دوست یعنی خود من
اگر از دل بنوازم نی دلتنگی را
مار اگر باشد دوست
سر برون آورد از ظرف عجیب مرتاض
شاید او نیش زبانش تیز است
ولی از نای نی غمگینم
می کند همدردی
با آنکه ندارد دستی
می کند رقص بسان مستی
تو بیا دوست من
من تورا می خواهم
به همین نام که اینک هستی
.....................................
زیبا بود
متشکرم از آقا بهرام