آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نمایش بلوغ
S3 : 00:51:53 | com/org
خرید بلیت
٪۲۰ تخفیف
((ابراهیم))
۰۳ تا ۲۴ اسفند
۱۷:۰۰  |  ۱ ساعت و ۵ دقیقه
بها: ۳۰,۰۰۰ تومان  |  جزییات
۳۰۰۰۰ تومان
لوزا دختر خانواده مدتی است جدا شده و نزد پدر آمده است. ساما پسر خانواده سرباز است. پدر خانواده معلم است. به واسطه‌ی حساسیتی که بر روی فرزندان خود نسبت به آسیبهای ناشی از جامعه دارد، درگیر چالش هایی در خانواده‌ی خود می شود و ...

- اثر برگزیده بخش نمایشنامه نویسی ۳۸ مین جشنواره بین المللی تئاتر فجر به قضاوت اساتید؛ خسرو حکیم رابط، پیام لاریان و مهدی میرباقری
- اثر برگزیده ۳۲ مین جشنواره تئاتر استانی
- دریافت عناوین: کارگردانی اول، نویسندگی اول، بازیگری اول مرد، بازیگری سوم زن، طراحی صحنه سوم و کاندیدای نور، به قضاوت اساتید؛ افسانه ماهیان، حمید پورآذری و خیام وقارکاشانی


- از همراه داشتن فرزندان زیر ۱۸ سال خودداری نمایید.

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، ضلع جنوبی باغ هنر، بام خانه هنرمندان
تلفن:  ۸۸۳۱۰۴۵۷، ۸۸۳۱۰۴۵۸

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
//بی حیا، نامعلومی قصه//
پدرهای نسل ما خیلی شان کم و بیش چنین بودند و البته پدر دوستی که مدیر مدرسه بود و الان امیدی به زنده بودنش به خاطر کرونا ناچیز است... نمونه عینی برای من بود..

نمایشنامه:
همچین پدری در مورد پسرش و در مورد شاگردانش با دخترش حرف نمی زنه... چون این کار بی حیایی هست...
همچین پدری روی دخترش گیر بیشتری داره... چون جنس پسر را می شناسه و باید دخترش را محافظت کنه..

گره قصه ما چیه؟
تاثیرات رفتارهای پدر شکاک بر خانواده

مرگ مادر و شیمی درمانی نکردن اش که حدود ۲۰ دقیقه اول روش به شدت زوم هست، چه ربطی به موضوع ... دیدن ادامه ›› داره..
در هیچ کجای قصه بطور صریح، تلویحی، تاویلی، تدریجی، تفهیمی و .... اثری از این مطلب نیست که پدر به دلیل شکاک بودن، اعتماد نداشتن به کادر درمان، پوشیدن لباس های بیمارستانی و بالطبع نداشتن پوشش بدن، تنها بودن پزشک پرستار و بهیار در اتاق خالی درمان، پدر را به ایده مرگ بهتر از ذلت رسانده و حرفهایش صرفا دروغی برای سرپوش گذاشتن بر ماجرا و ساکت کردن اطرافیان از جمله فرزندان است...

اگر رفتارهای نامتعارف پدر، مادر را به بیمارستان روانی کشانده بود و در آنجا بر اثر حادثه ای مادر فوت می کرد کاملا منطقی جلوه می کرد...
در اینجا فقط یک پدر دیکتاتور می بینیم که نظر خودش را بر همه تحمیل می کند.. اکثر پدرهای هم نسل ما و پدر خودم اینجوری بود ولی ربطی به خل بازی های دیگه نداره...

پس ۲۰ دقیقه کار اضافه هست...

اصرار نمایشنامه نویس بر دیالوگ نویسی به شدت عجیبه..
همه اتفاقات به صورت محاوره ای روایت میشه و وفاداری به متن از جذابیت اجرا کاسته...

اجرا:
بازی پدر ( چهره اش شبیه کریمی قدوسی نماینده دلواپس مجلس هست) نسبتا خوب از کار درآمده ولی همان دیالوگ نویسی بیش از حد، پدر را به موجودی نق نقو تبدیل کرده...

دختر: بازی متوسط و فقط ناراحتی و شوکه شدن و دروغ بافتن همه در یک حالت آن هم با چشم...
که در کنار پدر و نمایشنامه نویس بر خستگی و ریتم کند نمایش می افزاید..

پسر: فرصت های طوفانی و حضور فوق العاده اش با داد و بی داد هدر می رود..

و در نهایت با پایانی باز، از خبر کشته شدن دختر ۷ ساله توسط پدرش به خاطر معصوم ماندنش و حمایت معلم تاریخ (پدر قصه مان)و خواب آشفته دختر در مورد خونریزی و احتمالا خواب پدر قصه و تجربیات پدر به قتل دختر توسط پدر برسیم!
دو چراغ لیزری قرمز و موسیقی ترسناک هم مثل فیلم درخشش مرحوم کوبریک از واقعه ای هولناک خبر می داد..
البته اینجانب یاد دو چشم خفاش کارتون چوبین ( ماموران برونکا) افتادم...

اما گزینه لذت بخش این نمایش تعویض پرده های به موقع و البته دکور هدفمند، موثر و البته در بخش اجرا کشیدن غذا، صبحانه، چایی به صورت واقعی می توان نام برد که از ضعف نمایشنامه کاست...

بهرحال با اثری پر ایراد از لحاظ نگارش روبرو بودیم..
و کارگردانی از این اثر پر ایراد قابل قبول بود و در جاهایی توانسته بود ضعف متن را لاپوشانی کند.. و بازی های جز نقش پدر نیازمند پرداخت بیشتری است..

بهرحال امید کارهای دانشجویی بهبود یابد و تئاترهای بهتری جایزه بگیرند..
چون بهرحال جشنواره باید برنده داشته باشد...

محسن جوانی، Samira، سپهر و امیر مسعود این را خواندند
کاوه علیزاده این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید