شب اول به دیدار این اجرا نشستم.
با جمعی از دوستان عزیزم. به تماشای دوستان عزیزی.
اول باید بگم که کار از نظر فرمی بسیار خوب در آمده🍀 هماهنگی چنین کاری بسیار سخت بوده و معلوم است زحمت زیادی کشیده شده.
با توجه به تجربه کارگردان و بازیگران بسیار کار مقبولی بود و اگر در ادامه نقدی است از دیدگاه سخت گیرانه است. پس ابتدا خسته نباشید میگم به عوامل اجرا.
از نظر بدن و هماهنگی که عالی.
از نظر بیان متاسفانه برای بازیگران پازل پوش گاهی صدا پایین بود و شفاف نمیرسید.
از نظر داستان به نظرم ابتدای نمایش و داستان اصلی خوب سینک نشده بودند. من به شخصه منطق فرم های بدنی با داستان رو متوجه نشدم.
و حجم زیاد کار بدنی در ابتدای کار بدون متن منسجم اندکی خسته کننده بود. اگر داستان و فرم ها مرتبط میشدندپتانسیل بالقوه، پتانسیل بالفعل
... دیدن ادامه ››
میشد.
به خوبی روی منطق کار نکرده بودید. علت نیاز شخص اول جای دقیق شدن داشت.
و ته داستان کلیشه بود. اون جنون رو نتونستم درک کنم. انگار مسیر تغییر شخصیت در نیومده بود.
همچنین برخی صحنه ها علت وجودشان پرداخت نشده بود. صحنه دیدن آلبوم چه منطقی داشت؟ صحنه تولد؟به نظرم نیاز به شفافیت داشت.
سیاره ها چه ربطی داشتند؟ درخت چهل گیاه چه ربطی داشت؟ داستان های کوتاه چه ربطی داشت به خط اصلی داستان؟
طراحی صحنه خوب و نور هم خوب بود.من یکم از اینکه نور وسط باشه و آدم ها بیان توش صحبت کنن نمیپسندم اما خب سلیقه شخصیه و امکانات سالن.
نقطه قوت
اول فرم بدن.
و صحنه داستان اصلی از خانه تا تئاتر سرعت مناسب و بازی مناسبی داشت.
استفاده از چراغ قوه خوب بود.
نحوه خروج و اینکه این که میزان سن من نیست جالب بود.
در کل این فرم و هماهنگی بدنی رو شاید تو کمتر نمایشی ببینید. و اگر دنبال خلاقیت فرمی هستید توصیه می شود.
نظر شخصیم.
این تیکه زیرمتنی است که من دریافت کردم و برای خودم مینویسم:
این نمایش به شدت من رو یاد چیزهای انداخت که مدت ها مهر و مومش کرده بودم. زخمی که بسته بود رو باز کرد و نمک ریخت روش. یاد جنگ افتادم. یاد همه ترس هایی که میتونه اتفاق بیفته. همه نشدن ها. همه مسخرگی ها و جدیت های زندگی. یاد خاطرات کودکی و جوانی. یاد چیزهایی که فکر میکردم جاشون تو فیلم های آخرالزمانیه و از نزدیک دیدیم. از چیزهایی که قبلاً ناممکن بود و ممکنه تبدیل بشه به فردامون.
اگر میدونستم اینه چیزی که نمایش میخواد بگه هیچوقت نمیدیدمش:)
از روزی که جین پوشیده بودم با گلسرهای سبز نئونی و کنار دستم شیک اورئو گرفت و اونیکی کناریم پیناکودا.