تیوال نمایش عمل
S2 : 15:33:38
امکان خرید پایان یافته
  ۲۴ شهریور تا ۱۹ مهر
  ۲۱:۳۰
  ۱ ساعت و ۱۵ دقیقه
 بها: ۴۰,۰۰۰ تومان

: مهدی اسدزاده
: شکوفه طاهری
: (به ترتیب حروف الفبا) عرفان ابراهیمی، بیتا ایپکچی، حسن تسعیری، نسرین درخشان زاده، ناز شادمان (مهمان از گروه تئاتر بازی)، مسعود غزنچایی

: مهشید فقیری
: میلاد ابراهیمی
: ماهرخ سلیمانی‌پور (مهمان از گروه تئاتر پوشه)
: علی مست علی (مهمان از گروه تئاتر پوشه)
: نیلوفر نقیب ساداتی
: امیر صداقتی
: گلدیس نمازیان، سازین صلاح زهی
: نوید آغاز
: شاهین پارسا
: علی سیبی، محمد نوری آزاد، محمدرضا فرشاد
: آرمان عالی پور
: مارال سوری
: محمدرضا رحمتی
: محمد طاهربخش، سید علی اصغر اسلامی، مرتضی نصرین
مرگ هیولایی است کوچک. از میان دودها بیرون می‌زند، شکارمان می‌کند و به آشیانه‌اش برمی‌گردد. ما؟ ما در وهم‌هایمان تکرار می‌شویم.

گزارش تصویری تیوال از نمایش عمل / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» آغاز اجرای نمایش «عَــمَــل» در عمارت نوفل لوشاتو

» پیش‌فروش بلیت نمایش «عمل» در تیوال آغاز شد

» گروه بازیگران نمایش «عَــمَــل» معرفی شدند

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

حافظ، نوفل لوشاتو، بعد چهارراه رازی، نرسیده به خیابان ولیعصر، کوچه زیبا، پلاک ۱، عمارت نوفل‌لوشاتو
تلفن:  ۶۶۴۸۳۷۴۲


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
بازی ها بسیار واقعی و جذاب
خیلی دوست داشتم
امیرمسعود فدائی، شاهین و محمد حسن موسوی کیانی این را خواندند
ش.طاهری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرم اجرایی نمایش رو درحالی که نهایتا نامفهوم نبود پسندیدم... قطعات پازل خوب کنار هم چیده شد و باعث گنگی مخاطب نمیشد در نهایت.
صحنه ی دور سفره نشستن خیلی دل چسب از آب در اومده بود.
بازی ها خیلی خوب بودن .... به خصوص خانوم نسرین درخشان زاده که واقعا درخشان بودن... عرفان ابراهیمی عزیز و حسن تسعیری بزرگوار و بقیه دوستان .... ممنونم از همگی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب این نمایش رو دیدم یه اجرای خلاقانه از یه موضوع تکراری و یه معضل اجتماعی ،مونولوگهای که در طول اجرا جریان داشت و پراکنده داستانی رو روایت میکرد از سقوط یه عشق به نیستی در اثر افیون و فقر ،هم فرهنگی و هم اقتصادی.
اجراها عالی بود در صحنه ای کوچک با دکوری که فضا سازیش هم جوابگوی خونه بود هم کمپ ترک اعتیاد .شخصیتها باور پذیر بودن و قطعا نمونه هایی از اونهارو در جامعه دیدیم.
صحنه جمع شدن همه دور سفره رو خیلی دوست داشتم .گروهی مرده و زنده دورهم به مشکلات و بد بختیهاشون میخندیدند .
موقعی که قابهاروی دیوار نصب شد خیلی دلم گرفت .
کبودی های ناشی از سرما، اعدام با دار و خودکشی با قرص هم ترکیب جالبی بود .
در مجموع به تک تک بازیگران و عوامل اجرا خسته نباشید میگم و امیدوارم همچنان بدرخشند.
ممنون از لطف و حضورتون
۱۹ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۱. عمل» قصه‌ی تحقق یک پایان است، قصه‌ی زندگی‌هایی که هرگز شروع نمی‌شوند، بلکه هم‌ازابتدا طلسم‌شده و ویران ‌لحظه‌ها را جمع می‌کنند تا تصویرِ پایانِ تاریک و شوم شکل گیرد. در چنین زندگی‌هایی، توالی خطی زمان بین گذشته، حال و آینده درهم می‌ریزد و لحظه‌ی حال دیگر «امکانی» در میان امکان‌ها نیست، امکانی که شاید در آینده محقق شود، بلکه حال و آینده ضرورتی است که پیشاپیش به‌دست مصیبت نوشته شده و از خیلی ‌قبل‌تر رقم خورده است. در این معنا، تمامیت زندگی، یک قاب/فریم و یک زمان بیشتر ندارد، قابی که پی‌رنگ اصلی زندگی است و در هر روز شاید تنها کمی حواشی کم‌اهمیت در آن تغییر کند.
۲. «عمل!» این واژه بر چه دلالت می‌کند؟ انگار که بر اختیار و آزادیِ انتخاب، بر تصمیمی که شخص می‌گیرد تا شاید در زندگی‌اش تأثیر بگذارد. اما اگر دامنه‌ی تبعات یک عمل آن‌چنان ... دیدن ادامه » گسترده باشد که هر عمل بعدی دیگر را از اعتبار ساقط کند چه؟ اگر بازتاب یک عمل تا ابدیت بارها بر زندگی شخص بازتابیده شود و آن را از معنا و انتخاب تهی کند چه؟ اگر ما همگی همچون سیزیفوس در بند عملی باشیم که سرنوشت‌مان را تا ابدیت رقم زند چه؟ و چه غم‌بار است اگر حتی در انتخاب همان یک عمل هم کاملا آگاه و آزاد نباشیم.
۳. تراژدی یونانی بیش از هر چیز بر سرشت ناعادلانه و دل‌بخواهانه‌ی زیست‌ـ‌جهان انسان تأکید می‌کند، انسانی که نمی‌داند و با این نادانی تصمیم می‌گیرد و عمل می‌کند و این عمل بر زندگی او آوار می‌شود. انسانی که می‌خواهد از عذاب آزاد شود اما «نمی‌تواند.»
عمل، قصه‌ی همین نتوانستن است.
یادداشتتون رو خیلی خیلی دوست داشتم
ممنون از وقت و توجهی که گذاشتین
مرسی مرسی
۱۷ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
// تئاتر شلخته، بدل نوید محمد زاده، رکعت اول نماز با دو رکوع، اللهو الله اکبر //
به دیدن این تئاتر به دعوت دوست عزیزی همراه شدیم.
به طور معمول تئاترهایی که کارگردانش را نمی شناسم نمی روم..
چون معمولاً کارهای خوبی از کار در نمی آید.
.................
ایده // ژانر // سبک
روانشناسانی معتقدند انسان قبل از مرگ ( در هنگام جان دادن)، دچار توهم می شوند، نویسنده از این ایده برای روایت داستانش انتخاب کرده است.
در واقع تماشاچی توهمات قبل از مرگ این زوج ( البته معلوم نیست کدامیک یا شاید هم هردو) در ژانر کمدی سیاه به تماشا می نشیند، انتخاب سورئال را برای این نمایش دقیق
نمی دانم، الزاماً دیدن فضاهای وهم و خواب به نظرم خیلی در چارچوب سورئال قرار نمی گیرد، بطور مثال باید مرثیه ای برای یک رویا، ذهن زیبا و.. باید سورئال نامیده شود با این تعریف.
بازی ها // بدل نوید محمد زاده
زوج جوان معتاد (مرد) : بازی کنترل شده و تقلیدی از نوید محمد زاده فیلم ابد و یک روز
در نقش معتاد را بازی می کند، من با تقلید مخالف نیستم ولی با تقلیدی کورکورانه بدون خلاقیت مخالفم.. این ضعف بازیگر و ضعف بازیگردان (در اینجا کارگردان است.)
زوج جوان ( زن) : بازی تقلیدی از چند بازی ستاره پسیانی در نقش های مختلف است
به خصوص حرکات دست و میمیک صورت در هنگام واکنش، ولی برخلاف بازیگر مرد با اضافه کردن خلاقیت و داشته ها و برداشت هایش از خواندن نمایشنامه توانسته است
بازی باورپذیری از خود به نمایش بگذارد.
دیگر ... دیدن ادامه » بازیگران : باور پذیر و در خدمت نمایش ( نوضیحات بیشتر در قسمت کارگردانی)
کارگردانی // تئاتر شلخته، بدیع، فرم گرا
کارگردان این اثر، با دانش و خلاق و کم تجربه است ، که نتوانسته ایده های جذابش را
به درستی، دقیق و جزئی نگر به نمایش بگذارد، البته قسمتی از این ایراد به متن باز می گردد، بیشتر یادآور کارهای دانشجویی و تجربه گرای تئاتر مولوی است.
از آنجایی که بنده به شدت فرم گرا هستم، از فرم کار بسیار لذت بردم، با اینکه حتی در فرمش هم پختگی لازم دیده نمی شد ولی بهترین قسمت این نمایش فرم کار بود.
در قسمتهایی از نمایش به علت اصرار بر شلوغی میزانسن های درستی دیده نمی شود،
یا در قسمتهایی خیلی سریع از موضوع مطروحه خارج می شویم که اگر از کلیت نمایش حذف هم می شد تاثیری بر پیشبرد داستان نداشت. خب اگر قرار است صحنه ای ( یا پرده ای) حذف شود و تاثیری در نمایش نداشته باشد خب بهتر است کلاً حذف شود.
کارگردان در تله افتاد
برای درک بهتر این مطلب به مقایسه به چند نمایش اخیر می پردازم.
کارگردان با هوشمندی اثری یکدست، منسجم و در عین حال اصول مند را در بیشتر صحنه
ها به تماشاچی ارائه می کند، نمونه خوب : زمانی که تعداد زیاد بازیگر در صحنه حضور دارند، فقط بازیگرانی که دیالوگ دارند در حال بازی هستند و دیگر بازیگران در گوشه ای
بدون آنکه ACT داشته باشند ساکت و صامت منتظر هستند تا نوبتشان شوند برخلاف نمایش
دریم لند که هر لحظه در هرجای صحنه نگاه می کردی پیرنگ فرعی در حال شکل گیری بود و تماشاچی در ان واحد مجبور بود برای آنکه لحظه ای را از دست ندهد مدام به قسمت های مختلف صحنه سر می چرخاند و این کار خسته اش می کرد.
در لانچر5، نویسنده و کارگردان در سردرگمی بین کمدی و درام اجتماعی به سر می برند
نمایش شان چندپاره می شود و ایرادات زبانی و روایتی به الطبع پیدا می کنند، اما در این نمایش با یک اثر منسجم و یکدست تا انتها روبرو هستیم.
برخلاف فرشته تاریخ و سیزیف، کارگردان اثری ساخته که تماشاچی را خسته نمی کند و البته قسمتهاییش به قدرت نمایشنامه ( از این منظر) باز می گردد، اما این بار به تله ریتم تند
افتاده، ریتمی که تماشاچی را فیزیکی و خودآگاه خسته نمی کند، بلکه بصورت ناخودآگاه
و غیر ملموس به ذهنش این پیام را می دهد که چیز مهمی را از دست ندادی، احتمالاً
دیالوگی ( یا مونولوگی) خنده دار بوده، مهم نیست، بعدی را از دست نده..
البته احتمال دیگری هم هست که این ایراد نمایشی به عمد انجام شده تا تماشاچی بیرون که رفت در تیوال و جاهای دیگر برایش تبلیغ کند. البته من بخش هنری اش را می گویم و در مورد این احتمال قضاوتی ندارم.
تکرارهای قصه، همراه با ریتم تند این رویه ( از دست ندادن موضوع مهمی را که در پاراگراف قبل اشاره کردم. )را سرعت می بخشد و تماشاچی را از همان درونمایه سطحی
نمایشنامه دور می کند و این اثر را در سطح کمدی های آمفی تئاتری و عوام پسند تنزل می دهد. درست است که نمایشنامه ای مسطح دارد ولی در کنارش آن قدر چیزهای خوب دارد که برای دیدن بعضی از اقشار توصیه شود.
یکسری ایرادات دیگری دارد که ایراد نمایشنامه است و کارگردان حتی با تلاش نتوانسته
این ضعف ها را لاپوشانی کند. ( توضیحاتش در بخش نمایشنامه می دهم.)
ضعف در هدایت بازیگر: اینکه بازیگری بخواهد از نوید محمد زاده تقلید کند و کارگردان
همچین اجازه ای به او بدهد ضعف کارگردان است به هر دلیل، یا کارگردان خواسته،
یا انتخاب بازیگر به درستی انجام نشده، عمدی بود برای پذیرش مخاطب و...
در مورد بازیگر زن توضیحش را دادم، در مورد بقیه بازیگران در کارهایی شبیه این اثر یا پروانه الجزایری، آپرکات و کلاً نمایش هایی که در زمان حال اتفاق می افتد همین که
بازیگران نقش هایشان را براساس پرسوناژهای نمایشنامه ایفا کنند، تپق نزنند، کافی است
و البته بازی های روان و باور پذیر است.
ایرادات خنده دار و جزئی // رکعت اول نماز با دو رکوع
اللهو الله اکبر، این صدای آشنایی است برای مادرها وقتی که در هنگام نماز می خواهند نمازشان را نشکنند و مطلب مهمی را بگویند!! که دیدنش خالی از لطف نبود، اما خواندن
دو رکوع در یک رکعت در نمازهای یومیه اتفاق بامزه و خنده داری است، درست است که
شاهد توهمات قبل مرگ هستیم ولی به نظر می آید این اتفاق گاف بازیگر در شب نمایش بوده است.
نمایشنامه // پرسوناژ
مادر: زنی سنتی – مذهبی و احتمالاً سوادی در حد خواندن و نوشتن که تمام تلاشش را می کند که فرزندانش مانند پدرشان معتاد نشود و در پی کسب رزق و روزی حلال باشند و از طرف دیگر براساس شخصیت و باورهایش مادری نه چندان با محبت و مادر شوهری غر غرو است.
پدر: انسان بدی نیوده و درجایگاه پدر بدی هم نبوده، اما اعتیاد از او شخصیتی منفعل، همسری بد و طبعاً پدری نابه هنجار که نه تنها کمکی به تربیت فرزندانش نکرده بلکه
بی مبالاتی او پسری را معتاد و پسر دیگر را به علافی و قمه کشی (ناخواسته) سوق داده است.
پسر قمه کش: کاراکتر منفی ازش در این نمایش نمی بینیم، او قربانی پدری معتاد است
و محل زندگی شان احتمالاً در محله ای فقر نشین که مستعد بزهکاری است و مشخصات
این بافت از شهر، لات بازی، سرکوچه ایستادن، علافی و هارت و پورت های معمول
(گنده لات بازی) است، طبعاً مادرش هم ناراضی است ولی خب نتوانسته از پس پسرش
بربیاید. ولی بالاخره گنده لات بازی کار دستش می دهد و ناخواسته کسی را می کشد.
پسر معتاد: او شخصیتش در جایگاهی مثبت هم هست، مسافرکشی می کند (بالاخره یک
شغل دارد)، ازدواج می کند، همسرش را دوست دارد، سعی در خوشحال کردن همسرش دارد، با مادرش مشکل دارد ولی بیشتر بخاطر مخالفت مادرش با ازدواج و طبعاً همسرش هست، حتی برای جور کردن کمبود دیه برادرش دست به خلاف می زند و می خواهد
مواد مخدر بفروشد، کاری که برای نجات زندگی خودش نکرده است و درنهایت با بدشانسی
و نابلدی موادمخدر را از دست می دهد و چون در معرض خطرمرگ از سوی صاحبان مواد مخدر برای خودش و همسرش هست تصمیم به خودکشی با همسرش می گیرد.
همسرمعتاد: اولین چیزی که حس می شود طبقه اجتماعی بالاتر این زن نسبت به شوهر
و خانواده شوهراست، ما نمی دانیم و در نهایت هم نفهمیدیم از کجا و با چه جاذبه عشقی، زن عاشق پسر معتاد می شود، خودش هم معتاد می شود، اما همچنان عاشق همسرش هست، با اینکه می داند شوهرش هنوز مجرد بازی های معمول و پذیرفته شده مردها را تجربه می کند، نوع برخوردش نشان می دهد که آدم باهوش تری نسبت به شوهرش هست و به اجبار او شوهرش را برای خودکشی دونفره آماده می کند.
دکتر کلینیک: خانم دکتری به ظاهر خیر خواه که سعی در کمک کردن به زوج های معتاد هست که بعد می فهمیم به زوج های معتاد به چشم موش های آزمایشگاهی می نگریسته که پله های شهرت جهانی را طی کند.
گره داستانی
تامین پول دیه برای رضایت خانواده مقتول که توسط پسرقمه کش کشته شده است.
درونمایه
فقر اقتصادی و فرهنگی که زمینه ساز رشد مشکلاتی شبیه اعتیاد و بیکاری و گنده لات بازی می شود و اثرات زیانباری بر اجتماع دارد و در این نمایش قربانی هم می گیرد.
روایت
روایت غیرخطی اما با ساختار بسیار ساده و قابل فهم برای تماشاچی
داستان
بایک نمایش شخصیت محور روبروهستیم تا قصه محور، ما آخر قصه مان را در همان ده دقیقه اول فهمیدیم، حتی نمایشنامه نویس تعلیق اولیه (دلیل خودکشی) را در 20 دقیقه اول
با گره گشایی ازقصه از بین برد تا ذهن تماشاچی را از ((چراها)) به ((چگونه ها)) سوق دهد، به عبارت ساده تر تماشاچی منتظر آشنایی با پیشینه شخصیت هاست که چگونه به
این کلینیک رسیدند تا بتوانند به تدریج با معرفی شخصیت های موثر دیگر و با کمک قصه
( تاکید می کنم قصه محور نیست، قصه به کمک شخصیت ها می آید برای پیشبرد داستان)
به لایه های زیرین شخصیت های اصلی (زوج معتاد) نفوذ کند و مخاطب را به (( زیر متن)) اثر ببرد و او را با دغدغه های نمایشنامه نویس همراه کند و اثری ماندگار بسازد.
اما مشکل همین جاست، هرچه جستجو می کنیم زیر متنی قوی نمی یابیم، حرف تازه ای پیدا نمی کنیم ، فقر، پدر معتاد، همسر معتاد شده به خاطر اعتیاد شوهرش، قمه کشی پسر به خاطر عدم نظارت پدر و... حرف نو و تازه ای نیست، نمونه های خوب سینمایی و نمایشی زیادی در این زمینه وجود دارد، پس چه نیازی به نوشتن این نمایش بود وقتی تازگی وجود ندارد؟ یا ساده تر بگویم چه موارد مغفول مانده ای باعث شده این نمایشنامه
به نگارش درآید؟
شاید تنها تازگی اش دکتر صاحب کلینیک باشد که به ظاهر خیرخواه است ولی لایه
دیگری از فساد و تباهی جامعه امروزمان را به تصویر می کشد که کارهای خیر حتی در مورد معتادان، کودکان کار، راهی برای فرار از مالیات، کسب شهرت داخلی و بین المللی،
ژست خوب بودن در شبکه های اجتماعی و ارضای عقده مورد ((تقدیر قرارگرفتن )) شده است. نمونه های که می توان (( سلبریتی های خیرخواه)) نامید که در بخش های مختلف این کشو، با عناوین مختلف و جذاب برای خودشان تبلیغ می کنند و به راحتی قابل شناسایی هستند و بعد از مدتی ((دم خروس)) شان از جایی بیرون می زند و نیت (( خیر ابزار)) شان را نمایان می کند.
شخصاً موردی از این نمونه را از نزدیک و عضو سابق شورای شهر تهران را که هنوز رسوا نشده را سراغ دارم.
شخصیت پردازی :
یکی از نقاط ضعف این نمایشنامه شخصیت پردازی پرسوناژ هاست.. ، به جز زن معتاد که در دوجا کم کم با قصه به شخصیتش نزدیک می شویم، دیگر پرسوناژها براساس مونولوگ
مشغول معرفی خودشان هستند... و البته از هوشمندی اش برای خودکشی استفاده می شود و از حساسیتش نسبت به دروغ بودن همسرش در مقابل اقناع کردن دکتر کلینیک استفاده خاصی نمی شود فقط موقعیتی کمیک پدید می آورد.
شوهرمعتاد که نه تنها تیپ هستند بلکه بازی تقلیدی هم دارد.
در مورد مادر خانواده خلاقیت بیشتری خرج داده شده و خانمی چادری را مشغول نماز نشان می دهد!!
خانم دکتر کلینیک کمی پیچیده تر به نظر می آید، اما واقعاً این طور نیست، موقعیت ناهمگونش در نگاه اول تماشاچی را به اشتباه می اندازد، چرا که همه پرسوناژها متعلق به یک خانواده هستند و حضور خانم دکترکلینیک درجمع خانواده فقط با ساختارهای ذهنی معمول و رئال مطابقت ندارد.
سیر داستانی // خلق موقعیت های کمیک
نکته قوت این نمایش درک کارگردان از نوشته نمایشنامه نویسش است، درکی که توانسته
موقعیت های خوب داستان را در کنار خلاقیت کارگردان و استفاده درست و به جا و ساختار شکنانه گارگردان در هم بیامیزد و معجونی از خنده دارترین اتفاقات را شاهد باشیم.
معجونی دوست داشتنی که در آن نه پرسوناژی کودن و احمق است، نه کارکرد زبانی اش
لهجه خاصی را مورد توجه قرار می دهد، نه از شوخی ها و متلک های سیاسی روز که جدیداً مد شده استفاده می کند، نه شوخی های جنسی و یا دوپهلو دارد، نه بازیگران ادا و اطوار کاریکاتوروار از خود نشان می دهند، نه از شوخی های کلامی و دیالوگ های پینگ پنگی استفاده می کند، به شدت تحت تاثیر قرار گرفتم و به شدت لذت بردم..
از معدود کارهایی بود که اجرا با متن به شدت منطبق بود و نویسنده و کارگردان یکی نبودند.
و حیف و صد حیف که فقط خنداند و حرف زیادی برای گفتن نداشت.
کارکرد موثر زبانی// لذت شنیدن دیالوگ و مونولوگ
یکی از جالبترین و پر کشش ترین قسمت این نمایش بعضی از دیالوگ و مونولوگ ها بود،
زبانی که به تیپ ( همانطور که گفتم شخصیت پردازی درستی نداشت) پرسوناژ نزدیک است، با اینکه با افرادی در طبقات پایین اجتماعی روبرو هستیم ولی به جز در دو جا الفاظ رکیک نمی شنویم، حتی معادل سازی به (( خاک رفتیم)) را هم می شنویم.
در جاهایی حتی بالاتر از کلیت نمایش دیالوگ و مونولوگ هایی را می شنویم که یادآور بزرگانی چون داود میرباقری در امام علی یا معصومیت از دست رفته است، (میرباقری مختارنامه را نمی گویم)، حرفهایی از زبان پرسوناژها بیرون می آید که علاوه بر اینکه با تیپ شان همخوان است، مفاهیم بزرگ تری را فریاد می زنند ولی در لابلای خنده تماشاگران و موقعیت های کمیک گم می شود.
روایت ساده // تکرارهای بی اثر
قطعاً روایت ساده بدون فراز و فرودهای و تعلیق های معمول بعلاوه روایت فلاش بک گونه
از انتهای داستان و لو دادن انتهایی قصه به عمد انجام شده است تا ذهن تماشاچی را از چارچوب های معمول جدا کند و به طور ناخودآگاه از تماشاچی بخواهد که به قراره در اخرش
چی بشه؟ سرنوشت اینها چی میشه؟ فکر نکن.. این دوتا خودکشی می کنند، برادرش هم دار می زنند، خانم دکتر کلینیک هم ورشکست میشه..
به من گوش کن !!! من حرفهای دیگری دارم ..
نمایشنامه علاوه بر گره گشایی نهایی در 20 دقیقه اول، از عنصر تکرار یک واقعه از زبان و نگاه چند نفر می پردازد که احتمالاً اهدافی دارد، هدف اولش در چارچوب همان متمرکز کردن ذهن تماشاچی به حرفهای نویسنده اش بود، هدف دومش بستر سازی برای زدن حرفهای مهم و درونمایه مهم ترش بود که همانطور که گفتم به هیچ موفقیتی هم دست نیافت. و باز هم فقط مخاطب آزاد شده از بند سئوالات را با خیال راحت خنداند.
البته شاید اهداف دیگری هم داشته و من با یکبار دیدن از درک آن عاجزم.
ضعف های نمایشنامه // لاپوشانی ناموفق کارگردان
کلیت اثر دچار ضعف است..
با چه چیزی روبرو هستیم؟
با نمایشی که کمدی ابزاری است برای حقیقت ها و واقعیت های تلخ اجتماعی یا با واقعیت هایی تلخ اجتماعی روبرو هستیم که برای این نمایش خلق موقعیت کمیک می کنند؟
با پرسوناژهایی روبرو هستیم که باید به پیشبرد داستان ( قصه گو یا شخصیت محور فرقی نمی کند) کمک کنند یا با داستانی روبرو هستیم که برای خندان تماشاچی به کمک پرسوناژها می آیند؟ و....
کارگردان با انتخاب جالب و خلاقانه فرم بیشتر تماشاچی را بخنداند تا حتی سئوالات بالا برای اکثر تماشاچیان بوجود نیاید و حس رضایت از دیدن این نمایش تا مدتها باقی بماند، بدون اینکه
ضربه ای بزند، حرف جدیدی داشته باشد (به جز دکتر کلینیک که گفتم)، مناسبات جدید و
قابل اعتنایی در مورد معضلات اجتماعی تعریف شده اش بیان کند.
ایرادات جزئی نیز وجود دارد که مجالش در این نقد گنجانده نمی شود.
.............................................
فصل درخشان:
معمولاً یک فصل درخشان داریم اما در این نمایش چند چیز درخشان دیدم اسمش را فصل
های درخشان می گذارم، چرا که حیفم آمد در انتها که معمولاً با دقت بیشتری خوانده می شود نگویم.
اول: اتفاق خوبی در حال افتادن است، نویسندگان و کارگردان ما به این نتیجه رسیدند که برای بیان معضلات تلخ اجتماعی نیازی نیست اشک تماشاچی را در آورد و با اندوه و آه بدرقه اش کرد.
دوم: صحنه فوق العاده عروسی، که ترکیب جالب و توامان و متناقض غم و شادی همراه با
عناصر کارکردی مثل سابیدن قند همراه شد و علاوه بر خلق جالب موقعیت کمیک ، به پیشبرد داستان کمک کرد.
سوم: کلیت فرم گرایی کارگردان مد نظرم هست، یکی از المان های مهم کارگردانی فضا سازی است، خیلی وقتها استفاده بجا از آکسسوار و ترسیم درست فضا و ارتباط تماشاچی به عنوان یک پارامتر سنجش توانمندی کارگردان استفاده می شود. در اینجا فضا سازی های درست و جالبی از اتاق یکی از کلینیک های ترک اعتیاد و در ادامه فضا سازی جذاب کارگردان برای نشان دادن یک خانه مشاهده می کنیم.
عملاً تعویض پرده ها و یا صحنه ها بدون تاریک و روشن شدن معمول (غیر از دو جا)
توسط خود بازیگران و باور پذیر صورت می گرفت، نمونه فوق العاده اش صحنه انداختن سفره غذا توسط بازیگران است که یادآور همان سفره انداختن خانه های قدیمی به کمک اعضای خانواده ها به خصوص فرزندان خانواده است، وقتی این موضوع با دیالوگ گفتن های معمول همراه می شود، دقیقاً فضا سازی یک خانه را در ذهن مخاطب جای می دهد.
استفاده از بشقاب و قاشق و لیوان و بعدش هم قابلمه غذا و پر از غذا و ریختنش برای همه حاضران بر لذت این فضا سازی می افزاید و خلاقیت و توانمندی کارگردانش را به رخ می کشد، این یکی از صحنه های که بسیار دوستش داشتم.
فصل بد:
این یک آیتم من درآوردی است چیزی شبیه همان جایزه تمشک طلایی ..
در مقابل فصل درخشان قرار می گیرد، معمولاً در تحلیل فیلم سکانس درخشان، سکانس برگزیده داریم، یا برای داستان فصل درخشان داریم.. ، اما سکانس فاجعه نداریم..
بگذریم...
پایان بندی منطبقی با خود اثر دیده نمی شود، البته پایان بندی های زیادی قطعاً منطبق بر اثر نبود، اما اینکه نویسنده از این پایان بندی چه هدفی دارد برای من مهم است..
برداشت شخصی ام همان روال زندگی بود، روالی که این دو مرده اند همانطور که برادر کوچکتر به دار آویخته شده و پدر که سالهاست که مرده، و اتفاق مهمی باز هم نیافتاده است.
گویا اصلاً چنین کسانی به دنیا نیامده اند، برای چه کسانی مهم هستند؟ (شاید فقط مادر)
آدمهایی که باید می بودند، فرزند دار می شدند، به دیدار مادرشان می رفتند و زندگی طبیعی شان را جلو می بردند و.. الان زیر خاک هستند و دیگر برای هیچ کس مهم نیستند و..
خب پایان بندی بدی هم نبود، حتی بیش از دو دقیقه در فضای خاموش این صحنه نشان داده شد ولی با بمباران خلق کمدی طی نمایشس منطبق نبود.. و این دو نفر نیستند، تعداد زیاد معتادان و خانواده های فقیر و مستعد بزه هستند که خانواده زوج جوان در این نمایش به نمایندگی شان در این اثر حضور داشتند و هر روزه تعداد زیادی از آنها به این سرنوشت و یا همچین سرنوشت هایی دچار می شوند، ولی به نظرم توسط مخاطبین دیده نشد.
شخصاً ترجیح می دادم پایان بندی با همان پایان سفره غذا به پایان برسد که حداقل نیمچه ضربه ای را هم وارد کند..، رویاهای احتمالاً مرد معتاد که آروی دیرینه اش بود با تمام اختلافها و تنش هایی که با اعضای خانواده اش دارد سر سفره ای بنشینند، غذا بخورند، بهم متلک بگویند، بخندند، خاطره تعریف کنند، دعوایشان نشوند، لوبیا پلو ( غذای مورد علاقه پدر) توسط مادر پخته شود (اهمیت به شوهر) و.. بطورکلی بهشان خوش بگذرد.
تا نیمچه ضربه اش این باشد که آنها هم انسان اند، مهر و محبت و عاطفه و عشق می خواهند
و عین بقیه خانواده ها در کنار هم باشند، با اینکه تکراری است ولی شاید با حس همراهی با این خانواده توسط تماشاچیان نزدیک تر بود.
فرصت دیگری در این نمایش از دست رفت...
...................................................................
حاشیه های همیشگی
مهدی اسد زاده نویسنده توانمندی در زمینه کمدی و خلق موقعیت های کمیک است، بطوریکه وارد کمدی ابتذال لااقل در این نمایش نشده و نمونه خوب برای نو آموزانی که می خواهند کمدی نویس شوند، نمایشنامه را بخوانند و یا اجرا را ببینند بیاموزند و لذت ببرند.
شکوفه طاهری، کارگردانی خلاق و هوشمند است که با افزایش تجربیاتش می تواند کارگردانی مورد اعتنا برای آینده تئاتر ایران باشد.. برخلاف دوستی که معتقد بود باید برود و ده سال دیگر کارگردان شود معتقدم تا نمایش اجرا نرود بازخورد عمومی پیدا نمی کند و ایرادات کار رفع نمی شود.
این نقد طولانی را فقط و فقط به خاطر دوستی نوشتم که مرا به دیدن این نمایش دعوت کرد، ولی خودش در مورد نمایش اطلاعات فنی ندارد و بعد از اجرا دیروقت بود و نتوانستیم در کافه نقدش کنیم، زمانی بیش از 4 ساعت برای این تحلیل، نوید این را می دهد که نه خوانندگان
حوصله خواندنش را داشته باشند و نه نگارنده همچین وقتی را بگذارد!
غلط های تایپی و املایی در صورت مشاهده، عذرم را پذیرا باشید.
از خواندن مطالبتان بروی این متن خوشحال خواهم شد.
با تقدیم احترام
محمد حسن موسوی کیانی
سلام آقای موسوی
با توجه به کامنت قبلیتون و تیتری که پیشاپیش نوشته بودین، (و نظرهایی که زیر کامنتهای مثبت نوشته بودین تا ایرادات ما رو به کسانی که کار رو دوست داشتن گوشزد کنید :))) )، توقع نقدی داشتم که سراسر کار رو کوبونده باشه و هیچ نکته مثبتی ندیده باشه، ... دیدن ادامه » اما وقتی که خوندم راستش به نظرم اومد نکات مثبت زیادی در کنار ایرادات برامون نوشته بودین و خدا رو شکر میکنم کار جوری نبوده که هیچ نکته‌ای برای دیدن نداشته باشه.
ممنون از نظراتتون و ممنون که وقت گذاشتین و برامون انقدر با جزئیات نوشتین.
۱۷ مهر
سلام جناب کیانی عزیز
بابت تاخیر در پاسخ عذرخواهی می کنم.
متن کامل،جامع و بسیط تان را درباره این نمایش خواندم و لذت بردم. مواردی دارم که زیر همان یاداشت خواهم گفت.
سپاس
۰۸ آبان
لطف داری کاوه جان..
۰۸ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب شاهد یک نمایش عالی از همه جهت بودم. داستان، متن، دکور عالی .
بازیها در حدی زیبا که لحظاتی چنان محو بازیها میشدم داستان رو از دست میدادم.
اوج بازیها صحنه عروسی بود. خدای من چقدر زیبا چند موضوع مختلف با حسهای متفاوت رو همزمان تونستن به نمایش بذارن.
دست مریزاد گروه خوب نمایش عمل آقای عرفان ابراهیمی معرکه بودید.
فزون باد چنین کارهای حال خوب کنی .
دوست دارم دوباره و چندباره این کار زیبا رو ببینم.
مه و شید این را خواند
ش.طاهری، نوید آغاز و عرفان ابراهیمی این را دوست دارند
ممنون از نظر لطفتون
۱۹ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خوبی بود...بازی ها عالی بود و به نظرم در انتقال حسشون به تماشاگر موفق بودن ...ولی راستش مفهوم خاص و دقیقی نتونستم ازش بگیرم..بیشتر حس تماشای فیلم رو داشتم با موضوع ناتورالیسم و اجتماعی..
قطعا ایراد از من بوده که درست نتونستم منظور اصلی رو بفهمم...
خسته نباشید به همه عوامل
مه و شید این را خواند
ش.طاهری، نوید آغاز، عرفان ابراهیمی، زهره مقدم و شاهین این را دوست دارند
ممنون از حضورتون
۱۹ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب این نمایش را دیدم واقعاً عالی بود بازی ها حرف نداشت و داستان هم جذاب بود ،حتی یک لحظه هم نمیشد از تمرکز روی صحنه غافل شد .پیشنهاد میکنم حتماً این نمایش را ببینید چون کاملاً غرق در اجرا میشید .
شاهین این را خواند
ش.طاهری، نوید آغاز، عرفان ابراهیمی و مه و شید این را دوست دارند
ممنون از لطفتون
۱۹ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی نمایش عمل رو دیدم یاد ابد و یک روز افتادم. اما عمل خیلی از ابد و یک روز بهتره از بازی درخشان و عالی خانم نسرین درخشان تا نواوری های جذاب نمایش در تلفیق موضوع اعتیاد و مرگ و خانواده و اجتماع.
من عمل رو یک نمایش روایی دیدم که به سینما نزدیک تر بود تا تئاتر. من عوامل این نمایش رو تحسین میکنم. از آقای عرفان ابراهیمی که هر روز قبل از این نمایش در تئاتر رگ هم ایفای نقش میکنن و بازی ایشون در هردو نمایش خوب و دیدنی است. بازی خانم درخشان حقیقتا درخشان بود( پیشنهاد میکنم آقای سعید روستایی بازم اگه خواست فیلم در مورد اعتیاد بسازه حتما از ایشون دعوت کنه به جای اون خانم بازیگر!!) و بیشترین توجه من رو در طول نمایش جلب کرد و البته که بقیه بازی ها هم قابل قبول و راضی کننده بودند. نویسنده و کارگردان هم با خوش سلیقگی و پویایی روایت قصه رو با مفاهیم کلیدی مرتبط و ... دیدن ادامه » مورد نظر پیوند جذاب و پیوسته ای دادن.
خداقوت.
به این خوبی ها هم نبود..
تا چند روز دیگر منتظر نقدم باش
۱۴ مهر
@سلام جناب موسوی
اتفاقا منتظر نقد شما هستم چون شما اتمی و کمی به کار نگاه میکنین و من کلی و حسی.

@ ممنونم سرکار خانم طاهری
موفق باشید و پرتلاش

۱۵ مهر
عزیزی سلطانی عزیز..
نقد نوشتم بخوان
۱۶ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

"عمل، کنشی از تن، تن‌بریدگی از درد "

شکوفه طاهری در ادامه‌ی فعالیت‌های تئاتری‌اش، اینبار هم متنی از مهدی اسدزاده را برای اجرا انتخاب کرده که تمی اجتماعی دارد . معضل اعتیاد، فقر، ارتکاب جرم‌های خیابانی و بزه‌کاری، موضوعی‌ست که به آن پرداخته شده و از زوایه‌ای دیگر، دراماتیزه و صحنه‌ای شده است.
"عمل" بیش از آنکه به فاجعه‌ای از فروپاشی یک خانواده و آسیب شناسی آن مرتبط باشد، حاویِ کنشی‌ست که شاید اصل و محور نمایش را با نوعی ایدئولوژی نویسنده و کارگردان که در آن مشهود‌ست، پایه ریزی می‌کند.
کنشی که از دو کاراکتر اصلی در انتخاب راهی برای رهایی‌ از وضعیت پر مخمصه‌اند .. و رهایی آنان "مرگ"ست. مرگی که به نظر هایدگر، آزادی واقعی انسان‌ست.
"عمل" بازتاب افرادی‌ست که نشان دهد هر بزه و معضلی، چه فردی چه اجتماعی از خانواده و اجتماع آغاز می‌شود وتا آنجا نفوذ می‌کند که با نگاهی نقادانه، پدری معتاد و مادری سنتی و نابلد در عاطفه و توجه به فرزندانش، افرادی با ناهنجاری‌های رفتاری، و مستعد به بزه و خلافکاری را به جامعه تحویل می‌دهند و البته عدم پوشش صحیح حمایتی از دولت و فقر مالی و فرهنگی، زمینه‌ساز این شرایط نامناسب‌ست..
عمل با ریتم تندی آغاز می‌شود، کاراکترها مدام درحال رفت و آمد به صحنه‌‌اند و هرکدام اطلاعاتی گذرا و کوتاه از واقعه‌ای را بازگو می‌کنند. اما درکلیت ارتباط معنادارِ مشخصی ایجاد نمی‌شود گویا مخاطب دارد تنها تیترهای هر خبر را می‌خواند بی آنکه بداند اصل ماجرا چیست. در گوشه‌ی صحنه دو کاراکتر اصلی زوجی هستند که دریک مرکز پزشکی، به قصد کاری و تصمیمی، بدنبال دارویی می‌گردند

در ادامه، جریان نمایش شروع به حرکت می‌کند کاراکترها با توضیحاتی مونولوگ‌وار اطلاعات مشخص‌تری از وقایع را دراختیار تماشاگر می‌گذارند و هرکدام داستانی را از چشم‌انداز خود تعریف می‌کند. داستان هایی که درباره‌ی مرگ است و مرتبط به هم و در حلقه‌ی آخر می رسند به عمل ؛ بعضا دیالوگ‌هایی قابل توجه و ممتازی نیز گفته می شود..

"عمل" از شیوه‌ی تلفیقی نمایشی از درام و مونولوگ برصحنه، بهره می‌برد که شاید ساده‌ترین شیوه‌ی انتقال از مفاهیم و رویدادها به مخاطب در طرح واقعه باشد و کافی‌ست حس و نوعِ پرسوناژ مورد نظر پرداخت حداقلی شده باشد، مابقی با گفتن ماوقع تمام می‌شود. و چون سیالیت زیادی در صحنه وجود دارد، جنبه ی بصری نمایش نیز حفظ می‌شود. اما همین شیوه اگرچه می‌تواند رضایت نسبی از یک اجرای صحنه‌ای را برای تماشاگر تدارک ببیند اما درعین‌حال می‌تواند حفره‌های خالی زیادی را از فقدان درام و بازیگری قوی نیز ایجاد کند. چرا که تماشاگر مشتاق قصه‌گویی روایت‌های تلخی که در بستر قشر فرودست با آسیب‌های شدید اجتماعی‌ست، نیست. خسته از داستان‌های اعتیاد و سرنوشت‌های تلخ قشری، که مصرف‌کننده و یا بازی‌خورِ دست مافیای باندهای موادمخدرست .بلکه مشتاقِ شیوه‌های نوینی از فرم با محتوای جذابتر و بکرست.
درعین حال "عمل" با تمرکز بر انتخاب دو زوج معتادی که با وجود بسته‌بودن تمام راه‌های نجات، و افتادن در تله‌ی باندی مخوف از پخش مواد‌مخدر، دست به کنشی می‌زند که او را از وضعیت اسف‌بارش، برهاند. مرگ، تصمیمی‌ست که شجاعت باقی مانده در دو کاراکتر معتاد را با خوردن مقدار زیادی قرص، به تصویر می‌کشد . متن در ارائه‌ی این کنش مقاومتی به سیستم بیمار تن و جامعه، تاحدودی موفق‌ست اما در ادامه، ستون حوادثی‌ست که بیشتر روخوانی‌ست.حتی اگر از زبان مردگان باشد. و پیوند موثری را با آن نقطه‌ی عطف یعنی "مرگ خودخواسته" آن دو زوج، برقرار نمی کند.

بازی‌ها در "عمل" قابل قبولند هرچند سایر بازیگران، راوی و قصه‌گویند و اجرا بیشتر متمرکز بر دو بازی نسرین درخشان و عرفان ابراهیمی‌ست که قوی و خوب پرداخت شده‌اند.. بویژه نسرین درخشان مانند سایر نقش هایش، توانایی درک و انتقالش را بخوبی در صحنه به تماشاگر دارد.

صحنه‌ی ... دیدن ادامه » عروسی، خلاقیت موفق و کارآیی‌ست که چگالی نمایش را تاحد زیادی متعادل و قابل قبول می‌کند درعین حال با تردد بالای بازیگران بر صحنه که حتی گاهی درحد یک یا دوجمله است، فضای کوچک سالن 2 عمارت نوفل لوشاتو را تنگ تر و نامناسب جلوه می‌دهد که اگر با تمهیداتی در سالنی با فضای بزرگتر و نورپردازی قوی‌تر با وجود همین دکوری که طراحی مناسبی دارد، می توانست اجرایی حرفه ای‌تر، و تمیزتری راخلق کند. شکوفه طاهری، در نمایش هایِ تولیدی‌اش، نوید کارگردانی جوان و خوش فکر را می‌دهد اما همچنان، نکات ریز و درشتی در اجرای "عمل" به چشم می‌خورد که نیازمند پختگی و دقت بیشتری‌ست که امیدست با کسب تجربه‌های بیشتر، به آن اوج و پختگی کامل برسد.

نیلوفرثانی
گروه نقد هنرنت
خانم نیلوفر ثانی عزیز
ممنون از توجه و محبتتون
خیلی خوشحال شدم که برامون نوشتین
مرسی واقعا ❤️
۱۳ مهر
درود جناب موسوی گرامی
سپاس بسیار از لطف و توجهی که دارید..اختیار دارید خطا که نیست ، زاویه دیدهای متفاوت می تونه باشه
امیدوارم این قیاس با ثمره ی مطلوب توام باشه ...ممنون ازتون
۱۷ مهر
البته که دید متفاوت هست..
بعضا هم خطا دارد..
۱۷ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت درباره تئاتر عمل - به کارگردانی شکوفه طاهری -نویسنده یادداشت : مریم تاواتاو
چاپ شده در روزنامه سازندگی در تاریخ 1398.07.11

و چه کسی است که برای لحظه ای ، دغدغۀ مرگ و چگونه مردن از گوشۀ ذهنش عبور نکرده باشد ... اینکه زندگی تا آن نقطه چگونه گذشته یک طرف و اینکه در آن لحظه چه اتفاق می افتد و اساسا مرگ چگونه به سراغش می آید ، ماجرای معماگونۀ بیگانه ای با انسان نیست . نمایش "عمل" به روایت مرگ چندنفر آن هم با زبانی متفاوت و ساختاری جدیدتر از نمونه های رایج تیاتری می پردازد . مرگ ها با دلایل مختلف از جمله اعتیاد ، اعدام و خودکشی اتفاق افتاده اند که با کنکاش در گذشته شخصیتها سعی در بیان تاثیر هر یک از این موارد در زندگی آنها دارد.
"عمل" داستانی ساده دارد اما با ساختاری پیچیده و از طریق تنیدن صحنه های مختلف و بدون رعایت توالی زمانی ، ماجرای خود ... دیدن ادامه » را تعریف می کند . این به هم ریختگی اتفاقا باعث تحریک عنصر جذابیت در مخاطب برای سردرآوردن از ادامه داستان شده است .
نویسنده و کارگردان با استفاده از نوآوری های موجود در بطن امکانات تیاتر، مخاطب را غرق در روایتی کرده اند که موضوع آن یکی از بزرگ ترین مشغولیت های ذهنی بشر یعنی مرگ است . از طرفی با کنایه به معضلات اجتماعی از جمله نزاع خیابانی و اعتیاد ، مرگ را به شوخی گرفته اند. باوجود اینکه موضوع مورد بحث ، از جمله غمگین ترین اتفاقات انسان است اما به گونه ای با آن برخورد می شود که چندش آوار نیست ، تلخی آن ته نشین شده و در عوض نگاه تازه تری به این موضوع دیده می¬شود؛ تاجایی که حتی مرده ها با نحوۀ مرگ یکدیگر شوخی می کنند . در اینجا نوع روایت خلاقانه و چینش موازی چند داستان در هم است که دیوارهای جداکننده واقعیت و خیال را خراب می کند و از پس این ویرانی ، فرم جدیدتری دیده می شود که با بازی حرفه ای بازیگران به اوج می رسد . این فرم غیرخطی می طلبد که حد اعلایی از شخصیت پردازی صورت گرفته باشد . شش بازیگر در لحظاتی همزمان در صحنه قرار می گیرند و دیالوگ های رگباری شان را می گویند اما به صورت کاملا حرفهای و تمرین شده ،به ذهن مخاطب اجازه می دهند ،سیال وار یک فضای پینگ پنگی را در نظر بگیرد که زمان را به جلو و عقب می کشاند و با تعویض صحنه و دیالوگ های پشت سرهم ، پازل داستان را تکمیل می کند. در چنین صحنه هایی که همزمان تعداد زیادتری از بازیگران حضور دارند، تمرکز از چند نفر به چند نفر دیگر منتقل می شود که این یکی از نکات جدیدتری است که در این اجرا شاهد آن هستیم . هماهنگی بازیگران با ریتم تند کار به صورت مناسب صورت گرفته است .
اگر تئاتر را درآمیختنِ مجموعه ای از هنرهای مختلف بدانیم که هریک در مسیرِ اجرای نمایش ، سعی در انتقالِ معنا به مخاطب دارند ، پس نمی توان به سادگی از اهمیتِ طراحی صحنه ، نور و صدا چشم پوشید ؛ چراکه از طریق همین طراحی و معماری می توان تماشاگر را با زمینه و اتمسفرِ نمایش آشنا کرد و فضای نامرئیِ نمایش نامه را به محیط دیداریِ روی صحنه تبدیل نمود ، حس را به مخاطب منتقل کرد و روایت را برای تمشاگر آشناتر نمود . از همین رو دکور ساده این اجرا در خدمت نمایش قرار گرفته و کم و زیاد شدن نور در نقاط حساس تر به کمک آمده ؛ هرچند که می شد از نورپردازی بیشتری استفاده کرد و با تغییر نور ، فضاسازی بهتری را ساخت. موسیقی در خدمت نمایش بوده و درنقطه خودکشی ، آهنگی به تناسب با این ماجرا به کار گرفته شده است . حتی محل وقوع حوادث داستان ، جغرافیای پهناورتری را در برمی گیرد و نقاط مختلف تهران از سعادت آباد گرفته تا مفت آباد و کمپ زوج درمانی را وصل به روایت عنوان می کند . موفقیت این اجرا علاوه بر کیفیت شناخت نویسنده از مکان موردنظرش در ارتباط با ماجرای مثلا اعتیاد،تا حد زیادی مدیون زبان قصه گویی است که لحظه ای مخاطب را بی قصه تنها نمی گذارد. این زبان داستان گو می طلبد به گوشه های مختلف یک ماجرا دست بیاندازد و سر و شکل واضح تری از ماجرا را توصیف کند تا مخاطب را در تلۀ ابهام بیش از حد نیندازد .
یکی از درخشان ترین صحنه های کار ،حضور جمع بازیگران درسر یک سفره و همچنین صحنه عروسی است که موقعیتی دوگانه بین غم و شادی را ترسیم نموده¬اند و البته این تناقض با موفقیت نتیجه داده است . این نوع روایت، الزام به تسلط بر نویسنده و کارگردان بر بطن ماجرا دارد . او باید اول ساختار را بشناسد تا بعد آن رابشکند و بتواند از پس به هم زدن نرم های موجود روایت بربیاید و مخاطب را جذب کند.
یکی از جذابیتهای این متن انسجام صحنه هاست یعنی در عین حال هم صحنه های مختلف از موقعیت های مختلف را نمایش می دهد و هم نخی نامرئی هوشمندانه آنها را به هم وصل کرده . بازیگر با وجود سادگی در طراحی صحنه توانسته با استفاده از حرکت و بازی ، مکان هایی را که شخصیتهای مختلف در آن حضور دارد به خوبی بازآفرینی کند . در برخی صحنه ها توصیف یک موقعیت واحد را از زبان دو شخصیت متفاوت بیان می کند و چنان ماهرانه و با تنوعِ دید این کار را انجام می دهد که تماشاگر دچار رخوت حاصل از تکرار نمی شود و میزان رضایت اثر را بالا می برد. در مجموع با بازیگرانی مواجه هستیم که در تمام مدت اجرا با اقتدارِ هرچه تمام تر و بدون دستپاچگی یا تپق از پسِ اجرای متن برآمدند و بی دلیل به صحنه نیامدند و نرفتند ، هرچند سالن به مجهزی سایر سالن های در اختیار گروههای تیاتری نیست. به ویژه "نسرین درخشان زاده" در نقش یک دختر معتاد ، مختصات خاص نقش سمانه را اجرا کرده و موفق شده آن را از تیپ به شخصیت تبدیل کند . شخصیت او به ظرافت خلق شده تا توانایی کنکاش لایه های مخفی آن توسط تماشاگر باقی بماند. او مجموعه ای از احساس عشق و نفرت و تحقیر را تجربه می کند و این پریشانی را از طریق گفتار و حرکت خود به وضوح نشان می دهد .برای مثال وقتی از خیانت همسرش حرف می زند یاوقتی می فهمد یک بار همسرش می خواسته او را بکشد ،واکنشی خاص تر از خود نشان می دهد ؛ لرزش دست ها و پریشانی صورتش همگی گواه آن هستند که سمانه ثبات روحی کمتری تجربه می کند . این بی ثباتی با ترکیب اعتیادش ، ویژگی های خاص تری به او بخشیده که شبیه سایر دختر معتادهای بازی شده در تیاتر این روزها نیست .
نه تنها جسارت شکستن ساختار معمول نوع روایت داستان بلکه مهارت بازیگران در القای نقشی که دیالوگ های مسلسل واری دارد ویژگی مهم "عمل" است و آن را تبدیل به نمایشی کرده که همه چیز مورد توجه واقع شده و می توان گفت با اجرایی شلخته روبرو نیستیم ؛حتی انتخاب اسم نمایش به شدت با کل ماجرا هماهنگ است. عمل اجرایی است که در فاصله ای دورتر از کلیشه های روایت در تیاتر ،اجرا را پیش می برد و البته جسارت ورود به چنین فضاهایی قابل ستایش است .چرا که بازگویی ماجرایی به این بزرگی در قالبی متفاوت تر نیازمند تحلیل جامع از کل ماجرا و سپس در هم شکستن ظرف و ساختن نوعی جدیدتر از روایت است .اینکه یک گروه اجرایی از ورود به فرم های دشوارتر اجرای تئاتر، واهمه ای نداشته،تاحد زیادی طنز تلخ به آن اضافه کرده و دریچه ای تازه تر برای نگاه به این مسایل معرفی کرده و تا حد زیادی با موفقیت از پس ِ آن برآمده ،قابل تقدیر است.
دایِه* و میترا این را خواندند
ش.طاهری، رضا تهوری، مه و شید، محمد حسن موسوی کیانی و زینب.ج این را دوست دارند
سلام
ممنون از یادداشتتون
مرسی از توجه و وقتی که گذاشتین
۱۲ مهر
سلام خانم تاواتاو
با اینکه با همه نقدتان موافق نیستم ولی از خواندن نوشته هایتان از جمله متن فوق لذت می برم..
و نگاهتان را با نگاه خودم مقایسه می کنم...
و چیزهای جدید می یابم..
۱۶ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم اجرای خوبی بود
نمایشنامه خوب و با پرداخت درست داشت
در کل از اینکه این اجرا رو دیدم خوشحالم .
اما میتونست تو بازی ها بیشتر به جزییات توجه بشه .
میترا، عرفان ابراهیمی و مه و شید این را خواندند
ش.طاهری و نوید آغاز این را دوست دارند
ممنون از نظرتون
خیلی خوش اومدین
۱۴ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر من واقعا کار فوق العاده ای بود
اینکه ذهنت رو درگیر میکرد و حتی یه لحظه از بازی و داستان غافل نمیشدی
خودم اون قسمتی از اجرا رو که همه دور سفره نشسته بودن و در مورد مردن خودشون صحبت میکردن و بهش میخندیدن خیلی دوست داشتم
ولی در کل تمام قسمتاش رو و تمام دیالوگا و بازیا جذاب بودن
کارگردانی و نور پردازی و طراحی صحنه هم واقعا بی نقص بودن
به شدت پیشنهادش میکنم
ممنون فرناز جان
خوشحالم که دوست داشتین
خیلی خوش اومدین
۱۰ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی مردگان بر روی صحنه و روایت کردن لحظه و علت مرگهای دردناکشون گاهی با غم و سرکوفت و گاه با خنده و مزاح! گویی لحظات سخت و طاقت فرسای زندگی و مرگ (مثل اعدام شدن)، بعد از مرگ تبدیل به خاطره میشه برای تعریف کردن و خندیدن بین مردگان!
بازیها خوب بود و همه ی بازیگرها تلاش داشتند با تمام توانشون بازی کنند
طراحی صحنه و‌ نور هم در خدمت نمایش بود.
صحنه ی سر سفره نشستن مرده ها و دست انداختن زندگی گذشته و مرگشون برای من جالب بود.
عرض تشکر و خسته نباشید به کلیه ی عوامل اجرا.
ممنون از نظر لطفتون
خوش اومدین
۰۸ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب برای دومین بار این اجرا رو دیدم. انقدر جزئیات توی کارگردانی داشت که ترجیح دادم دوباره با دقت بیشتر ببینم. اکثر لحظات اجرا، بازیگرها روی صحنه هستند که باعث میشه مجبور نباشی فقط یک نفر رو نگاه کنی. بازی ها خیلی خوب بود. بازیگرها واقعن حسی و دراماتیک بازی میکردن و ذهن آدم هم درگیر میشد. متن کار خیلی اوج و فرود نداره ولی اینکه از آخر به اول شروع میشه منو یاد فیلم ممنتو انداخت. خیلی این سبک رو دوست دارم.
نمایش خوبی بود در کل روایتش خیلی روان بود و گذشت زمان رو اصلا بیننده متوجه نمیشه
بازی ها خیلی خوبه و بنظرم خوب ترین قسمت نمایش بازی هاشونه و بعد اون کارگردانی
ارزش دیدن داره از دست ندین
نقطه قوت این تئاتر، نمایشنامه ش بود ، و بازی های روانِ حامد، سمانه، حمید و پدر...
ای کاش در مبحث کارگردانی قوی تر عمل شده بود، فضای رفت و برگشتی، و حضور مرده ها و زنده ها در کنار هم به نمایشنامه فضایی سورئال میداد که در کارگردانی دیده نمی شد...
روی هم رفته کشش داشت و بیننده رو با خودش همراه میکرد...
دیدنش رو به علاقمندان به تئاتر توصیه می کنم
سلام خدمت شما
برخلاف نظرتان به نظر من نمایشنامه اش پر از ایراد است.
کارگردانی قوی دارد.
۱۶ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

قاب‌هایی که ماند و تن هایی که کبود شد
و اجرایی که هرگز تمام نمیشود
خاطره ای شیرین از تلخ ترین حکایت موجود
درخششی از بازی و رنگ و نور و صحنه و میزانسن
اجرایی خلاقانه از دردی ماندگار

⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐
ده ستاره در یک اجرا
شش بازیگر
نویسنده: مهدی اسدزاده
کارگردان: شکوفه طاهری
روابط عمومی : نوید آغاز
و تماشاگری که نه موبایلش زنگ خورد نه حرف زد و نه .....
ممنون از لطفتون
مرسی از حضورتون و تشکر بابت ثبت نظر
۰۲ مهر
سپاس بی کران از مهر و ذوقتون جناب لهاک نازنین❤️
۰۲ مهر
برقرار باشید آقا ⭐⁦❤️⁩
۰۲ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درونمایه این نمایش در بردارنده اون دسته از مشکلات اجتماعی و فرهنگی هست که وقت گذاشتن براشون و صحبت ازشون بسیار با ارزشه. از نگاه من پرداختن به موضوعاتی که زیاد بهشون پرداخته شده شهامت می خواد و گروه اجرایی به خوبی از پس این کار براومده بودند. باید بگم نمایشنامه در فاصله گرفتن از کلیشه بسیار موفق بود. از طرف دیگه رویدادهای موازی خلاقانه در بستر داستان به تصویر کشیده شده بودند و زمان آمیزی ها خیلی شیرین و پذیرفتنی انجام شده بود. طنز سیاه کار هم از نظر من کاملاً موفق در اومده بود.
بازی ها در حد قابل قبولی روان و باور پذیر بودند.
نورپردازی، دکور و موسیقی هم کاملاً در خدمت صحنه بودند و ساده و دلنشین!
من از دیدن اجرا لذت بردم و تحت تاثیر قرار گرفتم و دیدن این نمایش رو به نزدیکانم توصیه خواهم کرد.
خسته نباشید می گم به همه دوستان خوب این گروه نمایشی!
ممنون از حضورتون
خیلی خوشحالم که اجرا رو دوست داشتید
متشکرم بابت اینکه نظرتون رو برامون نوشتین
۰۲ مهر
ممنون از احترامی که به تماشاگر می گذارین و نقطه نظرها رو می خونین و بازخورد می دین!
خسته نباشید
با آرزوی موفقیت روزافزون! :)
۰۴ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیوه ی اجرا جذاب بود.
کارگردانی کاملا سوار بر متنِ
بسیار لذت بردم.
خیلی خیلی ممنون
۰۲ مهر
⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۰۲ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید