آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نمایش کالیگولا
S3 : 07:10:18 | com/org
امکان خرید پایان یافته
۲۰ مرداد تا ۲۶ مهر ۱۳۹۴
۱۷:۰۰
۲ ساعت و ۲۵ دقیقه
بها: ۴۵,۰۰۰، ۳۵,۰۰۰ و ۲۵,۰۰۰ تومان  |  جزییات
همکف: ۴۵.۰۰۰ تومان
بالکن یک و دو: ۳۵.۰۰۰ تومان
بالکن سه: ۲۵.۰۰۰ تومان
داستان زندگی کالیگولا از نگاهی دیگر

کارهای گذشته گروه مونگو:
در انتظار گـودو (کارگردان: همایون غنی زاده) ۱۳۹۲‍-۱۳۸۳
ملکه زیبایی لنیـن (کارگردان: همایون غنی زاده) ۱۳۹۲
ددالوس و ایکاروس (نویسنده و کارگردان: همایون غنی زاده) ۱۳۸۵
آگا ممنون (نویسنده و کارگردان: همایون غنی زاده) ۱۳۸۸
آنتیگونه (نویسنده و کارگردان: همایون غنی زاده) - تولید استونی ۲۰۱۰
پادشاه می میرد یا سیزده سیزده تبصره ۸ (نویسنده و کارگردان: همایون غنی زاده) - تولید استونی ۲۰۱۲
کالیگولا (کارگردان: همایون غنی زاده) ۱۳۹۴- ۱۳۸۹

 
با تشکر از:  
حسین مسافرآستانه، حسن آقاخانی، حسین پاکدل، ناصر مناف زاده ترکمانی، نسیم فلاحتی، مهندس غلام رضا زاهدیان فر، رضا سلیمانی، فرشید نوروزی، منصور امیری، علی فتاحی ، شقایق شوریان، اشکان چگینی، پوریا فرهادی، الهام معین و سپاس از هما روستا

نکته مهم: تماشاگران محترم دقت نمایند به دلیل تعمیرات در خیابان شهریار، امکان استفاده از پارکینگ مجموعه بنیاد رودکی و محدوده خیابان شهریار به عنوان پارکینگ فعلا وجود ندارد.

گزارش تصویری تیوال از نمایش کالیگولا (سری دوم) / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری تیوال از نمایش کالیگولا (سری نخست) / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش کالیگولا (سری دوم) / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش کالیگولا (سری نخست) / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس‌ها ››

آواها

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، تالار وحدت
تلفن:  ۶۶۷۳۱۴۱۹، ۶۶۷۰۵۱۰۱

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
‌زهره
درباره نمایش کالیگولا i
ای کاش یه بار دیگه این کار اجرا بشه
یاسمن پورمهران این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خیلی وقتی بود که ننوشته بودم اینجا. اما جای خالی اش نبود. کلمات نبود. تیوال نبود. من نبودم. هیچ بود. دود بود. پوش. سیاهی. خیال. پوچ. خلا. فکر نکن می خواهم کلمات را در کنار هم بگذارم و بگویم هایکو. بیا و غره غره اش کن. تا چند صباحی به عمرت مانده. تا چند اسفند دیگر در راه است. تا چند "ملکه زیبای لی نین". تا چند سطل خونین. توهم. تا چند "در انتظار گودو"؟ اصلا نه در انتظار باش و نه ویرایشی. نه هیچ. بگذار همین جور بی مایه، دکمه نگارش را فشار دهم. بگذار بی پیرایه حرف بزنم. بدون بزک و دوزک ها و کلک های ویراستاران چاق. همچون کالیگولا لاغر باشم. همچون کامو در یادداشت هایش. خانم بازی هایش. همچون کالیگولا و زن بارگی اش. بگذار با کلمات آن گونه برخورد کنم که کالیگولا با سزونیا. بگذار در چرخه پوچی افتم و سنگم از کوهی به پایین بلغزد و دوباره از نو بالا آورمش. این "دوباره" این دوباره های لعنتی که بر سرت هوار می شوند به ناگهان و تنها مرگ است که به آن ها پایان می دهد و بس. همان گونه که برای کالیگولا مرگ دروسیلا مرگ دوباره ها بود. او دیگر دوباره ای نداشت. او به زور باره ای بود. همان گونه که دیگر این کالیگولا دوباره ای ندارد. چند روزی است که دلم هوای کالیگولا را کرده. ابر نه. خود کالیگولا. دلم لک زده برای آن تخم مرغ هایی که بر سر سزونیا ریخت و نابود شد. دلم لک زده برای تئاتر دیدن. آرکایو. من. تو. سطحی سفید. ماه. آتش و شراب.
جای نوشته هایت در تیوال که همیشه خالی بوده...
چه خوب که تئاتر بی قرارت می کند و کلماتت را ماه زده ..واقعا خوب است چون می نویسی ... و دوباره هستی در تیوال... و این بودن دوستان سودا زده ی تئاتر غنیمت است

۱۹ اسفند ۱۳۹۴
ابرشیر .... فدایت....

وحید .... دلمان تنگ شد

ذوق زده.... بنده نوازی می کنید...

م م ر ..... جانم.....
۰۶ تیر ۱۳۹۵
مشتاق دیدار
۰۷ تیر ۱۳۹۵
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
morteza
درباره نمایش کالیگولا i
خیلی طولانی و خسته کننده بود.
صحنه شلوغ بود و دیالوگ ها در زمانی که دستگاه هم زن کار میکرد نامفهوم بود.
برای یک مخاطب غیر حرفه ای تئاتر دیالوگ ها سنگین بود.
با نمایش سقراط آقای نعیمی که ایام عید در همین تالار دیدم اصلا قابل مقایسه نبود.
نمایش عامه پسند مثل سقراط خیلی کمه اگر میشناسید معرفی کنید...

لیلى شجاعى این را خواند
Narges.Nr این را دوست دارد
شبی که من دیدم آقای ابر داشت دیالوگ می گفت که آهنگ شروع شد به پخششدن و کلا صدای آقای ابر محو شد!
۲۷ مهر ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اجرا خوبی بود.فقط بیش از حد طولانی بود. صحنه هم خیلی شلوغ بود.ذهن درگیر فرم میشد و معنا از دست میرفت. موسیقی آرون هیچ تناسبی با تاتر نداشت بلحاظ معنا. من خسته شدم و بارها ساعتمو نگاه کردم. بیشتر تماشاچیها هم همین طور. فقط از صحنه بارش تخم مرغ همه بهت زده شدند و با یه حال خوب سالن را ترک کردند وگرنه که کلیت کار خیلی متوسط بود. بانوی زیبای لی نین و ایکاروس ددالوس کجا....این کجا
بالاخره خوب بود کسل کننده بود یا متوسط بود؟!!!
۲۴ مهر ۱۳۹۴
اجرای متوسط نزدیک به خوبی بود که می بایست بعضی جاهای کسل کنندش حذف میشد. اطناب داشت خلاصه
۲۴ مهر ۱۳۹۴
دقیقا ذهن درگیر فرم می شد فقط.
البته من قبل صحنه ی بارش تخم مرغ ، جایی که کالیگولا و کائسونیا باهم صحبت می کردن رو هم دوست داشتم
۲۷ مهر ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
الهه جعفری
درباره نمایش کالیگولا i
من نتونستم برای دیدن این کار برم.ولی عکسها رو که دیدم؛ گریم و بعضی صحنه ها من رو بیاد فیلم Sweeney Todd تیم برتون انداخت
مجتبی مهدی زاده و نقره این را خواندند
Marillion و رعنا جمالی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
عالی بود
لذت بردم و لذت بردیم

برخی از دیالوگ ها تو ذهن تکرار میشد
"حتی خدا هم قبل از تبرئه مجازات میکنه "

خستگی خوبی از روحم در رفت
منظورتون این دیالوگ که نبود؟!
"قدرت منو تحسین کن کرائا حتی خدایان هم نمیتونن قبل از مجازاتِ کسی، اونا رو تبرئه کنن."
همچین دیالوگی رو که نوشتید رو یادم نمیاد آخه! مفهومش اینی هم که نوشتید خیلی متفاوته با چیزی که بنده گفتم.
۲۰ مهر ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
علی انوشه
درباره نمایش کالیگولا i
به عنوان یک تماشاگر غیر حرفه ای و عام تیاتر در ابتدا که نمایش شروع شد، به یک فضای فانتزی ناب بسیار امیدوار شدم. حرکات بازیگران مثل اسباب بازی کوکی بود، دیالوگ ها منقطع ادا می شدند و طراحی صحنه و لباس تک رنگ هم به این فضای فانتزی کمک می کرد.
اما متاسفانه هر چی نمایشنامه جلو تر رفت امید من کمرنگ تر شد. این فانتزی صرفن در حد فرم و بازی ها باقی موند. به شخصه که نتونستم با اکثر شخصیت ها ارتباط برقرار کنم. کاراکتر ها اکثرن در حد یک رادیو که صرفن دیالوگ ها رو بیان می کردن باقی موندند (البته شخصیت کالیگولا و بازی عالی ابر استثنا بود) و مخاطب نمی تونست با جهان بینی هر کدام از کاراکتر ها آشنا بشه. شاید یک علت آن ریتم کند نمایش بود. دیالوگ ها در اکثر موارد بسیار طولانی و موتون بود و دنبال کردن آن ها کار بسیار مشکلی بود.
به جز مرگ کائسونیا که به نظرم واقعن بی نظیر بود و من رو در جای خودم میخکوب کرد، مرگ سایر شخصیت ها از خشونت لازم بر خوردار نبود. و بیشتر سعی شده بود با استفاده از یک آهنگ راک از گروه آرون واقعه دراماتایز بشه.
به طور خلاصه می تونم بگم این نمایش از صحنه های بدیع بصری و دیالوگ هایی که در ذهن بمونه خالی نبود، اما دنبال کردن (و گاهی تحمل) سه ساعته ی اون برای من کار آسونی نبود.
سپهر امیدوار و نیلی این را خواندند
فهیمه تردست، farnaz zarrinfekr و Narges.Nr این را دوست دارند
چه قدر جالب
چون صحنه هایى مثل وقتى که جوجو صندلى هارو مى انداخت و غلام هى جمعشون مى کرد. اما منظورتون رو مى شه از "دیالوگ ها در حد دیالوگ مى موندن" بگید، یعنى بازى ها خوب نبودن ؟
درباره ى خشونت صحنه ى مرگ هم باید بگم وقتى که غلام جسد هرکدوم رو مومیایى مى کرد من مورمورم مى شد و احساس مى کردم جو خیلى سنگینى توى سالن برقرار شده، در هنگام مرگ کاسونیا هم که دیگه جوش خیلى خیلى سنگین بود و میخکوب بودم.
۱۸ مهر ۱۳۹۴
من هم گفتم این نمایش از صحنه های بدیع خالی نبود. به نظر شما صحنه های شلوغ به این کمک کرده بود که هر لحظه سرک بکشید یک گوشه صحنه رو ببینید و از جزییات لذت ببرین یا بیشتر باعث سر در گمی می شد؟ آیا تیپ های فانتزی به جز در شخصیت صابر ابر کمکی به شخصیت پردازی کرده بود؟
بعد از دیدن این نمایش من نمی دونستم یک کاریکاتور رو تماشا کردم که از چاشنی اغراق و طنز خالی بود یا این که یک نقاشی رئال رو دیده بودم که نقاش بعضی جا ها از دستش در رفته بود و پرتره کج و کوله شده بود.
۲۶ مهر ۱۳۹۴
بله بله
هر کس سلیقش فرق مى کنه ، بعضیا واقعن گریم رو نمى پسندن ، و حالا چیزاىِ دیگه رو هم....
۲۶ مهر ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ژینا بابان
درباره نمایش کالیگولا i
" مى دونى من یه بار ماه رو داشتم. یه شب از پنجره ى اتاقم وارد شد و اومد توى رخت خوابم و منو غرق در لبخند کرد"



من توقع دیدن یک نمایش خوب رو داشتم، اما چیزى که باهاش مواجه شدم فراى انتظارم بود، غیر قابل باور. اصلن انگار تو این دنیا نبودم. نمایشنامه بى نظیر بود. صحنه پردازى عالى. موزیک بى نظیر. شخصیت ها و گریم عالى. و بازى ها... واى بازى ها.... آنقدر خوب بودن که به نظرم غیر قابل باور میومدن. شخصیت کالیگولا رو مى پرستیدم. چرا انقدر بازى صابر ابر با شکوهه .... اون صحنه که روى سر پانته آ پناهى ها تخم مرغ مى ریختند دیوانه کننده بود!
بعد از تموم شدن تئاتر دستام مى لرزیدن، خیلى خیلى خوشحالم از اینکه تونستم این اجراى بى نظیر رو ببینم و اگر بتونم ٥ شنبه هم باز مى رم. برعکس خیلى ها این اجرا اصلن براى من طولانى نبود و از تک تک لحظه هاش نهایت لذت رو بردم و خداخدا مى کردم تموم نشه. اى کاش مى شد روزى یه بار اون اجراى محشر صابر ابر رو ببینم، حداقل امیدوارم سى دیش بیرون بیاد.
چقدر با احساس نوشتین .خوشبحالتون عجب تجربه و لذت بی نظیری ازاین تاتر داشتین
۱۶ مهر ۱۳۹۴
بعضی مواقع آدم لذت میبره از اینکه تعدادی از تماشاگران یه جور دیگه به نمایش نگاه میکنند
خیلی خوبه که تموم روحتون زنده است خانم بابان و آقای آرمون...
من الان دارم میرم اجرای پایانی کالیگولا و نقد شما عزیزان باعث شد تا بخوام یه نگاه متفاوت داشته باشم
سبز باشید
۲۵ مهر ۱۳۹۴
خیلى ممنونم و امیدوارم لذت ببرید
البته هرکس شادى و لذت رو توى یک یا چند چیزِ خاص پیدا مى کنه اما اگه بتونیم زیبایى هارو در همه چیز ببینیم اون وقت قطعن خوشبخت خواهیم شد
۲۵ مهر ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
پس از تماشای نمایش کالیگولا حس کردم شاید این نمایش جزو بهترین تیارهایی بوده که تا حالا دیدم. چرا که خلاقیت در قالب فرم و خلق میزان سن های ساده و در عین حال بدیع در این نمایش موج می زنه. تماشای این نمایش من رو ترغیب کرد که راجع به امپراتوری این جانور! بیش تر بخونم. چرا که پیش از این فقط یک بار نمایش نامه رو خونده بودم. کافی یه یه جست و جوی ساده ی اینترنتی بکنید و هزاران مطلب رو در وصف حال این امپراتور بخونید. خلاصه بگم با خوندن این مطالب صد و هشتاد درجه نظرم نسبت به این نمایش برگشت! می توانم بگم کار خوبی نبود. دلیل ش هم خیلی ساده ست. در این نمایش سعی شده تا روایت داستان در قالب یک فرم تازه بیان بشه. باید گفت این اتفاق به خوبی افتاده چرا که همایون غنی زاده استاد این کاره. اما از این غافل نشیم که کار در قالب همین فرم و در همین سطح ظاهری از ابتدا تا انتهای نمایش باقی می مونه. این موضوع صدمه ی وحشت ناکی به محتوا می زنه. فقط به یه مورد از چند ده مورد موجود اشاره کنم. یک چرخی در اینترنت بزنید و ببینید چه حرف ها و تفسیرهای نابی در خصوص علاقه ی کالیگولا به تسخیر ماه و جهان بینی این امپراتور وجود داره... فوق العاده ست. اپسیلونی از این جهان بینی ناب و پر لایه در نمایش کالیگولا قابل لمس نیست. با پخش یک موسیقی وسوسه انگیز آن هم نه بی کلام! (موسیقی یک گروه درجه یک به نام Archive) و تصویر ساده ایی از چرخش ماه با استفاده از ویدیو پراجکتور چه لایه های درونی از این شخصیت برای مخاطب شکافته می شه؟ استفاده از فرم تازه و بی بدیل در تخصص همایون غنی زاده ست اما این فرم در همون حد رنگ و لعاب بیرونی و سطحی اثر تا پایان نمایش باقی می مونه. چنان چه این طرز تفکر اجرایی برای هر نمایش دیگری به کار گرفته می شد، من امکان نداشت بتونم ایرادی به اون بگیرم چرا که یکه تاز این سبک از نمایش در ایران همایون غنی زاده ست. اما غافل نشیم که کالیگولا یکی از متفکرانه ترین نمایش نامه های قرن بیست مه که مدام در لایه های آشکار و پنهان خودش سوال های اگزیستانسیالیستی مطرح می کنه. پس چه اصرای به سبقت گرفتن این چنینی فرم از محتوا وجود داره؟! کمی راجع به جهان بینی و پرسش های در ذهن کالیگولا و کرآ بخونید و ببینید که چه شخصیت هایی هستند و چه گونه نمایش داده شدند. تیپ هایی با طراحی لباس و گریم فکر شده که فقط گه گاهی سوال های درون متن نمایش نامه را مطرح می کنند و باز دوباره به ادامه ی تلاش خود صرفن برای به تصویر کشیدن جذابیت های بصری از پیش طراحی شده ی نمایش می پردازند.
جوجو جوجو جوجو عالی بودی
۱۵ مهر ۱۳۹۴
واقعن میلیاردى فروش داشته؟ چه فوق العاده.
من واقعن سخت نمى گیرم فقط دوست دارم با نظرهاى مختلف آشنا شم ، البته اول باید قانع بشم
درباره ى موسیقى هم باید بگم براى خودم خیلى جال بود. اگه یادتون باشه یه جا کالیگولا یه چیزى مى گفت مثل "یه طعمى تو دهنمه نمى دونم خونه تبه چیه" (یه چیزى تو این مایه ها) بعد تو آهنگه هم مى گفت I got a taste of blood in my mouth when ur near, A feeling thats too painful to bare ( یا یه چیزى شبیه این) که به نظرم قشنگ احساسِ کایوس رو منتقل مى کرد.



