تیوال نمایش روزهای بی باران
S3 : 19:27:22
  ۲۷ خرداد تا ۲۹ تیر ۱۳۹۵
  ۱۹:۰۰
  ۱ ساعت و ۵ دقیقه
 بها: ۲۰,۰۰۰ تومان

: امین بهروزی
: وحید آقاپور، سجاد افشاریان، نازنین احمدی، سوگل خلیق

: کامیاب امین عشایری
: شهرزاد مظاهری
: صالح علوی زاده
: یگانه خدیوی
: مریم نراقی
: امیر قالیچی
: گلشن قربانیان
: شهاب اشتری
: نازنین احمدی
: محمد مرادی، لیلا بهروزی
: مهدی بهروزی
: وهاب یحیی زاده
: الهه رجبی
: صالح علوی زاده، شهرزاد مظاهری
سبک:
درام

گزارش تصویری تیوال از نمایش روزهای بی باران / عکاس: گلشن قربانیان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» روزهای بی باران در تیاتر گلوب تفلیس با بازیگران گرجستانی روی صحنه است.

» نمایش «روزهای بی‌باران» در شیراز

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
پیش از این نمایش "گستره ی سکوت" را هم به نویسندگی و کارگردانی امین بهروزی دیده بودم. و راستش نمی دانم کدام را بیشتر دوست داشتم. می توان گفت هر دو به نوعی پر بودند از خودمان با تنهایی هامان، انتخاب ها و وحشت های مان..فضا و دکور در هر دو به شدت ساده و مینی مالیستی بود و حول زندگی روحی زن ها؛ در اصل این روح زنانه کارهای بهروزی به اضافه سادگی دکور دو ویژگی بودند که در هر دو اثر به وضوح دیده می شدند.

نمایش قشنگی بود پر از جزئیات... از لحظه ی خوب و کامل نشستن پشت میزی که رومیزی گل گلی داره تا دلواپسی برای اون دوست دیوونه ای که هممون داریمش، از گم کردن عشق لابه لای قساوت یک شهر درندشت تا لحظه ای که امید نیمه جونی ته دلت نفس نفس میزنه... نمایش خوبی بود، یک سادگی و خلوص محض وقتی که همه چیز در آستانه ی فروپاشیه و سرانجام هم فرو می ریزه. مث یک فرصت یک تنفس که ... دیدن ادامه » به تخیلت میدی تا با فراغ بال نقش و نگار بزنه... نمایش قشنگی بود از اون نمایش ها که یادم آورد هممون زیر یک آسمون شبها و شایدم روزها می خوابیم.
نفیسه نوری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«نمایشی برای شنیدن»
وقتی بعد از دیدن نمایشی تا چندین ساعت سوالی در ذهن تو میماند و مغزت را زیر و رو میکند برای یافتن جوابی که مال توست،یعنی نمایش کار خود را کرده است..سوال را ساخته.تلنگر را زده و ذهنت را به موضوعی که تا قبل خبر از وجودش نداشتی مشغول کرده است.
تا اینجای کار همه چیز درست است، اما چه چیزی باعث میشود «روزهای بی باران »در آخر به عنوان یک نمایش تمام و کمال در خاطره باقی نماند؟
جواب این سوال ترکیبی است جاهای خالی ای که در جزییات مختلف کار به چشم می آید.جای خالی اکسسوار مناسب در صحنه(اگر قبول کنیم هر صحنه ی خالی ای خوب نیست)،جای خالی موسیقی ای که بتواند فضای های خالی را در گوش پر کند و از کسالت دیالوگ های پشت هم بکاهد(اگر قبول کنیم نمایشی از موسیقی بی نیاز است که مخاطب متوجه نبود آن نشود)، جای خالی میزانسنی با خلاقیت و هیجان بیشتر تا نگاه ... دیدن ادامه » را در صحنه به چرخش در بیاورد(اگر قبول کنیم هنر نمایش تنها روخوانی از متن خوب نیست) ، جای خالی حرکات طراحی شده برای بازیگران توانای نمایش که الحق با توجه به دست خالی آنها برای اجرا خوب از پس نقش ها برآمدند و جای خالی «سجاد افشاریان» ی که تکرار صدسال پیش از تنهایی ما و اسکارلت دهه60 نباشد. (اگر قبول کنیم تکرار یه نقش ،هرچقدر هم دوست داشتنی،از جذابیت آن در خاطر مخاطب کم میکند)
.
.
و کاش این ترکیب از جاهای خالی باعث نشود که از خود بپرسیم اگر این کار از رادیو پخش میشد،دوست داشتنی تر نبود؟
حانیه تولایی و حمید این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روزهاى بى باران یکى از بهترین تئاترهایى بود که این چندوقته دیدم...
همه چیز در اوج سادگى و صمیمیت و کاملا ملموس بود، وقتى با یک دکور ساده که فقط ٣ صندلى داشت و بدون نورپردازى خاص یا حتى موسیقى متن، ذهنت کامل در متن و صحنه میمونه و بازیهاى خوب با کاراکترهاى ملموس که انگار با ٤ تا از رُفقات نشستى و دارن برات حرف میزنن از زندگیشون و تو هم خوب گوش میکنى و همه احساسشون رو حس میکنى...
این حس و عشق و محبتى که بین همه چیز حسش میکردى، هم متن و هم اجراها و حتى سکوتشون خیلى دوست داشتنى بود، و چقدر دلنشین وقتى نماد زندگى که روى موج سینوسى میره جلو، از شادى و غم و فکر کردن و موندن بین دوراهى ها و همین موج که دوباره و دوباره تکرار میشه رو میدیدى...
مرسى که هم خندیدیم، هم گریه کردیم، هم به فکر رفتیم...
واااى از سوال آخر سجاد افشاریان عزیز و نکته ظریفش که واقعیت زندگى ... دیدن ادامه » رو بیان میکنه که همه چیز آینده در دست خودمون و انتخابى که میکنیم هست... واقعا همه چیز زندگى...
از اون دسته کارها بود که باید دوبار دید، حیف حیف که شب آخر رفتم و مجال دیگرى نیست...
عالى بود و لذت بردم، مرسى از شب خوبى که ساختین...
این نمایش حس خوبی داشت ، بازیها عالی بود ، ساده بود ، بدون هیچ گونه پز روشنفکری و متن ایرانی خوب این نمایش که برای تماشاگر ایرانی قابل لمسه . در صحنه آخر وقتی آقای آقاپور و خانم احمدی دیالوگ هاشون رو میگفتند اشک رو تو چشم هر دوشون دیدم که من به عنوان تماشاگر کاملا این اشک رو باور کردم . مرسی ازتون بابت تمام حس خوبی که امشب ازتون گرفتم .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر می رسد که نمایش هر روزه بیشتر و بیشتر به سمت "شعر" کشیده می شود ! یعنی "تصویر" هست، "مکان" هست، "عشق" هست،" آدم"ها هستند، حتی "موسیقی" هم هست اما همه ی اینها "در ذهن" بیننده نقش بسته اند! و من شیفته این حرکت ام ! چرا که قبل از هرچیز شیفته "شعر" ام !
من شیفته پرواز عقاب تخیل ام ! دوست دارم بازیگر دست این عقاب خسته را بگیرد و با خود ببرد به هر جا که می خواهد ! بکشاندش به مرز جنون !

در طول نمایش، دقایقی طولانی چشمهایم را بستم ! "تصور" کردم ! من شیفته تصوراتم هستم ! دوست ندارم رنگ آمیزی طراح صحنه را ببینم ! می خواهم خودم در ذهنم تصور کنم ! انگار که نشسته باشی و شاملو بخوانی ! انگار که راسین برایت صحنه ای را بخواند نه ببینی !

اینگونه نمایش می شود کتاب شعری باز شده برای تو ! تو هم خواننده ای هم خالقی هم بازیگری هم طراح صحنه ای هم جوهره ی تئاتر، به گونه ی دیگری در تو نشست کرده است !

کمتر نمایشی اینقدر "زندگی" است ! اینقدر "شاد" است و ثانیه ای بعد "گریه آور" و تلخ ! یک جا می خندی و گوشه ای دیگر فریاد می کشی !

ما همواره در حال انتخابیم ! محکومیم به انتخاب ! 2 راه ! 2 مسیر ! "اتصال" یا "انفکاک" ؟! مهم نیست ! هیچ کدام آنقدر مهم نیست که خود "مسیبر" مهم است ! خود "رفتن" مهم است ! من، حتی اگر به پرسش سجاد افشاریان عزیزم، پاسخ منفی هم بدهم، فکر نمی کنم چیزی را از دست داده باشم ! معنای زندگی به انتخاب های من و توست ! مرگ ثانیه ای است و زندگی عمری !

کوتاه سخن که بیایید ! "بله" !

بیایید شعر ببینیم :-)

زنده ... دیدن ادامه » باد تئاتر !




پوزیترون عزیز لذت وافر بردم از تأثیر این نمایش بر شما
سپاس از اشتراک این حس بسیار قشنگ.
۲۴ تیر ۱۳۹۵
کیان عزیزم! چه حسی زیباتر از احساس مشترک با شما عزیز
۲۴ تیر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رسد امکان خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش فراهم شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رسد امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش فراهم شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ممنون از سجاد افشاریان عزیز و گروه فوق العادش :)
اجرایی بود که همه چیز داشت : گریه , خنده و از همه مهم تر عشق
لذت بردیم خیلی ممنوون
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش فراهم شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روزهای بی باران به نیمه رسید ، همیشه به این فکر می کنم که کاش شرایطی وجود داشت که آدم می تونست بعضی تئاترها رو یک سال روی صحنه اجرا کنه ...
درست مثلِ «دوست کافکا»...!
۱۹ تیر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه اجرایی نازنین،دیدن این نمایش برای نوجوان 10 ساله مناسبه؟
ممنون از توجهتون
نه عزیزم مناسب نیست
۱۸ تیر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش فراهم شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش فراهم شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش فراهم شد.
Sin.shin این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در این نمایش همه چیز به جاست ، همه چیز زیباست، متن خیلی خوب نوشته شده. ساده است و در عین سادگی دلنشینه . همه نمایش خلاصه شده توی ۳ تا صندلی و ۴ تا آدم. اما شما خسته نمیشید، دلزده نمیشید، بلکه تا آخر نمایش میشینید و نگاه میکنید، لبخند میزنید، به فکر میفتید و یه جاهایی هم یکی انگار قلبتون رو خنج میزنه. اما آخرش... آخرش سالن رو با حس خوبی ترک میکنید چون میدونین تو زندگیتون کسی هست که سر یک بزنگاه مهم تو زندگی ، سر هر بزنگاه مهم تو زندگی ، باید بهش بگین : بله !
تو دلم میگم گور بابای همه چیز
گور بابای این دنیای بی رحم که هر طرفشو که نگاه میکنی هر خبری رو که دنبال میکنی بدبختیه و نکبت...
(قسمتی از متن نمایش)

نمایش روزهای بی باران واقعا عالی بود :)
اگه امکانش براتون مهیاست حتما این نمایش رو ببینین و از دستش ندین

متن عالی و بی نقص،بازی جذاب و واقعا قوی بازیگران این نمایش و کارگردانی عالی جناب امین بهروزی، نمایش روز های بی باران رو به یه کار هیجان انگیز و بی نظیر تبدیل کرده

به همه ی عوامل این نمایش خسته نباشید میگم و براشون آرزوی موفقیت روز افزون دارم ♥
به آگاهی می‌رساند امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش فراهم گردید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت سانس تازه برای این نمایش فراهم گردید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت خارج از ظرفیت برای این نمایش فراهم گردید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت این نمایش فراهم گردید.
غزل حافظی و مهسا بوجاریان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید