تیوال نمایش پرده سوم؛ صحنه چهارم
S2 : 04:34:44
امکان خرید پایان یافته
  ۲۸ تیر تا ۱۴ مرداد ۱۳۹۵
  ۲۱:۱۵
  ۵۰ دقیقه
 بها: ۲۰,۰۰۰ تومان


بر اساس «هملت» به نویسندگی ویلیام شکسپیر
(با استفاده از ترجمه‌های مختلف این نمایشنامه در ایران)

: یوسف باپیری، اشکان خیل‌نژاد

: محمد قدس و گروه تیاتر تازه

: ستاره پسیانی (مهمان از گروه تیاتر بازی)، هوتن شکیبا

: سمانه حسینی
: کاوه کاتب
: سعید روستایی
: میثم صفوی
: پیمان قاسم زاده
: بابک شاه علیزادگان
: آرمان کوچکی
: یوسف باپیری و اشکان خیل‌نژاد
: رها جهانشاهی
: الناز غزنوی
: دلنیا قادرپور
: الناز غزنوی، دلنیا قادرپور
: ساینا قادری
: علیرضا حسینی، فرید حسینی

این نمایش بخشی از پروژه «هملت؛شکسپیر» به کوشش گروه تیاتر تازه است


گزارش تصویری تیوال از نمایش پرده سوم؛ صحنه چهارم / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
برای فاصله گرفتن از: "خوووب بووود"، "خسته نباشید"، "در کل دوست داشتم"
و بی نهایت تک جمله ی کوتاه و مبهم که هرکدام مان ناگزیر به گفت و شنودش بعد از اجراها هستیم، بیایید فردا ساعت ١٥ در مرکز مطالعات اجرایی قشقایی به گفت و گو بنشینیم اجرای "پرده ی سوم؛ صحنه ی چهارم" را که تجربه ی من، یوسف باپیری، هوتن شکیبا و ستاره پسیانی ست.
به آگاهی می رسد امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش روز چهارشنبه ۶ مرداد ساعت ۱۲ فراهم خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پرده ی سوم صحنه ی چهارم
"هملت علیه هملت "

هملت ِشکسپیر ، در جایگاه یکی از متون مرجع تئاتری قرار گرفته ست و آنقدر قابلیت تفسیر و تأویل های متنوع چه در محتوی و چه در ساختار را دارد که پروژه تحقیقی «هملت؛شکسپیر»ِ قشقایی رویکرد قابل اعتنایی دراین موردست و میتواند با نگاه ِنویسندگان ،کارگردانان و منتقدان ِوطنی به ظهور بهتری دست یابد ونه تنها به بازتولید ِوجوه گوناگونی از آن دست بزند بلکه شیوه ی نقد ِکاربردی از آن را نیز بشکل ِنویی ارائه دهد
اجرای "پرده ی سوم صحنه ی چهارم"بخشی از نمایشنامه ست که رودرویی ِهملت با مادرخود را با تاکید بر نیروی لیبدویی به محدوده ی زوجی می آورد که در فضای خصوصی اتاق خواب ،به تصویرکشیده شده است و سیرجریانی را پیش میبرد که با استفاده ی نمادین خواب و بیداری کارکترها ،نمایشِ جریان داشتن وحرکت ِاجزا و وسایل امروزی خانه ،هملت معاصر را می سازد،و با بهره گیری از دیالوگ ها ومفاهیم در آن ، همانندسازی ،به شیوه ی خاص خود میکند درعین ِانتخاب ِ پرده ی سوم صحنه ی چهارم یا صحنه ی اتاق خواب در هملت والبته وامداری از کل نمایشنامه ، نشان از هوشمندی کارگردانانی ست که غیر مستقیم به اشمئزاز ِهملت به رابطه ی جسمانی با اوفلیا؛ اذعان دارند که فضای خصوصی و البته بسیار مهم ِاتاق خواب برای دو زوج ریشه ی بسیاری از موفق یا ناموفق بودن روابط ِزوجیت ست
اولین جمله ی کارکتر " میخواهم به انگلستان بروم " اگرچه به نظر میرسد حاوی پیامی در جدایی و دوری از زوج مقابل خودست اما در واقع بنوعی بازگشت به سوی اوست چرا که رفتن به انگلستان در نمایشنامه ، اگرچه تبعید اما دوری از مادر ست یا همان وجه غالبی که در طی نمایش بعنوان ضعفی در رفتار مرد وعقده ی ادیپی ست که در مرز وابستگی و رهایی مانده و نتوانسته ست رابطه ای مناسب را با همسرخود برقرارکند و تمرین ِنمایش در خانه گویی عقده گشایی و رازگشایی همان اختلاف ِموجود در رابطه ست ..
انگلستان در حقیقت همان ، موقعیت ِمناسب ودور از ناهنجاری و نامتعادلی ست که زوج ها با آن درگیرند
تکرار این دیالوگ توسط کارکتر زن نیز تاکیدی برهمین محتوی ست که باید از قید ِبندهای وابستگی رهاو به جریان ِمتعارف زندگی که کارکرد فیلم نمایش داده شده نیز در جهت تکمیل آن ست، برگشت
در صحنه ای که کارکتر مرد در فضای بسته گیر می افتد و نمیتواند درهارا بگشاید نیز پیرو همین مطلب ست که باید راهی به سوی خروج از وضعیت ِناخوشایند فعلی ورهایی از عقده ی ادیپی پیدا کند که ناخوادگاه ِاو را در تسخیر خویش دارد بنحوی که بتواند با سامان دهی به میل ِانسانی خود به مرتبه ی ِمناسب تری در رابطه اش دست یابد..وهمان درخواست برای داشتن ِفرصتی دیگر به زن میدهد خود نشانگر دست یابی به در ِخروجی و مسیررهایی ست ..

اگرچه هملت تراژدی ست که پایان غم انگیزی دارد و حتی به تفسیر بعضی مفسران شیوه ی ِزن ستیزی ، اما در هملت ِمعاصرشده ی باپیری _خیل نژاد ،تحولی بسوی برون رفت از تراژدی و اعتلای زن، پیش روی مخاطب قرار میگیرد که تاکید براستفاده از فرصت ها و رسیدن به یک توافق ِدوجانبه ، حل معضل و احترام به عشق ست ،واین شاید بزرگترین وجه تمایز وعصیان ِ"هملت معاصر" با "هملت ِشکسپیر "ست ...

کماکان "هملت" بازهم ظرفیت ِپژوهش های بیشتر و اجراهایی متفاوت تر را دارد تا قادر باشد با جادوی صحنه ، به روابط ِروانکاوی انسانها ومعاصرسازی بپردازد وبا اصل نفوذ به کنه و دریافت های جدید بیش از پیش انسان را وانمایی کند ...

باآرزوی موفقیت برای گروه ِتئاتری تازه
نیلوفرثانی
29تیر95 ... دیدن ادامه »
دوست فکورم از تحلیل ات براین اجرا لذت بردم چرا که با شیوه ی استدلالت به تعمق بیشتری ازاین اجرا رهنمون شدی
اشاره ات به تغییر رویه ی زن ستیزی در این نمایش قابل تامل است...خوانش فرارونده از متن .....
درود بر تو
۰۳ مرداد ۱۳۹۵
خواهش میکنم دوست من ، کاملا همینطوره واین مسیر خوبی ست برای بازگشایی بیشتر ظرفیت های نمایش های صحنه ای واجراهای تاتری
درود و سپاس بیکران
۱۸ مرداد ۱۳۹۵
نظرتان راجب نمایش سه خواهر در تمامی ارکان نمایش. چیست.
۰۶ شهریور ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رسد امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش فراهم شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شمس
آیا می توان چیزی به هملت افزود،یا تراژدی میل انسانی را تغییر داد؟


چرا درها قفل می شوند؟

لکان در تحلیل خود از نمایش نامه ی هملت دو موضوع مهم را عمده می کند:مسئله ی سوگواری که البته در نمایش کوتاه مدت است و تراژدی امیال انسانی...با این حال او تلاش می کند تمایزهای میان ادیپ شهریار و هملت را که در آثار فروید و پیروان او چندان مورد توجه قرار نگرفته نیز برجسته کند:«در اُدیپ شهریار، جنایت در نسل قهرمان نمایش به وقوع می‌پیوندد؛ اما در نمایشنامه‌ی هملت جنایت را کسی از نسل پیشین مرتکب شده است. در اُدیپ شهریار، قهرمان نمایش به عمل خود واقف نیست و دست سرنوشت است که او را به جنایت سوق می‌دهد؛ اما در هملت، جنایت تعمداً انجام می‌شود»(ترجمه ی حسین پاینده).از سوفوکل تا شکسپیر مسئله ی اساسی میل بشر که در روان کاوی نیز بر اساس این الگوی یونانی-کلاسیک صورت بندی ... دیدن ادامه » می شود،تراژدی میل انسانی است...میلی که دائم در معرض ادیپی شدن و قرار گرفتن در چارچوب ساختارهای خانوادگی-اسطوره ای است...

دست بردن معاصر در هملت بی شک تغییری اساسی در این جنبه ی تراژیک میل را در برخواهد داشت...این اتفاقی است که از جهات مضمونی و فرمی تماشاگر نمایش پرده ی سوم؛صحنه ی چهارم در پی آن است...نمایش در سطح مضمونی کاملاً همان الگوهای محتوایی غالب هملت را بازسازی می کند،اما در سطح فرم چه طور؟ بی شک طراحی صحنه ،دکور و لباس ها فاصله ی زیادی با هملت کلاسیک دارد،اما آیا برای ادراک یک هملت معاصر بسنده است؟تمام بار فرمی نمایش بر روی حرکات بازیگران و صفحه ی مانیتور است و از دکور هیچ خبری نیست ...پس پرسش اساسی این است: یک هملت معاصر چه می تواند باشد؟هملتی کمیک؟ هملتی درون یک درام ادیپی خانوادگی؟ هملتی مدرن که هم چنان اسیر جاذبه های ادیپی میل است؟ یا هملتی که می تواند چیز جدیدی درباره ی میل انسانی به ما بگوید؟ یکی از نقاط قابل تامل نمایش پرده ی سوم؛صحنه ی چهارم قفل شدن درها در پایان نمایش است...آیا با یک ادیپ و الکترای متقارن (البته بی شک الکترایی وجود نخواهد داشت ،الکترای گرترود به سوی که ؟ به سمت هملت؟ بعید به نظر می رسد) سروکار داریم که در حال به بن بست رسیدن است؟ چرا که"در" هم برای هملت-هوتن و هم برای گرترود-ستاره بسته می شود...یا آن که در حقیقت در حال مواجه با «امر واقع»(در معنای لکانی کلمه) و در عین حال ناممکنی خروج از «صحنه» ایم؟ تراژدی گریز از میل و پذیرش آن،فرار از حقیقت میلی که اجرای دوباره ی هملت ما را با آن روبرو می کند...میل همواره تا زمانی وجود دارد که ما با امر واقع رویارو نشده ایم...امر واقع به معنای فروپاشی صحنه ی نمایش نمادین،بازیگران را رویاروی حقیقت میل شان قرار می دهد،اما آن ها از آن می گریزند...با این حال هیچ گریزی از آن نیست و درهای فرار به امر واقع مسدود شده است...