شاید هم واقعن نظرِ ما مهم نیست
۱۹ مهر ۱۳۹۴
سلام خدمت آقای محمد صادق احمدی من نقدتونو خوندم و در سایت گشتم مطالب زیادی نتونستم پیدا کنم در مورد جهانبینی کالیگولا و بسیار کنجکاو شدم بدونم میشه سایتی که شما تونستین اطلاعات بگیرین رو بگید ممنون میشم
۰۲ آبان ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
صبا
درباره نمایش کالیگولا i
واقعا نمایش عالی بود، دوشنبه دیدمش ولی از ذهنم نمیره، نمایش با این زمان طولانی بهتر از این نمیتونه سه ساعت آدمو رو صندلیش میخکوب کنه. دیالوگهای بی نظیر در کنار بازیهای بی نظیر.
ولی حیف که این نمایش تو تالار وحدت برگزار شد، من همکف نشسته بودم. کل نمایش داشتم سرمو تکون میدادم تا از یه گوشه ای بتونم صحنه رو ببینم و صندلی ها واسه 3 ساعت نشستن اصلا راحت نبودند.
به نظر من تو یک سالن گوچکتر اجرا می شد بهتر بود.
برخی از جزییات بود که اگر ردیف های 6 به بعد بشینی فکر نکنم بهش پی ببری.
۱۸ مهر ۱۳۹۴
صندلی ها واسه 3 ساعت نشستن اصلا راحت نبودند.


واقعا؟؟؟

یکی از کابوسهای من رفتن اجراهای طولانی مدت تو تالار حافظ اونم با نیمکتهای فلزیش!!

یا ارتفاع بالاتر سن تئاتر شهر از جایگاه تماشاگران ردیفهای یک تا پنج

من واقعا فکر میکردم

استانداردترین سالن نمایش مملکت وحدته


خداییش اغراق نمیکنین؟؟!!
۲۱ مهر ۱۳۹۴
نه بابا، می تونید امتحان کنید. من نمایش دریا زدگی رو تو تالار حافظ دیدم، اذیت نشدم، البته اون نمایش سه ساعت نبود. تالار وحدت جدا از صندلی هاش مشکلش شیبدار نبودن سالنه.
۲۲ مهر ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من سال 89 بازی رامبد جوان در نقش کرئا رو دیده بودم. قابل مقایسه با اجرا و بیان خشک آقای غنی زاده نبود. یادمه لحظه ای که کالیگولا کرئا رو اصلاح میکرد، از ترس نفسم بند آمده بود و دستم یخ زده بود ولی دیشب به هیچ عنوان اون عظمت و نداشت...
محمد شجاعی
درباره نمایش کالیگولا i
اشاره به 3 مورد حاشیه ای اما مهم!

دیشب برای بار دوم به دعوت یکی از دوستان کار رو تماشا کردم
متاسفانه انرژی روز های اول دیگه در بازی ها دیده نمیشد
مثل موسیقی که از ریتم افتاده باشه شده بود
البته با گذشت زمان ریتم نمایش بهتر و بهتر شد

مورد دوم اینکه آقای غنی زاده اصلا بازیگر نیستند
اتفاق جایگزینی خود اقای غنی زاده با آقای پسیانی شبیه این میمونه که مربی بارسا مسی رو بکشه بیرون خودش ... دیدن ادامه ›› بره جاش بازی کنه
ی وضع عجیبی بازی ایشون بی ربط بود با کلاس نمایش و بازی های دیگه

سوم اینکه نمایش 3 ساعته این کولر ها هم تا ته زیاد مسیر دستشوی وسط اجرا مردم در رفت و آمد بودند
دم دستشویی صف بوده اصن :))
بابا من جفت کلیه هام سرما خورده همه دور و بری ها هم تو خودشون میپیچیدن
خوب نسازید نمایش 3 ساعته :|

این 3 مورد خیلی تاثیر داشت رو کیقیت نمایش به نسبت اجرای قبلی که یک ماه و نیم پیش دیده بودم
همه مایه دار ها
۱۴ مهر ۱۳۹۴
ببین این آقاهه چقدر عصبانی شده :O
گارد گرفتن نداره که
وقتی میگم از ریتم افتاده تشریف ببرید برای بار دوم نگاه کنید به حرف من میرسید

بیشترین لذتی که از دیدن ی تئاتر بردم همین ملکه زیبایی لینین آقای غنی زاده بوده و بار ها و بار ها ازش تعریف کردم
ایشون نقش ی پیرزنی ... دیدن ادامه ›› رو در اون نمایش داشتن و در حد قابل قبول بازی کردند
حالا تو این نمایش به هر دلیلی افتضاح بودند
وقتی هم افتضاح بودند و به جای آقای پسیانی اومدند که وزنه ای برای نمایش بودند من مطلب نوشتم شما اومدی پایینش منو تخریب میکنی؟
برو از خدا بترس :))

در مورد سوم و این که من سرما خوردم و خیلی ها اذیت شدند و اینکه شما جوونی...سن بالاتر ها و خانم ها تعداد زیادی در روز دششویی!! میرن..نمیتونن تحمل کنن
اصن 3 ساعت ی جا نشستن زجر آور و حوصله سر بره چرا باید همچین کنن کارگردانا؟ این ی خودخواهی از سمت اوناست...

به نظر بنده شما انتظارت از صفحه مجازی تیوال بیان متن های سنگین و عجیب غریبه
ولی وقتی مسائل به نظر چنین ساده مثل (هزینه بلیط..دور و نزدیکی مسیر..تهویه و سرمایش گرمایش سالن وضعیت استانداردی سالن ها تمیز بودن و امنیت مسیر نمایش و ساعت شروع نمایش و ووو و) بلنگه دیگه کار به مسائل فنی لازم نیست کشیده بشه
اول از همه مسائل بنیادی مطرحه

در آخر شما رو دعوت میکنم به آرامش و صحبت کردن بدون نیش و کنایه
واقعا چرا باید ما با هم اینطور صحبت کنیم که شما تو ی جمله انقدر با بی مهری صحبت کردین؟
امیدوارم شما هم در هر مساله تخصصی ای دغدغه ای دارین با آرامش و فعالیت مستمر تو همین فضای مجازی همه دوستان رو یک قدم به جلو ببرین
با تشکر
۱۴ مهر ۱۳۹۴
این 45 خط با من بودید؟
۱۵ مهر ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بازی صابر ابر عالی... شخصیت اسکیپیون رو خیلی دوست داشتم. بازی آقای غنی زاده افتضاح بود. انگار اصلاً حال نداشت و نقش رو نخورده بود. جوجو خیلی خوب بود و دوست داشتنی..
بازی اقای غنی زاده رو ندیدم ولی خوشحالم ک کار رو دوست داشتی دوستم
۱۴ مهر ۱۳۹۴
تو اجرایی که من دیدم بازی آقای قنی زاده تو ذوقم نزد
ولی آقای ابر و خانوم پناهی و جوجو عالی بودن.
۱۴ مهر ۱۳۹۴
جوجو خیلی دوست داشتنی بود.
۱۵ مهر ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
Sahar Mozaffarian
درباره نمایش کالیگولا i
واقعاً نمیفهمم چرا این نمایش را انقدر بزرگ کردن. خیلی طولانی... ٣ ساعت. بدون معنا. حوصله سر بر (از گروه ٦ نفره ٢ تا چرت زدن یکی موبایل بازی و ٢ تای دیگر فقط در صندلی وول میزدن). بازیها خوب بود. دکور لوس... و تغییر نکرد. این سالن خیلی جای بازی با صحنه داره که حیف استفاده نکردن. صدا اصلاً رسا نبود. صحنه تکراری زیاد و بی نیاز. خیلی خیلی تو ذوق من و بقیه خورد. چندین نفر وسط کار رفتن.. کاش ما هم میرفتیم.
میلاد عزیزی
درباره نمایش کالیگولا i
عموما تئاترهایی که به امپراطورهای بزرگ تاریخ میپردازن فضای خاص کلاسیکی با تاج و تخت دارند اما نکته ی جالب این کالیگولا این بود که جنون امپراطور رو با عناصر آشپزی در هم آمیخته بود و صحنه ی کل تئاتر آشپزخانه بود و نهایتا ایده های مربوط به آشپزی که از ابتدا مطرح شد با اون پایان فوق العاده و سرخ کردن امپراطور در فر به تکامل رسید.
مجتبی مهدی زاده و panid این را خواندند
raha saberi، مارینا و ژینا بابان این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
شخصیت کالیگولا من رو به یاد "بعل " برتولت برشت انداخت. هر دو نفرت و عشق رو همزمان در تو بوجود میارن ...
sara saghafi، سپهر امیدوار و نقره این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
behrad rad
درباره نمایش کالیگولا i
جمعه به تماشای کالیگولا نشستیم. دیالوگها بسیار پر معنی و عمیق بود.تلاش حاکمان جوامع برای حکومت به هر شکلی، سکوت و تسلیم مردم در برابر ظلم و ستم بخاطر ترس از جان و نان، فروپاشی انسانیت از طبقات حاکم و ساری شدن آن در سایر مردم، رسیدن به اهداف با هر وسیله ممکن، اداره یک جامعه با سلایق شخصی و بدون در نظر گرفتن حقوق مردم و در نهایت رسیدن به فرسودگی و تسلیم در برابر مرگ با زوایای گسترده ای در نمایش به معرض دید در آمده بود. موسیقی با حرکات بسیار هماهنگ بود و انرژی فوق العاده ای در بازیگران نمایش دیده می شد.
متاسفانه در طول نمایش برخی از تماشاگران صحنه تاتر را با سینما اشتباه گرفته اند بگونه ای که شروع به خوردن تنقلات و استفاده از تلفن همراه مینمودند و یا در طول نمایش تردد می کردند که این امر موجب از بین رفتن تمرکز ما در دیدن نمایش می شد.
ضمن تشکر و قدردانی، آرزوی موفقیت برای بازیگران و سایر دست اندرکاران این نمایش را دارم.
پرند محمدی این را خواند
Marillion، مارینا، Atosa Maleki و ژینا بابان این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
هومن
درباره نمایش کالیگولا i
من سه بار این نمایش زیبا را دیدم
هر سه بار لذت بردم و اصلا متوجه نشدم چگونه 180 دقیقه سپری شد.
فوق العاده بود.
فقط یک سوال
چرا عکس ماه زمانی که ثابت است، برعکس نمایش داده میشود؟
سپهر امیدوار این را خواند
مارینا و ژینا بابان این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دیروز نمایش رو دیدم. متاسفانه طولانی ترین و کسل کننده ترین تاتری بود که تو عمرم دیدم. با سپاس از هنرمندان عریز. ولی من بیشتر از 1:20 دقیقه نتونستم رو صندلیم دوام بیارم.

بسیاری از تماشاگران چرت میزدند و به ساعت های خود نگاه میکردند تا شاید زودتر نمایش تمام شود.

بسیاری هم با موبایلهاشون بازی میکردن. یکی از چیزهایی که در این تاتر از دست دادم، زمان بود. محل قرار گیری صندلی ها بسیار آزاردهنده بود. نمایشی بسیار پرسروصدا و عذاب آور.
سلام
میشه در مورد عبارت "محل قرار گیری صندلی ها بسیار آزاردهنده بود" بیشتر توضیح بدید؟
۰۷ مهر ۱۳۹۴
در باب شرایط مناسب برای تماشای نمایش با شما هم سو می باشم. همینطور در مورد دیدگاه آدم ها به موضوعات گوناگون، از هر منظری.
نمی دانم منظور شما از "سالن های پیشرفته" چیست! اما کار خوب هر جا که باشد، کاری است خوب...
البته از منظر بنده و مشخص است که همه دیدگاه یکسانی ندارند.
۰۷ مهر ۱۳۹۴
در مورد طولانی بودن بودن نمایش با شما موافقم. شاید می شد حدود نیم ساعت آن را کم کرد. معمولاً از تماشای نمایشهای طولانی مدت پرهیز می کنم اما این نمایش در مجموع برایم آنچنان خسته کننده نبود.
و اما دربارۀ صندلیها، با شما کاملا موافقم. این مشکل همیشه در تالار وحدت برای من وجود داشته است و به دلیل شیب کم صندلیهاست. امان از وقتی که فردی درشت اندام جلومان نشسته باشد!
۰۷ مهر ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایش خیلی خوبی بود اما متاسفانه سه ساعت نمایش نیاز به زمان استراحت داشت و قسمت بالکن اصلا دید مناسبی به صحنه نداشت
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید