تیوال نمایش خون به‌پا می‌شود
S3 : 11:48:00
امکان خرید پایان یافته
  ۲۲ اردیبهشت تا ۲۸ خرداد
  ۱۹:۳۰
  ۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
 بها: ۳۵,۰۰۰ و ۴۰,۰۰۰ تومان

: شهرام احمدزاده
: مسعود طیبی
: خسرو شهراز، ندا مقصودی، امین طباطبایی، ایمان اشراقی، وحید جباری، ناصر رحیمی، پانیذ خوش نیک، ایمان میرهاشمی، علیرضا قیدری، بابک محمودزاده، کامران حاجی علی اکبر (پارسا)

: شقایق شعبانی
گروه طراحان
: سعید آرین
: سهراب کرم‌رودی
: افسانه قلی‌زاده
: فاطمه محمدی
: رضا جاویدی (براساسthe evil within)
: مشاور کارگردان
: کیکاووس شکوهی
: جاهد قربانی
: محمدرضا خاکی
: غزال مهدی زاده
: جاوید علیپور، فرزین شکاری، رضا گورابی، رکسانا محمدشاطر
: نیکی پارسا امیر، پانیذ خوش نیک، سهراب کرم رودی
: امید شکری، نادیا داداش زاده، پریا پیوستی
: لیلا مهدی پور، رویا آخوندان، مریم رستگار، لیلا مال امیری، نادیا داداش زاده، شیوا ابراهیمی، سرور جعفریان، زهرا سالکی، پریا پیوستی
: امیر شکری
: سعید جمشیدپور
: زهرا بهرامی، فریبا داویجانی
: فرهاد میر محمد صادقی
: آریان جباری
: مقداد صفری
: سعید آرین مجد
: امید آراسته
: سعید جمشید پور

یادداشت کارگردان:
انسان پیوسته در نوسان بین جاه طلبی ددمنشانه و ذات پاک بشریت است. چه خون‌ها که برای رسیدن به قدرت و چپاول نوع انسان در طول تاریخ ریخته شده است. این روند دردناک ظاهرا تا ابد ادامه دارد. چه باید کرد؟ انسان،موجودی که عمر بی نهایت کهکشان ها آنقدر اندک است که بر گاه شماره کیهانی در اندک زمانی مرگ را تجربه می کند، برای چه و چرا خون به پا می کند؟ این پرسش من است از اجرای اثرم. بله پرسش، چون من نیز جوابی برای آن ندارم.


از ردیف ۱ تا ۵: ۴۰،۰۰۰ تومان
از ردیف ۶ تا ۱۱: ۳۵،۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش خون به‌پا می‌شود / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» نمایش «خون به پا می شود» به کارگردانی مسعود طیبی اجرای عمومی خود را از ۲۲ اردیبهشت در سالن ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر آغاز کرده است.

» آغاز اجرای «تراس» و «خون به پا می‌شود» در ایرانشهر

» مسیری سیاسی از عشق تا جاه‌طلبی

» پوستر نمایش «خون به‌ پا می‌شود» منتشر شد

» مراسم رونمایی از پوستر نمایش«خون به‌پا می‌شود» و آغاز پیش‌فروش بلیت

» بهار ۹۸ در «ایرانشهر» خون به پا می‌شود

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
خون به پا می شود نقاط قوت خوبی داشت، مثل کلیت متن، پرداخت عمومی درست و همراه کردن مخاطب به کمک المان های کلامی، حرکتی و احساسی. از طراحی چهره ی هدفمند چند تن از بازیگران هم لذت بردم. اما چند نکته منفی: یکی این که به نظرم نیازی به امروزی کردن بسیاری از دیالوگ های یک متن کلاسیک نبود و در واقع بدون اون ها هم، این نمایشنامه اهداف سیاسیش رو می تونست نشون بده. دوم این که عنوان ژانر اجتماعی به نظرم بسیار بهتر بود که به سیاسی تغییر پیدا می کرد و در چارچوب "اخته نبودن جامعه" که شعار کارگردان محترم بوده، از ژانر واقعی این کار استفاده می شد. مخصوصا که ما در این کار تقریبا چیزی از مردم ندیدیم و مشخص بود که نویسنده تمرکز خود را بر ترسیم فضای تماما کثافتِ نهاد قدرت و سیاست نهاده است. باری نفس به صحنه بردن این کار که یقینا تهدیدهایی از سوی تفکر سانسورچی در فرهنگ ... دیدن ادامه » کشور بهش سایه انداخته بود، ارزشمنده و جای تقدیر داره.
کاش صحنه ی خوب سالن ناظرزاده، بیش از این به المان های نزدیک به فضای نمایش آراسته می شود. صحنه را تقریبا خالی و کم جذابیت دیدم. شاید دو سه عنصر رومی بیشتر می تونست کار رو در بیاره.
گاهی شتاب زدگی در هنگام خروج از صحنه ی نمایش دیدم اما کلیت میزانسن کار را خوب تفسیر می کنم. در مورد موسیقی معتقدم شدیدا جای خالی موسیقی به عنوان یک عنصر مهم در تمام کار مشاهده می شد. این اثر، یک اثر کاملا سیاسی ست، بوی خون می دهد و فضای تماما تراژیک این کار بهتر بود تنها با چند قطعه موسیقی یا موسیقی نه چندان متناسب که متن یک جشن و یک مراسم بود آراسته نشه. شاید گاهی هم اصواتی از جنس موسیقی که نهیب هایی رو به مخاطب بزنه به کار اضافه می شد. این کار قدرت دیالوگ های عالی کنم رو افزایش می داد.
یک نقطه ضعف دیگه که به نظرم تمااااام کار رو تحت تاثیر قرار داده بود انتخاب اشتباه دو بازیگر بود که دلم نمیخواد اسم ببرم اما عجیب به کیفیت کار شوک وارد می کرد؛ مخصوصا وقتی این اشتباه در مورد انتخاب بازیگری صورت می گیره که قراره نقش محوری و کاریزماتیک در ارائه ی مفاهیم ایفا کنه. این متن و کارگردان (با وجود نقدهایی که بهشون دارم) قابلیت این که با بهره گیری از بازیگران حرفه ای تر، فن بیان بالاتر و توانایی صداسازی و خواندن آواز کلاسیک، اثر فاخری بیافرینند دارند. توضیح اضافه این که این متن شکسپیر کهنه نمی شود و بی شک تا انسانی بر روی زمین زندگی می کند قابلیت ساختن دارد، پس با امید به آقای طیبی، دوست گرامی آقای شکوهی و مجموعه ی کار، منتظر کارهای بهتری هم هستیم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تجربه بسیار دلنشین "در مه بخوان" من رو بی درنگی، به تماشای این نمایش ترغیب می کرد. علاقه شخصی به روایت های اقتباسی، این ترغیب شدن رو بیشتر و بیشتر هم کرد.
و دیشب بالاخره در شب آخر موفق به دیدن این نمایش شدم.
"خون به پا می شود" روایتی از تیتوس آندرنیکوس، اثر کمتر شناخته شده ویلیام شکسپیر است. داستان خونینِ ساتورنینوس که به تخت سلطنت نشسته، تصمیم می گیرد لاوینیا دختر سردار بزرگ تیتوس اندروکینوس را به همسری بگیرد؛ اما لاوینیا، دل در گرو عشق دیگری دارد در نتیجه تامورا ملکه اسیر با پادشاه ازدواج می کند ولی در پی انتقام از خانواده سردار جنگی است .
از همان نیمه کار، سختی درآوردن این متن پرحجم در 80 دقیقه مشخص می شود. ضرباهنگ کار، تقطیع پرده ها ریتم کار را بالا برده. که در جایی به اثر کمک کرده و در جایی مانع از تثبیت شرایط حسی صحنه در مخاطب می شود. ... دیدن ادامه » بازی های طیبی با نور و صحنه، جلوه ای تماشایی به اثر می دهد.
اما نکته مهم تماشای این نمایش برای من، شیوه رویارویی ما در متون اقتباسی با مساله "به روز رسانی و بومی کردن آن" است. در حقیقت در این سال ها که آثار اقتباسی را دنبال کرده ام، به دنبال پاسخ به این پرسش بوده ام. تجربه دلنشین حسین کیانی در "مشروطه بانو" با ایرانیزه کردن درست متن مشهور «ملاقات بانوی سالخورده» و فراخواندن آن قصه به ایرانِ مشروطه، برایم این دریچه را باز کرد که چطور می شود به موفقیت در این کار سخت دست زد و با آن ناگهان، مخاطبین را با دریایی از متون ارزشمند ادبیات نمایشی جهان روبرو کرد. نویسنده و کارگردان در این اثر، تلاش درخشانی برای شبیه سازی فضای روم با این روزهای جامعه انجام می دهند اما در جاهایی به زیاده روی دست زده و مساله جهان شمول و ازلی و ابدی آز و حرص سیاستمدارانِ مدعی مردم داری را با کدهایی بسیار روشن، به شرایط امروز جامعه ما نسبت می دهند(سکانس تقلید رفتار آن فرد توسط خسرو شهراز). اینجا اجرا دچار آسیبی می شود که به نظرم آرش دادگر نیز در اجرای "هملت" خود در بهار 1396 در سالن اصلی تئاترشهر به آن دچار شد. یعنی اشارات مستقیم به وقایع روز برای نسبیت مستقیم برقرار کردن بین اکنونِ روزگار ما و اکنونِ متن.
بازی درخشانِ امین طباطبایی را از نیز از این نمایش با خودم همراه خواهم برد.
من از دیدن این نمایش در مجموع لذت بردم و امتیاز 3.5 از 5 را برای اون در نظر می گیرم.
به امید تجربه های تازه گروه مسعود طیبی هستم.
خون به پا می شود...این اثر را نمی توان بر اساس معیار هایی رایج تاتر امروز ایران تفسیر کرد، منظورم این نیست که یک معجزه است، سبک اجرایی را هدف قرار داده ام.... در ساحت کالبد شناسی متن با ساختار امروزی به معنی اینکه در یک فضای پست دراماتیک کارکتر ها دست به اعمالی بسیار غیر قابل پیش بینی می زنند روبرو هستیم... جایگزینی ایگو و اگو در ساحت روانشناختی خود... جرم، زیاده خواهی، سیاست بازی پایه اصلی اثر است.
کارگردان اگر چه در انتخاب برخی بازیگران دقیق عمل نکرده اما در طراحی میزانسن براساس لایه های زیر متن دقیق و بی نقص عمل کرده است. و اجرایی را به روی صحنه برده که در تاتر این روز ها حسرت به دلش هستیم. اگر این اجرا از طراحی صحنه مناسب بهره می برد واقعا نفس گیر تر از الان خود در روان تماشاگر رخنه می کرد. نمی دانم بی پولی علت نبودن طراحی صحنه است یا تحلیل کارگردان ... دیدن ادامه » و امیدوارم که بی پولی دلیلش باشد. من بسیار این اثر سیاسی و پراگماتیسم را دوست داشتم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


بدون مقدمه مینویسم ...
در روزی خوب و سرشار از انرژی در هفته ی آخر اجرای عمومی ، به دیدن نمایش « خون به پا می شود » بکارگردانی مسعود طیبی می نشینم . نمایشنامه نوشته ی شهرام احمدزاده بر گرفته از اثر « تیتوس آندرونیکوس » ویلیام شکسپیر است . این نمایشنامه نخستین تراژدی است که شکسپیر نگاشته‌است،نمایش‌نامه ای که گفته میشود خونین‌ترین و خشن‌ترین تراژدی است که ویلیام شکسپیر به تحریر در آورده .
هنوز نمایش شروع نشده ، نگاهم به صحنه ایست که لُخت است و تنها تابی در حرکت و تامورا ( ندا مقصودی ) را سواری میدهد. در طرف دیگر صحنه اما انرژی دیگری فعال است ، سه بازیگر پُر جنب و جوش که مشخص میشود برادران تامورا هستند، مدام در جست وخیز هستند و در واقع سگ هایی درنده و وحشی را به نمایش می گذارند.
دیدن نام بازیگران اصلی نمایش این نوید را میدهد
که کاری در خور را به تماشا نشسته ام .
باید جسارت و شهامت مسعود طیبی کارگردان را در انتخاب این اثر ستایش کرد . او متنی دشوار را برای اولین حضورش در تماشاخانه ایرانشهر برگزیده است!
از انتخاب بازیگران اصلیش دلم آرام میگیرد او توانسته است بازیگران سرشناسی چون #خسرو شهراز ، #ندا مقصودی ، #امین طباطبایی را با خود همراه کند و این امتیاز خوبی است .
ذهنم در گیر میشود که دراین صحنه ی لُخت چه اتفاقی خواهد افتاد و چه فضایی حاکم خواهد شد که نمایش آغاز میشود..... ومن شش دانگِ حواسم را جمع میکنم و بدقت نمایش را نظاره گر میشوم:
نمایش که تمام میشود صدای دست زدن تماشاگر افکارم را قطع میکند ، لحظه ای میمانم و بعد آرام از جایم بلند مبشوم و سالن را ترک میکنم ....
پیش از هر سخنی به گروه خوب و تلاشگر مجری خسته نباشید و دستمریزاد میگویم امید که شاهد اجراهای دیگر این گروه باشیم . و اما در مورد اجرا :
این نمایش اساسا در فضا سازی دچار مشکل است . طراحی صحنه معقول و در راستای اجرا و نمایش نیست ! میزانسن ها بر اساس منطقِ صحنه صورت نگرفته و اشتباه است .
این اثر همانطور که از داستانش پیداست مربوط به سردار و ژنرال بزرگی ست بنام تیتوس که نگاه و درک اشتباه کارگردان حضورش را در این نمایش کمرنگ کرده است !
بطور خلاصه می توان گفت این نمایشنامه درباره اتفاقات انگلستان در اوایل قرن هفدهم میلادی است. از کمبود غله و مایحتاج مردم و مشگلات سخت و دشوار اقتصادی و مشگلات سیاسی و اجتماعی و مشکل نبود جانشین برای ملکه الیزابت ، سخن میگوید.
ومسعود ... دیدن ادامه » طیبی بعنوان کارگردان تصمیم میگیرد در وحله اول فضا و موقعیتی معاصر را بوجود آورد که به کمک آن مشگلات سیاسی ، اجتماعی، اقتصادی کشور مان و مردمانش را به تماشا بگذارد (ایده و فکر مورد تقدیر است ) ولی موفق عمل نکرده ! چون در ساختار متن چیزی باسم ( حرکت مردمی) جایش خالی است ، اساسا نقش مردم در بحران بوجود آمده و تغییر قدرت یا حکومت نادیده گرفته شده و در واقع باکشتن ساتورنینوس توسط تیتوس انتقامی شخصی صورت میگیرد. در این نمایش اصولا مردم و حضور شان در متن نادیده گرفته شده !
اجرا در ایجاد فضایی باور پذیر رنج میبرد ! در طول نمایش هیچ اثری از خون و خشونت و بهم ریختگی نیست ! تیتوس (خسروشهراز) با بی رحمی دخترش را سر می برد ! حرکت خوب است ،ژست و فیگور عالی ست ، حس و انرژی بی نظیر است ، اما خونی در میان نیست ! صحنه تمیز است و پاستوریزه ! ... این عمل چندبار دیگر با استادی هرچه تمام تر توسط تیتوس تکرار میشود ! ( سر بریدن یکی از برادران ملکه گوت ها ، سر بریدن ملکه ، سر بریدن ساتورنینوس « امین طباطبایی » ) اما بازهم خبری از خون نیست ! صحنه تمیز است و پاستوریزه ! در کشته شدن باسیانوس ( ایمان اشراقی) توسط برادران ملکه و دریدن شکم او بوسیله دندانهای سگها، همچنین خوردن جگر و خونِ شکمش توسط تامورا ،یعنی فجیح ترین اکت نمایش ،تنها نور است که خیلی کمرنگ قرمز میشود ! و اینجاست که تماشاگر خنده اش میگیرد ، وقتی در تبلیغ مینویسم در ایرانشهر « خون به پا می شود » وقتی از کشتار و خشونت و خون حرف میزنیم ،دیگر نور و فیلتر قرمز جوابگو نیست ...!!! تفکر کارگردان بگونه ای ست که تماشاگر را پس میزند ! تماشاگر تحت تاثیر نام نمایش ( خون به پا می شود ) قرار گرفته و در طول نمایش منتظر اتفاقی غیر منتظره است ، انتظار دارد صحنه به حمام خون تبدیل شود ، توقع دارد تامورا وقتی سرش را در بدن باسیانوس فرو میکند با بالا آمدنش از دهانش خون سرازسر شود ، توقع داردمیز غذا خوری با سر بریدن های تیتوس و صحنه های مشابه ، لبریز از خون شود و صحنه به فجیح ترین شکل ممکن وحشتناک و پر از خشونت تبدیل گردد! وقتی اینگونه نباشد تماشاگر بیاد بازیهای کودکانه میافتد و خنده اش میگیرد و پس میزند.
کارگردان میخواهد با استفاده از ابزارهایی همچون « اسکیت ، فندک ، طنانچه از نوع امروزی و ... اجرا را مدرن معرفی کند که اساسا فکر اشتباهی را دنبال میکند و با این عمل بافت اجرا را بهم زده است ! این ابزار باطراحی لباس و نور و گریم اساسا هماهنگ نیست و تماشاگر با آن ارتباط برقرار نمی کند ! این مورد اصولا میبایست در ساختار متن اتفاق بیفتد...! این اشتباه در میزانسن ها هم اتفاق افتاده :
میزانسن ورود باسیانوس ( ایمان اشراقی) و لاوینیا ( پانیذ خوش نیک) باسیانوس در آوانسن رو در روی تماشاگر دیوار چهارم را می شکند و با تماشاگر حرف میزند و لاوینیا چون قهرمانان اسکیت سوار ویراژ میرود ! بدون شک منظور کارگردان نشان دادن صحنه ای عاطفی و عاشقانه بوده است !!!
میزانسن گفتگوی تیتوس و مارکوس همچنین تیتوس ساتورنینوس در عمق صحنه انجام میشود که اصولا باتوجه باینکه این گفتگوها بصورت نجوا و درِگوشی ست ، منطقی ست که نزدیک به تماشاگر و در آوانسن انجام گیرد . در این صورت است که موقعیت و حالت و حس بازیگران را تغیر نمیدهد.
و اما عجیب ترین و بی منطق ترین میزانسن که اکثر صحنه های خوب را نابود کرده ،قرار گرفتن باسیانوس در جایگاهی است که تیتوس از بلندی نظاره گر دخترش لاوینیا بوده است . هدف کارگردان را متوجه نمیشوم زیرا این میزانسن تا پایان نمایش ادامه دارد .!!!!
معنا و مفهوم و منظور این حرکتِ کارگردان براستی چه بوده است !؟ صحنه ها و اتفاقات خوب و عالی از این پس شروع میشوند و باسیانوس همچنان آن بالاست و پائین بیا نیست !
ادامه صحنه : خلوت ساتورنینوس و تامورا و میز شام .صحنه ای زیبا با بازی خوب امین طباطبایی و ندا مقصودی . تصویر زیبای این صحنه را حضور بی ربط باسیانوس ( ایمان اشراقی ) مخدوش کرده است !!!!
ادامه صحنه : صحنه ی پایانی ، رویارویی بی نظیر تیتوس و ساتورنینوس بازی فوق العاده خسروشهراز و امین طباطبایی ، این صحنه بهترین و تنهاترین صحنه ای ست که نظر تماشاگر را بخود معطوف میکند شاهکاری که در ذهن میماند . نمایش تمام میشود و هنوز باسیانوس آن بالاست . دلیلش را نه من فهمیدم نه کارگردان .!!!!!
انتخاب و عملکرد بازیگران : بهترین زوج برای تبتوس و ساتورنینوس ، خسروشهراز و امین طباطبایی است این انتخاب از ویژه گیهای مثبت این اجراست . خسروشهراز بازیگر پیشکسوت و توانای تئاتر و تلویزیون و سینماست که اخیرا جایگاه ویژه ای در عرصه ی تصویر بدست آورده . بازی اخیر او در سریال " آنام " و " گاندو " نام او را سر زبانها انداخته است .خسروشهراز بازیگری با احساس ،خوش ریتم ، خوش صدا و خوش بیان و باهوش و پر انرژی ست . او در نمایشنامه های شکسپیر همواره درخشان ظاهر شده و عملکردی عالی دراین نمایش دارد . امین طباطبایی نیز بازیگر ی تکنیکال ست که سالهاست در عرصه ی تئاتر حضوری فعال و خوب داشته است او نیز فعالیت چشمگیر در نمایشنامه شکسپیر داشته است و حضوری عالی در این نمایش دارد .صحنه های رویارویی خسروشهراز و امین طباطبایی از بهترین های این نمایش است .
زوج " لاوینیا " و " آرون " با بازی " ندا مقصودی و وحید جباری " انتخاب خوبی ست . ندا مقصودی بازیگر باسابقه ای در عرصه تئاتر و سینماست و دراین نمایش حضوری خوب دارد . در مقابلش وحید جباری ست که آنهم انتخاب خوبی ست که اگر ریتم و تحرکش را کنترل کند یکنواختی در بازیش از بین میرود ،جباری در طول نمایش موفق عمل میکند و در لحطاتی عالی ست .
انتخاب برادران تامورا " الاربوس، چیرون ، دیمتریوس" با بازی ( ایمان میرهاشمی ،علیرضا قیدری ، کامران حاجی‌علی اکبر ) نیز از بهترین انتخاب هاست ، هرسه خوب و پر انرژی هستند و عملکردی مثبت و خوب دارند .
و اما انتخاب بازیگرانی کم تجربه برای کاراکتر های لاوینیا ، باسیانوس ، مارکوس ، و لوسیوس ، اشتباه بزرگ مسعود طیبی بعنوان کارگردان است این تصمیم بدرستی صورت نگرفته و کارگردان با نگاهی ساده باین شخصیت ها دست بانتخابی سطحی زده و با این انتخاب ضربه ای جبران ناپذیر به اجرا زده است ، این شخصیت ها پیچیده و اکتیو و مهم و بسیار حساس هستند و بازیهای دشواری را بهمراه دارند و بازیگرانی با تجربه ، خلاق و توانا و با شاخصه های حرفه ای را می طلبد .!
این بازیگران اساسا از مهارتهای جسمی ، فکری و معنوی به دور هستند . مهارت های جسمانی ، بدن و صدا و بیان را ، به عنوان ابزار ارائه ی احساس تقویت می کند. مهارت های فکری و عقلانی ،توانایی تحلیل نمایشنامه و صحنه ها را بوجود می آورد و به ما می آموزد که شخصیتی که ارائه می کنیم چگونه در درون متن عمل می کنند. مهارتهای روحی و معنوی, آرامش درونی, احساس مرکزیت, مشاهده و تمرکز, آگاهی همزمان در سطوح مختلف, و مهمتر از همه تجربه ی انتقال _ «تبدیل شدن» به شخصیت مورد نظر را در ما گسترش می دهد.
ناگفته نماند که بازیگران لاوینیا و لوسیوس ( پانیز خوش نیک و بابک محمود زاده ) نسبت به دو نفر دیگر بهتر بودند و عمق فاجعه حضور باسیانوس ( ایمان اشراقی) است ! او در صحنه بلاتکلیف است ، عجول و سردرگم بازی میکند ، اساسا نقش را درک نکرده و نمی فهمد . اشتباهاتش در راه رفتن ، ایست ها ، لحظات عاطفی ، عدم تسلط او به نقش را نشان میدهد . او از همان لحظه ورود نشان میدهد که تجربه نقش های سنگین را ندارد ! وقار و شخصیت شاعر را ندارد ! شاعری که شاهزاده هم هست .! ضعف بیان او بشدت توی ذوق میزند ! صحنه ی تنهایی او زمانی که اشعارش را میخواند و ورق ورقش را به زمین می اندازد بسیار بد و کودکانه با موقعیتش برخورد میکند ! او اصولا ایرانی بازی میکند و صلابت یک شاهزاده ی شاعر را درک نکرده است . در صحنه ی دستگیر ی او و لاوینیا و مقابله اش با برادرش ساتورنینوس به هیچ وجه شاهزاده ای شاعر نمی بینیم او دقیقا یک آدم لمپن را بازی میکند . دریک کلام کاراکتر باسیانوس برای او فوق العاده سنگین و دشوار است و قابل درک نیست !
مارکوس نیز بهمین منوال او هم در حد و اندازه ای نیست که بتواند با این نقش سنگین کنار بیاید و برای این نقش مناسب نیست !
ودر پایان تنها افسوس است که میماند !
افسوس از نگاه و بینش و تحلیل کارگردان !
افسوس از متنی که به دل ننشست !
افسوس از صحنه ای که همچنان خالی ماند !
افسوس از انتخاب بازیگرانی که تجربه ی ایفای نقشهای بزرگ را ندارند !!


فرزاد جعفریان و مسعود طیبی این را خواندند
مریم اسدی، سپهر، م ح خ، حمیدرضا مرادی و بهزاد این را دوست دارند
افسوس ! که شما حتی دیوار چهارم نمیدانید چیست و اینقدر با اعتماد به نفس نظرات بیربط و مفصل و مغرضانه میدید.
کاش سطح دانشمان را بالا ببریم جای زیاده گویی
۲۶ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در حال نت گردی نقد جالبی درباره این نمایش از آقای حسن پارسائی دیدم ..‌ همراه با لینک
https://bit.ly/2R3Pyry


اجرایی از جنس تئاتر / نگاهی به نمایش "خون به پا می شود" به کارگردانی مسعود طیبی

حسن پارسائی: نمایش "خون به پا خواهد شد" اجرایی پرتحرک، کنش‌زا، پرمحتوا و مقبولیت‌پذیر است و تماشاگر را به تفکر و تحلیل وا می‌دارد.


سرویس تئاتر هنرآنلاین: اقتباس از یک نمایشنامه مهم و یا آدابته کردن آن برای اجرایی شخصی، اگر صرفاً برای اجرا و تداوم "برنامه کاری" گروه تئاتری باشد، در آن صورت کارکرد و کاربرد دراماتیک چندان تاثیرگذاری که مخاطب را از لحاظ ذهنی و حسی دگرگون و خشنود نماید، نخواهد داشت؛ اما چنانچه نویسنده ثانویه چنین متنی الزامات و اقتضائات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه را در نظر بگیرد و سپس بر اساس همین مؤلفه‌ها یک نمایشنامه انتخابی و شاخص را مورد اقتباس قرار دهد، الزاماً به شرطی که خوب هم اجرا شود، تاثیراتی به مراتب ماندگار و به یادماندنی خواهد گذاشت؛ حتی ممکن است برای دیگران از نظر چند و چون اجرایی، به عنوان یک الگو ارزیابی شود.

نمایش "خون به پا خواهد شد" که توسط شهرام احمدزاده از نمایشنامه "تیتوس آندرونیکوس" اثر ویلیام شکسپیر اقتباس شده و با کارگردانی مسعود طیبی هم اکنون در سالن ناظرزاده کرمانی از مجموعه سالن‌های ایرانشهر اجرا می‌شود، در رابطه با موارد فوق اجرایی قابل تامل است. ضمناً باید یادآور شد که خود ویلیام شکسپیر هم نمایشنامه‌اش را با الهام از آثار "سنکا" (نمایشنامه‌نویس رومی) نوشته است.

این نمایش از طراحی صحنه ساده‌ای برخوردار است که طی اجرا به تناسب میزانسن‌ها و موضوع نمایش کاربردی و کارکردی می‌شود. نمایش به گونه‌ای اجرا می‌شود که در آغاز همانند یک نمایش صرفاً کمدی جلوه می‌کند و به تدریج با آمیزه‌هایی چندگانه پیش می‌رود؛ ترکیبی می‌شود از هجویه (اغراق‌های زیاد، کنایه‌آمیز و نسبتاً تمثیلی و انتقادی)، کمدی سیاه (صحنه‌های اشمئزازآور و همزمان مضحک) و تراژدی رومانتیک (صحنه‌های مربوط به عشق دو دلداده که قربانی اختلاف عقیده و منافع شخصی حاکم می‌شوند و عشق‌شان با کشتن نهایی آن‌ها– بعد از بریدن دست‌های زن – پایان می‌پذیرد)؛ این نکته به خودی خود نوعی ضعف محسوب می‌شود، اما سرانجام آنچه روی صحنه به اجرا در می‌آید به انسجام نسبی می‌رسد؛ نهایتاً این ژانرهای فرعی حاشیه‌ای می‌شوند و نمایش با ژانر "درام تاریخی سیاسی جنایی هجوآمیز" به آخر می‌رسد.

موضوع ... دیدن ادامه » نمایش به اختلاف عقاید و تضاد و تقابل دو مقوله "دموکراسی و دیکتاتوری" می‌پردازد که در عمل، فریبکاری‌ها و عوام فریبی‌های دیکتاتور رومی بر همه افکار و ذهنیت‌های مردمی و آزادیخواهانه فائق می‌آید؛ نتیجه آن می‌شود که شکنجه‌های هولناک، جنایت و خفقان، هم عرض با حکومت تک ذهنی و تک نفره یک حاکم مستبد و خونخوار بر همه جامعه و حتی بر زندگی نزدیکان و افراد خانواده سیطره پیدا می‌کند. این حاکم و ماموران مزدورش که با حرکات و حالات آدم‌های سگ‌نمای گرسنه، زنجیری و هار نشان داده شده‌اند، حالتی تمثیلی نیز پیدا می‌کنند.

شهرام احمدزاده در آدابته کردن نمایشنامه شکسپیر، بسیار موفق عمل کرده است: او بخش عمده‌ای از دیالوگ‌هارا تغییر داده و اجرا امروزی شده است؛ دیالوگ‌ها در راستای موضوع محوری نمایش‌اند: "من ثابت خواهم کرد دموکراسی رم را نجات خواهد داد"، "سیاست و خیانت همیشه با هم‌اند" ، "قانون منم، بچه جون!"، "زندگی همه‌اش یک بازیه" ، "سیاست یعنی دروغ" ، "ملت، منم!"، "دیگه روی زمین فرشته‌ای وجود ندارد"، "تو داری آزادی را از مردم سلب می‌کنی که  خودت رو  نگه‌داری"، "سقف طاقت مردم کوتاه است"، "ما روم را به آزادی و دموکراسی برمی‌گردانیم" و... .

از ابزار و ادواتی مثل عینک، فندک، کفش‌های اسکیت، میکروفون و لباس‌هایی که با طراحی‌های بینابینی یا امروزی تدارک دیده شده‌اند، استفاده شده است؛ نکته حائز اهمیت در ارتباط با ابزار فوق این است که کارگردان از ابزار فوق برای مدرن کردن اجرا استفاده نکرده (برای مدرن شدن یک اجرا خود متن باید انتزاعی و تجریدی باشد)، بلکه این موارد فقط به منظور امروزی کردن، تطبیقی و تمثیلی شدن نمایشنامه در اجرا کاربری پیدا کرده‌اند. البته نوعی نامتعارف نمایی بصری در طراحی لباس و چهره‌پردازی بازیگران وجود دارد که به طور متناقضی آن‌ها را تا اندازه‌ای کمیک  جلوه داده است. در طراحی چهره‌پرازی، رویکرد کاریکاتوریکی و نیز گرافیکی کارکرد دارد و اساساً چهره‌ها و بدن با خالکوبی "نقاشی" شده‌اند. از نور به شکل معمولی، موضعی و حتی خطی استفاده شده است که تماماً با اجرای مورد نظر تناسب و هماهنگی دارند (این نورها تا اندازه‌ای ناآرام بودن شرایط و پر حادثه بودن نمایش را القاء می‌کنند). صدا و موسیقی کاربری حاشیه‌ای دارد، اما این نکته به شکل متناقضی به هرچه برجسته‌تر و دراماتیک‌تر جلوه کردن صحنه‌های این نمایش خاص، کمک کرده است.    

نمایش به تناسب زمان‌بندی اجرایی‌اش و حوادث پی در پی فاجعه بارش از ایجاز نسبی نیز برخوردار است؛ هر دقیقه زمان اجرا با تنش و کنش نمایشی ادامه می‌یابد. ضمناً به هنر تئاتر، از جمله به نمایش "آنتیگون" و اختلافات و عتاب این پرسوناژ با عموی ظالمش "کرئون" نیز اشاره شده که عملاً نوعی قرینه‌آوری و مکمل ضمنی برای محتوای خود نمایش "خون به پا خواهد شد" محسوب شده است.

بازی‌های بازیگران به تناسب محتوای متن همگی خوب‌اند و هماهنگی مرتبطی هم با همدیگر دارند، فقط در جاهایی که کارگردان تاکید زیاد داشته، گاهی اغراق‌آمیز است که به تدریج و فقط به دلیل افراط قدرت‌طلبانه و شخصی دیکتاتور در شکنجه و کشتار مخالفانش که جزو الزامات نقش اوست، اغراق مورد نظر به گونه‌ای تحت‌الشعاع شرایط فوق  تا حدی به نفع اجرا، کمرنگ شده است.

در نمایش "خون به پا خواهد شد" به کارگردانی مسعود طیبی، میزانسن خطابی (پشت میکروفون و روبه تماشاگران)، میزانسن خطی متقابل (نشستن در دو سوی میز طویل غذاخوری) و میزانسن موضعی و همزمان مثلثی (یک نفر جلو سن و در عقب، سه نفر با هم در نقطه سمت راست صحنه و دو نفر با فاصله در نقطه سمت چپ) چند بار به کار گرفته می‌شوند. کارگردان ترکیب و کمپوزیسیون صحنه‌ها را طوری شکل داده که همه بازیگران متناسب با نقش‌ها و محتوای نمایش به گونه‌ای تئاتری فرصت‌های لازم  برای مقبولیت دادن به نقش‌های‌شان داشته باشند. تلاش مسعود طیبی و حتی نویسنده متن برای تمثیلی کردن نمایش از طریق تاکید بر طراحی‌های نامتعارف و خاص و نیز متمرکز نمودن ذهن روی پرسوناژها و نهایتاً اهمیت دادن به تم سیاسی و جنائی اثر (نمایش به طور همزمان، هم پرسوناژ محور است و هم تماتیک) و مخصوصاً رویکرد استقرایی کارگردان به همه اجزاء کوچک و بزرگ موجود در ترکیب صحنه، به اجرا تمامیتی پرتحرک، کنش‌زا، پرمحتوا و مقبولیت‌پذیر داده و تماشاگر را به تفکر و تحلیل وا می‌دارد؛ این هوشمندی و هنرمندی عملاً  به علت شیوه زیبای اجرا، در کل همه چیز را از جنس تئاتر کرده است.               

 

امیر مسعود، مسعود طیبی و فرزاد جعفریان این را خواندند
بانو تیر و آقامیلاد طیبی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"خون به پا می شود" تمامِ آنچه که باید گفته شود را با ظرافت به زیباترین شکلِ ممکن به اجرا درآورد... من شخصا فکر میکنم هر نظری که درباره‌ جزئیاتِ اینکار ارائه بدهم از میزانِ لذَّتِ بصریِ کسانی که میخوان به تماشا بنشینند کم میکند. اگر هنر رسالتی داشته باشد (که دارد) "خون به پا می شود" با وجودِ تمامِ موانعی که این روزا شاهدشون هستیم، این رسالت رو تمام و کمال به انجام رسوند. به علاوه‌ی اینها بازی های بینقص و کارگردانیِ دقیق و ریزبینانه مسعود طیبی کاملا در لحظه لحظه اجرا مشهوده، که مخاطب رو میخکوب میکند.. و لازم میدونم بگم که در این ایام که بعضی اراجیفِ پوچ با چهره های کاملا شناخته شده، یا کمدی های سخیف که هرشب با سالنی لبالب از مخاطب به اجرا میروند، برای جسارتِ قابله ستایشه مسعود طیبی در به اجرا آوردنِ تمامِ ابعادِ راونیِ انسانِ این روزهای ... دیدن ادامه » جامعه، سالنِ پر، کمترین حقِ این اجراست. پس اگر مخاطبِ واقعیِ تئاتر هستین و از دیدن یه اجرای خوب مست و کیفور میشید لذتِ نوشیدنِ شرابِ "خون به پا می شود" رو از دست ندین. ببینید؛ که جرعه جرعه اش کیف رو مضاعف میکنه و نهایتا با مغزی که سلول به سلول اش درگیرِ مستیِ نابِ این اجراس از سالن میاید بیرون... امید به اینکه مخاطبینِ تئاتر به میزانی از ادراک برسند که چنین نمایش های پُرباری، از تبلیغات مجازی و کاغذی معاف شوند..
بازی ، نورپردازی، صحنه، جریان داستان عالی بود. اقای طیبی یک برند در کارگردانی هستن .
فرزاد جعفریان این را خواند
بانو تیر و آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارند
شما عشقید ممنونم
۱۷ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به بهانه اجرای نخستین بار اقتباسی از «تیتوس آندرونیکوس» شکسپیر، شب گذشته موفق شدم نمایش «خون به پا می شود» اقتباسی از نمایش «تیتوس آندرونیکوس» شکسپیر به کارگردانی مسعود طیبی در تماشاخانه ایرانشهر را دیدم.نمایش «خون به پا می شود» مرگ سیاست در تراژدی را به تصویر می کشد این نمایش به نبرد قدرت میان دو برادر «ساتورنینوس» و «باسینیوس» می پردازد، « ساتورنینوس» بردار بزرگتر نماد سنت های آن روزگار رم است و «باسینیوس» شاعر پیشه و مزین به اخلاق که پرچم دموکراسی را در دست دارد.
با تماشای «خون به پا می شود» بیشتر از تماشای دیگر آثار شکسپیر به نبوغ او پی می بریم، چرا که مخاطب را تحت تاثیر صحنه های دراماتیک قرار داده، هیجان زده می کند و عاقبت او را وحشت زده و مبهوت از رخدادهای نمایش رها می کند. ممکن است این درست باشد که بگوییم هدف شکسپیر از کاربرد خشونت، سرگرم ... دیدن ادامه » کردن مخاطب با ژانر وحشت است اما در هر حال باید بپذیریم که در ورای این نمایش خشونت بار، منطقی نیز نهفته است. شکسپیر هدفش از به تصویر کشیدن بیش از ... قتل خونین در جریان نمایش، بیان این نکته است که در جهانی که ما در آن زیست می کنیم افول صلح و دوستی و اوج گرفتن نزاع بر سر قدرت، درگیری و جاه طلبی قطعا برای جامعه خطرناک خواهد بود چرا که این درجه از خشونت و خون ریزی از برای انتقام، جاه طلبی و کسب یا حفظ قدرت نتایج دهشتناکی چون مرگ، قطع عضو، تجاوز و ... به همراه خواهد داشت.
در همه صحنه های نمایش، رابطه میان خوی انتقام جویی و خشونت به گونه ای به تصویر کشیده شده است که در طول نمایش مخاطب همواره شاهد سلسله قتل ها و خونریزی هایی است که برای کسب انتقام اتفاق می افتد، و تاثیری که از زشتی و دردناکی به تصویر کشیده شده در صحنه های نمایش بر جان مخاطب به جای می ماند، صرفا یک شقاوت جسمانی و زمینی نخواهد بود بلکه شکسپیر در این نمایش به مخاطب نوعی آگاهی درونی از درد و رنج منتشر از خشونت و کین خواهی می بخشد.
شاید در زمان مشاهده نمایش بیشتر درگیری ها و خون ریزی ها به نظر مخاطب بیهوده و بی دلیل به نظر برسد اما حقیقت این است که شکسپیر می خواهد با اغراق به ما بگوید که مردم چه بهایی برای نیت ها، اهداف و رفتارهای پلید و بد خود پرداخت خواهند کرد.
اگر چه در این اثر نقاط ضعفی نظیر عدم همخوانی نورپردازی با وضعیت دراماتیک دارد و جای خالی طراحی صحنه مناسب و همخوان با اثر به شدت حس می شود. با این حال، به نظرم کار ارزشمندی است. در نمایش «خون به پا می شود» که اقتباس هوشمندانه ای از نمایشنامه «تیتوس آندرونیکوس» شکسپیر به قلم شهرام احمدزاده است، مخاطب شاهد روایتی از مردمان سرزمینی است که همه انرژی و قدرت خود را بر صدمه زدن به دیگران و خشونت ورزی متمرکز می کنند، بدون این که به نتایج و پیامدهای بالقوه اعمالشان و بازخوردهایی که دریافت می کنند، بیندیشند. بدون این که به این مساله بیندیشند که با این حد از خشونت و وحشی گری چه برسر خودشان و سرزمینشان خواهد آمد!
در همه صحنه های این نمایش، مخاطب در ناخودآگاه خود با این سئوال رو به رو می شود که این همه کینه جویی و آتش انتقام برای چه و چرا؟
مخاطب در این نمایش شخصیت هایی را می بیند که تمام خشونت و کین جویی خود را تنها با این بهانه توجیه می کنند که در حق آنها ظلم و ستمی به ناحق صورت گرفته است. هر فرد خود را مجری عدالت می یابد و خود بر آن می شود که مجرم را مجازات کند. به همین دلیل است که در طول نمایش یک رشته اعمال شرورانه با واکنش های شروارنه مشابه را شاهد خواهیم بود. هر شخصیت نمایش در پی انتقام جویی نه تنها به خودش که به عزیزانش نیز آسیب می رساند. تراژدی را برای دیکتاتورها می نویسند و هر انسانی در درون خودش یک دیکتاتور دارد که اگر آن را رام نکند، سرنوشت محتومش نابودی است.
کارگردان در خلق این نمایش تلاش کرده است تا ارتباط تصویری و معنایی مناسبی میان گذشته و حال خلق کند. آن گونه که یان کات می گوید: «معاصر بودن به معنی ارتباط میان دو زمان است اول زمانی که شخصیت های نمایش در آن به سر می برند و دوم زمانی که بر تماشاگران می گذرد.» کات معتقد است: «هر گاه در اجرایی، این دو زمان دقیقا به یکدیگر متصل شوند شکسپیری که معاصر ماست پدیدار می گردد.» و کارگردان اثر تلاش کرده است این پیوند را با زبان نمادین به صورت کوتاه اما چالش برانگیز به تصویر بکشد. از نظر تکنیکی، کارگردان «نمایش خون به پا می شود» تلاش کرده است تا ارتباط تصویری میان گذشته و حال ایجاد کند به گونه ای که با استفاده از المان ها و نمادهای خشونت از زمان حال نمایش را از انحصار زمانی به رم باستان خارج کند تا با ارتباط معنایی مفهوم خشونت و جاه طلبی میان گذشته و حال در ذهن مخاطب، در اثرش از تداوم عنصر خشونت و جاه طلبی تا زمان حال ما سخن بگوید.
هر چند، به قول یان کات در سراسر نمایش تماشاگران امروزی در قیاس با مخاطبان قرن 19 شاهد چیزی بیش از انبوه قتل های مضحک و گروتسک و غیر ضروری نخواهند بود. اما، ترکیب صحنه های مدرن در نمایش باعث می شود تماشاگر معاصر با کشف و همانند سازی مسائل امروزی در نمایشنامه اغلب به طور غیر منتظره ای خود را با مردم دوران الیزابت نزدیک احساس کنند و یا دست کم خود را در جایگاهی بیابند که بتوانند شرایط آن ها را به خوبی درک کنند.
در سراسر نمایش مخاطب المان هایی از خشونت در زمان معاصر ما را در دست شخصیت هایی می بیند که در رم باستان زندگی می کنند، و این مخاطب را در سفری میان حال به گذشته و از گذشته به حال نگه می دارد و بدین ترتیب، نوعی آگاهی و معنی در درون جان و روح مخاطب بنا می کند که ناخودآگاه خشونت ها، انتقام جویی ها و جاه طلبی های مدرن در دوران معاصر ما را نشان می دهد.
حرف نهایی و کلام آخر نمایش «خون به پا می شود» برای مخاطبانش این است که صلح و دوستی تنها کلیدی است که همه قفل های بسته را می گشاید و زمین را جای بهتری برای زیستن می کند. امیدواریم مردم جهان روزی آگاهانه و خردمندانه از جنگ دوری کنند.
سپاس و مرحبا بر عطف صبورتان به امروز جهان ما و شاید فردا !
۱۰ خرداد
بسی رنج بردم در این سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی

روحت شاد فردوسی
ایشالا تنت دچار لرزش نشده باشه
۱۳ خرداد
Sir F.J ❤️❤️
۱۴ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام

حالا تخفیف تپلش بود، سالن ناظرزاده اش بود، کم تماشاگر بودنش بود، حضور ندا مقصودیش بود، نمایشنامه ی وسوسه برانگیز تیتوس آندرونیکوسش بود، ساعت و روزش بود، دیروز یعنی چهارشنبه روزش بود بالاخره نمایشی از مسعود طیبی ببینم و از تماشایش هم راضی و خشنودم.

جالبه دقیقن در یادداشت قبلیم در مورد نمایش «شهر ما» که در همین سالن بغلی یعنی سمندریان اجرا میرود، به مناسبات و الزاماتی که وجود داشته اشاره کردم و در مورد این نمایش هم همین موضوع صدق می‌کند. به نظر می‌رسد در واقع می‌توان به طور کلی از مناسبات و الزامات این روزهای تئاترمان صحبت کرد که گویی گریبان‌گیر بسیاری از نمایش هاست.

اجرای چنین اثری از شکسپیر قطعن نیاز به پروداکشن قوی دارد که متأسفانه نبودش کاملن محسوس است. نبود این پشتوانه نمایش را جمع و جور کرده. نمایش کشش بسیار خوبی دارد اما متأسفانه بدون طمأنینه پیش می‌رود. بیشتر شاهد دنباله ای از حوادث هستیم تا دیدن پیش زمینه های آنها و یا فرصتی برای نزدیک شدن به شخصیت ها و حتی از دیالوگ های جاندار شکسپیری هم چندان خبری نیست و موسیقی هم چندان مجالی برای همراهی با نمایش نمیابد و کلن صحنه ها پرداخت کافی ندارند.

آرون شخصیت اگزوتیک نمایش هست به همین دلیل کنجکاوی برانگیز و جذاب و تماشاییست و جا داشت بیشتر بدو پرداخته میشد به خصوص تماشای زوج آرون و تامورا را به زوج باسیانوس و لاوینیا ترجیح می‌دادم.

جهت نزدیک تر شدن به شرایط روز سیاسی، به نظر می‌رسد تغییراتی نسبت به متن اصلی وجود دارد که به طور مشخص در مورد شخصیت تیتوس مشهود است. به علاوه شاهد ارجاعات مستقیمی به برخی ازین دست موارد جاری هستیم. اما جالب بود این بار این ارجاعات اذیتم نکرد، شاید به دلیل صراحتش و اینکه به خوبی فاصله اش از متن مشخص بود. چیزی شبیه به نمایش در نمایش اتفاق می‌افتاد؛ انگار بازیگر از نقشش خارج می‌شد، وارد نقش جدیدش در آن صحنه ی ارجاعی میشد، و دوباره با پایان آن صحنه به نقشش در نمایش شکسپیر بازمیگشت.

مسعود طیبی نشان می‌دهد تئاتر سیاسی را خوب می‌شناسد و موفق شده یک اثر سیاسی را به روی صحنه آورد. گرچه مناسبات و الزامات نمایش شاید تا حدود زیادی از همین بابت بوده باشد اما خوشحالم هنوز هم تئاتر سیاسی نفس می‌کشد و من هم موفق به تماشایش شده ام.

حضور مسعود طیبی برای تئاتر ما ارزشمند است. امیدوارم مردم هم با تماشای نمایشش از تئاتر به خصوص تئاتر سیاسی حمایت کنند. نمایش های آتیش را دنبال می‌کنم.

پ. ... دیدن ادامه » ن. این یادداشت از صفحه اینستاگرام zoghejari به درخواست مسعود طیبی عزیز بازنشر شد.
یه زحمتی بکش یادداشت قبلیت رو هم بذار تو برگه "شهر ما". وصف حال و نظر منم بود... مخصوصا اون جمله آخرش. حیف شهر ما
۰۹ خرداد
خواهش میکنم آقای دکتر اشراقی گرامی، موفق باشید
۱۰ خرداد
از توضیحاتتون سپاسگذارم.
۱۰ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"شریف"
در این هیاهوى پر از هیچ در سالنهاى پر از دولیبریتى،اثرى شریف و دغدغه مند به روى صحنه است که فرم و محتوا در راستاى یکدیگر بى هیچ اغراق و خودنمایى ارایه میشود،جسارت انتخاب چنین متنى در شرایط فعلى کشور ستودنیست، چه برسد وقت گذاشتن بر روى آن و به ثمر رساندنش،قطعن اگر با نگاه ایده الیستی به هر اثرى نگاه شود ضعفهایی نمایان میشود،اما اگر با آثارى که در چند سال گذشته به روى صحنه رفته است مقایسه کنیم، با اثرى روبرو میشویم که چه به لحاظ نویسندگی ، کارگردانی ، بازیگری و... حرفى براى گفتن دارد، و دیدنیست، تبریک به گروه اجرایى نمایش خون به پا میشود.

"شکسپیری تهی ازشگفتی"

اساسا اجرای متن‌های شکسپیری حتی اگر اقتباس یا برداشت آزاد باشد، نیازمند تبحر و شناخت کافی از متون وعناصر مهم آن‌ست که بتواند در اجرا، به ماهیت اصلی دلهره، اضطراب، حساسیت، و خشونتی همراه با نگاهی معاصرسازی شده، نزدیک شود. و به‌خوبی و شگفتی یک اثر هنری شکسپیری به‌جا و درخور، به‌مخاطب عرضه شود و او را با فضای رعب‌آور، و خشونت‌طلبی که در جهان امروز نیز به کرات قابل لمس و تجربه‎است، ارتباط ایجاد کند.
"یان کات" نظریه‌پرداز شهیر تئاتر، می‎گوید:" معاصر بودن به‌معنای ارتباط میان دو زمانه است : اولی زمانی است که شخصیت های نمایش در آن به سر می‎برند و دومی زمانی که بر تماشاگران می‎گذرد. هرگاه در اجرایی این دو زمان دقیقن به یکدیگر متصل شوند ،شکیپیری که معاصرماست پدیدار می‌گردد. "
به‌نظر می‌رسد نمایش "خون به‌پا می‌شود" چه درمتن شهرام احمدزاده و چه در اجرا و کارگردانی مسعود طیبی، با چنین نگاه معاصرسازی شده‌ای، تولید شده‌است. از گریم و طراحی لباس تا نحوه ی بیان و دیالوگ‌ها، و دخل و تصرف‌هایی که در متن اصلی روی داده.
اما این تغییرات، بدون قاعده و چنان وصله‎ی ناجوری‎ست که هرکسی حتی اگر متن اصلی را نخوانده باشد کاملا متوجه می‎شود چه قسمت‎هایی از نمایش، سلیقه‌ای و بدقواره به متن اصلی سنجاق شده است. به ویژه بخش‌هایی که کاراکتر"باسیانوس" به‎شکل شبح بالدار چندین بار بر لاوینیا ظاهر می‌شود، چنان کمیک و نامتجانس است که قاعده و سازوکار نمایش را بشدت متزلزل می‎کند. و از روند کلی خشونت و تراژدی آن، به‌طرز واضحی منحرف و سقوط می‎کند. سقوطی که درکنار بازی اغراق‎شده‎ی ایمان اشراقی در نقش باسیانوس منجر به ویرانی کل ماهیتِ شکسپیری نمایش می‎شود.
ارتباطی که در یک مسیرِ مشخص به سختی بین تماشاگر ومتن و اجرایی باسرعت بالای تعویض صحنه‌ها، درحال شکل گیری‌ست، تکه‌تکه‌شده و از هم فرو می‌پاشد. از جایی به‎بعد، متوجه می‌شویم دیگر با اثری فاخر با محتوای شکسپیری مواجه نیستیم بلکه یک ترکیب کاملا شخصی و درهم ریخته ای‌ست که نه می‌تواند وفادار به‌متن باشد و ‌نه استقلال خودش را بدست بیاورد.نه استفاده تکراری و کلیشه‌ی لباس‌های چرم و زنجیر و نقش‌های حیوانی، نجات‌دهنده است و نه دکلمه‎خوانی و باراحساسی ورمانتیک جواب می‎دهد. چه‌بسا بشدت آنرا عامه‌پسند می‌کند.
نمایشنامه‌ی "تیتوس آندرونیکوس" اولین تراژدی شکسپیرست که طبق نظر پژوهشگران متونش، خود فاقد جاافتادگی و پختگی لازم هر کارکتر و فضای کلی‌ست. درام و تراژدی در مراحل اولیه ذهنیت شکسپیر درحال شکل‌گیری‌ست و هنوز به بلاغت و فصاحت خاصش نرسیده، درمتن 35 نفر کشته و مشخصا 10 مرگ فجیع دارد که خواننده را دلزده وخسته می‌کند. بااین حال وقتی "پیتر بروک" با بازی سرلارنس الیویه آنرا به اجرا و نمایش درمی‎آورد چنان شاهکاری می‌سازد که متن برای تماشاگران صدچندان محبوب‌تر جلوه می‌کند. اما آنچه در "خون به پا می شود" برصحنه می‌آید، پروسه کاملا خلاف جهتی‎ست. متنی که کمتر در ایران اجرا شده، با متنی دستکاری و رمانتیزه شده تبدیل به‌یکی از ملال آورترین اجراهایی می‌شود که درچندسال اخیر از شکسپیر دیده‌ایم .
بازی بازیگران نیز به‌همین دلیلِ تغییرات نامتجانس، دچار بیرون‌زدگی و ناهماهنگی‌ست. ریتم‌ها گاه از دست می‌رود و مکث‌های زیاد مانع حفظ انسجام می‎شوند. خسرو شهراز با پیشنه‌ی مسلم درامر بازیگری، درنقش خود جانیفتاده، و از آن حضورِ پرصلابتِ صحنه‌ای خبری نیست.
تنها امین طباطبایی در نقش ساتورتینوس، توانسته درک درستی از کاراکترش را با تغییرات اعمال شده، ارائه دهد.اما در نهایت در بهم‌ریختگی سایر عناصر ذوب ومحو می‌شود.

شاید متون شکسپیر که پرتعداد‌ترین اجرای تئاتری در کل جهان‌ست، این امر را مشتبه کند که اجراهایی ساده و پرظرفیتی هستند که به‌راحتی می‌تواند مورد انتخاب هرکارگردانی قرار بگیرد اما آنچه لازمه این تعداد تکرارست، بازنمایی بهتر از هسته شناسی تراژدی و خشونت‎هایی‌ست که درک متفاوت‌تر و عمیق‌تری را برای مخاطب ایجاد کند. نه آنکه بیش از آنکه یک اجرای صحنه‌ای کمال‎یافته باشد، بازخوانی متنی باشد که مورد هجوم دستکاری‎های ناشیانه نیز قرار گرفته‌است
البته که ظرفیت های درخشان و فراوان نمایشنامه‎های شکسپیر چنان عظیم‌ست که به‌راحتی می توان با تغییرات هدفمند و معاصرسازی شده، درقالب فرم و محتوایی کارکردی به اجرا درآید، اما اگر تنها آنچه برداشت شود، سلاخی های متعدد،جلوه‌های بصری و شاعرانگیِ فانتزی و رمانتیزه باشد، نه تنها قادر به ارتباط با مخاطب دوستدار شکسپیرنیست، بلکه از وجاهت هنری لازم نیز بی بهره می‌ماند.
"خون به پا می شود" می‌توانست تئاتر موفقی باشد اگر درک و شناخت عمیق‌تری از شکسپیر، در متن و اجرا و تغییراتِ اعمال شده اش، وجود می داشت و تماشاگر را با امکان‌های کنش‌مند بیشتری از او آشنا می‌کرد.

نیلوفرثانی
منبع: ... دیدن ادامه » شکسپیر معاصرما/ یان کات/ رضاسرور/نشربیدگل

https://www.honarnet.com/?p=3668
درود و عرض ادب
ممنون از نقد دقیق ، گویا و ارزشمندت
طبق معمول استفاده کردم
۳۱ اردیبهشت
درود زهره جان عزیز تاجایی که اطلاع دارم گالری ها دراین ایام باز هستند بجز تعطیلات رسمی مثل روز دوشنبه ..بااین حال شاید بهتر باشه قبل از رفتن به هرکدام تماس بگیرید چون گالری ها براحتی برنامه هاشون رو تغییر می دهند.
گالری شیرین 1/2 / اثر/ طراحان آزاد مورد ... دیدن ادامه » های جذابی هستند
۰۴ خرداد
خیلی خیلی ممنون خانم ثانی
۰۴ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرسی و تشکر از همه نقد ها و تعریف ها، همه به یک اندازه قابل احترام هستند. حتی دوستنای که از روی عمد تخریب رو آغاز کردن هم من ممنونم ازشون و اگر گاهی جوابی دادم.... نباید جوابی می دادم
مسعود طیبی
کارگردان
با سلام واحترام
شب گذشته اجرای خون به پا می شود اقتباسی از اثر شگرف و به تفسیری سیاسی «تیتوس آندرونیکوس» جناب شکسپیر را دیدم اثری که خوی پلید وپلشت انسان پر نفرت و طماع و ویرانگیر را عریان و بی کم وکاست به نمایش میگذارد نمایشنامه ای که در ابتدای دوران ادبی شکسپیر نوشته شده و از کم طرفدارترین و مهجورترین نمایشنامه های شکسپیر محسوب می شود و دلیل مهجور ماندن این اثر شاید این است که قهرمانان این اثر ، توسط منتقدان به عنوان کم طرفدارترین قهرامانان تراژیک شکسپیر رده بندی شده اند که می توانند هر احساسی به جزء همدردی را برانگیزانند.و این در حالی است که در زمان خود شکسپیر این نمایشنامه اثری موفق بوده است، با این وجود، در دهه های پایانی هزاره دوم و در پرتو نظریه های پسانوگرا این تراژدی رومی محبوبیت خود را به دست آورده و دلیل این محبوبیت تا حد زیادی ... دیدن ادامه » به خاطر ساختار متناقض، گسیخته و ناهماهنگ این اثر است که با زمان ناموزون معاصر همسانی دارد. نوعی سیاسیگری و سیاسی اندیشی نمایشنامه یک قهرمان تراژیک غیر ارسطویی را به تصویر می کشد که به تدریج از نقش خود به عنوان شخصیت مرکزی کنار رانده می شود و همدردی مخاطب نسبت به خود را از دست می دهد. در واقع شکسپیر، با توجه به تفکرات ضد اومانیستی خود، در نظر دارد تا یک مشکل سیاسی اجتماعی را برجسته کند که این کار به نوبه خود مستلزم این است که قهرمان تراژیک از مرکز توجه دور شود.در این اثر بیگانگی ایجاد شده توسط شکسپیر، نمایشنامه های او را از حالت ارسطویی درآورده و به تئاتر حماسی برشت نزدیک می کند. در این نوع تئاتر فاصله ای بین مخاطب و شخصیت نمایش ایجاد می شود که به دور از احساسات ارسطویی ترس و ترحم ظرفیت مخاطب برای فکر کردن و مورد انتقاد قرار دادن یک مسئله اجتماعی برانگیخته می شود بنابراین و براساس تفکرات ضداومانیستی شکسپیر می توان گفت که تقابل دوسویه فردو اجتماع در این تراژدی رومی واژگون می گردد و قهرمانان تراژیک شکسپیر به نفع جامعه روم مورد تحقیر قرار گرفته و قربانی می شوند. و اما نمایش خون به پا میشود جسارت کارگردان برای انتخاب این متن سخت که کمتر کارگردانی شجاعت کارکردنش را دارند ستودنی است متنی که از کم رونق ترین متن های جناب شکسپیر است
من از تجربه اجرا رضایت داشتم و لذت بردم
و به دوستان توصیه میکنم که به تماشای این اجرا بنشینند چراکه شاید تا سالها کارگردانی برای اجرای این متن نباشد
امتیاز من به اجرا 3.5 از 5 .

پ ن
برداشتی آزاد از مقاله روح اله داتلی بیگی و اصل اثر
به نظرم تا حد زیادی درست گفتید
۳۱ اردیبهشت
جناب لهاک با سلام،تبریک به شما برای دانش و نگرش عمیقتون به دنیای هنر و ادبیات،از مطالب ارزنده تان بسیار آموختم،موفق باشید.
۰۱ خرداد
خانم ممنونم از لطف و توجهتون
۰۱ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روم و دموکراسی مثل شیرینی و شکر میمونند پدرم همیشه میگفت

آقای لهاک عزیز / با آن چشمهای دقیق و صحنه شناستان - ممنون از لطفتان
۳۰ اردیبهشت
آقای دکتر اشراقی نازنین ارادتمند شما هستم
و چقدر صحنه عاشقانه باسینیوس و لاوینیا رو دوست داشتم
شاعرانگی در اجراتون بسیار جذاب بود
❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۳۰ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#خون_به_پا_میشود در کشوری که دولت مردانش برای منصب می جنگند. برای ارضای نیازهای فردی خود، نه برای هیچ قشر دیگری از جامعه.

#خون_به_پا_میشود در جامعه ای که پادشاهش دغدغه و هوس حکومت دارد و آن رفتار را به ارکانِ خود تزریق میکند.


تیتیوس:تاریخ ثبت کرده دیکتاتوری نمیتونه عمرکنه...!

و اینک نمایش #خون_به_پا_میشود به کارگردانی #مسعود_طیبی با یک حقیقت اجتماعی دیگر به روی صحنه آمده، نمایشی که با سانسورهای متعدد بازیگرانش برای هدفی که داشتند جنگیدند و با خون دل این نمایش را به اجرا گذاشتند.
تا بازتاب رفتارهای کشور رم را در این نمایش ببینیم.

ببینیم که اگر یک جامعه دچار تزلزل میشود از پی ریزی خودِ حکومت است یا خود مردم هم از همراهی آنان لذت میبرند.

ببینیم آیا مردم لذت زندگی را در عشق میبینند یا در تصاحب زندگانیِ دیگران.

و سیر داستانی که بازیگرانش آن ... دیدن ادامه » را به ظرافت های خاص خودشان طراحی کرده و همینطور عوامل صحنه نور،گریم و ...در مفصل بندی این نمایش دقت کرده بودند...خسته نباشید به استاد مسعود طیبی و گروهش.
#تئاتر_ببینیم #مسعود_طیبی #خون_به_پا_میشود
جاییکه خشم و شهوت بر عشق چیره میشود و سیاهی بر نور فائق می آید. کینه جای مهر را میگیرد و زور بر دموکراسی پیروز میشود. ظالم سوار بر کمیت قدرت، عنان گسیخته می تازد و صدای شکستن بالهای فرشتگان به زیر سمهایش، گوش فلک را کر میکند. ندای حق سرکوب میشود و پرچم باطل افراشته میگردد. صدای زوزه سگان و ضجه دخترکان در هر کوی و برزن میپیچد و آنگاه... خون به پا میشود
کاری قوی تاثیرگذار با بازی های هنرمندانه دوستان، پیشنهاد میکنم ببینید
۳۰ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیش از این، سه نمایش «نبرد گالیله»، «هنگامه‌ای که هملت به دست جادوگران مکبث کشته شد» و «در مه بخوان» را از مسعود طیبی عزیز دیده بودم و از هر سه کار بسیار لذت بردم. اما در مقایسه با کارهای قبلی، انتظارم از نمایش «خون به پا می‌شود» آنچنان که تصور می‌کردم، برآورده نشد.
نکاتی که در مورد این نمایش به ذهنم می‌رسد:
- مسعود طیبی نشان داده است به انتقال پیامهایی با مضامین اجتماعی و روان‌شناختی در آثار خود اهمیت می‌دهد و صرفاً دنبال خلق آثار نمایشی با ارزشهای فرمالیستی نیست. برای تماشاچی‌ای همچون من که به کارکرد بیش از قالب اهمیت می‌دهم، این نکته مثبتی است. برای مثال در نمایش «هنگامه‌ای که هملت...» دو نمایشنامه مشهور شکسپیر در فضایی سوررئال به گونه‌ای درهم پیچیده روایت شده و به خوبی در خدمت بیان محتوای مورد نظر کارگردان اثر قرار گرفته بودند. اما ... دیدن ادامه » به نظرم می‌آید نمایش «خون به پا می‌شود» جایی بین فرم و محتوا گرفتار شده است و نتوانسته است پایش را روی یکی از این دو پله مستحکم کند. به زبان ساده‌تر برایم این سؤال پیش آمد که اگر این نمایش از نمایشنامه «تیتوس آندرونیکوس» شکسپیر اقتباس نشده بود و اسم شخصیت‌ها چیزهای دیگری بود، آیا در نتیجه‌ی کار تفاوتی می‌کرد؟
- ریتم کار به نظرم خیلی تند می‌آمد. تا می‌خواستم اتفاقات یک پرده را هضم کنم، فوراُ پرده بعدی با بار هیجانی زیادی آغاز می‌شد. به نظرم این شتاب هم روی اکت بازیگران و هم روی شخصیت‌پردازی‌ها تأثیر منفی گذاشته بود. مثلاً برایم باورپذیر نبود که شخصیت خبیثی مانند «آرون» که در طول نمایش از هیچ شرارتی کوتاهی نکرد، چگونه در پایان به پدری دردمند و رقیق‌القلب تبدیل می‌شود که برای نجات فرزندش ضجه می‌زند.
- از بین بازی‌ها، بازی شخصیت‌های تیتوس (خسرو شهراز)، دمتریوس (علیرضا قیدری) و لاوینیا (پانیذ خوش‌نیک) را بیشتر پسندیدم، هر چند زحمات سایر بازیگران هم قابل‌تقدیر است.
- شخصیت آرون دو بار در دیالوگ‌ها از فعل «پاچیدن» در جایی که معنای «پاشیدن» می‌دهد استفاده می‌کند. مطابق اکثر فرهنگ‌های لغت، «پاچیدن» اشتباه نیست ولی مصطلح هم نیست و بیشتر به گویش عامیانه تعلق دارد. برایم جالب بود بدانم آیا تعمدی در استفاده از این کلمه وجود داشت یا نه؟ همچنین آرون بارها از «سرزمین من» صحبت می‌کند و هیچگاه نمی‌گوید این سرزمین کجاست. شاید مصلحتی در کار بوده که گفته نشود آرون، عرب مغربی (زنگی) است.
- نقدی که نمایش به جامعه پدرسالار و ارزش‌های آن داشت تحسین‌برانگیز بود. زنان در این نمایش کنشی ندارند و صرفاً واکنش نشان می‌دهند. هر دو شخصیت زن نمایش(تامورا ملکه گت‌ها و لاوینیا دختر تیتوس) صرفاً آلت دست شخصیت‌های مرد نمایش‌اند و با آن‌ها به مثابه ابژه‌های جنسی رفتار می‌شود. نقد خوب دیگر نمایش به سیرک پست‌مدرن امروزی است که در آن به سر می‌بریم. دنیایی سرشار از خشونت، حکمرانی ایگوهای متورم و نیاز شدید به ارضای فوری یا به تعبیر رابرت بلای، در کتابی به همین نام، «جامعه نیمه‌بالغها».
- در پایان خسته‌ نباشید می‌گویم به مسعود طیبی و گروه نمایش «خون به پا می‌شود» و امیدوارم به زودی کارهای قوی‌تر و جذاب‌تری از این گروه شاهد باشیم.
ساجد جان فدای شما بشم.... من که این سال هرگز یکبار هم ندیدم شما رو.... اما ممنونم از نگاه دقیق شما....بگذارید به حساب شرایط بد و عدم امکانات و بضاعت کم من رفیق جان... امیدوارم شرمنده شما نشوم در آینده
۲۹ اردیبهشت
البته که این کمبود امکانات فقط مختص به این نمایش نیست.
۲۹ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رسالت هنر مگر جز آگاهی بخشیدن است
مگر جز تربیت انسان والا هدفی دارد
رسالتی که به مذاق اصحاب قدرت خوش نمی آید ، دیکتاتورها همواره از هنر بیزار بوده و هستند الاّ هنری که توده را تحمیق کند و در بستر قدرت رام سازد
انسان ایده آل دیکتاتورها بز اخفش است
و برای تولید این انسان از هیچ کاری فروگذار نبوده اند ، شکستن قلم و قلم داران و بایکوت و سانسور رایج ترین رفتار حاکمیت های اقتدارگراست
دیکتاتورها کم تحمل اند ، بی طاقت اند
خون به پا میکنند
اثری زیبا به کارگردانی مسعود طیبی عزیز و بازی های دوست داشتنی بازیگرانی چون خسروشهراز نازنین و دیگر بازیگران خوبش که بسیار دیدنی است
انها در ایرانشهر خون به پا کرده اند
سپاسگذار مهر همه دوستان که با تمام بی مهری هایی که میدانم ایستاده اند
سیاسی ترین متن شکسپیر در مواجهه با سبک آوانگارد بر آمده از فرمی با تار و پود مینیمالیستی و این نوید روزهای خوب موج نو نسل جوان تئاتر ایران خواهد بود؛
جسارت کارگردان برای انتخاب این نمایشنامه سنگین و اجرا در قالب فرم ستودنیست؛
بازی درخشان آقایان طباطبایی و شهراز از نقاط قوت اثر محسوب می شود؛
اگرچه این اثر در ذات صحنه یک اجرای مینیمالیستی و خلاق محسوب می شود ولی افزودن برخی جزییات در صحنه و البته ترمیم برخی اکت ها و میزانسنها و مواردی مربوط به جانمایی آکسسوارهای در صحنه می تواند اثر را به سمت بی نقص شدن پیش ببرد که جای باز کردن آن در این مجال بواسطه طویل بودن عرایض از حوصله خواننده خارج خواهد بود ولی اشاره ای گذرا خواهم داشت(نقصانهایی مربوط به طراحی لباس و جزئیات سلاح های سرد و گرم و واقعی تر شدن ماکت سر انسان و یا دست و زبان قطع شده و البته استفاده ... دیدن ادامه » از غذای واقعی و نوشیدنی برسر میز ناهار خوری و یا استفاده از افکتهای صوتی جایگزین و در نهایت استفاده از خون بروی صحنه که خشونت متن را ملموس تر خواهد کرد و ...)؛
نور پردازی اگرچه مکفی به نظر می رسید ولی هماهنگی بیشتر در اسلایس های زمانی تمرکز بیشتری را طلب می کند؛
اگر اثر در ذات آوانگارد است بهتر است در انتخاب موزیک ها و افکتهای موزیکال و بهره مندی از گروه کُر بواسطه انسجام صحنه دقت بیشتری صورت گیرد و از این ظرفیت برای تولید هیجانات روحی و روانی مخاطب بیشتر بهره برد؛
دراماتورژی اثر با وفاداری به متن و پیوند آن به معظلات روز کشور از نقاط مثبت این تئاتر می باشد؛
با توجه به حساسیتهای کارگردان خوب اثر و ممارستهای ایشان قطعاً اغلب این موارد در اجراهای آتی بهبودی حاصل خواهد کرد و شاهد اجرایی یکدست و منسجم تر خواهیم بود(چون دوست دارم یکبار دیگر این اجرا را برای شب های آخر ببینم)؛
در کل بواسطه سلیقه سیاسی بنده و البته اجرای اثر در قالب فرم ، عین ٨٠ دقیقه این کار را لذت بردم و تبریک و خسته نباشید من برای جناب طیبی و گروه خوبشان.
ممنونم
۲۵ اردیبهشت
جناب لهاک گران قدر با نظریات شما همسو هستم و خوشحالم که در این باب اتفاق نظر داریم؛
ارادتمندم.
❤️❤️❤️❤️❤️
۳۱ اردیبهشت
باعث افتخار من هستش⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۳۱ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

درود
علیرغم اعتقاد شخصی ام بر مثبت اندیشی / بالاخص نسل جوان و پویای کشورم - ضمن قدردانی از نظرات عزیز دوستانم بر حسن اجرا و کل نظرجامعه فرهنگی تئاتر و کاربران پویای تیوال لازم دانستم نکاتی را ذکر کنم :
١-با وجود فعالیت من در گذشته در سینما و تلویزیون/در مکتب تئاتر ایران امروز دانش آموز و متلمذم - و بسیار خوشنودم ازحضور افرادفرهیخته و ساعی در هنری که ارابه آنرا انگیزش عشق میراند و هیچ.
٢-با نظر به امکانات وضعی و اجرایی محدود و مشروط پرداخت به این فاخر هنر/اشهامت و مساعی جوان باسواد کوشا و پر انگیزه ای بنام مسعود طیبی را قابل ارزش فراوان میدانم و من جزئی از پیکره این پروژه هستم که قطعا لطف دوستان بر من در جوار ریزبینی جزییات کار بصورت منفی -نفی خانواده من و تاییدصرف بنده-که همان نفی من است را شامل میشود.
٣-همکاری و همکناری با خسرو شهرازو غیره دوستان حرفه ... دیدن ادامه » ای و خردمند این اجرا موهبتی بر من بوده و من افتخار شاگردی را باز پیدا کردم.
٤-دوستان و مخاطبین من اکثرا به دلیل لطف زیاد بر من حقیرمتمایل به تئاتر شده اند/تشویق به این مهجورهنر را افتخار میدانم/وآنقدر از این اجرا مشعوف بودند که کاربر تیوال شده و نظرات خود را نوشته اند غافل از اینکه بقول دوستی بزرگنمایی گاهی تیری است سهوی بر ارز حرفه ای بنده نویی.
٥- به روایت صاحب نظران و اساتید که شاید نظرشان در تیوال منعکس نشده این اجرا ساختارشکن و بینش آوانگارد کارگردان را شامل میشود و هر حقیقتی هزاران دید مثبت و منفی را در بر دارد که بی غرضی عدالت نظر را در پی دارد.
٦- طیبی در پروژه برزخ فانتزی و میکرو اکت را بسیار وجیه احرا کرد و من متاثر در ایفای نقش بر آن سبکم/ که لطف دوستان بر حسن اجرای بنده حقیر در واقع نوعی قدردانی از مسعود طیبی را در پی دارد.
٧- با لحاظ به شرایط اقتصادی روز وتشویق همه اقشار خصوصا دانشجویان تخفیفاتی را تهیه کنتده کار در نظر گرفته که متاسفانه تعبیر به خیر نشده در نظری از نظرات که عجب دارد/پس در مارکت دنیا که برندهای معتبر جهت پوشش کل سطوح جامعه در مناسباتی نرخ شکنی میکنند- کیفیت شکنی کرده اند!!!!؟؟؟ و آیا ارزش ها بر اساس قیمتهاست / بعید از عرفان هنر!
.
مخلص کلام / خانواده تئاتر/ خانواده هنر-و کل جامعه ما اگر سعی بر در آغوش کشیدن داشته باشند قطعا کارا تر خواهند بود تا خنجر کشی
همچنان دانش آموزم و این طی طریق خود لذتی بی مثال دارد و افتخاریست کم نظیر.
با دیدن روی ماهتان در ایرانشهر سر افراز میشوم
ایمان اشراقی
۱
جناب اشراقی عرض ادب و احترام
تخفیف برای اقشار مختلف، مخصوصاً قشر کم درآمد دانشجو بسیار کار شرافتمندانه و پسندیده ایست،ذره ای هم نشانه ضعف اثر نیست.
تصور میکنم بدیهی بود بنده از چه منظری اشاره کردم به تخفیفات این کار، در عجبم از تفسیر جنابعالی درباره ... دیدن ادامه » نظر بنده!
بنده توفیق دیدن این نمایش را نداشته ام فقط در پاسخ آن عزیز محترم عرض کردم که دوست عزیز اگر این نمایش اینگونه است که شما میفرمائید، با توجه به تخفیفات مختلف (گزینه مالی تماشاچیان دیگر مطرح نیست)، منطقی نیست که بسیاری از صندلی‌ها خالی بماند.
با آرزوی ادامه موفقیت‌های شما فرهیخته گرامی.

۲۶ اردیبهشت
آقای لهاک عزیز چشم انتظارتونم
۲۸ اردیبهشت
جناب آقای دکتر با افتخار خدمت خواهم رسید
۳۰ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید