در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | مائده اسداللهی
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 07:07:53
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
نگاهی به نمایش «شوخی می‌کنید مسیو تانر»؛از بازسازی تا بن‌بست؛ انسان در محاصره گذشته

نمایش «شوخی می‌کنید مسیو تانر» به کارگردانی اصغر نوری است که کارگردان در این اقتباس توانسته روح متن ادبی را حفظ کند و در عین حال، آن را به زبانی اجرایی و زنده تبدیل کند.

سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نمایش «شوخی می‌کنید مسیو تانر» به نویسندگی و کارگردانی اصغر نوری که از ۸ دی‌ماه در سالن استاد سمندریان مجموعه ایرانشهر روی صحنه رفته، نمونه‌ای از تئاتری است که با بهره‌گیری از طنزی آرام و تلخ، به کنکاش وضعیت انسان معاصر می‌پردازد. این اثر اقتباسی است از کتاب «شوخی می‌کنید مسیو تانر» نوشته ژان‌پل دوبوآ با ترجمه اصغر نوری و منتشرشده توسط انتشارات افق. به نظر می‌رسد نوری در این اقتباس توانسته است روح متن ادبی را حفظ کند و در عین حال، آن را به زبانی اجرایی و زنده تبدیل کند.

مسیو تانر که مردی با صاحب خانه و زندگی، خانه بزرگی را از سوی عموی تازه فوت شده‌اش به ارث می‌برد. خانه‌ای که وقتی سراغ آن می‌رود، آن را ... دیدن ادامه ›› ساختمانی متروک می‌بیند که نیاز به بازسازی عمده دارد و برای این هدف مسیو تانر دست به کار می‌شود. فعالیت در خانه‌ای متروک برای تبدیل کردن به محیطی برای زندگی در عمل تبدیل به کابوس می‌شود، زیرا مسیو تانر خیلی زود در می‌یابد که این تصمیم ساده، او را به دل موقعیتی پرتنش و فرساینده پرتاب کرده است. فرآیند بازسازی، او را ناگزیر با افراد مختلفی روبه‌رو می‌کند؛ گچکار، بنا، معمار، لوله‌کش و برق‌کار و هر کدام از جهانی متفاوت و با نگاه و زبان دیگری به خانه متروک می‌آیند و مسیو تانر ناچار است برای فهماندن کاری که از آنها می‌خواهد لحظات و ساعات فرساینده‌ای را تحمل کند. زندگی نسبتاً ساکت و منظم تانر، به‌تدریج به میدان درگیری‌های روزمره، سوءتفاهم‌ها و ناکامی‌های پی‌درپی بدل می‌شود. به طوری که در هر صحنه بخشی از بدن او دچار درد یا زخم می‌شود و او به مرور به انسانی رنجیده، عصبانی و کم تحمل تبدیل می‌شود.

با توجه به آنچه در بازسازی خانه روی می‌دهد، گویی خانه به موجودی زنده تبدیل شده که در برابر نو شدن و تغییرات آنچنانی مقاومت می‌کند چنانکه مرد همساده به او می‌گوید این خانه از تو انتقام می‌گیرد! آیا این سخن را می‌توان این‌طور برداشت کرد که خانه به مثابه جامعه‌ای است که در مقابل تغییرات کلی مقاومت می‌کند و هر تغییری تاوانی در بر دارد؟ شاید باید این‌طور نگاه کرد که ساختمان به‌تدریج به موجودیتی زنده تبدیل می‌شود؛ مکانی با حافظه، با مقاومت و با نوعی اراده پنهان. تانر می‌پندارد که با تغییر دیوارها، راه‌پله‌ها و جزئیات معماری می‌تواند خانه را مطابق میل خود درآورد، اما هرچه پیش می‌رود، روشن‌تر می‌شود که این خانه است که در حال تغییر دادن اوست. همین جابه‌جایی ظریف میان فاعل و مفعول، یکی از مهم‌ترین لایه‌های معنایی نمایش را شکل می‌دهد و بازسازی خانه را به استعاره‌ای از بازسازی ذهن، هویت و رابطه انسان با گذشته تبدیل می‌کند.

در پایان وقتی اجرای نمایش تمام می‌شود، این سوال به ذهن متبادر می‌شود که این نمایش با وضعیت امروز ما چه تناسبی دارد؟ نمایشی که در یک ساختمان قدیمی می‌گذرد و صاحب جدید می‌خواهد آن را از گذشته خودش دور کند و به آن رنگو لعاب جدیدی بدهد. نمایشی که در آن جهانی را ترسیم می‌کند، شباهت زیادی به زیست روزمره ما دارد؛ جهانی که در آن انسان مدام در حال ترمیم و اصلاح است: خانه، شغل، روابط و حتی تصویر ذهنی‌اش از خود. با این حال، حاصل این تلاش‌های مداوم اغلب چیزی جز خستگی، نارضایتی و احساس ناتمام‌بودن نیست. اصغر نوری که در عین حال مترجم کتاب «شوخی می‌کنید مسیو تانر» در این نمایش توانسته وضعیت را با لحنی خونسرد و طنزی تلخ پیش چشم تماشاگر بگذارد و او رها می‌کند تا به تفسیر شخصی خود برسد.

روایت نمایش آرام پیش می‌رود و از شتاب و هیاهوی معمول فاصله می‌گیرد، اما درست به همین دلیل، پس از پایان در ذهن می‌ماند. دو بازیگر دیگر با تغییر پرسوناژ، نقش چندین کاراکتر را ایفا می‌کنند و به تنوع و پویایی اثر می‌افزایند. بهره‌گیری از مولتی‌مدیا و پخش ویدئو نیز به‌عنوان عنصری مکمل، برخی لایه‌های روایی و ذهنی نمایش را برجسته‌تر می‌کند. «شوخی می‌کنید مسیو تانر» یادآور این حقیقت است که برخی چیزها را نمی‌توان به‌کلی درست کرد؛ تنها می‌توان آن‌ها را فهمید، پذیرفت و با آن‌ها زندگی کرد. نمایشی که تئاتر را به فضایی برای مکث، تجربه و بازاندیشی بدل می‌سازد.

در نمایش «شوخی می‌کنید مسیو تانر»، ترکیب بازیگران نقشی اساسی در شکل‌گیری جهان معنایی اثر دارد. احمد ساعتچیان در نقش مسیو تانر، حضوری کنترل‌شده و درون‌گرا ارائه می‌دهد که به‌خوبی با فضای تأملی و طنز تلخ نمایش هم‌خوان است. تانرِ ساعتچیان شخصیتی است گرفتار میان میل به نظم، آرامش و بازسازی از یک‌سو، و نیروی مقاوم گذشته از سوی دیگر. بازی او بیش از آنکه متکی بر اغراق یا برون‌ریزی باشد، بر سکوت‌ها، مکث‌ها و واکنش‌های ظریف استوار است؛ انتخابی که به شخصیت اجازه می‌دهد به‌تدریج فرسودگی و سردرگمی خود را آشکار کند. در مقابل این شخصیت مرکزی، رضا مولایی و مرتضی حسین‌زاده قرار می‌گیرند که با تغییر نقش‌های پیاپی، مجموعه‌ای از کاراکترهای متنوع را جان می‌بخشند. این دو بازیگر نه صرفاً در مقام تیپ‌های کمیک، بلکه به‌عنوان نمایندگان جهانی متکثر و ناآرام ظاهر می‌شوند؛ جهانی که پیوسته در برابر خواست تانر برای سامان‌بخشی مقاومت می‌کند. مولایی با پوشیدن لباس‌ها و ایفای نقش‌هایی که واجد رگه‌های آشکار طنز هستند، سویه‌ای کاریکاتورگونه اما حساب‌شده به نمایش می‌افزاید؛ طنزی که در ظاهر خنده‌زا است اما در عمق، از ناکارآمدی، بی‌نظمی و گسست‌های فرهنگی خبر می‌دهد. بازی حسین‌زاده نیز در کنار او، این جهان متکثر را کامل می‌کند و به آن ابعاد انسانی‌تر و گاه تهدیدآمیزتری می‌بخشد.

تعامل این دو بازیگر با مسیو تانر، فضای تقابل میان فرد و پیرامون را برجسته می‌سازد. آنچه تانر با آن مواجه است، صرفاً مجموعه‌ای از انسان‌های ناتوان یا نامنظم نیست، بلکه شبکه‌ای از نیروهاست که مانع تحقق اراده او می‌شوند. در این میان، خودِ ساختمان نیز همچون یک کاراکتر مستقل عمل می‌کند؛ بنایی کهنه و متروک که اکنون به تانر رسیده، اما حافظه‌ای انباشته از گذشته دارد و به‌سادگی تن به تغییر نمی‌دهد. نمایش به‌تدریج این ایده را پررنگ می‌کند که خانه نه یک شیء بی‌جان، بلکه موجودیتی مقاوم است که در برابر بازسازی می‌ایستد. به این ترتیب، همه عوامل از آدم‌ها تا فضا دست به دست هم می‌دهند تا تغییرات مورد نظر تانر به‌راحتی محقق نشود. این مقاومت جمعی، استعاره‌ای از وضعیتی گسترده‌تر است؛ جایی که انسان معاصر می‌کوشد جهان اطرافش را مطابق خواست خود بازسازی کند، اما با لایه‌هایی از حافظه، تاریخ و ناهمگونی مواجه می‌شود که کنترل‌ناپذیرند. نمایش از دل همین تقابل، تأملی عمیق و چندلایه بر امکان یا امتناع تغییر پیش می‌کشد.

خوانشی از «شوخی می‌کنید مسیو تانر»
خانه‌ای بی‌زن، مردانی در آستانه فروپاشی
مرضیه نگهبان مروی
در «شوخی می‌کنید مسیو تانر» خانه فقط یک لوکیشن نیست؛ استعاره‌ای است از حافظه، هویت و رویای سامان ‌دادن به زندگی. مسیو تانر پس از به ارث بردن خانه‌ای اشرافی، با تصمیمی رادیکال زندگی پیشین خود را کنار می‌گذارد تا همه ‌چیز را از نو بسازد. اما این انتخاب، آغاز سقوطی تدریجی است. هر آجر، هر تعمیر و هر وعده ناتمام، بخشی از توان جسمی و روانی او را می‌بلعد. نمایش به ‌جای حرکت به سوی گره‌گشایی کلاسیک، بر انباشت بحران‌ها تاکید می‌کند؛ همان منطق پست‌مدرنی که رمان دوبوآ را نیز شکل داده است. یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های این اجرا، تاکید آگاهانه بر «نمایش مردانه» است. همه بازیگران مرد هستند و زنان نه‌تنها بر صحنه دیده نمی‌شوند، بلکه فقط در روایتی از دست‌رفته یا رها شده حضور دارند. همسر کارگری که او را ترک کرده، معشوقه‌‌ای که تنها در خاطره یا اشاره باقی می‌ماند و غیاب مطلق زن در مناسبات روزمره خانه، فضایی می‌سازد که در آن خشونت کلامی، بی‌ثباتی روانی و ناتوانی در گفت‌وگوی عاطفی تشدید می‌شود. این فقدان، به ‌تدریج به یکی از مولفه‌های اصلی معنا بدل می‌شود: خانه‌ای بدون زن، خانه‌ای بدون امکان آرامش. معشوقه نیز در این تئاتر پسران هستند. اصغر نوری این جهان مردانه را با تکیه بر تیپ‌سازی دقیق پیش می‌برد. کارگران خانه شخصیت‌هایی رئالیستی به معنای متعارف نیستند؛ بلکه تیپ‌هایی اغراق‌شده‌اند که هرکدام بخشی از آشوب جهان مدرن را نمایندگی می‌کنند. در این میان، بازی‌های گویشی و لهجه‌ای نقشی اساسی در شکل‌گیری این تیپ‌ها دارند. لهجه‌ها فقط ابزار خنده ... دیدن ادامه ›› نیستند؛ آنها مرزهای طبقاتی، فرهنگی و روانی شخصیت‌ها را آشکار می‌کنند و به نمایش ریتم و تنوع می‌بخشند. همین بازی زبانی است که طنز اثر را از سطح شوخی‌های ساده فراتر می‌برد و به طنزی اندیشمندانه تبدیل می‌کند. در میان بازیگران، رضا مولایی حضوری خیره‌کننده دارد. بازی او نمونه‌ای دقیق از کنترل بر صدا، بدن و لهجه است؛ حضوری که همزمان جذاب و آزاردهنده است. مولایی شخصیتی می‌سازد که هر ورودش به صحنه، تعادل روانی مسیو تانر را بیش از پیش به هم می‌ریزد. بازی او نه در دام اغراق بی‌هدف می‌افتد و نه به تیپ‌سازی سطحی محدود می‌شود؛ بلکه با ظرافت، مرز میان کمیک و تراژیک را حفظ می‌کند. او تجسم همان نیرویی است که به‌ظاهر برای ساختن آمده، اما در عمل ویران می‌کند. «شوخی می‌کنید مسیو تانر» در نهایت، نمایشی است درباره مردانی که در پروژه‌ای ظاهرا سازنده، خودشان را از دست می‌دهند. خانه بازسازی می‌شود یا نه، پرسش اصلی نیست؛ پرسش این است که انسان در این مسیر چه چیزی را قربانی می‌کند. طنز تلخ نمایش، تماشاگر را می‌خنداند، اما بلافاصله او را با حقیقتی ناخوشایند روبه‌رو می‌کند: جهانی که در آن، نبودِ دیگری، نبودِ زن و نبودِ پیوند عاطفی، هر تلاشی برای ساختن را به شکلی دیگر از ویرانی بدل می‌کند.
یادداشتی بر نمایش «شوخی می‌کنید موسیو تانر» به کارگردانی اصغر نوری
یک کمدی سیاه، سرد و متفکر
فریال آذری
در نمایش «شوخی می‌کنید موسیو تانر» شخصیت اصلی، با مشاهده خانه‌ و همسایگان، شکاف عمیق بین ظواهر زندگی (دکوراسیون، موقعیت اجتماعی) و واقعیت درونی افراد (تنهایی، ناامیدی و رازها) را آشکار می‌کند. این، تصویری تلخ از انزوای انسان معاصر ارایه می‌دهد. عنوان «شوخی می‌کنید؟» طنزی کنایه‌آمیز است. راوی با نگاهی طنازانه اما عمیقا غمگین، پوچی بسیاری از تشریفات اجتماعی و تلاش‌های بیهوده انسان برای پر کردن خلأ وجودی را به تصویر می‌کشد. این طنز، سلاحی برای مقابله با پوچی است.خانه در این نمایش تنها یک سرپناه نیست، بلکه بازتابی از هویت، خاطرات و آسیب‌های روانی ساکنانش است. راوی با ورود به این فضاها، در واقع به درون روان آدم‌ها قدم می‌گذارد. استفاده از راوی اول شخص، حس صمیمیت و همذات‌پنداری مستقیم با شخصیت اصلی را ایجاد می‌کند. خواننده جهان را از پشت چشمانِ نگاهِ طنزآلود و آسیب‌دیده او می‌بیند.لحن اثر، ترکیبی است از لحن گزارش‌وار و ظاهرا بی‌طرف (مانند یک کارگزار املاک). شاعرانه و تأمل‌برانگیز در لحظات کشف حقیقت. تلخ و کنایه‌آمیز در مواجهه با پوچی موقعیت‌ها. استفاده از شغل کارگزاری املاک به عنوان دریچه‌ای برای نقد اجتماعی، ایده‌ای بدیع و غنی است.نمایش موفق می‌شود پرسش‌های سنگین فلسفی درباره تنهایی و معنا را در قالب داستان‌هایی به ظاهر ساده و طنزآمیز مطرح کند. حتی در مواجهه‌های کوتاه، نویسنده می‌تواند با چند جمله، شخصیتی کامل و تاثیرگذار خلق کند که نماینده یک نوع انسان یا یک درد مشترک باشد. نثر نمایش سرشار از جزییات دقیق و تشبیهات هوشمندانه ... دیدن ادامه ›› است که فضای هر خانه و حال‌وهوای هر شخصیت را به شکلی ملموس ترسیم می‌کند. هوشمندانه، انسانی و به ‌شدت معاصر که آینه‌ای برابر جامعه شهری و افراد تنها می‌گیرد. قدرت اصلی آن نه در حادثه‌پردازی که در عمق نگاه و طنز تلخ آن است. در قلب این نمایش، موسیو تانر ایستاده؛ شخصیتی که می‌تواند به عنوان قهرمان اگزیستانسیالیست دوران مدرن تلقی شود. او نه در پی نجات جهان است، نه به دنبال عشق ابدی، بلکه تنها می‌خواهد «باشد» (To Be)، در فضای تعریف‌ شده خود.مبارزه تانر برای حفظ خانه‌اش، فراتر از یک درگیری ملکی، تلاشی برای حفظ اصالت وجودی او است. خانه، نه یک ملک، بلکه تجسم فضای درونی او و جایی است که در آن، او می‌تواند خودِ واقعی‌اش باشد. او برابر نیروهایی مقاومت می‌کند که می‌خواهند او را به یک عدد، یک مانع اداری یا یک شیء در مسیر توسعه تبدیل کنند.در جهان اگزیستانسیالیسم، انسان با انتخاب‌هایش، خود را تعریف می‌کند. تانر در هر لحظه آزادی انتخاب دارد که تسلیم شده و برود، اما او تصمیم می‌گیرد بماند و بجنگد. این تصمیم، حتی اگر به تلخ‌ترین فرجام‌ها ختم شود، تنها راه او برای اثبات وجود (Exist) در برابر نیستی (Nothingness) است.کمدی سیاه این نمایش، مستقیما از مفهوم پوچی (Absurdity)‌ زاده می‌شود. تانر درگیر مبارزه‌ای است که از ابتدا می‌داند در آن شکست می‌خورد؛ مبارزه‌ای علیه نیروی غیرشخصی توسعه، بروکراسی و منطق اقتصادی. این مبارزه بیهوده، ذات پوچی است. طنز تلخ و کنایه‌های سرد تانر، تنها ابزاری است که او برای کنترل موقعیت از منظر ذهنی دراختیار دارد. اگر نتواند جهان بیرونی را تغییر بدهد، دست‌کم می‌تواند آن را با تمسخر، از اعتبار ساقط بکند. این طنز، آخرین سنگر آگاهی است که با نفی خود، خود را تایید می‌کند.از منظر ژان پل سارتر، «دیگری» کسی است که به وجود من در جهان عینیت می‌بخشد و در عین حال، آزادی مرا تهدید می‌کند. دو بازیگر چندنقشی در این نمایش، بهترین تجسم «دیگری مهاجم» هستند: این بازیگران در لباس‌های یک ‌شکل (مانند کارگران) و با هویت‌های متغیر، نماد چشمان قضاوتگر و بی‌رحم جامعه هستند. از طریق نگاه آنهاست که وجود تانر به یک موضوع (Subject) تبدیل شده که باید مورد بررسی، قضاوت یا تخریب قرار گیرد. نمایش در فضایی قرار گرفته که دیگر متعلق به او نیست. همه‌ چیز (از قوانین تا کارگران) بیگانه است و به دنبال بیرون ‌راندن او. صحنه مینیمال، بیگانگی او را با جهان فیزیکی (فقدان گرما، زندگی و تعلق) برجسته می‌کند. از منظر اگزیستانسیال، نمایش «شوخی می‌کنید موسیو تانر» نه داستان دعوای دو همسایه، بلکه روایت نبرد انسان مدرن با وضعیت هستی‌شناختی خود است. اصغر نوری با هوشمندی، توانسته است «وحشت از هستی» را که زیر لایه‌های طنز پنهان شده، به وسیله تکنیک‌های فاصله‌گذار (ویدیومپینگ) به نمایش بگذارد. تانر درنهایت با انتخاب مقاومت، مسوولیت کامل وجود خود را می‌پذیرد و در عین حال، به پوچی وضعیت خود می‌خندد؛ این اوج دراماتیک کمدی سیاه و فلسفه اگزیستانسیال است.«شوخی می‌کنید موسیو تانر» نه تنها قصه‌ای از جدال بر سر یک تکه زمین روایت می‌کند، بلکه مانیفستی است درباره تناقض وجودی انسان مدرن؛ جایی که حق بقا و آرامش، به موضوعی برای تمسخر و کنایه تبدیل می‌شود. رویکرد اصغر نوری، کارگردان و مترجم اثر، کاملا بر محوریت این «کمدی سیاه» استوار است.کمدی سیاه در این نمایش نه با شوخی‌های مبتذل، بلکه با سردی، خشونت سیستماتیک و فاصله‌گذاری روشمند حاصل می‌شود. تانر در نمایش یک قهرمان نیست؛ او تنها یک لکه نورانی است که در محاصره یک تاریکی بزرگ و بی‌شخصیت قرار گرفته. ماهیت کمدی سیاه اینجا از تقابل دو نیرو ‌زاده می‌شود: تقلا برای حفظ خانه در برابر توسعه و کمدی واکنش: پاسخ‌های کنایه‌آمیز، بی‌تفاوتی و خونسردی تانر به این تهاجم.فضای خالی و سیاه صحنه، بستر مناسبی برای نمایش جهان ذهنی تانر است. این مینیمالیسم، عمدا از هرگونه واقع‌گرایی سنتی دوری می‌کند تا بر کیفیت استعاری موقعیت تمرکز کند. مبلمان قدیمی رها شده، در کنار لباس‌های کارگری (اورال آبی)، یادآور تصاویری از یک میدان جنگ شکست‌ خورده است که در آن، آخرین بقایای «ثبات» در محاصره «هجوم» قرار گرفته‌اند. استفاده از حباب گفتار برای نمایش واگویه‌ها (مانند پوسترها و شواهد اجرایی) قوی‌ترین ابزار کمدی سیاه است. این تکنیک، دیالوگ‌های درونی را به ابژه‌های تصویری تبدیل می‌کند که مخاطب را وادار به قضاوت درباره بی‌رحمی موقعیت می‌کند. این فاصله‌گذاری باعث می‌شود به جای حس همدردی (Feel for)، درباره وضعیت (Think about) تانر فکر کنیم و این کارکرد اصلی کمدی سیاه است: خنده تلخ از سر استیصال.حضور تنها سه بازیگر (احمد ساعتچیان، رضا مولایی و مرتضی حسین‌زاده) در این نمایش، نقش اساسی در تقویت حس «پارانویا» دارد.تانر در اجرای موفق کمدی سیاه، شخصیت مرکزی باید بتواند با کمترین کنش فیزیکی، بیشترین بار ذهنی را حمل کند. چهره خسته و جدی تانر در کنار کنایه‌هایی که به صورت حباب‌های گفتار ظاهر می‌شوند، تصویری از یک «سردی متفکرانه» را ارایه می‌دهد. بازی‌های چندگانه ازسوی دو بازیگر دیگر، کارکردی شبیه به نیروهای طبیعی یا مکانیکی دارند تا شخصیت‌های واقعی. آنها مدام لباس و ابزار عوض می‌کنند؛ از کارگر گرفته تا همسایه این دگردیسی دایمی نشان می‌دهد مشکل تانر با یک فرد خاص نیست، بلکه با منطق ویرانگر جهان و جامعه است که در هیئت‌های مختلف بر او فشار می‌آورد. این بی‌شخصیتی مهاجمان، فضای کمدی سیاه را تشدید می‌کند.«شوخی می‌کنید موسیو تانر» با استفاده آگاهانه از مینیمالیسم و کنتراست میان بدن ایستا و ذهن آشفته، توانسته کمدی سیاه نهفته در داستان را برجسته کند. این نمایش مخاطب را به خنده‌ای دعوت می‌کند که در گلو می‌شکند و از سر درک عمیق از پوچی و تناقضات زندگی مدرن است.
یک طنز سرد و ساکت

دوبوا نویسنده‌ای است که نثرش در عین سادگی، بسیار حساب‌شده است. او معمولاً از جملات نسبتاً کوتاه و ریتمی منظم استفاده می‌کند؛ نوعی نثرِ «بی‌ادعا» که به ظاهر چیزی پنهان نمی‌کند اما دقیقاً همین خونسردی است که اثر را به سمت ابزورد پیش می‌برد.

سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - آرش نعمتی؛ این روزها نمایشی به نام «شوخی می‌کنید موسیو تانر» به نویسندگی و کارگردانی اصغر نوری در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه رفته که بر اساس رمانی به همین نام اثر «ژان‌پل دوبوا» (Jean‑Paul Dubois) و با ترجمه کارگردان نمایش شکل گرفته است. به این بهانه، مروری داشتیم بر رمان فرانسوی «شوخی می‌کنید موسیو ... دیدن ادامه ›› تانر».

رمان «شوخی می‌کنید موسیو تانر» به قلم ژان‌پل دوبوا، در ظاهر داستانی است درباره بازسازی یک خانه روستایی در فرانسه اما هرچه پیش‌تر می‌رویم، روشن می‌شود که این «بازسازی» بیش از آن‌که پروژه‌ای معماری باشد، نوعی کالبدشکافی جامعه معاصر و آزمونِ طاقت انسانی است. دوبوا از دلِ تجربه‌ای ظاهراً پیش‌پاافتاده تعمیر و نوسازی خانه طنزی تلخ، آرام و بسیار دقیق بیرون می‌کشد که در سنتِ رمان فرانسوی معاصر جایگاه خاصی دارد. او در این رمان دقیقاً همان کاری را می‌کند که پیش‌تر در «زندگی فرانسوی» و دیگر آثارش انجام داده بود: روایتِ فروپاشی آرام انسان در میانه ساختارهای بوروکراتیک و مناسبات اجتماعی‌ای که به ظاهر عادی می‌نمایند اما در عمل خردکننده هستند.

خلاصه موقعیت روایی؛ کابوس بازسازی

قهرمان داستان تصمیم می‌گیرد خانه‌ای قدیمی در حومه‌ای خوش‌منظره بخرد و بازسازی کند. این تصمیم که در ابتدا همراه با خیال‌پردازی‌های رمانتیک از زندگی آرام، طبیعت، سکوت و «خانه‌ای رویایی» است خیلی زود به یک کابوسِ طولانی از برخورد با پیمانکارها، معمارها، کارگرها، ادارات، بیمه‌ها، قوانین و در یک کلام هر آن‌چه در جامعه مدرن می‌تواند میان انسان و زندگیِ ساده مورد نظرش فاصله بیندازد، تبدیل می‌شود.

آن‌چه دوبوا را از بسیاری نویسندگان طنز اجتماعی متفاوت می‌کند، این‌ست که همه‌چیز در رجیستر «کم‌صدا» روایت می‌شود. طنز او جیغ نمی‌کشد؛ بلکه زیرپوستی، با فاصله‌گذاریِ مودبانه و لحنی تقریباً خونسرد عمل می‌کند. یکی از محورهای اصلی رمان، برخورد تانر با جهان «کارهای اداری» و «اهالی حرفه‌ای» است. هر معمار، لوله‌کش، برق‌کار یا نقاش، جهانی کوچک از قواعد و بی‌قاعدگی‌هاست. دوبوا این شخصیت‌ها را هرگز به کاریکاتورهای صرف فرو نمی‌کاهد؛ بلکه با چند حرکت ساده زبانی و رفتاری، هر کدام را به تیپ‌های به‌یادماندنی بدل می‌کند: آدم‌هایی که واقعاً می‌توانید تصور بکنید امروز در حومه هر شهری با آن‌ها طرف بشوید.

در گزارش‌هایی از جمله در یادداشتی که روزنامه لوموند به مناسبت دریافت جایزه گُنکور درباره دوبوا منتشر کرد، بارها به این نکته اشاره شده که او نویسنده «بدن‌های فرسوده و ذهن‌های خسته» است؛ شخصیت‌هایش معمولاً در مواجهه با سازوکارهای بزرگ اجتماعی، کم‌کم از درون تهی می‌شوند اما او این خالی‌شدن را با نوعی طنز سرد مدیریت می‌کند. در «شوخی می‌کنید…» این فرسودگی، هم جسمانی است (دوندگی‌های بی‌پایان، هزینه‌ها، دردسرها) و هم روانی (احساس دائمیِ گرفتارشدن در یک بازی که قواعدش مدام عوض می‌شود).

ساختار روایت و موسیقی نثر

دوبوا نویسنده‌ای است که نثرش در عین سادگی، بسیار حساب‌شده است. او معمولاً از جملات نسبتاً کوتاه و ریتمی منظم استفاده می‌کند؛ نوعی نثرِ «بی‌ادعا» که به ظاهر چیزی پنهان نمی‌کند اما دقیقاً همین خونسردی است که اثر را به سمت ابزورد پیش می‌برد. در این رمان، فصل‌ها همچون اپیزودهایی از یک سریال کمدی سیاه هستند. هر فصل ما را با بحران جدیدی در پروژه بازسازی مواجه می‌کند؛ بحرانی که از حد تحمل انسان فراتر می‌رود اما نه آن‌قدر که به تمامی، به تراژدی بدل شود.

این ساختار اپیزودیک از نظر بعضی منتقدان فرانسوی، ویژگی بارز کار اوست: او داستان را نه بر محور یک گره‌افکنی و گره‌گشایی کلاسیک، بلکه بر پی‌درپی‌شدنِ موقعیت‌های به ظاهر جزیی بنا می‌کند. حاصل کار سرگیجه‌آور است: همه‌چیز کوچک است اما مجموعه این «کوچک‌ها» به تجربه‌ای فرساینده و در عین حال مضحک تبدیل می‌شوند.

این داستان بازنمایی نوعی از ادبیات که نه در ساحت متافیزیک، بلکه در سطح امور روزمره، ابزوردبودن جهان را آشکار می‌کند: از خرابی یک دیوار گرفته تا تاخیرِ مکرر یک پیمانکار. ویژگی برجسته کار دوبوا در این‌ست که «نشان می‌دهد چطور پوچی، دیگر نه در فضاهای خالی یا متروک، بلکه در اتاق نشیمن و دفتر بیمه و کارگاه نجاری اتفاق می‌افتد.»

از این منظر، کتاب برای خواننده ایرانی می‌تواند به‌شکلی غافلگیرکننده ملموس باشد: مشکلات ساخت‌وساز، برخورد با پیمانکارها، وعده‌های سرِ خرمن، تأخیرهای بی‌پایان، هزینه‌هایی که مدام بالا می‌رود و نهایتاً پرسش ساده‌ای که مدام در ذهن تکرار می‌شود: «آیا کسی دارد با من شوخی می‌کند؟».

توازن میان خنده و تلخی

یکی از موفقیت‌های این رمان این‌ست که هرگز به یک شکایت‌نامه صرف تبدیل نمی‌شود. دوبوا این مهارت را دارد که در اوج عصبانیت، طنزی آرام را زنده نگه دارد. شخصیت تانر قربانی است اما هم‌زمان بازی را ادامه می‌دهد و این مشارکت اوست که رمان را از دوگانه ساده «قربانی / جلاد» دور می‌کند.

دوبوا از خواننده نمی‌خواهد فقط بخندد یا فقط خشمگین شود؛ او از ما می‌خواهد «خودمان را در آینه این وضعیت ببینیم؛ با همه ضعف‌ها، منفعل‌بودن‌ها و توجیه‌های کوچک‌مان». این نکته بسیار مهمی است: رمان نه یک خطابه اجتماعی است و نه یک فکاهی سبک، بلکه تلاشی است برای ثبت شکلی از زندگی که در آن خنده و یأس به طرز جدایی‌ناپذیری درهم تنیده‌اند.

در نهایت، جذابیت کتاب در این‌ست که یک اتفاق پرتکرار و معمول را به تجربه‌ای جهان‌شمول تبدیل می‌کند: مواجهه انسان با نظام‌هایی که قرار بوده زندگی‌اش را بهتر کنند اما گاه چنان در خود پیچیده می‌شوند که او را تا مرز جنون می‌برند. دوبوا این وضعیت را نه با فریاد، بلکه با لبخندی کج و طعنه‌آمیز روایت می‌کند.
آرش نعمتی خبرگزاری ایبنا

طنزِ اندیشمندانه در معماریِ خاطره و هویت

به گزارش سینماخانه؛ نمایش «شوخی می‌کنید مسیو تانر» به نویسندگی و کارگردانی اصغر نوری که از ۸ دی‌ماه ... دیدن ادامه ›› در سالن استاد سمندریانِ مجموعه‌ ایرانشهر روی صحنه رفته، نمونه‌ای قابل‌تأمل از تئاتری است که طنز را نه به‌مثابه‌ ابزاری صرفاً سرگرم‌کننده، بلکه به‌عنوان شیوه‌ای برای اندیشیدن به وضعیت انسان معاصر به کار می‌گیرد. اقتباس از رمانی به همین نام، به اثر امکان داده است هم از استحکام روایی متن ادبی بهره‌مند شود و هم با زبان صحنه، مفاهیم فلسفی آن را به تجربه‌ای زنده و ملموس بدل کند.

در مرکز روایت، مسیو تانر قرار دارد؛ مردی که خانه‌ای اشرافی را به ارث برده و تصمیم می‌گیرد آن را بازسازی کند. اما این پروژه‌ به‌ظاهر ساده، به‌تدریج به میدان کشمکش میان انسان و گذشته تبدیل می‌شود. خانه در این نمایش مکانی خنثی نیست؛ موجودی زنده است با حافظه، با مقاومت و با اراده. تانر می‌پندارد که با تغییر دیوارها و راه‌پله‌ها می‌تواند خانه را مطابق میل خود شکل دهد، اما هرچه پیش می‌رود، روشن‌تر می‌شود که این خانه است که در حال شکل‌دادن به اوست. همین جابه‌جاییِ ظریفِ فاعل و مفعول، هسته‌ی معنایی نمایش را می‌سازد.

نمایش از همان ابتدا لحن خود را روشن می‌کند: طنزی آرام، کنترل‌شده و آگاهانه. خنده‌ها اغلب کوتاه و همراه با مکث‌اند؛ مکثی که تماشاگر را وامی‌دارد از خود بپرسد آیا آن‌چه بر صحنه می‌بیند، بازتابی از زندگی شخصی او نیست؟ این‌جا با کمدی‌ای از جنس «خنده‌های رها» مواجه نیستیم، بلکه با نوعی طنز اگزیستانسیال روبه‌رو هستیم؛ طنزی که از دل ناتوانی انسان در کنترل کامل زندگی زاده می‌شود.

خانه، به‌مثابهٔ گذشته، در بازسازی به رؤیای اصلاح زندگی بدل می‌شود و در شکست یا تعلیق پروژه، ناتوانی انسان در بازنویسی زیسته‌هایش را عیان می‌کند، تا پرسش بنیادین باقی بماند: آیا گذشته ترمیم‌پذیر است یا ما فقط می‌آموزیم با ترک‌هایش زندگی کنیم

مسیو تانر نه قهرمان است و نه ضدقهرمان. او انسانی «پروژه‌محور» است؛ انسانی که می‌خواهد همه‌چیز را درست کند: خانه، نظم، جزئیات. اما نمایش به‌تدریج نشان می‌دهد که این میل دائمی به اصلاح، بیش از آن‌که نجات‌بخش باشد، فرساینده است. تانر هرچه بیشتر درگیر درست‌کردن می‌شود، کمتر فرصت زیستن پیدا می‌کند. در این معنا، او نماینده‌ی انسان مدرن است؛ انسانی که مدام در حال بهبود است، اما کمتر احساس رضایت می‌کند.

دیالوگ‌ها عامدانه ساده‌اند. خبری از بازی‌های زبانی پیچیده یا شاعرانه‌گویی نیست، اما این سادگی فریبنده است. پشت جملات روزمره درباره‌ دیوار، لوله و تعمیر، مفاهیمی سنگین پنهان شده است: روابط انسانی، ترس از فروپاشی و ناتوانی در تغییر آن‌چه ریشه دوانده. اگر تماشاگر با دقت گوش دهد، درمی‌یابد که «ساختمان» فقط بهانه‌ای برای سخن‌گفتن از انسان است. جمله‌ای که در دیالوگ‌ها شنیده می‌شود «ساختمان مردها را می‌شکند» به‌خوبی چکیده‌ این نگاه است.

کارگردانی اصغر نوری آگاهانه از اغراق فاصله می‌گیرد. نمایش نه به دام کمدیِ پرادا می‌افتد و نه به رئالیسم افراطی پناه می‌برد. بازی‌ها، با حضور بازیگرانی چون احمد ساعتچیان، رضا مولایی و مرتضی حسین‌زاده، در مرزی ظریف حرکت می‌کنند: شخصیت‌ها واقعی‌اند، اما اندکی اغراق‌شده؛ شبیه خودِ ما، وقتی از بیرون به زندگی‌مان نگاه می‌کنیم. این انتخاب به متن اجازه می‌دهد عمق خود را حفظ کند و طنز را به ابزاری برای اندیشه بدل سازد.

در حوزه‌ی طراحی صحنه، اگرچه فضای کلی با جهان نمایش هم‌خوان است، اما چیدمان برخی عناصر می‌توانست دقیق‌تر و متعادل‌تر باشد. قرار گرفتن مبل‌ها در یک خط مستقیم و تختی که در بخشی از صحنه عملاً بلااستفاده باقی می‌ماند، تا حدی تعادل بصری صحنه را بر هم می‌زند. با این حال، استفاده از پرده‌ی سینما و نمایش تصاویر مرتبط با روایت، در مقاطعی موفق می‌شود نمایش را از یکنواختی بصری خارج کرده و به روایت‌پردازی عمق بیشتری ببخشد.

در مقابل، بهره‌گیری از ابزارهای فنی یکی از نقاط قوت اثر است. نردبان، کابل برق، ماله، کف‌پوش و رنگ ابزارهایی که همگی در فرایند بازسازی خانه به کار می‌روند نه‌فقط عناصر صحنه، بلکه بخشی از روایت‌اند. مخاطب، که در زندگی روزمره‌ی خود بارها شاهد تعمیرات و بازسازی در محیط کار یا خانه بوده، به‌راحتی می‌تواند ارتباط میان شخصیت‌ها و این ابزارها را درک کند. نمایش به‌خوبی مشکلات بازسازی، زمان‌بر بودن پروژه‌ها، رابطه‌ کارفرما و کارگر، نبود بیمه و دشواری‌های مشاغل فنی را بازتاب می‌دهد؛ مسائلی که کمتر در تئاتر به این شکل عینی و ملموس دیده می‌شوند.

هر یک از شخصیت‌ها با جهانی عجیب و متفاوت روبه‌رو هستند و همین تنوع، لایه‌های اجتماعی اثر را پررنگ‌تر می‌کند.

نمایش، بی‌آن‌که مستقیماً شعار بدهد، به مناسبات نابرابر کاری و فرسودگی جسمی و روانی کارگران فنی اشاره می‌کند و آن‌ها را در دل روایت اصلی جای می‌دهد.

در بستر امروز، «شوخی می‌کنید مسیو تانر» به‌شکل عجیبی معاصر به نظر می‌رسد. ما نیز مدام در حال بازسازی هستیم: خانه، شغل، رابطه، هویت. اما اغلب نتیجه چیزی جز خستگی و نارضایتی نیست. نمایش بدون قضاوت و بی‌هیاهو، این وضعیت را بازنمایی می‌کند و تماشاگر را آزاد می‌گذارد تا پاسخ خود را بیابد.

در نهایت، «شوخی می‌کنید مسیو تانر» نمایشی است که آرام پیش می‌رود، ادعای بزرگ نمی‌کند، اما پس از پایان در ذهن می‌ماند؛ اثری که یادآوری می‌کند بعضی چیزها را نمی‌توان «درست» کرد، فقط می‌توان فهمیدشان و با آن‌ها زندگی کرد. اگر تئاتر را مکانی برای تجربه و بازاندیشی می‌دانید، این نمایش نه‌فقط ارزش دیدن، که ارزش فکر کردن دارد.

سینماخانه / سهیلا انصاری
 

زمینه‌های فعالیت

تئاتر

تماس‌ها

maede.asadollahi93@gmail.com