و جذابیت بصری داشت .ممنون از همتون
نازک پرستار
۱۳ تیر ۱۴۰۳ ساعت ۰۱:۰۲
امروز به دیدن تاتر دایی سعید رفتم حقیقتا اگر دوست دارید یه تاتر به معنای واقعی ببینید بهتون این نمایش رو پیشنهاد میدم
محمد میر علی اکبری با قلم جادویی و زیبایش و انطباق کار چخوف با فرهنگ ایرانی بسیار موفق بوده و کارگردانی و بازیها بسیار باور پذیر و میزانسن و دیالوگها بسیار هوشمندانه نوشته و طراحی شده .یه تاتر رئال زیبا و داستانی جذاب و باور پذیر با ریشه های طنز جذاب