تیوال نمایش از زیر زمین تا پشت بام
S3 : 17:10:18
  ۰۹ شهریور تا ۰۹ مهر ۱۳۹۵
  ۱۹:۰۰
  ۱ ساعت و ۳۰ دقیقه
 بها: ۳۵,۰۰۰ تومان

: مهین صدری
: افسانه ماهیان
: الهام کردا، صابر ابر، هوتن شکیبا، مارین ون هولک

: منوچهر شجاع
: محمد رضا جدیدی
: امیر اسمی
: مهرداد متجلی
: زمان وفا جویی
: شیما مرادی
: امیرسپهر تقی لو
: امیر قالیچی ها
: منوچهر شجاع
: محمدرضا حسین زاده
سبک:
مستند

گزارش تصویری تیوال از نمایش از زیر زمین تا پشت بام (سری سوم) / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش از زیر زمین تا پشت بام (سری دوم) / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش از زیر زمین تا پشت بام (سری نخست) / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
با توجه به پایان رسیدن ظرفیت نمایش، امکان خرید بلیت خارج از ظرفیت برای روزهای پنج شنبه و جمعه 8 و 9 مهر ماه فراهم شد.
میشه لطفا بگین جای تماشاگران خارج از ظرفیت کجاست؟ رو صندلی؟ زمین؟ پله؟ میتونن کنار هم بشینن؟ خیلی به صحنه دور هست یا نه؟ ممنونم
۰۸ مهر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رسد امکان خرید روزهای تازه این نمایش امروز شنبه ساعت ۱۷ فراهم خواهد شد.
مهدی جوانمرد این را دوست دارد
سلام. میخواستم بدونم این نمایش با توجه به تکمیل شدن ظرفیت سانس ها مجددا تمدید خواهد شد؟
۰۵ مهر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رسد امکان خرید بلیت روزهای یکشنبه۴، دوشنبه ۵ و سه شنبه ۶ مهر ماه در روز چهارشنبه ۳۱ شهریور ماه ساعت ۱۵ فراهم می شود.
لطفا یک بار زمان باز شدن بلیت روزهای جدید رو اعلام کنید. دو پست قبل اعلام کردید که ساعت ١٩ باز میشه من الان اومدم می بینم ساعت ٣ باز شده
۳۱ شهریور ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید






عکسی متناسب با محتوای نمایش« از زیر زمین تا پشت بام »
لینک عکس : http://uupload.ir/files/6bo0_okhtapoos.jpg






برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رسد امکان خرید روزهای تازه این نمایش امروز چهارشنبه ساعت ۱۹ فراهم خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
افسانه گربه‌های ایرانی
موضوع سرود و هم‌سرایی (و به یک ‌معنا موسیقی) در فیلم «ای ایرانِ» ناصر تقوایی به‌عنوان یک کمدی سیاسی، تقابل فرهنگ و نظامیگری را عریان می‌کند. از نمای اولیه که بر زمینه پرچم شاهنشاهی سه رنگ سبز، سفید و سرخ چند قبضه تفنگ می‌‌آید، نظامیگری رو به زوال به سخره گرفته می‌شود تا پایان فیلم که دانش‌آموزان مدرسه سرود «ای ایران» را روی تیتراژ می‌خوانند. موسیقی و حضورش به‌عنوان یکی از دروس تحصیلی که از پیش از انقلاب در مدارس تدریس می‌شد از «ای ایرانِ» تقوایی که با تاکید روی همین موضوع، بخشی از تاریخ سیاسی- اجتماعی ایران را روایت می‌کند، این‌روزها در نمایش «از زیرزمین تا پشت‌بام» هم خودنمایی می‌کند؛ به‌ویژه این‌روزها که از چهارسوی ایران می‌شنویم کنسرت‌های گروه‌های موسیقی ایرانی لغو می‌شود. سرنوشت شوم لغو کنسرت‌های ... دیدن ادامه » موسیقی حالا گره خورده به نمایش مستند «از زیرزمین تا پشت‌بام»؛ وارد سالن تئاتر ایرانشهر که می‌شوی، به تو گفته می‌شود مراقب باشی وارد صحنه نشوی (عملا صحنه‌ای وجود ندارد) و بعد که می‌روی روی صندلی‌ات بنشینی، بروشورهایی را که حکم هدفون دارند از روی صندلی برمی‌داری؛ گویی تو نیز با بازیگران نمایش (صابر ابر، الهام کردا، هوتن شکیبا و مارین ون‌هولک) هدفون به گوش می‌زنی تا فقط موسیقی بشنوی. نمایش که شروع می‌شود از چهار زاویه دید که در بازی نور و کلمه مدام تو را بازی می‌دهد، روایت‌هایی از مرگ «سگ‌های زرد» را می‌شنوی. هرچند نمایش می‌خواهد نشان دهد که تاکیدش روی موسیقی یک گروه زیرزمینی ایرانی در اواخر دهه هشتاد است که به دلیل مشکلاتی ناگزیر به خروج از ایران می‌شوند و به آمریکا می‌روند، اما عملا روی موسیقی این گروه مانور نمی‌دهد؛ بلکه آنها فقط مرگ تراژیک «سگ‌های زرد» را روایت می‌کنند. گویی مصداق این حرف فردینان سلین در رمان «قصر‌به‌قصر» است که روایت مرگ یک سگ است: «اشکال مرگ بشر این است که یکسره های‌وهوی است!» در این نمایش نیز، آنقدر که مرگ «سگ‌های زرد»، «های‌وهوی» داشت، صدا و موسیقی‌شان «های‌وهوی» نداشت. نمایش هرچقدر نکات خوبی دارد، اما هرگز سعی نمی‌کند روی «صدا»یی که تاکید دارد زنده است و به حیات خود ادامه می‌هد، و این صدا «فارسی» است، جهت داده شود: «یه‌بار بم گفت تنها چیزی که از یه آدم می‌مونه صداشه. صدا هیچ‌وقت نمی‌میره. می‌ره تو کف خونه. یه جایی توی شکافای کابینت آشپزخونه، توی بالش و پتوی آدم ذخیره می‌شه...» اما نمایش تنها روایت مرگ است: مرگ چهار موزیسین ایرانی با «رویای آمریکایی» در «ینگه دنیا». نمایش مستند «از زیرزمین تا پشت‌بام» را باید دید، اما نباید فراموش کرد، آن‌قدر که مرگ «سگ‌های زرد» صدا کرد، صدایشان که موسیقی‌شان بود و موسیقی‌شان که زندگی‌شان بود، صدا نکرد. نمایش «از زیرزمین تا پشت‌بام» هم هرچند می‌خواهد این «صدا» را نشان دهد، نمی‌تواند. بااین‌حال، دیدن این نمایش، دیدن دیگرباره خودمان است در موقعیتی که می‌توانستیم کاری کنیم که نه «سگ‌های زرد» بمیرند و نه «صدا»یشان. اگر نمایش‌های مستند «ویران»، «شنیدن» و «دکلره» را هم دیده‌اید، از این نمایش هم لذت می‌برید. شما از همان ابتدای ورود به سالن نمایش وارد دیالوگی می‌شوید که پایانش کودکی یک دانش‌آموز سوئدی است (به‌نوعی کودکی خود شماست) که در مدرسه‌اش موسیقی را به‌عنوان یکی از دروس تحصیلی، می‌خواند، می‌نوازد، و حالا تو با او و از زبان فروغ می‌خوانی: «صدا، صدا، تنها صدا/ صدای خواهش شفاف آب به جاری‌شدن/ صدای ریزش نور ستاره بر جدار مادگی خاک/ صدای انعقاد نطفه معنی/ و بسط ذهن مشترک عشق/ صدا، صدا، صدا، تنها صداست که می‌ماند...»
آریامن احمدی
منبع : http://www.armandaily.ir/fa/Main/Detail/163318
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر میخواهید تصمیم بگیرید این تئاتر را ببینید یا نه، باید دید در کدام گروه قرار میگیرید:
اگر شما هم از آن دسته از تماشاچیان پیگیر تئاتر هستید که در سالهای اخیر از دیدن تئاترهایی مانند هم هوایی، مالی سویینی، سه تراپی، دکلره و امثال آن، (علی رغم خوب بودن موارد نادرشان) به تنگ آمده اید، این تئاتر نیز حرف جدیدی برایتان ندارد! 4 نفر که داستان زندگیشان را مونولوگ وار برایتان روایت میکنند، و با اینکه روایت نمایش جالب انتخاب شده، اما خسته میشوید از اینکه پس کی قرار است دوباره در صحنه تئاترمان اکت و ری اکت را ببینیم؟
اما اگر از این سبک اجرا هنوز اشباع نشده اید یا حتی این فرمت را دوست دارید، بلی، این تئاتر به شما پیشنهاد میشود، نه به این خاطر که لزوما بازی هایش درخشان باشد، که به خاطر موضوعش که کمتر به آن پرداخته شده است.
در مورد اجرا باید گفت الهام کردای ... دیدن ادامه » عزیز فرقی با همان کردای هم هوایی ندارد، مخصوصاً به خاطر فرم بازی روانش که اگرچه برند اوست ولی تکراری شده است؛ مانند تکه کلامش: "این شد که..."، یا مسلسل وار یک کلمه را تکرار کردن (که گاهی از طرف تماشاچیها به اشتباه تپق تلقی میشود). صابر جانِ ابر انگار هنوز کنار نیامده با اینکه اکت چندانی ندارد و جایی بین قصه گفتن یا بازی کردن مانده است و حق هم دارد، تماشاچی عادت دارد او را در قامتِ اجرایی چون کالیگولا ببیند، نه اینکه نهایت اکتش این باشد که با آهنگ برقصد و حتی همین رقصیدنش هم به دلت نشیند! در این بین بازی هوتن شکیبا و مارین ون هولک، باورپذیرتر شده است، زیرا انگار پذیرفته اند که صرفاً قرار است داستانی بگویند، قرار نیست صدایشان را در لحظات غمبار و هنگام گریه نازک کنند یا برقصند که ما باور کنیم موسیقی و رقص در خونشان است! لحظه ای که جوجو در اوج تعریف روزهای پس از واقعه، زیر گریه میزند و میگوید ببخشید! توی تماشاگر واقعا باور میکنی که او دارد برای شخصِ تو داستانی از خودش را روایت میکند و متأسف است که ناراحتت کرده است!
از گونه مونولوگ گویی اجرا- که شبیه آفتی برای این روزهای تئاترمان شده- که بگذریم، روند پیشرفت نمایشنامه اما خوب است، هم به عقب میرود و هم به جلو! و در این عقب و جلو رفتن هربار به تو داده ای را ارائه میدهد که لزوماً تو را به نتیجه واحدی در مورد افراد درگیر در واقعه نمیرساند، و در نهایت نیز چندان در جایگاه قضاوت نمی ایستد، که این اصولاً شیوه نوشتار مهین خانمِ صدری است که صرفا داستان را با تمام جزییات موجود روایت کند، بی آنکه بخواهد تو را به قضاوت بنشاند. دقت در جزییات تا توصیف منظره پیش روی خانه گروه پیش میرود: "نقاشیِ خیلی بزرگِ یه پسر بچه و دختر بچه خیلی کوچیک" و عدم قضاوت تا جایی که تو نمیفهمی آیا واقعا پوریا پولها را برداشته یا رفیع دروغ میگوید؟

بین ما تماشاچیانی که اجرای این تئاتر را دیده ایم، رازی هست که در سایر نوشته ها با نام سورپرایز ازآن یاد شده! که از آنجا که نه در عکسها و نه در نوشته های سایت به آن اشاره ای نشده است، ما هم باید بگذاریم مسکوت بماند. اما اگر به هردلیلی به دیدن این نمایش بروید، بدانید که اگر مانند من از اجرا یا برخی بازیها دلخور باشید، نهایتاً تک خاطره ای ماندگار از این تئاتر برایتان خواهد ماند که دوست دارید برای همه تعریفش کنید.

پ.ن.: ضمنا اگر در نهایت تصمیم داشتید به دیدن این تئاتر بروید، قبل یا بعد از آن جستجویی در مورد بازیگران فیلم "کسی از گربه های ایرانی خبر نداره" داشته باشید، داستان بهتر دستتان می آید!
درود
چقدر باشما هم نظرم دوست عزیز و کاملا اشارات خوبی به ابعاد وجزئیات این اجرا داشتید
البته اینبار چندان موافق نیستم خانم صدری بی هیچ جهت گیری تنها نقل موضوع کردند استفاده از موزیک هایی با توجه به متن شان و اشاراتی در دیالوگ ها
به نظر میرسد که نمیشود ... دیدن ادامه » چندان هم بی هیچ سو گیری موضوع را دنبال کرد اگرچه ظرافت زیادی دربیان بکاررفته ست
۱۹ شهریور ۱۳۹۵
ممنون دوست عزیز که نظرتون رو به اشتراک گذاشتین بسیار بهره بردیم
۳۱ شهریور ۱۳۹۵
چه بی طرفانه و خوب توضیح دادید که برویم این نمایش رو ببینیم یا نه. بدون لو دادن داستان. ممنون.
۰۴ مهر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه تئاتر به سبک خاصصصص افسانه ماهیان، و با معرفی یک اعجوبه که کاملاً راضی از در سالن خارجتون میکنه، تبریک و خسته نباشید.
واقعن یک اعجوبه بود
هر دو هنرمند پایانی
۱۹ شهریور ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رسد ساعت اجرای این نمایش در روزهای یکشنبه ۱۴، دوشنبه ۱۵ و سه شنبه ۱۶ شهریور ماه ۱۹ است.
محمد تقی پور بیرگانی این را دوست دارد
جای مناسب کجاست برای دیدن نمایش؟
۱۳ شهریور ۱۳۹۵
همه باکسها دید خوبی دارن!
۱۳ شهریور ۱۳۹۵
خسته نباشید. کارتون رو دوست داشتم بازی خانم کردا مثل همیشه بی نظیر بود. به نظرم کارگردانی کار با توجه به قابلیت های متن می تونست بهتر از اینها باشه موفق باشید....
۲۹ شهریور ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید