آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نمایش کالیگولا
S3 : 12:11:25 | com/org
امکان خرید پایان یافته
۲۰ مرداد تا ۲۶ مهر ۱۳۹۴
۱۷:۰۰
۲ ساعت و ۲۵ دقیقه
بها: ۴۵,۰۰۰، ۳۵,۰۰۰ و ۲۵,۰۰۰ تومان  |  جزییات
همکف: ۴۵.۰۰۰ تومان
بالکن یک و دو: ۳۵.۰۰۰ تومان
بالکن سه: ۲۵.۰۰۰ تومان
داستان زندگی کالیگولا از نگاهی دیگر

کارهای گذشته گروه مونگو:
در انتظار گـودو (کارگردان: همایون غنی زاده) ۱۳۹۲‍-۱۳۸۳
ملکه زیبایی لنیـن (کارگردان: همایون غنی زاده) ۱۳۹۲
ددالوس و ایکاروس (نویسنده و کارگردان: همایون غنی زاده) ۱۳۸۵
آگا ممنون (نویسنده و کارگردان: همایون غنی زاده) ۱۳۸۸
آنتیگونه (نویسنده و کارگردان: همایون غنی زاده) - تولید استونی ۲۰۱۰
پادشاه می میرد یا سیزده سیزده تبصره ۸ (نویسنده و کارگردان: همایون غنی زاده) - تولید استونی ۲۰۱۲
کالیگولا (کارگردان: همایون غنی زاده) ۱۳۹۴- ۱۳۸۹

 
با تشکر از:  
حسین مسافرآستانه، حسن آقاخانی، حسین پاکدل، ناصر مناف زاده ترکمانی، نسیم فلاحتی، مهندس غلام رضا زاهدیان فر، رضا سلیمانی، فرشید نوروزی، منصور امیری، علی فتاحی ، شقایق شوریان، اشکان چگینی، پوریا فرهادی، الهام معین و سپاس از هما روستا

نکته مهم: تماشاگران محترم دقت نمایند به دلیل تعمیرات در خیابان شهریار، امکان استفاده از پارکینگ مجموعه بنیاد رودکی و محدوده خیابان شهریار به عنوان پارکینگ فعلا وجود ندارد.

گزارش تصویری تیوال از نمایش کالیگولا (سری دوم) / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری تیوال از نمایش کالیگولا (سری نخست) / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش کالیگولا (سری دوم) / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش کالیگولا (سری نخست) / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس‌ها ››

آواها

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، تالار وحدت
تلفن:  ۶۶۷۳۱۴۱۹، ۶۶۷۰۵۱۰۱

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
کالیگولا: آدم ها می میرند و خوشبخت نیستند.
هلیکون: آخر، کایوس، این حقیقتی است که آدم ها به آسانی با آن می سازند. به دور و بر خودت نگاه کن؛ این چیزی نیست که مانع ناهار خوردنشان بشود.
کالیگولا: پس دور و بر من هر چه هست دروغ است و من می خواهم که مردم با راستی زندگی کنند!
میدونی ، من یه بار ماهو داشتم ، یه شب از پنجره ی اتاقم وارد شد ،، اومد توی رختخوابم و منو غرق در لبخند کرد ...

کالیگولا : تو فکر میکنی من دیوانه ام
هلیکون : خودت میدونی که من هیچوقت فکر نمیکنم ،، عاقل تر از آنم که فکر کنم
میرم ماههوووو برات بیارم.
امیدوارم جناب همایون غنی زاده این گفتگو ها را ببینند و دوباره کالیگولا را روی صحنه ببرند.
جناب صادقی سخن از زبان ما می گویی!!!
واقعا امیدوارم که دوباره این نمایش اجرا بره
۱۵ مرداد ۱۳۹۶
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
و این منی که هنوزم که هنوزه به این صفحه سر می‌زنم و خاطراتِ شیرینِ کالیگولا رو مزه مزه می‌کنم...
لازم به ذکر است که همچنان به حاضری زدنمان در این صفحه ادامه می‌دهیم، به این امید که دوباره این نمایش زیبا را روی صحنه ببینیم!
۰۸ فروردین ۱۳۹۷
دلتنگی
۱۳ فروردین ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دیدى هلیکون نیومد :((((((((((((((((
چقدر دلم برای دوباره دیدن این تئاتر تنگ شده...
اتفاقاً وقتی فیلم ادات نمی کنیم دیدیم تو صحنه کافه وقتی موزیک متن کالیگولا داشت پخش می شد یهو دلم برای این نمایش و کالیگولا خیلی تنگ شد پرت شدم تو گذشته!
۲۰ خرداد ۱۳۹۵
من که هنوزم که هنوزه آهنگا و دیالوگا تو سرمه. عجب خاطره‌ی عجیب غریبی بود کالیگولا. زنده باشی همایون خان.
۳۱ مرداد ۱۳۹۵
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خیلی وقتی بود که ننوشته بودم اینجا. اما جای خالی اش نبود. کلمات نبود. تیوال نبود. من نبودم. هیچ بود. دود بود. پوش. سیاهی. خیال. پوچ. خلا. فکر نکن می خواهم کلمات را در کنار هم بگذارم و بگویم هایکو. بیا و غره غره اش کن. تا چند صباحی به عمرت مانده. تا چند اسفند دیگر در راه است. تا چند "ملکه زیبای لی نین". تا چند سطل خونین. توهم. تا چند "در انتظار گودو"؟ اصلا نه در انتظار باش و نه ویرایشی. نه هیچ. بگذار همین جور بی مایه، دکمه نگارش را فشار دهم. بگذار بی پیرایه حرف بزنم. بدون بزک و دوزک ها و کلک های ویراستاران چاق. همچون کالیگولا لاغر باشم. همچون کامو در یادداشت هایش. خانم بازی هایش. همچون کالیگولا و زن بارگی اش. بگذار با کلمات آن گونه برخورد کنم که کالیگولا با سزونیا. بگذار در چرخه پوچی افتم و سنگم از کوهی به پایین بلغزد و دوباره از نو بالا آورمش. این "دوباره" این دوباره های لعنتی که بر سرت هوار می شوند به ناگهان و تنها مرگ است که به آن ها پایان می دهد و بس. همان گونه که برای کالیگولا مرگ دروسیلا مرگ دوباره ها بود. او دیگر دوباره ای نداشت. او به زور باره ای بود. همان گونه که دیگر این کالیگولا دوباره ای ندارد. چند روزی است که دلم هوای کالیگولا را کرده. ابر نه. خود کالیگولا. دلم لک زده برای آن تخم مرغ هایی که بر سر سزونیا ریخت و نابود شد. دلم لک زده برای تئاتر دیدن. آرکایو. من. تو. سطحی سفید. ماه. آتش و شراب.
جای نوشته هایت در تیوال که همیشه خالی بوده...
چه خوب که تئاتر بی قرارت می کند و کلماتت را ماه زده ..واقعا خوب است چون می نویسی ... و دوباره هستی در تیوال... و این بودن دوستان سودا زده ی تئاتر غنیمت است

۱۹ اسفند ۱۳۹۴
ابرشیر .... فدایت....

وحید .... دلمان تنگ شد

ذوق زده.... بنده نوازی می کنید...

م م ر ..... جانم.....
۰۶ تیر ۱۳۹۵
مشتاق دیدار
۰۷ تیر ۱۳۹۵
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آقای غنی زاده را دوست دارم بخاطر تلاشی که برای بالا بردن سطح درک و شعور مخاطبینشون انجام میدهند. کالیگولا یک شاهکار بود.
حتی اگه خورشید بتابه
و مرده ها زیر درخشش آفتاب تکون بخورن
هیچ چیز به قبل برنمیگرده
پس باید ادامه داد
باید رفت
تا انتهای ناممکن
تا خود خود
بی قیدی
دیدى هلیکون نیومد،


دیدى ماهو نیاورد
دیدى هلیکون نیومد
دیدى ماهو برام نیاورد ..
۲۶ مهر ۱۳۹۴
مرسی فرنود جان اصلن امکان نداره من اشتباه کنم!!

خانم هدایتی دیالوگ رو همچین سفت زد من ب زندگینامه ام هم شک کردم!!
۰۱ آبان ۱۳۹۴
دیدی ماهو نیاورد
۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سه بار این نمایش رو دیدم
و هر سه بار به دیوانگی ختم شد !
یکی از بیاد ماندنی ترین ها بود،
از آن تئاتر هایی که تا مدت ها تو ذهن آدم می مونه.
سه ساعت مثل سه دقیقه گذشت،
و من دلم می خواست تا ابد بنشینم و فقط نگاه کنم.
دیدن همچین اجرایی بسیار باعث خوشحالیه.
تنها چیزی که ناراحتم می کنه فرهنگ تئاتر بینی پایینمونه !
زنگ خوردن ها و با گوشی ور رفتن ها و حتی خوراکی خوردن ها! به شدت اذیت کننده است !
یه خسته نباشید بزرگ لایق کل گروهه، بخصوص اقای غنی زاده، جناب ابر و خانم پناهی ها و صد البته جناب شایسته عزیز.

وااااى دقیقـــن احساس من!!!
فقط من مثلِ شما نتوستتم بیشتر از یک بار ببینمش
واقعن این نمایش به طرزِ دیوانه کننده اى بى نظیر بود
۲۶ مهر ۱۳۹۴
خانم صادقی من هم ! هر از گاهی دیالوگ ها رو با خودم تکرار می کنم کیف می کنم :دی
موافقم
باشد تا داشته باشیم از این تئاتر های عالی :)
۰۴ آبان ۱۳۹۴
آخ خانم صادقی من چقدر حسرت خوردم از اینکه ضبط نکردم صدا رو. ممکن هست براتون که فایل صوتیش رو جایی آپلود کنید؟ یک دنیا ممنون میشم ازتون.
۲۹ آبان ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
واپسین اجرای این نمایش تحسین‌شده شنبه ۲۵ مهرماه به روی صحنه می‌رود.
مارینا این را دوست دارد
امکان تمدید وجود نداره..؟
۲۴ مهر ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
کالیگولا بی نظیر بود
حدس میزدم که عالی باشه،اما نه تا این حد که برسم خونه و بیام در مورد این کار روانی مطلب بنویسم.
صابر ابر،پانته آ و جوجوووو عالی بودند
صحنه تخم مرغ و انداختن ،انداختن صندلی ها و اذیت کردن غلام پرفکت بود
خسته نباشید هنرمندان عزیز
این تئاتر رو به یک تئاتر اولی پیشنهاد میکنید؟
morteza این را خواند
خیر
۲۱ مهر ۱۳۹۴
چرا؟
۲۲ مهر ۱۳۹۴
این نمایش فوقالعاده است اما بسیار طولانی و سنگین میباشد فکر میکنم باید با نمایشهای سبکتر شروع کنید. سپاس
۲۲ مهر ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امکان خرید روزهای پایانی اجرای این نمایش فراهم آمده است.
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روز چهارشنبه ۲۲ مهرماه نمایش کالیگولا فراهم شد.
لیلى شجاعى، hoseyn nami و یاس این را خواندند
علی خواجوی این را دوست دارد
اگر این امکان فراهم میشد که ساعت اجرا ۱۲ ظهر یا حوالی صبح بود خیلی عالی میشد.
۲۰ مهر ۱۳۹۴
پس کی امکان خرید روز پنجشنبه فراهم میشه؟
اصلا قراره روز پنجشنبه هم از همین سایت فروخته بشه یا نه؟
۲۰ مهر ۱۳۹۴
میشه بفرمایید روز پنجشنبه کی باز میشه؟؟؟؟؟
۲۰ مهر ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
به نظرم نمایش کالیگولا که یکی از متنهای شاهکاره اینقدر جذابیت داره و قوی هست که هر تماشاگری ممکنه بعد از خوندن متن نمایش و دیدن شاهکارآقای غنی زاده و گروه هنرمندشون خودش رو بتونه جای کارگردان قرار بده و با زاویه دید خودش در راستای جذابتر شدن اثر کار رو بازسازی کنه . شاید خود من هم که تا قبل از دیدن نمایش ،متن نمایشنامه رو نخونده بودم و پس از دیدن کار متن رو خوندم تو این چند شبی که از دیدن اجرا میگذره مدام صحنه های نمایش رو ناخودآگاه تو ذهنم مرور میکنم و دوباره به متن نمایش مراجعه میکنم و توی ذهنم صحنه ها رو تغییر میدم ، مرور میکنم و شاید هم بازسازی . در این زمینه چندتا نکته ذهنم رو مشغول کرده بود که خواستم با دوستان تیوالی هم مطرح کنم:
ا- وقتی متن رو مطالعه کنیم میبینیم که توی خیلی از جاها با توجه به فضای فرهنگی و سیاسی فعلی کشورمون امکان وفاداری کامل به متن امکانپذیر نیست و اتفاقا ارائه و اجرای نمایش آقای غنی زاده (مثل صحنه مرگ کائسونیا) عالی و اثر گذاره و به نقاط قوت کار تبدیل شده. کما اینکه قطعا آقای غنی زاده بارها و بارها متن رو خوندن و قطعا بهترین راهکار اجرا رو از با توجه به شرایط و امکانات و زمان درنظر گرفتن.
2-این اتفاق خیلی خوبیه که بخش عمده تماشاگرها نه تنها با کار ارتباط برقرار کردن حتی ذهنشون به چالش کشیده شده و تو کوتاهترین زمان متن رو خوندن و به شخصیت و اعمال کالیگولا و اطرافیانش فکر میکنند و ممکنه نمایش بعضا تو رفتارها و زندگی روزمرشون تاثیرگذار باشه.
3-کار آقای غنی زاده خیلی ها رو با تئاتر آشنا و خیلی ها رو با تئاتر آشتی داد.ای کاش مسئولین عزیز حوزه تئاتر وحتی مقامات تصمیم گیرنده رده بالاتر از جمله وزیر محترم ارشاد،شهردار محترم و حتی نمایندگان مجلس و شخصیتهای تصمیم گیرنده فرهنگی ضمن دیدن نمایش راجع به تاثیرات این کار و آثار نمایشی مشابه اطلاع حاصل کنند و بدونند که اگه حمایت از هنرمندان به نحو مطلوب انجام بشه قطعا اتفاقات خیلی خیلی بهتری در انتظار تئاتر و هنر مملکت هست.
4-بدون شک وقتی درباره این کار صحبت میکنی نمیشه از بازی ... دیدن ادامه ›› بدون نقص و شاهکار "صابر ابر " نازنین یاد نکنی. هر چقدر فکر کردم هیچ کسی دیگری رو نتونستم جایگزین این هنرمند عزیز برای نقش پیدا کنم. از حالتهای چهره ، صدا ،حرکات موزون بدن و.......
5-شخصیت کالیگولا به نظرم فی نفسه بد نیست و تنفر نمیاره. جه جور با افکارش برخورد کردن و جه جور باهاش کنار اومدنه که مهمه و میتونه انسان رو به چالش بکشه.
6-در آخر دو تا سوال راجع به نحوه اجرا داشتم که اگه دوستان راهنمائی کنند ممنون میشم. چرا کارگردان فضای آشپزخانه و غذا رو برای فضای اصلی کار انتخاب کرده وحتی نوع مرگ کالیگولا رو هم به اون ربط میده؟ شاید اینکه برخی از تماشاگران میگن که زمان کار زیاد بوده ( که به نظر من با توجه به متن اصلی اصلا زیاد نبود) بخاطر این فضا و خستگی ذهن ناشی از تاثیر این فضای نسبتا تکراری بوده . همچنین چرا تاکید و اصرار کارگردان بر گریم و ترکیب این چنینی چهره و لباس بازیگران بوده؟ آیا برای این بوده که هر نوع برداشت و تغییر تو چهره بازیگران ذهن تماشاگر رو از متن اصلی و هدف نویسنده دور میگرده؟ این دو مورد از همون مواردی که من رو بین متن اصلی و کار آقای غنی زاده گیج میکنه و دنبال دلیل و قانع شدنم.
و در آخر سپاس از همه عوامل و بازیگران توانمند اثر وتشکر مجدد از آقای غنی زاده برای 3 ساعت جذاب و ساعتها تفکر و درگیری ذهن بعد از اون و سپاس از صابر ابر برای اینکه به نمایش کالیگولا جذابیت فوق العاده ای بخشید. بابت اینکه وقت دوستان رو گرفتم شرمنده .
مجتبی مهدی زاده این را خواند
شبنم، حُدیثه حیدری و سپهر امیدوار این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دیشب که از تیاتر برگشته بودم، همه ش توی ذهنم اون دیالوگ میگذشت که (عشق هم برای من کافی نیست...) آره. شاید همینطوره.. این چند وقت اینقدر حس میکنم ذهنم آشفته ست که وقتی پارادوکس های خودم رو به عینه توی شخصیت کایوس میبینم، طبیعتن حالم بهتر میشه. خب، البته من میدونستم که اجرای سنگینی خواهد بود و چه خوب که از قبل نمایشنامه رو خونده بودم تا کلمات اینبار با قدرت بیشتری بهم هجوم بیارن. من ردیف 6 صندلی های وسط بودم ولی دید چندان خوبی نداشتم. شاید بالکن بهتر بود. و اینکه دیالوگ ها واقعن بعضی جاها نامفهوم میشد، اگه از قبل آشنایی داشته باشید اونجا اعصابتون خورد نمیشه. خوشحالم که این اجرا رو از دست ندادم.
این که دیالوگ ها سنگین بودن رو کاملن قبول دارم من تازه بعد از دو روز یه سری از تفسیرهای خاص این نمایشنامه رو کشف کردم ولی من به شخصه نوشته های عمیق و تامل برانگیز رو خیلی ترجیح می دم

نه!! دید بالکن بهتری نیست! من ردیف 8 سمت چپ بودم و یه آقای بلندی جلوم بودن تمام مدت کج نشسته بودم. اما از بالکن چهره ها غیرقابل تشخیصه و من خودم فکر می کنم به علت بازی های بی نظیر خیلی مهم بود که بتونی چهره ها رو هم ببینی
۱۷ مهر ۱۳۹۴
اگر نمایشنامه را بخوانید ، متوجه می شوید غنی زاده برای این کار کوچک بود ، دیالوگ های اصلی در پرده ی دیالوگ فرعی قطع می شدند . کسی می تواند کارگردانی اثری از آلبر کامو را بکند که غرق در فلسفه و افکار او باشد
۱۹ مهر ۱۳۹۴
بهتر بود قبل از تماشای اجرا نمایشنامه خونده میشد ..... بانظر شما موافقم دیالوگها بعضی جاهها نامفهوم بود ...به هرحال اجرای به یاد ماندنی ای بود
۲۶ آذر ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
انقدر آدم با شرف تو این دنیا کمه، که نمیتونم مدت طولانی به صحبت های یکیشون گوش کنم...
حظ بردیم
اما بعضی لحظات کسل کننده داشت
با شخصیت هایی که ارتباط برقرار کردم،کالیگولا،کاسونیا،جوجو و غلام بودند
بازی این چهار شخصیت عالی بود
بقیه هم خوب بودند البته
خسته نباشید
۱۶ مهر ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید