تیوال نمایش مگس
S2 : 17:02:12
امکان خرید پایان یافته
  ۲۳ تیر تا ۱۷ مرداد
  ۱۸:۳۰
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: اشتفان اُرکنی
: کمال ظاهری
: ایوب آقاخانی، توحید معصومی
: توحید معصومی
: ایوب آقاخانی، سامان دارابی، مرضیه صدرایی، الهه زحمتی
: امیرحسین شفیعی، مهدی اکبری‌زاده

: ایوب آقاخانی، توحید معصومی
: سینا ییلاق‌بیگی
: الهام شعبانی
: رضا خضرایی
: علی مست‌علی
: میلاد حاجی‌زاده
: مرجان برات
: محمدحسن درباغی‌فر
: حسین بنیاد، علیرضا فتاحی، کیانوش ایازی
: مهرنوش بیگ‌زاده
: خورشید آزادی
: اِروین معصومی
: امیر قالیچی
: مصطفی قاهری
: شیرین جهان‌زاده
: علیرضا خدامرادی
ماجرا در مجارستان همزمان با روزهای جنگ دوم جهانی روی می‌دهد، ژولا تنها پسر خانواده تت در جنگ است، فرمانده ژولا چند روزی مهمان خانواده تت می‌شود و باید پدر و مادر و نامزد ژولا میزبان شایسته‌ای برای فرمانده باشند تا اینکه...

بازنویسی و دراماتورژی: ایوب آقاخانی- توحید معصومی
کارگردان: توحید معصومی

گزارش تصویری تیوال از نمایش مگس / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» پیش فروش نمایش «مگس» آغاز شد

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
بسیار زیبادبود و ای کاش،تمدید بشه ،با ریتم عالی و فشرده کردن زمانِ سیر اتفافات متن که با هدایت و درایت خوب آقای معصومی عزیز،و قطعا تعاملشون با سایر هنرمندان گروه اجرایی صورت گرفته بود،شاهد ماهیت واقعی جنگ از دید فرمانده جنگ و از دید قشری از مردم عادی و یا آتشنشان آن زمان بودم ...و تاثیرات و عواقبی که بر احوال این دو قشر داشت ،جنگ خیلی باسیاااست و زیرپوستی تاثیر منفور خودش را بر مردمی،که حتی،میخواهند بظاهر،نیز بی خیال و دور از جنگ باشند ،میگذارد...و چقدر لذت بردم از این نمایش ...بسیار هنرمندانه با بازیهای عالی ،تراژدی ای که از،شوک ،لبخند نیز به لبانم می آمد اما چه لبخند تلخی
و چه پایان تراژیک بااحسااااس و میخکوب کننده ای،بود ...و دلم نمیخواست سالن رو ترک کنم ،....
بازی آقای دارابی و آقای ایوب آقاخانی بی نظیر،بود
و این کار ارزش چندبار تماشا کردن ... دیدن ادامه » و تامل کردن! رو داشت ،ای کاش،تمدید میشد
چاپ شده در روزنامه اعتماد به تاریخ هفتم مرداد ماه نود و هشت

از ملال و بطالت



نوشته محمدحسن خدایی

زمانه جنگ است و حتی مناسبات مردمان یک روستای دور افتاده در مجارستان، تحت تاثیر نظامی‌گری است. مناسبات مردمان روستا اغلب مبتنی است بر فراغت‌های گاه و بیگاه و تجربه ملال و آهستگی. نمایشنامه «خانواده تُت» به نویسندگی «ایشتوان ارکنی»، در باب همین تضاد حل‌ناشدنی میان نظامی‌گری است با سادگی و صمیمیت روستا. ماجرا از آنجا آغاز می‌شود که فرزند به جنگ رفته خانواده تُت یعنی ژولا، در نامه‌ای خبر می‌دهد که فرمانده‌اش برای تمدد اعصاب و یازیافتن روحیه، قرار است به مدت دوهفته به روستا آمده و مهمان خانواده تُت شود. ورود سرگرد و میزبانی از او، قرار است موجب انتقال ژولا از خط مقدم به دفتر کار سرگرد شود. ایشتوان ارکنی، به درخشانی نشان می‌دهد که چگونه شخصیت ... دیدن ادامه » اقتدارطلبی چون سرگرد، در مواجهه با سادگی و فراغت روستا، تحمل از دست داده و در تمنای تغییر دادن رفتار اهالی روستاست. او کار کردن را توصیه می‌کند. عشقی که به جعبه‌سازی از خود نشان می‌دهد، شگفت‌انگیز است. یادآور همان جمله که بر سر در آشوویتس نوشته بودند: «کار آزاد می‌کند!» اگر برای لایوش تُت، جعبه‌سازی یک فعالیت بی‌اهمیت و مزاحم است که خواب و راحت زندگی را ناممکن کرده، در عوض سرگرد به آن همچون امر استعلایی می‌نگرد.
دراماتورژی و بازنویسی ایوب آقاخانی و توحید معصومی از نمایشنامه ایشتوان ارکنی، به اجرایی قابل اعتنا و تماشاگر پسند منجر شده. اما مناسبات تاریخی مردمان مجارستان در جنگ جهانی دوم را به نوعی به محاق برده. حذف شخصیت‌هایی چون پستچی، توماییِ کشیش و سیپریانیِ پرفسور و...به همراه تقلیل دادن تمام مکان‌ها به فضای اندرونی خانواده تُت، به اجرایی میدان داده که بازنمایی کننده یک مجارستان تاریخ‌زدایی‌شده است. بنابراین خبری از دیالوگ در کلیسا، گرایش به کمونیسم و از دست رفتن عقل سلیم یک پرفسور نیست. همان سویه‌های تعین‌بخش و انتقادی ایشتوان ارکنی در مواجهه با نیروی نظامی فاشیسم هیتلری. در عوض نمایش مگس، بر رابطه خانواده تُت با سرگرد متمرکز است. اجرایی با ریتم مناسب، لحنی سرخوشانه و مناسب تماشاگر این روزهای تئاتر ما. اما در نهایت باید تذکار داد که تاریخ‌زدایی می‌تواند به سیاست‌زدایی منتهی شده و سویه رهایی‌بخش و رادیکال نمایشنامه «خانواده تُت» را به یک مزاحمت قابل تحمل حشره‌ای چون «مگس» بدل کند.
طراحی صحنه خلاقانه سینا ییلاق‌بیگی، توانسته سادگی و تزلزل‌پذیری یک خانه روستایی را بازنمایی کند. پرده‌هایی که فضای خصوصی داخل را از عرصه نه چندان عمومی زندگی روستایی مجزا می‌کنند. از منظر بازی‌ها، سامان دارایی از بهترین‌های اجراست. پدری مهربان و واجد اتوریته که بتدریج جعبه‌سازی، تمرکز و اقتدارش را از او می‌ستاند. مرضیه صدرایی هم درخشان است. همان لحن منقاد و اندکی مذبذب یک زن روستایی برای نجات فرزندش. الهه زحمتی هم بازی خوبی ارائه می‌کند. اما انتخاب ایوب آقاخانی یک مخاطره تمام عیار است. پیشنهاد ایشتوان ارکنی، یک مرد کوتاه قامت و کمابیش فربه است که اغلب مشکل تطابق با محیط اطراف دارد. اما فیزیک بدنی ایوب اقاخانی در تضاد است با آن بدن گروتسک و آیرونیک.
درود؛
موارد کوچک سازی فضای نمایش و حذف برخی شخصیتها در اثر دراماتورژی متن و پیامد تاریخ زدایی و سیاست زدایی مهلک بر متن اشاره ظریف و دقیقی بود؛

متوجه اصطلاح "بدن گروتسک و آیرونیک" نشدم!!
البته مفهوم کلام را گرفتم در باب آیرونیک از ٢ سویه بودن و ... دیدن ادامه » تضاد شخصیت ظاهری مرد آنچه که نویسنده در نظر می گیرد و آن شخص لاغر اندامی که در نمایش بازی می کند و اما گروتسک را بازتر در مورد بدن ایشان تفسیر کنید ، که آیا فیزیک بدنی مد نظرتان بوده در این اصطلاح یا مفهوم دیالوگها و نوع طنزش؟ ؛ سپاس.
۰۷ مرداد
بیشتر منظورم آن مناسباتی است که نویسنده در طول نمایشنامه از سرگرد ترسیم کرده. کوتاهی قد او نسبت به لایوش تُت، زیست پر مخاطره‌اش در جنگ که حواس پنج‌گانه‌اش را تحت تاثیر قرار داده و نسبت‌اش را با محیط آرام روستا، مسئله‌مند کرده. کمابیش ایشتوان ارکنی، ... دیدن ادامه » شخصیت سرگرد را گروتسک معرفی می‌کند. کنش‌ها، فیزیک ظاهری و نسبت نامعمولش با لایوش تُت. خواندن نمایشنامه که در سال هشتاد و نه چاپ شده، می‌تواند بیشتر موضوع را آشکار کند.
۰۷ مرداد
به هر حال ترکیب غامضی بود و نشنیده بودم : "بدن گروتسک و آیرونیک" :)))
تشکر از تفسیر حضرتعالی
۰۷ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی دوست داشتنی، زیبا، تفکربرانگیز، پر از موقعیتهای جذاب و گاهی طنز، بازیهای قوی، دکور ساده ولی عالی،
خسته نباشید به عوامل کار
زهره الف و رضا تهوری این را خواندند
مهدی حسین مردی، امیر مسعود و Marjanb این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اقدام به اجرای نمایشنامه‌های ساختارمند که موضوعی قابل تأمل دارند، همواره سبب ارتقاء جایگاه و منزلت هنر تئاتر بوده است؛ جنبه اطمینان بخش و ویژگی اولیه چنین انتخابی آن است که تماشاگران حداقل با اجرای متنی بی‌محتوا و خودنوشته توسط کارگردان روبه‌رو نیستند؛ این خصوصیت به شکل آشکاری بر اغلب اجراها تأثیر مثبت داشته است. در مواردی که تغییرات و یا برداشت‌های خاصی در قالب اقتباس انجام می‌شود نیز امکان دارد اجرا جذابیت‌ها و یا احتمالاً ضعف‌هایی هم داشته باشد.

نمایش "مگس" که ظاهراً اقتباسی از نمایشنامه "خانواده تت" اثر "اشتفان ارکنی" اعلام شده، توسط ایوب آقاخانی و توحید معصومی بازنویسی شده و با کارگردانی توحید معصومی در سالن سایه تئاترشهر اجرا می‌شود؛ این نمایش به رغم آن‌که اجرایی اقتباسی اعلام شده، چندان اقتباسی نیست، بلکه در آن فقط بر جنبه‌های کمیک اثر که اساساً "کمدی درام" است، تأکید بیشتری شده و در این رابطه به تناسب نوع رویکرد و سلیقه ذهنی بازنویسان متن، دیالوگ‌هایی هم اضافه شده و همزمان به حالات و موقعیت پرسوناژها، مخصوصاً به مزاحم بودن پرسوناژ سرگرد، اهمیت افزون‌تری داده شده و انتخاب عنوان "مگس" هم به همین دلیل بوده است.

نمایش طبق معمول شامل یک بخش مقدماتی، یک بخش میانی طولانی و بخش پایانی کوتاه است: در قسمت مقدماتی اثر همانند هر متن ساختارمند و پرسوناژمحوری پای یک پرسوناژ خاص در میان است که قبل از حضور او در صحنه، نویسنده با توانمندی و تأکید قابل توجهی برای کنجکاو نمودن تماشاگران، برایش مقدمه‌سازی می‌کند و زمینه اشتیاق برای دیدار با این پرسوناژ در ذهن و احساس مخاطبان فراهم می‌شود؛ اما پرسوناژ مورد نظر که یک سرگرد تازه از جنگ برگشته است، نه تنها خاص، بلکه بسیار نامتعارف جلوه می‌کند. او به شدت عصبی و دچار گمانه‌ها، توهمات و تأثیرات میدان جنگ است و اساساً جنگ، او را به یک بیمار روانی و ضایعه جنگ تبدیل کرده است: بخش مهمی از عوارض و تأثیرات مخرب جنگ در قالب این مهمان ناخوانده به محیط آرام، صمیمی و سالم خانواده تت انتقال می‌یابد و در نتیجه، اعضای این خانواده از عواقب و تأثیرات مخرب جنگ در امان نمی‌مانند. آن‌ها مجبورند به خاطر سفارشات پسر سربازشان درباره سرگرد، او را تا آخر تحمل کنند تا آن‌که نهایتاً به دلیل ماندگار شدن بیشتر سرگرد مزاحم و آسیب‌رسان در خانه آن‌ها و تحمل‌ناپذیر شدن وضعیت، مرد خانواده که مأمور آتش‌نشانی است و بیش از همه از سرگردی که محصول آتش جنگ محسوب می‌شود، آسیب‌های روحی و روانی دیده است، مجبور می‌شود او را که همانند یک دشمن حریم خانوادگی‌شان را تسخیر کرده، بکشد.

تعمقی نسبی روی موضوع نشان می‌دهد که ماجرای جدی و تلخ فوق در وهله نخست جزو موضوعات یک "درام" است، اما نویسنده و متعاقباً بازخوانان نمایشنامه (به نسبت‌های کم و بیش)، بر جنبه کمیک اثر هم تأکید داشته‌اند و ژانر اثر از همان آغاز تبدیل به "کمدی درام" شده است. در کل، در متن نمایش فعلی از جنبه جدی و درام‌گونه نمایش تا حدی کاسته شده و به همان نسبت به بخش کمیک افزوده شده است؛ با وجود این، اجرا در کل، حوصله تماشاگران را سرنمی‌برد و در مقاطعی هم آن‌ها را می‌خنداند.

پرسوناژ سرگرد در حقیقت نمونه‌ای از شکل‌گیری یک گروتسک درونی و روحی روانی است. جنگ، شمایل شخصیت او را چنان تغییر داده که بیمارگونه، بسیار پیچیده و غیرقابل پیش‌بینی شده است؛ طوری‌که هیچ شاخصه قرینه‌واری در رابطه با قیاس آن با الگوی شخصیت قبل از جنگ او وجود ندارد؛ به همین دلیل جزو پرسوناژهای بسیار پیچیده چند ساحتی( راوند) مریض‌گونه به شمار می‌رود؛ در عوض، شخصیت پرسوناژ لایوش تت، ساده و تک‌ساحتی (فلت) است. تقابل این دو نوع پرسوناژ متضاد، اجرا را بسیار کنش‌زا کرده و آن را به لحاظ داشته‌های دراماتورژیک ارتقاء داده است.

دیالوگ‌ها در راستای نوع نگاه و برداشت بازخوانان متن هستند: "او عادت کرده چیزی رو بیندازد توی دهنش و قورتش هم نده"، "من اصولاً مگس‌ها رو نمی‌کشم، سلاخی می‌کنم"، "خیلی سخته وقتی ذهن‌تان دنبال چیزی می‌ره، جلوش رو بگیری"، "برای چی با زل زدن دائمی مسائل رو پیچیده‌تر می‌کنی؟ " و ...

طراحی صحنه این نمایش که توسط سینا ییلاق‌بیگی انجام شده، خیلی ساده و همزمان مناسب و دراماتیک است: فضای صحنه به گونه‌ای هوشمندانه و هنرمندانه با استفاده از پرده‌های کرم رنگ جنبی از فضای پشت صحنه جدا شده، طوری که هردو بخش به مثابه فضای یک خانه کاربری نمایشی داشته باشند.

طراحی خوب و مناسب نور که توسط رضا خضرائی انجام شده به جذابیت اجرا کمک کرده، ضمن آن‌که مثل طراحی نور بعضی از نمایش‌های دیگر بدون دلیل از نور استفاده‌ای تزئینی و جلوه‌افزا نشده است.

... دیدن ادامه » اجرا کلاً پرسوناژمحور است و کارگردان در هدایت بازیگران گاهی موفق و در مواردی ناموفق بوده است: گرچه عنصر اغراق تا اندازه‌ای جزو موضوع نمایش است، اما بازی بازیگران (هر دو بازیگر مرد، ایوب آقاخانی و سامان دارابی) گاهی بسیار اغراق‌آمیز جلوه می‌کنند (مخصوصاً در نیمه دوم نمایش)؛ این عارضه گرچه سرگرم‌کننده است، اما به بخش درام‌گونه متن اصلی و موضوع نمایش آسیب نسبی زده است؛ نکته فوق نشان می‌دهد که کارگردان به جنبه کمیک اجرا اهمیت بیشتری داده و حتی عنوان نمایش هم گواه آن است. در جاهایی که بازیگران از اغراق کم‌تری استفاده می‌کنند، بازی‌های‌شان به دلیل آن‌که از دست‌ها، همه حالات چهره و حرکات سر و بدن به طور مناسب استفاده می‌کنند، بسیار جذاب و ستودنی است. بازی هر دو بازیگر زن ( مرضیه صدرائی و الهه زحمتی) زیبا و بی‌نقص است.

میزانسن‌ها خیلی خوب، نمایشی و حتی گاهی تأویل هستند: صحنه‌ای که در آن سامان دارابی دستش را از زیر دست سرگرد (ایوب آقاخانی) رد می‌کند و در مقابل سینه او نگه می‌دارد و همزمان در رابطه با همان حرکت دیالوگی هم بر زبان می‌آورد، جزو این صحنه‌هاست. در کل، توحید معصومی به عنوان کارگردان در رابطه با انتخاب میزانسن‌ها، چگونگی شکل‌دهی صحنه‌ها و نیز ورود و خروج بازیگران خیلی خوب عمل کرده و از نظر هدایت بازیگران هم با توجه به موارد پیش گفته، از برخی جهات موفق و در مواردی به همان علت استفاده زیاد از عنصر اغراق، ضعف‌هایی هم مشهود است.

در نمایش "مگس" به کارگردانی توحید معصومی گرچه برخلاف اجرای قبلی به کارگردانی مائده طهماسبی که در سال 1386 با تأکید بر محتوای نمایشنامه اصلی "خانواده تت " اجرا شد، به وجوه کمیک اثر اهمیت بیشتری داده شده، اما از نظر کارگردانی، طراحی صحنه و نیز به دلیل بازی پر فراز و فرودتر بازیگران زن (در طول اجرا) و جذابیت بازی بازیگران مرد (خصوصاً در نیمه اول نمایش)، اجرایی جذاب‌تر است.

نقدی از حسن پارسایی
امیر مسعود و رضا جعفری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی‌ها فوق العاده بودن و البته تاثیرگذار. مهمترین خصوصیت یک نمایش فاخر توان جذب مخاطب هست که این نمایش به خوبی از عهده این کار براومد. انتقال پیام و مفهوم موردنظر کارگردان وقتی امکان پذیر است که قدرت جذب نمایش با بازی های خوب و یکدست و نمایشنامه قوی و خوش ریتم اتفاق بیوفته موضوعی که بازیگران بخوبی از عهده اجرای اون براومدن. موضوع و محتوای نمایشنامه به نوعی قابل تعمیم به زندگی روزمره همه ماست. در کل از بهترین نمایش هایی بود که در سال های اخیر دیدم و واقعا توصیه می کنم دوستان از دست ندن.
درود
نمایش مگس با درخشش جناب دارابی به گمانم قطعا ارزش دیدن را دارد . قصه شاید به لحاظ ماهیت ، دارای پیچ و خم و فراز و فرود آنچنانی نباشد ولی بقدری خوب پرداخت شده است که بیننده را بدون لذت باقی نمیگذارد و این دقیقا نقش موثر یک کارگردان است .
اُور اکت جناب آقاخانی در اوایل کار به نظرم کمی به نقش لطمه زد ولی در ادامه به تمامی جبران شد .
جالب اینجاست در روند ٧٠ دقیقه ای ، کار نه تنها از ریتم نمی افتد که به مرور اوج هم میگیرد . نمایش شاید در پانزده دقیقه ابتدایی خیلی موفق نباشد ولی به خوبی در مسیر می افتد و انتظار بیننده را پاسخ میدهد . طنز موقعیت و تسلط جناب دارابی ستون نمایش را از گزند هجو مصون نگه میدارد و رنگ و لعابی هم به داستان می زند .

خسته نباشید به این دوستان .
نمایش "مگس" با اقتباسی از نمایشنامه "خانواده تت" نوشته اشتفان ارکنی ترجمه کمال ظاهری و با دراماتورژی ایوب آقاخانی و توحید معصومی و کارگردانی توحید معصومی از فردا 23 تیرماه ساعت 18:30 در سالن سایه مجموعه تئاترشهر روی صحنه می‌رود. بازیگران این اثر نمایشی ایوب آقاخانی، سامان دارابی، مرضیه صدرایی و الهه زحمتی هستند.

توحید معصومی در گفت‌وگو با خبرنگار هنرآنلاین درباره روند شکل‌گیری این نمایش گفت: نمایشنامه "خانواده تت" نوشته اشتفان ارکنی با ترجمه کمال ظاهری‌ را حدود ده سال پیش همزمان با چاپ مجدد در نشر چشمه خوانده بودم. موقعیت جذاب قصه و طنز سیاهی را که متن داشت‌ بسیار دوست داشتم. در آن زمان موقعیت اجرای متن فراهم نشد تا اینکه شرایط اجرا در تئاترشهر پیش آمد و پس از طی پروسه‌ای چند ماهه از میان متن‌های پیشنهادی، این نمایشنامه تصویب شد و مراحل پیش تولید، تمرین و سرانجام اجرا آغاز شد.

او درباره انتخاب و بازنویسی این اثر نمایشی به منظور اجرا خاطرنشان کرد: نمایشنامه "خانواده تت" که اکنون با عنوان "مگس" بازنویسی شده و اجرا خواهد شد بسیار طولانی است. معتقدم با توجه به سبک زندگی فعلی مردم و شرایط اجتماعی و کیفیت روحی و روانی مخاطب امروز، هر اندازه زمان نمایش‌ها کم باشه همانقدر استقبال مخاطب و تاثیرگذاری مخاطب بیشتر خواهد بود. از این رو ابتدا خودم روی متن اصلی تغییراتی دادم و از یک نمایشنامه با ده- دوازده کاراکتر اصلی که در چند پرده و در مکان‌های مختلف اتفاق می‌افتاد به نمایشی با شش کاراکتر (۴ کاراکتر اصلی و ۲ کاراکتر فرعی) و یک مکان ثابت رسیدم.

او همچنین افزود: سپس طی صحبت‌هایی که با آقای ایوب آقاخانی به عنوان یک ‌نمایشنامه‌نویس حرفه‌ای داشتم قرار شد تا او نیز روی متن دراماتورژی لازم را انجام دهد که در این فرآیند دو کاراکتر فرعی نیز حذف شد و بالاخره "خانواده تت" تبدیل شد به نمایشنامه‌ای که اکنون تحت عنوان "مگس" اجرا می‌شود.

این کارگردان درباره موضوع و مضمون نمایش "مگس" عنوان کرد: این نمایش یک نگاه گروتسک به مقوله‌ جنگ و قدرت دارد. قدرت به مفهوم اراده‌ای که سبب سرکوب یک اندیشه و تهدید آزادی فردی یا اجتماعی افراد جامعه توسط یک فرد یا یک اندیشه‌ می‌شود. این قدرت حاصل وقوع یک جنگ است. حالا این جنگ ‌ممکن است فیزیکی و در قالب انقلاب باشد یا ممکن است در قالب تفکر و جنگ احزاب و رقابت سیاسی. البته فضای نمایش به دور از این مباحث در قالب یک قصه ساده طنز و در عین حال جذاب شکل می‌گیرد که در لایه‌های زیرین‌اش تبعات جنگ را هم به نقد می‌کشد.

او ضمن اشاره به اینکه از ۲۰ خرداد تمرین نمایش‌ را شروع کردیم و با تمرین‌های فشرده و لطف و همیاری بازیگران و عوامل فنی تلاش کردیم که نمایش به اجرا برسد، درباره طراحی صحنه این اثر تصریح کرد: با طراح صحنه کار سینا ییلاق‌بیگی پس از همفکری بسیار به این نتیجه رسیدیم که با یک فضای مینی‌مال و ساده فضای نمایش را بسازیم. البته برای تاثیرگذاری بیشتر و تنوع بصری روی طراحی نور توسط رضا خضرایی نیز حساب باز کردیم که خوشبختانه آنچه که حاصل آمد راضی‌کننده بود.

معصومی درباره موسیقی نمایش نیز گفت: موسیقی اثر، انتخابی و برگرفته از موسیقی اروپای شرقی در دهه چهل میلادی است که توسط علی مست‌علی انتخاب و طراحی شده و برای برخی صحنه‌ها نیز طراحی صدا و اصوات داریم.

او در پایان اظهار کرد: از تماشاگران فهیم تئاتر دعوت می‌کنم که کار ما را ببینند و نقد کنند. تئاتر با تماشاگر است که کامل می‌شود و بدون آن به بالندگی نخواهد رسید.

در ... دیدن ادامه » خلاصه داستان این اثر نمایشی آمده است: ماجرا در مجارستان همزمان با روزهای جنگ دوم جهانی روی می‌دهد، ژولا تنها پسر خانواده تت در جنگ است، فرمانده ژولا چند روزی مهمان خانواده تت می‌شود و باید پدر ، مادر و نامزد ژولا میزبان شایسته‌ای برای فرمانده باشند تا اینکه...

دیگر عوامل نمایش "مگس" عبارتند از: تهیه کننده: امیرحسین شفیعی و مهدی اکبری‌زاده، بازنویسی: ایوب آقاخانی و توحید معصومی، طراح صحنه: سینا ییلاق‌بیگی، طراح لباس: الهام شعبانی، طراح نور: رضا خضرایی، طراح صدا و انتخاب موسیقی:علی مست‌علی، مدیر تولید، دستیار کارگردان و برنامه ‌ریز: میلاد حاجی‌زاده، منشی صحنه: مرجان برات، مدیر صحنه: محمدحسن درباغی‌فر، گروه تولید: حسین بنیاد، علیرضا فتاحی و کیانوش ایازی، ستیار طراح صدا: مهرنوش بیگ‌زاده، طراح گرافیک: خورشید آزادی، موشن گرافی: اِروین معصومی، مدیر تبلیغات و روابط عمومی: امیر قالیچی و عکاس و ساخت تیزر: مصطفی قاهری.

علاقمندان می‌توانند بلیت این نمایش را از سایت تیوال تهیه کنند.
خرید بلیت این نمایش به کارگردانی توحید معصومی و بازی ایوب آقاخانی، سامان دارابی، مرضیه صدرایی، الهه زحمتی از یکشنبه ۱۶ تیرماه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید