کارگردان تئاتر گفت: ایده نمایش «مرگ اشرف غنی» از شباهت میان فرار اشرف غنی و فرار یزدگرد سوم نشات گرفت؛ اثری که اقتباسی آزاد از نمایشنامه «مرگ یزدگرد» بهرام بیضایی است و محور اصلی نمایش بر حول رنج انسان، ترس، دروغ و خیانت میچرخد.
ابراهیم پشتکوهی، کارگردان تئاتر در گفتوگو با ایران۲۴ درباره شکلگیری ایده اولیه نمایش «مرگ اشرف غنی» بیان کرد: در حقیقت ایده مرگ اشرف غنی، اقتباسی آزاد از «مرگ یزدگرد» است که سالها با من زندگی کرده بود. همیشه به این موضوع فکر میکردم که چگونه میتوان روایتی جدید را درباره مرگ یزدگرد ایجاد کرد. بدون آنکه نمایش تکراری شود. روایت فرار اشرف غنی و ماجرای چمدانهای دلار، ناخودآگاه مرا به یاد فرار یزدگرد سوم انداخت؛ همان نقطهای که «بهرام بیضایی» در آغاز مرگ یزدگرد تأکید میکند که از تاریخ، تنها همین واقعه را گرفته و باقی نمایش زاییدهی تخیل اوست. این نمایش نیز از همین ایده آغاز شد تا اینکه احساس کردم زمان آن رسیده این نمایشنامه متولد شود.
این کارگردان تئاتر با اشاره به برداشتی که از نمایشنامه مرگ یزد گرد سوم به قلم «بهرام بیضایی» کرده است، درباره نمایشنامه «مرگ اشرف غنی» اظهار کرد: در تمامی سالهای فعالیتم در حوزه تئاتر، جز اقتباس از کار شکسپیر، هرگز سراغ نمایشنامه نویسنده دیگری نرفته بودم. اما این اثر بیضایی جایگاه ویژهای داشت و به نوعی دوست داشتم ادای دین انجام شود، اما در عین حال نمیخواستم صرفا تکرار دوباره مرگ یزدگرد باشد، به همین دلیل روایت را به سمت افغانستان بردیم؛ اگر چه خط اصلی نمایشنامه حفظ شده ولی تفاوتهایی با نمیشنامه مرگ یزگرد دارد.
وی در ادامه درباره دغدغه مهم نمایشنامه «مرگ اشرف غنی» گفت: در حقیقت، دنبال ارائه یک پیام مشخصی نیستم. بیشترین هدفی که داشتم نشان دادن احوالات روحی انسانها در موقعیتهای بحرانی است؛ آدمهای معمولی که ادعای قهرمان بودن ندارند، اما در دل یک بحران سیاسی و اجتماعی ناچار به انتخاب میشوند و همین انتخابها زندگیشان را به چالش میکشد. بیش از هر چیزی این نمایش روایت رنج انسانهاست؛ در کنار آن بخشی از آیین و فرهنگ مردم افغانستان نیز به تصویر کشیده میشود.
پشت کوهی با بیان اینکه هدف اصلی این نمایشنامه درباره رخداد سیاسی امروز است یا اشاره به وقایع تاریخی دارد، تصریح کرد: قدرت دیکتاتوری و سرکوب فارغ از اینکه کجای جهان رخ دهد، الگوی تکرار شوندهای دارد. به همین دلیل این نمایش فقط به یک دوره خاص تاریخی مرتبط نیست و آن رویداد فقط بهانهای است برای اینکه در شرایط بحرانی روان انسان را بشناسیم و اینکه چگونه قدرت استبداد باعث ایجاد ترس و خفقان میشود و انسانها را به دروغ، خیانت، دزدی و انتخابهایی سوق میدهد که در شرایط زندگی معمولی شاید هرگز به انجام دادن آن فکر نکنند.
کارگردان تئاتر در ادامه بیان کرد: من از این بابت خوشحالم که بعد از سالها کار در تئاتر، به سراغ مهمترین نمایشنامه بیضایی رفتم. در عین ادای دینی که داشتم اثر متفاوت و جدیدی را روی صحنه آوردهام. فکر میکنم هر نویسندهای از اینکه اثرش به شکلهای مختلف به حیاتش ادامه دهد بسیار خوشحال خواهد شد. امروز تماشاگران افغانستانی با این نمایش ارتباط بر قرار میکنند، با آن میخندند، گریه میکنند و غم و رنجی که کشیدهاند را همچون آینه میبینند که بخشی از آن به قدرت بیضایی بر میگردد. بخشی مهمی نیز حاصل تلاش بازیگران و همهی عوامل نمایش است که تلاش کردند آینهای در برابر تماشاگر قرار دهند که بازتابی از روح زمانهی باشند.
منبع: ایران۲۴