این از جهت دیگر،گویای حد نمایش در ماندن درون چارچوب های هملت است...بی آن که بتواند از تراژدی میل انسانی خارج شود،از تئاتر ادیپی میل که بازیگران در حال بازتولید آن هستند...هملت معاصر نیاز دارد که به پشت این درها برسد...و از «صحنه خارج شود».....

درمورد الکترا گمان میکنم اوفلیا اسیر زندان پولونیوس است ( بازیگر زن خود را اوفلیا می خواند و بازیگر مرد در کسوت و
پولونیوس ظاهر میشود)
۱۱ مرداد ۱۳۹۵
سپاس از شما جناب شمس که همواره از گنجینه بی پایان دانش خود، چیزی به ما می افزایید.
۱۳ مرداد ۱۳۹۵
شمس
بیتا عزیز،
ممنون از نظر لطف تان...همیشه در تعالی بیش تر باشید...
۱۵ مرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت کیومرث مرادی

پیشنهاد یک اجرا، پیشنهاد یک "حرکت"
نخست
"حرکت" مفهوم عمیقی است که نه در راه رفتن بازیگر بر روی صحنه که از تخیل او آغاز می شود. حرکت بخش مهمی است که ارزش بازی بازیگر را به عمق یک معنا می برد این معنا بر آمیخته با اندیشه کارگردان است چرا که همیشه اندیشه های کارگردان از دل "حرکت" های که بر روی صحنه به تصویر می کشد بیرون می آید. این حرکت نه فقط در راه رفتن بازیگر بر روی صحنه ، که جزئیاتی است که کارگردان با وسواس تمام انتخاب و اجرا می کند. "حرکت" امروز در تئاتر معاصر دنیا دراماتیک ترین میزانسن کارگردان است .
"تکرار"حرکت، نه فقط تکراری برای ساختن یک ریتم خاص است، که تکرار حرکت در این نمایش است که نقاط دراماتیک اثر را نقطه گذاری می کند و اندیشه و تصاویر نمایش را در ذهن من مخاطب با وسواس تمام شکل می دهد. تماشاگر حتی این "حرکت" را در انتخاب کلمات و پرتاب آن در فضای صحنه هم می بیند، و چه زیباست آن هنگام که بازیگران بارها این دیالوگ را می گویند ( که باید بگویم این دیالوگ را حرکت می کنند) :
"من باید به انگلستان برم."
دوم
اینجا می خواهم از بازی گری بگویم که حالا به درک و دانش بزرگی از عمل (Act) کردن بر روی صحنه رسیده است. ضریب دقت او در صحنه به قدری بالا ست که او را بر صحنه به شدت متمایز می کند و این را در چند کار آخیرش به شدت دیده ام و مرا به شدت تحت تأثیر خود قرار داده است. ستاره پسیانی که حالا افتخار من است با تمرکزی بسیار بالا که زاییده توجه او به هدف صحنه و کارگردان های خود است اعمال دراماتیک یک نمایش را نه در متن که در بستر اجرا پیدا می کند و مدام با جزئی ترین انتخاب خود آن را به ما نمایش می دهد. چقدر زیباست که به عنوان کارگردان با بازیگری کار کنی که تصویری از آنچه تو در جستجویش هستی را با دقت و تمرکز بالا نمایش دهد.حالا می توانم بگویم که ستاره بازیگری دقیق، خلاق و با ارزش در تئاتر امروز ماست که تمرکز اش سال هاست که تنها و تنها به بازیگری در تئاتر است و نه سینما و تلویزیون و تو حالا نتیجه این زحمت را به خوبی می بینی.
سوم
وقتی به کارگردان های این اثر زیبا نگاه می کنم به یاد تعریف تئاتر می افتم؛ هنری گروهی . چه خوب که اشکان، یوسف، هوتن و ستاره کنار هم تعریف هنر تئاتر را به ما یادآوری کردن.
ارزش دیدن کار در تجربه کردن تکنیک ها و دانش درست کارگردانی و بازیگری است. ارزش آن در تعریف درست "حرکت" و تمرکز کارگردان و بازیگر است.
این اجرا رو باید دید اگر دغدغه دیدن تئاتر با الگوهای ارزشمند دارید.
نمایش: "پرده سوم، چهارم"
کارگردانان: یوسف باپیری، اشکان خیل نژاد
بازیگران: ... دیدن ادامه » ستاره پسیانی، هوتن شکیبا
اجرا: سالن قشقایی، ساعت ٩:١٥ شب.
کیومرث مرادی
معین این را خواند
اشکان خیل‌نژاد، سارا_ز و ناهید حدادی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پولونیوس، هملت، گرترود و دیگران

نمایش "پرده سوم؛ صحنه چهارم" در ظاهر میخواهد به بازسازی درام هملت بپردازد، ولی خود دچار واقعیت داستانی از پیش تعریف نشده ای میگردد. واقعیت تجربه نشده ای که با خلق یک موقعیت ذهنی رفته رفته لایه هایی از عینی شدن موقعیت را بروز میدهد. این نمایش ترسیم گر زندگی معاصر دو شریک با زاویه متضاد میباشد. آنها میخواهند صحنه ای را بازی کنند که خود این بازی، به زندگی آنها مبدل میشود. هوتن شکیبا بیشتر از آنکه بخواهد هوتن شکیبا باشد و در نقش واقعی و مستند گونه خود فرو رود، خود را در شمایل هملت می پندارد. او همچون هملت با فضاهای خالی و هوای غیر مادی به مراوده می پردازد و به جای سخن گفتن با شبح با او به بازی میپردازد و شاید خود او به بازی در آنچه که در تخیل اش میپرواند، گرفته و گرفتار شده است. هوتن شکیبا آن چیزی را در این بازی می بلعد، که تاثیر خود را با نیروی هر چه تمام تر بر ضعف هملت گذاشت، یعنی خیال!
تماشاگر در این نمایش بیشتر از آنکه شاهد یک بازی حسی از سوی دو کارکتر باشد، با برهم خوردن روال صحنه ای و بازگشت مداوم به لحظات قبل صحنه مواجه هست. عنصر تکرار در این نمایش علاوه بر ایجاد ریتم که لزوما با تکراری بودن آنها مشابه هم نیستند و همچنین حفظ فاصله گذاری با تماشاگر، به نمایش فرم میدهد. فرمی وام گرفته از حرکات بدن که زاییده خیال بافی هر دو سوژه نمایش است. هملت در این نمایش از خاموشی خود که این بار مرگ نیست و یک ذهن خواب رفته است نمیخواهد بیدار شود. آنچه که در ذهن او متجلی میشود نمایش پرده هایی از یک خانه مرتب و منظم، حمام گرم و بی دغدغه، صبحانه حاضر و لباس های انداخته شده در ماشین رختشویی است و از همه مهم تر یک افیلیای گرترود وار است! هملت شکسپیر در پرده سوم نمایشنامه میگوید:" عادت، آن غولی که هر احساسی را در ما می بلعد"، همانگونه که هوتن شکیبا در این نمایش به واقعه ای غیر عادی عادت کرده است و مکانیک وار بلعیده شده آن چیزی است که خود آن بلع کرده!
هملت این نمایش نیز همچون هملت واقعی دارای اختلالات ذهنی و روان رنجوری است. او چیزی را در خودآگاه خود سرکوب میکند که بعدها در ناخودآگاه اش گریبانش را میگیرد. او مشارکت در این "نمایش در نمایش" را زمانی واقعی تلقی میکند که مواد خام هملت شکسپیر برای او ایجاد عقده ادیپ کنترل شده ( سرکوب رابطه مشمئز کننده جنسی ) میکند. نگاه کودکانه او به این بازی تئاتر در تئاتر باعث غرق شدنش در نقشی میشود که نقش مادرانگی و گرترود ستاره پسیانی را در پس ذهنش محتوم میکند و همبستگی تخیلی بین آن چیزی که به نظرش مدرک واقعی ( Facts ) یعنی هملت شکسپیر است ایجاد میکند. به مرور زمان گره این بازی های ذهنی برای هملت زمانی کور میشود که لحظاتی بعد دیگر در خود درماندگی هملت نیست و ایفاگر نقش پولونیوسی است که باید در همان پرده به دست هملت کشته شود. پولونیوسی که پدر افیلیاست و اینبار هملت میفهمد که به جای پدر خودش ( دیالوگ شهبانو گرترود )، پدر افیلیا را سخت آزرده است. با جابجایی نقش ها این بار عقده الکترا سر باز میزند و گرترود نمایش به خلسه این عقده افیلیا دچار میشود. هملت باید در انتهای همان صحنه چهارم نعش پولونیوسی را با خود به بیرون بکشد که لحظاتی قبل با جان بخشیدن به آن، افیلیا را به دنیای نمایش وارد کرد.
نگاه سنت شکنانه و ساختار شکنانه یوسف باپیری و اشکان خیل نژاد به نمایشنامه هملت شکسپیر با رویکرد تئاتر ورباتیسم (تئاتر مستند معاصر در انگلستان ) تصویر ساز انسان دردمندی شده است که اسیر نقاب های شخصیت خود (Persona) است و به محض اینکه قرار است نقاب از خود (Person) بر دارد، خود را محصور و زندانی در پشت درهای قفل شده و مخشوش زندگی واقعی اش می یابد.

Stand in on your two knees baby
Tell me what do you need
Oh, stand up on your two feet baby
That's how it's got to be

You want me to be your mother
But you know too young, too young
You want me to be your sister
But ... دیدن ادامه » your know I'm too old, too old
You think I'm gonna rise you like a kid
But it don't matter the love I feel
It's time to show a proof, men got a move
Do what you gotta do, do what you gotta do

Hindi Zahra – Stand Up


http://www.armandaily.ir/fa/Main/Page/1228/16/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87-%D8%A2%D8%AE%D8%B1

http://www.armandaily.ir/fa/Main/Detail/158322/%D9%BE%D9%88%D9%84%D9%88%D9%86%DB%8C%D9%88%D8%B3%D8%8C-%D9%87%D9%85%D9%84%D8%AA%D8%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86
به آگاهی می‌رسد امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش فراهم شد.
اشکان خیل‌نژاد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شمس
سردی و انجماد:کاوش در استپ های احساس

کتاب « معرفی زاخر-مازوخ :سردی و امر قسی»(Présentation de Sacher-Masoch: Le froid et le cruel)اثر ژیل دلوز هم چنان یکی از بهترین مورد پژوهی ها در جسارت مثال زدنی اش برای فهم آثار مازوخ و خود مازوخیسم بالینی است(ترجمه ی نادقیق عنوان انگلیسی اثر،Masochism: Coldness and Cruelty [«مازوخیسم :سردی و قساوت»]،بیش تر بر خود مازوخیسم تکیه دارد تا فهم مازوخیسم از طریق مازوخ که دلوز در پی آن است،اما ترجمه ی اسپانیایی به درستی عنوان اصلی دلوز و معانی ضمنی آن را منتقل می کند.)اهمیت این اثر در مطالعه ی بالینی مازوخیسم از طریق ادبیات برای رسیدن به نگرشی نو درباه ی آن،آن چه دلوز رویکرد«انتقادی و بالینی» می نامد،یعنی رسیدن به تحلیلی بالینی از طریق کنشی مانند نقد ادبی، در میان انواع بررسی ها و خیل نگرش های روان کاوانه ،ادبیاتی و فلسفی در مورد این مسئله بی نظیر ... دیدن ادامه » است... در قیاس با پژوهش های ژرژ باتای یا پیر کلوسوفسکی و حتی موریس بلانشو که دلوز گه گاه در مورد آثار ساد در این اثر به آن ها ارجاع می دهد...سنخ شناسی زنان در آثار مازوخ و تفکیک میان سه گونه زن در رمان های او،در حقیقت شکلی از کاوش تاریخی و فلسفی در تحول جایگاه زنان در تاریخ بشری نیز هست.این تبیین در واقع تحلیلی شگرف از تاریخ تحول عقل-اندیشه ی یونانی به جهان مدرن را نیز در بر می گیرد:«زن رویایی در آغاز رمان ونوسِ[مازوخ]،نوستالژی رمانتیکی را برای جهان گم شده ی یونانیان در کلام خویش اظهار می دارد:"شمایان قادر نیستید به تحسین عشق چونان سعادتی ناب و صفایی الوهی بیاغازید...شما مردان مدرن و فرزندان عقل.به محض آن که تلاش می کنید طبیعی باشید،وقیح می شوید.در مه های شمالی و دود عود مسیحی تان باقی بمانید...شما به امور خیر نیاز ندارید.آن ها در اقلیم تان از یخ بندان هلاک می شوند".در واقع این اصل مطلب است.فاجعه ی عصر یخبندان جهان یونانیان را فرا گرفت و با آن زن یونانی و هر دو جنس خود را زوال یافته دیدند.مرد زمخت شد و مرتبتی جدید را در توسعه ی آگاهی و تفکر طلب کرد:زنان در واکنش به آگاهی بر شده ی مردان نوعی احساسات مندی، و در برابر زمخت بودن شان نوعی بی رحمی را بسط دادند»(معرفی زاخر-مازوخ:سردی و امر قسی،فصل چهارم)...
این عبارات شاید یکی از بهترین مدخل ها برای ورود به نمایش «پرده ی سوم؛صحنه ی چهارم» باشد...نمایشی که با سهل گیری بیش از اندازه ی خود،باعث ناپختگی و خام ماندن اجرا و اندیشه ی موجود در اثر می شود که در پی معاصر سازی هملت در زمینه ای جدید است،رویکردی که درصدد است رابطه ی بازی و زندگی را از میان بر دارد...و هملت را در ارتباطی زنانه-مادرانه میان زندگی واقعی دو بازیگر در و بیرون تئاتر بازسازی کند...جایی که دختر هم چنان به مثابه زن -مادر(گرترود-ستاره) در رابطه ای ادیپی با هملت-مرد بازیگر قرار می گیرد...گرمای زندگی به نمایش درآمده در کتری در حال جوشیدن بر پرده، در تقابل است با سرمای رابطه میان زوج که دائم در گریز از هم اند...با این حال نمایش در بیان این رابطه مندی کلیپ و اجرا تا حدودی گنگ و شکل ناگرفته باقی می ماند...
زن در پرده ی سوم(هزاره ی سوم)با سومین تصویر دلوز از زنان مازوخ منطبق است:«سرد،مادرانه،بی رحم...»...این خشونت دیگر نه خشونتی فیزیکی، بلکه خشونت احساس است سردی کوه پایه ها و استپ هایی که زنان خزپوش را در خود فرو برده است...زنانی که مردان بدین گونه به آن ها شکل داده اند...
اما صحنه ی چهارم چه می تواند باشد؟...خشونت متقابل مردانه یا تلاشی برای جستن گرمای نوین عشق در بیان بی رمق «هوتن» بازیگر نقش هملت؟ که می خواهد افقی تازه از تغییر را بگشاید،چشم اندازی که موضع او را در رابطه با زن-مادر به شکلی اساسی دگرگون می کند:«امکان آخرین فرصت»...

گرمای عشق در تقابل با سردی مازوخیسم و آن چه فروید «ارضا اولیه از موقعیت بیماری زا» می نامد و سبب می شود که امکان دگرگونی مسدود و منجمد شود،یگانه منظر رهایی بخش است .این جاست که دیگر بار عشق به منزله ی «امکان ناممکن» در آخرین پیچش خود ظهور می کند...تا «اقلیم جوی نوینی از احساس» را برای قله های عاطفه معرفی کند...عشق در هزاره ی سوم و فصل چهارم که زمستان است....
"نمایشی که با سهل گیری بیش از اندازه ی خود،باعث ناپختگی و خام ماندن اجرا و اندیشه ی موجود در اثر می شود"

شمس گرانقدر مثل همیشه به افق های دوردست اندیشه و تحلیل ما را کشاندی ...دستمریزاد

سوالی که در ارتباط با معاصر سازی این نمایش و حال و زبان مخاطب ... دیدن ادامه » امروز در ارتباط با نمایش شکسپیر ، برایم پیش آمد این بود که آیا برقراری ارتباط موازی بین رابطه ادیپی هملت و گرترود در نمایشنامه و زندگی زوج -بازیگر و مساله ی کلیشه ی اختلاف خانوادگی شان که ظاهرا ناشی از اختلال شخصیتی مرد(بچه بودن و طلب وظایف مادری از همسرش )تصویر می شود در این راستا می گنجد؟
جدای مساله ترجمه ها و خود امر زبانی و سایر بازی ها و شوخی ها با متن آیا این معاصر سازی تقلیل گرایی سطحی انگارانه ای نبوده ..
۳۰ تیر ۱۳۹۵
خوشا رفتن برای باز آمدن ...در این آمد و رفت کشف هاست...در این میانه حرف هاست...رفتن برای رفتن نیست و بی رفتن آمدن...من از رفتن هجای آمدن می فهمم...در رفتن ماندگار و در ماندن رفتگار....رفته اگر از خویش باشیم ماندگار هم ایم بی در کنار...و اگر با خویش هستیم رفتگار ... دیدن ادامه » هم،اگر چه کنار هم باشیم...پس، کنار ما سمت بی خویشی است...چرا که فاصله از «من» است...پس من را از میان بردار تا همه بی فاصله باشیم ....

خوشا رفتن برای باز آمدن...

عالی بود ....

سپاسگزارم
۰۵ مرداد ۱۳۹۵
شمس
از لطف و نظر بزرگوارانه تان بنده نیز بسیار سپاس گزارم...و باز هم ممنون از این که با توجه و دقت تمام بحث ها را پی می گیرید...و مشارکت در تحلیل ها دارید....
۰۵ مرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک توضیح:
در تاتر این روزهای ایران، مرکز مطالعات اجرایی قشقایی با تمام مصائب اش، می تواند نقشی تازه پیرامون تأمل در ماهیت اجرای یک نمایش داشته باشد.
من چرا و برای چه کسانی تمرین/تولید تاتر می کنم؟ این عدد مشخص و محدود اجراها آن هم در یک منطقه از شهر، از کِی و تا کجا هم راه من است؟ آیا گفت و گویی بین ما و دیگری (یا خودی) هنگام اجرا رخ می دهد؟
و هزاران پرسش دیگر که بخش عمده اش شاید زاییده ی این میزان از اجرامحوری و بی برنامه گی کلیت تاتر ماست.
پروژه ی "هملت؛ شکسپیر" (گروه تئاتر تازه) در همین هیاهو می تواند گم شود اگر به مثابه یک تولید (با قواعد بازار تولید) نگاه شود و می تواند آشکار گردد اگر تمامیت اش نظاره و نقد شود.
ما نه مدعی تغییر و نه حتا نگاه نو هستیم، شاید فقط کمی خسته شدیم از مناسبات چندهفته تمرین و ملاقات های پی در پی با طراحان و عکس های خداحافظی ... دیدن ادامه » با گروه یا مخاطب.
نتیجه ی یک سال تلاش مان برای نزدیک شدن به پژوهش محوری، منجر به انجام پروژه ای با چهار برنامه پیرامون هملت شکسپیر شد:
نخستین: نمایش "هم؛ لت" که حاصل گفت و گوی چهار گروه دانش گاهی با یک دیگر، تحت یک اجرای واحد است، که در عین نزدیکی اتمسفرشان، هرکدام نزدیک ٢٠ دقیقه یکی از صحنه های هملت را کاملن مستقل اجرا می کنند.
دومین: "پرده ی سوم؛ صحنه ی چهارم" که از منظری بسیار دور مساله ی هملت و گرترود را در رابطه ای ام روزین بازتعریف می کند.
سومین: "هملت؛ سالاد فصل" که نشست هایی برای روشن شدن نسبت و آشنایی ما ایرانیان با شکسپیر است، هم در حوزه ی اجرا و هم در حوزه ی تئوری.
چهارمین: "هملت؛ میزانسن رنگ ها" ورک شاپ و تمرین سعید بهنام براساس نگاه ویلسون با هنرجویان تازه نفس است که در پایان به صورت یک اجرای کامل در تماشاخانه ی مسعودیه روی صحنه می رود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
˝هملت؛ شکسپیر˝ تجربه‌ای متفاوت با نگاه‌های مختلف

جزئیات پنجمین پروژه ˝هملت؛ شکسپیر˝ کاری از گروه تئاتر ˝تازه˝ به سرپرستی یوسف باپیری و اشکان خیل‌نژاد تشریح شد.
سرویس تئاتر هنرآنلاین: نشست رسانه‌ای پروژه "هملت؛ شکسپیر" با حضور یوسف باپیری، اشکان خیل‌نژاد، سعید بهنام، آرمین جوان و محمد منعم صبح دوشنبه 22 تیرماه در سالن کنفرانس مجموعه تئاتر شهر برگزار شد.

در آغاز این نشست، یوسف باپیری با ارائه توضیحاتی در رابطه با این پروژه و جزئیات برگزاری آن گفت: گروه تئاتر "تازه" بعد از انتشار فراخوان مرکز مطالعات قشقایی بر آن شد تا به بررسی و مطالعه ایده‌های اجرایی که داشت بپردازد. بر این اساس به بررسی ورود، اجرا، ترجمه و مسائل و موضوعاتی که پیرامون "شکسپیر" و آثار او وجود داشت پرداختیم. در دهه اخیر بازخوانی و اقتباس‌های بسیاری از آثار این نویسنده شده است، بنابراین تصمیم گرفتیم روی یکی از آشناترین نمایشنامه‌های شکسپیر یعنی "هملت" کار کنیم. متنی که برای همه حتی افراد خارج از فضای تئاتر آشناست.

او با تشریح برنامه‌هایی که در این پروژه شکل می‌گیرد توضیح داد: چهار برنامه را در این مدت برگزار خواهیم کرد. نخست کارگاهی با عنوان "هملت؛ میزانسن رنگ‌ها" است که با حضور دکتر سعید بهنام برپا می‌شود. این کارگاه تولید است و ماحصل این دوره با حضور هنرجویانی که در آن شرکت خواهند کرد نمایشی است که شهریورماه در یکی از سالن‌های نمایش به صحنه خواهد رفت. "هملت؛ سالاد فصل" برنامه دوم ماست که به یاد استاد رادی است و در آن سلسله نشست‌هایی را در مورد هملت برگزار خواهیم کرد.

باپیری افزود: اجرای نمایش "هملت" فعالیت دیگر این پروژه است که در آن چهار کارگردان برگزیده دوره‌های مختلف تئاتر دانشگاهی، اجرایی از اثر "هملت" خواهند داشت. آرمین جوان، مجتبی کریمی، سیاوش قائدی و بهروز سالمی کارگردانان حاضر در این برنامه اجرایی هستند. آخرین برنامه کار اصلی گروه تئاتر "تازه" است اجرای نمایش "پروژه سوم؛ صحنه چهارم" به کارگردانی اشکان خیل‌نژاد و من است. ستاره پسیانی و هوتن شکیبا بازیگران این نمایش‌اند.

در ادامه سعید بهنام مدرس کارگاه‌های پروژه "هملت؛ شکسپیر" بیان کرد: در این کارگاه شاعرانگی را با ادبیات دنبال می‌کنیم. بعد از دوره سمبولیسم شاعرانگی در تصاویر ایجاد شد. از فیزیک انسانی برای از دست یافتن شاعرانگی استفاده می‌کنیم. شاعرانگی در آثار شکسپیر وجود دارد. تلاش ما بر آن است تا به اجرایی مبتنی بر فضای شکسپیر از ادبیات و تصاویری که از متن است را ایجاد کنیم. تئاتر تصویری مدرن و جدید است و مطالعات کمی روی آن انجام شده است. ما ذهنیت بازیگران را به این مسئله نزدیک و مدلی برای اجرا به وجود می‌آوریم.

محمد منعم دیگر عضو گروه تئاتر "تازه" نیز با ارائه مطالبی در رابطه با نشست‌های در نظر گرفته شده برای این پروژه اظهار کرد: تمرکز ما بر جایگاه هملت در ایران و نگاه‌های متفاوتی که به آن شده است. تصمیم گرفتیم در جلساتمان فیلم‌هایی از اجراهایی که در این زمینه شکل گرفته داشته باشیم که همه آن‌ها امکان‌پذیر نشد. تاکنون اجرا و بررسی فیلم اجراهای "هملت به روایت بایرام" حمید پورآذری، "هملت" به کارگردانی گوران و "هملت شاهزاده اندوه" محمد عاقبتی پخش و مورد بررسی قرار خواهند گرفت. همچنین بررسی در مورد کتاب "هملت، مونالیزای ادبیات" که آقای امیرخانی گردآوری آن را بر عهده دارند خواهیم داشت. فؤاد نظیری و اکبر علیزاد نیز در جلسه‌ای به بررسی ترجمه‌های مختلف و ضرورت ترجمه‌های جدید خواهند پرداخت.

در ... دیدن ادامه » بخش دیگر این نشست رسانه‌ای، آرمین جوان یکی از چهار کارگردان نمایش "هملت" بیان کرد: تئاتر کار کردن بسیار دشوار است. امیدوارم مدیرانی که در این زمینه کار می‌کنند تنها یک طرح ارائه نکنند تا به آن واسطه بگویند کاری انجام داده‌اند و به رزومه کاری‌شان اضافه شود. اگر توان ما تا این اندازه باشد هیچ کاری پیش نمی‌رود و ما در چرخه تکرار می‌افتیم. ما دست به تجربه‌ای ناآشنا زدیم که بر اساس آن مخاطبانمان می‌توانند به تماشای پنج نمایش متفاوت بنشینند.

اشکان خیل‌نژاد یکی از کارگردانان نمایش "پرده سوم؛ صحنه چهارم" نیز با تکمیل مراحل اجرایی این پروژه در رابطه با اجرای این اثر گفت: مطالعه ما از حوزه "شکسپیر" در ایران آغاز شد و با بررسی متن و ادبیات، دراماتورژی و تمرین ادامه یافت. این کار با دو کارگردان و دو مسیر متفاوت است. ما اجرایی از این نمایش در سنگاپور داشتیم و بازخوردهای بسیار جالبی را دریافت کردیم. در اجرای کنونی نگاه جدیدتر و کار سخت‌تری را پیش رو داریم. ما هر روز درگیر این پروژه هستیم و از مخاطبانمان دعوت می‌کنیم که مطالعه ما را ببینند و در مورد کیفیت آن حرف بزنیم.

او عنوان کرد: ما بلد نیستیم با سوبسید دولت کار کنیم. شاید تنها نسبت ما با مرکز هنرهای نمایشی گرفتن مجوز و دعوت از تعدادی از مدیران برای تماشای نمایش بوده است. اکنون با حضور تهیه‌کننده‌ای که داریم بخشی از هزینه‌هایمان تأمین‌ شده است.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«هملت؛شکسپیر» با نگاهی دیگر به تالار قشقایی می‌رود / چهار کارگردان، چهار اجرا

«هملت؛شکسپیر» با تلاش کارگردانان جوان تئاتر کشورمان با توجه به تحقیق و پژوهش‌های گسترده‌ای که در این زمینه صورت گرفته از زاویه دیگری به اجرا درخواهد آمد.

ه گزارش خبرنگار حوزه تئاتر گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ نشست خبری گروه تئاتر «تازه» در قالب پنجمین پروژه مرکز مطالعات اجرایی قشقایی در تالار مشاهیر مجموعه تئاتر شهر با حضور یوسف باپیری، اشکان خیل نژاد، سعید بهنام، محمد منعم و آرمین جوان برگزار شد.

در ابتدا یوسف باپیری از شکل‌گیری این نمایش گفت: فراخوان گروه مطالعات قشقایی که در سال 93 داده شد من به اتفاق آرمین جوان، محمد منعم، اشکان خیل نژاد و سعید بهنام مطالعات این نمایش را در پی گرفتیم و قصد داشتیم از زاویه دیگری به موضوع هملت بپردازیم و در خصوص همه نمایش‌هایی که کارگردان‌های مختلف و اجراهای دانشجویی که صورت گرفته بود تحقیق و پژوهش کنیم. البته برخی از کارگردان‌ها به دلیل مسافرت نتوانستیم از حضورشان استفاده کنیم.

وی افزود: مدیریت این پروژه بر عهده من و اشکان خیل نژاد است که قرار است با محوریت «هملت» دو اجرای نمایشی به همراه کارگاه آموزشی و نشست‌های تخصصی در تالار قشقایی داشته باشیم، با توجه به ماهیت این طرح که بر مطالعات اجرایی تاکید دارد علاوه بر برپایی نشست و کارگاه آموزشی، دو نمایش «پرده سوم، صحنه چهارم» و «یک اجرای واحد» نیز اجرا خواهد شد.

این کارگردان اظهار داشت: اجراهای این پروژه دو بخش دارد؛ بخش اول شامل اجرای نمایش «پرده سوم، صحنه چهارم» به کارگردانی مشترک من و اشکان خیل نژاد است. این اثر با نگاهی به «پرده سوم، صحنه چهارم» نمایشنامه «هملت» نوشته شده و در این صحنه هملت به دیدن مادرش در اتاق خواب وی می‌رود و با او درباره اتفاقاتی که افتاده و تصوری که نسبت به وی دارد، صحبت می‌کند. البته نمایش در فضا و موقعیت متفاوتی نسبت به این صحنه نمایشنامه اجرا می‌شود. هوتن شکیبا و ستاره پسیانی بازیگران این اثر نمایشی هستند.

باپیری ادامه داد: این نمایش به تهیه کنندگی محمد قدس پیش از این در هشتمین فستیوال تئاتر دانشگاهی APB دفتر آسیا پاسیفیک وابسته به ITI یونسکو در سنگاپور روی صحنه رفته است. اجرای دوم ما نیز باز هم با تمرکز روی شکسپیر و به کارگردانی چند کارگردان جوان و خلاق روی صحنه می رود.

وی درباره این اجرا بیان کرد: ما در راستای برپایی پروژه شکسپیر از چند کارگردان جوان و خلاق مانند سیاوش قائدی، آرمین جوان، بهروز سالمی ،مجتبی کریمی و ... که پیش از این در جشنواره های تئاتر دانشگاهی برگزیده شده بودند برای کارگردانی نمایش «یک اجرای واحد» دعوت به همکاری کردیم. در این نمایش صحنه هایی از نمایشنامه هملت به صورت جداگانه توسط هر کدام از این افراد تمرین و آماده می شود و در نهایت به شکل یک اجرای واحد به صحنه خواهد رفت. البته هر هفته به شکل مشترک جلسه ای با این کارگردان ها داریم تا در نهایت به فرم نهایی و یک اجرای واحد برسیم.

باپیری ... دیدن ادامه » درباره برگزاری نشست ها و کارگاه آموزشی این پروژه تصریح کرد: در راستای برپایی این پروژه در طول این دو هفته نشست های تخصصی و کارگاه های آموزشی نیز برگزار خواهیم کرد. در همین راستا صبح ها کارگاهی آموزشی زیر نظر سعید بهنام برگزار می شود و هنرجویان در طول ۱۵ روز برگزاری این کارگاه نمایشی را تمرین و در نهایت اجرایی با موضوع «هملت» تولید می کنند.

وی افزود: همچنین در فاصله بین دو اجرا، نشست‌های تخصصی برگزار می‌شود که موضوعاتی چون اجراهایی که از نمایشنامه «هملت» در ایران صورت گرفته است، دعوت از مترجمان و کارگردان‌هایی که این اثر را ترجمه و یا روی صحنه برده اند، رویکرد کارگردان های ایرانی به این نمایشنامه شناخته شده و بررسی دستاوردهای اجرای آثار شکسپیر را در بر می‌گیرد.

باپیری در پایان خاطرنشان کرد: این پروژه کاری از گروه تئاتر «تازه» متشکل از من، اشکان خیل نژاد، نوید محمدزاده، هوتن شکیبا و آرمان کوچکی است که با همکاری مجموعه تئاتر شهر، مرکز مطالعات اجرایی قشقایی و تماشاخانه مسعودیه برگزار می‌شود. تماشاخانه مسعودیه در انجام این پروژه به ما کمک های معنوی زیادی کرده و ما جلسات و تمرین هایمان را در این مکان برگزار می کنیم. همچنین از آنجا که ما تنها ۱۵ روز در تالار قشقایی خواهیم بود احتمالا ادامه این پروژه در تماشاخانه مسعودیه پیگیری خواهد شد.

محمد منعم در ادامه گفت: ما در این نمایش‌ها به تحقیق و پژوهش‌هایی در خصوص دیدگاه و نگرش مردم ایران نسبت به جایگاه هملت به بحث و گفتگو پرداختیم.

آرمین جوان ادامه داد: اجرای تئاتر در گذشته سخت بود اما امروزه با مسائل و مشکلات روز جامعه دشوار شده اما ما تمام تلاشمان را به کار گرفتیم تا کار آبرومندی را ارائه دهیم که امیدوارم این نمایش‌ها بتواند تلاش‌های گروه را به خوبی به مخاطب منتقل کند. اجرایی کردن چنین پروژه‌هایی به کمک و همدلی مسئولان امر احتیاج دارد تا در کنار تلاش و تحقیقاتمان با یک آسودگی خیال به راهمان ادامه دهیم.

گفتنی است؛ پروژه «هملت؛شکسپیر» به عنوان تازه ترین فعالیت گروه تئاتر تازه با برگزاری کارگاه، نشست های تخصصی و اجرای دو نمایش به مدیریت یوسف باپیری و اشکان خیل نژاد از 28 تیر تا 14 مردادماه در مرکز مطالعات اجرایی قشقایی در مجموعه تئاتر شهر برگزار خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رسد امکان خرید این نمایش فراهم شده است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید