در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | حمیدرضا زاهدی
S3 > com/org | (HTTPS) 78.157.41.90 : 15:23:17
 

خبرنگار

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
نمایش «۶۸ ثانیه پس از تو» تجربه‌ای تأثیرگذار و قابل تأمل بود. روایت نمایش با ریتمی مناسب مخاطب را تا پایان همراه نگه می‌دارد و تلاش می‌کند مفاهیمی مانند فقدان، انتظار و روابط انسانی را با نگاهی متفاوت به تصویر بکشد
حفظ ریتم و کشش در نمایشی که تنها یک بازیگر روی صحنه حضور دارد، کار آسانی نیست؛ اما اجرای روان و باورپذیر بازیگر باعث می‌شود مخاطب از ابتدا تا پایان با اثر همراه بماند.

متن نمایش با پرداخت احساسی و لحظات تأمل‌برانگیز، مخاطب را درگیر دنیای شخصیت می‌کند و بدون نیاز به شلوغی صحنه یا تعدد شخصیت‌ها، بار دراماتیک خود را حفظ می‌کند. کارگردانی نیز با استفاده هوشمندانه از میزانسن، نور و سکوت، تمرکز را بر بازی و احساسات شخصیت اصلی نگه داشته و فضایی صمیمی و اثرگذار خلق کرده است.

در مجموع، «۶۸ ثانیه پس از تو» نمونه‌ای موفق از یک مونولوگ است که نشان می‌دهد اگر متن، اجرا و کارگردانی در کنار هم قرار بگیرند میتوانند تجربه‌ای ارزشمند و تأثیرگذار خلق کند و نمود ان اندازه یک نمایش پرشخصیت، نفس‌گیر، درگیرکننده و به‌یادماندنی باشد
نمایش از نظر بازیگری عملکرد قابل قبولی داشت و بازی‌ها، به‌ویژه اجرای بازیگر خانم، از نقاط قوت اثر بود. او توانست احساسات شخصیت را به‌خوبی منتقل کند و ارتباط مناسبی با مخاطب برقرار سازد.

با این حال، کارگردانی هنوز جای پرداخت و انسجام بیشتری داشت. در برخی صحنه‌ها ریتم اجرا افت می‌کرد و ظرفیت‌های متن به‌طور کامل به کار گرفته نشده بود. همچنین مدت زمان نمایش می‌توانست کمی
بیشتر باشد تا فرصت کافی برای پرداخت شخصیت‌ها و روایت داستان فراهم شود. داستان ایده مناسبی داشت، اما پرداخت آن سطحی بود و برخی گره‌ها و روابط بدون بسط کافی رها شدند.

در مجموع، این نمایش با وجود بازی‌های خوب، به‌ویژه بازی بازیگر خانم، در بخش کارگردانی و پرداخت داستان می‌توانست پخته‌تر و تأثیرگذارتر ظاهر شود
امشب فرصت دیدن این نمایش را داشتم و در مجموع تجربه لذت‌بخشی برایم بود. چیزی که بیش از همه توجهم را جلب کرد، تعادل خوب میان لحظات طنز و بخش‌های تلخ و تأثیرگذار داستان بود؛ به‌طوری که مخاطب گاهی می‌خندد و چند دقیقه بعد با موقعیتی مواجه می‌شود که او را به فکر فرو می‌برد.

بازی‌ها روان و باورپذیر بودند و ریتم اجرا باعث شد در طول نمایش ارتباطم با اثر حفظ شود. هرچند احساس می‌کنم پایان‌بندی می‌توانست پرداخت قوی‌تر و تأثیر عمیق‌تری داشته باشد اما این موضوع از ارزش کلی کار کم نکرد.

من صاحب‌نظر یا
منتقد حرفه‌ای تئاتر نیستم، اما به عنوان یک تماشاگر، از دیدن این نمایش حس خوبی گرفتم و زمانم را هدررفته نمی‌دانم. اگر به آثاری علاقه دارید که هم لبخند بر لب مخاطب می‌آورند و هم لایه‌هایی از اندوه و تأمل را در خود دارند، تماشای این نمایش رو پیشنهاد میکنم
نمایش امشب یکی از متفاوت‌ترین و تاثیرگذارترین اجراهایی بود که در مدت اخیر دیدم؛ اجرایی که از همان دقایق ابتدایی مخاطب را وارد دنیای خودش می‌کرد و تا آخرین لحظه اجازه نمی‌داد تمرکز از صحنه برداشته شود. بخش بزرگی از این موفقیت بدون شک به حضور رحمان خوب‌زاده برمی‌گردد؛ کسی که هم در مقام کارگردان و هم به‌عنوان بازیگر اصلی، اجرایی کم‌نقص و حرفه‌ای ارائه داد.

کارگردانی خوب‌زاده نشان می‌داد که او شناخت دقیقی از فضای نمایش و احساسات مخاطب دارد. طراحی میزانسن‌ها، نحوه ورود و خروج شخصیت‌ها، استفاده درست از سکوت و حتی کنترل ریتم صحنه‌ها، همه حساب‌شده و هدفمند بود. نمایش هیچ‌وقت دچار افت نمی‌شد و همین موضوع باعث شده بود تماشاگر از ابتدا تا انتها درگیر داستان باقی بماند. نکته قابل توجه این بود که کارگردانی فقط به زیبایی بصری محدود نمی‌شد، بلکه به شکل هوشمندانه‌ای در خدمت روایت و انتقال احساس قرار گرفته بود.

اما نقطه اوج اجرا، بازی خود خوب‌زاده بود. او به‌عنوان بازیگر اصلی، حضوری کاملاً مسلط و تاثیرگذار روی صحنه داشت و به‌خوبی توانسته بود پیچیدگی‌های شخصیت را به نمایش بگذارد. بازی او نه اغراق‌شده بود و نه سرد و بی‌احساس؛ بلکه ترکیبی از کنترل، انرژی و درک عمیق از نقش بود که باعث می‌شد مخاطب ... دیدن ادامه ›› کاملاً با شخصیت همراه شود. در بسیاری از لحظات، تنها با نگاه یا تغییر لحن، احساسات را منتقل می‌کرد و این نشان‌دهنده تجربه و توانایی بالای او در بازیگری است.

در کنار او، بازیگر زن نمایش نیز عملکرد بسیار قابل‌توجهی داشت و توانسته بود مکمل فوق‌العاده‌ای برای فضای احساسی اثر باشد. بازی طبیعی، بیان روان و هماهنگی خوب او با بازیگر اصلی باعث شده بود رابطه میان شخصیت‌ها واقعی و ملموس به نظر برسد. صحنه‌های مشترک این دو نفر از قوی‌ترین لحظات نمایش بود و انرژی و هماهنگی‌شان کاملاً به چشم می‌آمد.

یکی دیگر از نکات مثبت نمایش، فضاسازی و اتمسفری بود که به‌خوبی حفظ می‌شد. نورپردازی، موسیقی و طراحی صحنه همگی در خدمت اجرای بازیگران و جهان نمایش بودند و هیچ عنصر اضافه یا بی‌هدف در اجرا دیده نمی‌شد. این هماهنگی
نشان می‌داد که خوب‌زاده به تمام جزئیات اثر توجه ویژه‌ای داشته و صرفاً به اجرای متن اکتفا نکرده است.

در مجموع، این نمایش نمونه‌ای از یک اجرای حرفه‌ای و فکرشده بود؛ اجرایی که هم از نظر کارگردانی و هم از نظر بازیگری در سطح بالایی قرار داشت. خوب‌زاده ثابت کرد که توانایی مدیریت هم‌زمان صحنه و ایفای نقش اصلی را به بهترین شکل دارد و می‌تواند نمایشی خلق کند که هم از لحاظ فنی قابل احترام باشد و هم از نظر احساسی روی مخاطب تاثیر بگذارد. بدون شک این اجرا از آن دسته تئاترهایی است که تا مدت‌ها در ذهن تماشاگر باقی می‌ماند.
از لطف و دقت نگاه شما صمیمانه سپاسگزاریم.
این‌که اجرا تونسته از همان دقایق نخست شما را وارد جهان خودش کند و تا پایان، تمرکز و درگیری‌تون رو حفظ کند، برای ما بسیار ارزشمنده. در کار ما، چنین همراهی‌ای دقیقاً نشانه‌ای است از این‌که نمایش در وجود مخاطب (زیسته) شده است. اشاره‌ی شما به کارگردانی و بازی بنده برام بسیار دلگرم‌کننده است. آنچه برایم در این اجرا اهمیت داشت، صرفاً هدایت صحنه یا ارائه‌ی یک بازی پرقدرت نبود، بلکه تلاش برای ساختن جهانی بود که هر عنصرش در خدمت معنا عمل کند؛ از ریتم و سکوت گرفته تا میزانسن، ورود و خروج‌ها، و حتی فاصله‌گذاری‌های عاطفی میان شخصیت‌ها. اگر بخواهم به‌صورت فنی‌تر بگویم، ما کوشیده‌ایم هر حرکت روی صحنه فقط حرکت نباشد، بلکه حامل کنش دراماتیک باشد؛ یعنی هر مکث، هر نگاه و هر تغییر لحن، بخشی از پیش‌برد روایت و عاطفه‌ی صحنه شود. از نظر بنده و )همینطور با تأیید یادداشت ارزشمندتان که آن را چون لوحی زرین در خاطراتم نگه میدارم)، تلاش کردم در بازی بر همین منطق استوار باشم: حضوری کنترل‌شده، دقیق و در عین حال پرانرژی. در بهترین لحظات، (بازی رو از نظر خودم عرض میکنم‌) به‌جای نمایش بیرونی ... دیدن ادامه ›› احساس، به تجسد آن می‌رسید؛ یعنی مخاطب به‌جای آن‌که صرفاً هیجان را ببیند، آن را در بدن، صدا و سکوتِ بازیگر تجربه می‌کرد. همین کیفیت است که بازی را از اجراهای صرفاً تکنیکی جدا می‌کند و به آن عمق می‌بخشد. در مورد بازیگر زن نمایش نیز خوشحالیم که این هماهنگی و مکمل‌بودن برای شما محسوس بوده. در یک اجرای موفق، رابطه‌ی میان دو بازیگر چیزی فراتر از تقابل یا دیالوگ است؛ نوعی تنشِ زنده و پویای صحنه‌ای است که اگر درست شکل بگیرد، جهان نمایش را باورپذیر می‌کند. همان‌طور که در روایت‌های اسطوره‌ای، دو نیرو در برابر هم معنا می‌سازند (مانند کشمکش میان رستم و سهراب، یا حضور متقابل آنتیگونه و کرئون) در این اجرا هم ما کوشیده‌ایم رابطه‌ی شخصیت‌ها صرفاً انتقال متن نباشد، بلکه میدانِ برخوردِ نیروهای عاطفی، اخلاقی و وجودی باشد.از توجه شما به فضاسازی، نور، موسیقی و طراحی صحنه هم بسیار سپاسگزاریم. برای ما مهم بود که همه‌ی عناصر صحنه، همچون اجزای یک ساختار منسجم، در یک جهت حرکت کنند؛ نه به‌عنوان تزئین، بلکه به‌مثابه زبانِ دوم نمایش. در واقع، اگر اجرا برای مخاطب به‌مثابه یک کل منسجم عمل کرده، این دقیقاً همان چیزی است که در پشت صحنه برای آن فکر شده بود: هماهنگی میان فرم و معنا، و ساختن اتمسفری که به‌جای تحمیل خود، در خدمت تجربه‌ی تماشاگر باشد.در نهایت، از این‌که نمایش را اثری حرفه‌ای، فکرشده و ماندگار دانسته‌اید صمیمانه ممنونیم. چنین دیدگاهی برای گروه ما نه‌فقط دلگرم‌کننده، بلکه تأییدی است بر این‌که مسیرِ انتخاب‌شده توانسته با مخاطب ارتباطی واقعی برقرار کند.
حضور و نگاه دقیق شما برای ما بسیار مغتنم است.
۲۹ اردیبهشت
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
 

زمینه‌های فعالیت

تئاتر