تیوال نمایش لانچر ۵
S2 : 16:33:27
امکان خرید پایان یافته
  یکشنبه ۱۰ تا ۱۶ شهریور
  ۱۸:۰۰ و ۲۰:۴۵
  ۲ ساعت و ۱۵ دقیقه
 بها: ۳۵,۰۰۰ تومان

: پویا سعیدی، مسعود صرامی
: امیر نوروزی، میلاد چنگی، مجید یوسفی، محمد حق‌شناس، صادق برقعی، مرتضی سلطان محمدی، فرشید روشنی، عماد درویشی، مجتبی یوسفی، باسط رضایی، عرفان امین، هادی شیخ‌الاسلامی، امیرحسین احمدی

: عباس اکبری، معصومه مسعودی، مهدیه صمدی
: میلاد ابراهیمی
: علیرضا میرانجم
: آیدا میرزاخوانی
: میلاد حسینی
: عسل تهمتن، علی چایچی، آرمان رضایی، امیر بنی شریف، آرمان عالی پور
: پویا نوروزی
: امیرعلی عزیزی
: مهسا همتی
: امیر صداقتی
: معصومه مسعودی
: پوریا عربگری، حامد محمودی

- تندیس بهترین نمایشنامه از نوزدهمین جشنواره دانشگاهی (جایزه اکبر رادی) در سال ۹۵
- تقدیر بهترین نمایشنامه از جشنواره تئاتر شهر در سال ۹۶
- تندیس بهترین نمایشنامه در بخش صحنه در بیست و یکمین جشنواره دانشگاهی در سال ۹۷
- نامزد نمایشنامه در جشنواره تاتر فجر در سال ۹۷
- تقدیر بهترین بازیگر مرد در ۲۱مین جشنواره دانشگاهی در سال ۹۷ (امیر نوروزی)
- تقدیر بهترین بازیگر مرد در جشنواره تاتر فجر در سال  ۹۷ (امیر نوروزی)
- تقدیر بهترین طراحی نور در جشنواره تاتر فجر در سال ۹۷ (علیرضا میرانجم)
- ‏‪نامزد چهار جایزه بهترین بازیگر مرد از بیست و یکمین جشنواره تئاتر دانشگاهی
- نامزد بهترین طراحی نور از بیست و یکمین جشنواره تئاتر دانشگاهی

در پادگانی نظامی سه تیراندازی به فاصله ی زمانی یک ماه منجر به مرگ سه سرباز شده است. به دلیل اهمیت موضوع سروان شایگان افسر دایره بازرسی از طرف ستاد کل مامور حل و فصل پرونده می شود.


- از همراه داشتن فرزندان زیر ۱۸ سال خودداری نمایید.

شبکه‌های اجتماعی تئاتر مستقل تهران: اینستاگرام

گزارش تصویری تیوال از نمایش لانچر ۵ / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس ها »

مکان

ضلع شرقی چهارراه ولیعصر (تئاترشهر)، خیابان رازی، نبش کوچه زندوکیل، پلاک ۵۰ (خیابان حافظ، خیابان نوفل‌لوشاتو، خیابان رازی، نبش کوچه زندوکیل، پلاک ۵۰)
تلفن:  ۶۶۹۷۹۷۴۱


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
محمد رضا باهوش
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
این کار بی نظیر در دیدنش درنگ نکنید.
امیرمسعود فدائی، Negin Fooladi و فهیمه تردست این را خواندند
امیر مسعود و مسیح راستی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هر دوره نتونستم بلیط بخرم و ببینم
تا این حد بی سعادتم ؟؟؟ ⁦⁦⁦.·´¯`(>▂<)´¯`·.⁩
امیرمسعود فدائی و مینا سروش این را خواندند
سحرناز جان، انقدر هم سخت نیست..
فقط کافیه سر ساعت اقدام کنی..
خودتو نباز دختر :))
۰۵ آبان
امیدوارم نفیسه جان
من باید این نمایش رو برم ببینم
شاید خاطره تماشای نمایش قبلی بشوره
۱۱ آبان
من هم سری قبل که تئاتر شهر اجرا داشت علیرغم کمین به موقع اصلا موفق به تهیه بلیط نمیشدم ولی برای این اجرا راحت بلیط گرفتم و در لحظه هم پر نشد.
۱۱ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر فوق العاده عالی اینکه لانچر 5 به زودی برمیگرده
خبر اندکی بد اینکه محل اجرا تئاتر مستقل تهرانه
سپهر
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i

حدود 200 نفری بودیم وسط پادگان ولیعصر. باید تقسیم می‌شدیم. کی کجا بیفتد و چه نیرویی؟ سپاه، ارتش یا نیروی انتظامی؟ تهران یا کرمان یا اراک؟ از همه ترسناک‌تر، همیشه 05 کرمان بوده است و عجب‌شیر و مالک اشتر اراک و...
عده‌ای موهایشان را تراشیده بودند، انگار خیلی عجله داشته باشند زودتر این 24 ماه تمام شود. 24 ماهی که زیاد شنیده بودیم از آن. و چه‌قدر متفاوت و ضد و نقیض؛ مرد می‌شوی. رفیق پیدا می‌کنی. پر از خاطره است. خیلی ترسناک و کوفتی است.
در همین خیالات بودم که یک سروان با بلندگوی‌ دستی به دست، وارد حیاط پادگان شد و گفت: خیلی خب دیگه. خودتونو جمع کنید.
ول بودیم توی حیاط روی آسفالت و آفتاب می‌خورد روی سرمان.
این‌بار با صدای بلندتر گفت: زودباشید به خط شید الان جناب سرگرد میاد.
یکی از آن وسط گفت پس سرگروهبان کی میاد تا همه بترکیم از خنده.
جناب سروان انگار که با کسی شوخی نداشته باشد که نداشت، با صدای بلند گفت خفه شو. لوس بازی‌هاتو ببر برای مامانت.
صدای شیشکی از آن وسط عصبانی‌ترش کرد تا این‌بار بخندد و به ساعتش نگاه کند.
- یا خودش میاد بیرون یا می‌گید کی بود.
هر کی بود ول کن نبود تا یک‌بار دیگه صدای شیشکی منفجرمان کند.
- حوالی ساعت یک یا خودش میاد میگه گوه خوردم یا اینکه یکیتون میاد میگه کی بود.
ساعت هنوز ده نشده بود و انگار که آفتاب تنها راه فرار خودش را از روی سر ما می‌خواست پیدا کند که آن‌جور می‌سوزاند.
بعد همان‌طور که پشت بلندگو می‌گفت به خط شوید، به چهار سربازی که همراهش بود نگاه کرد و سرش را تکان داد؛ باید تلاش می‌کردند ما را به خط کنند.
- سرباز ممقانی، هر کدوم مثل بچه آدم سرجاش وای نستاد برگه‌اش را بگیر.
ممقانی ... دیدن ادامه » با صدای بلند گفت بله جناب سروان.
همین‌طور که داشتیم به صف می‌شدیم و ممقانی و سه سرباز دیگر هم مرتبمان می‌کردند، این بار بدون بلندگو فریاد زد از جلو نظام.
عده‌ای بدون اینکه بدانند چرا شاید هم از عادت دوران مدرسه داد زدند، الله.
دست‌ها را کشیدیم و از نفر جلویی فاصله گرفتیم تا صف‌ها و ردیف‌ها نظمی بگیرند.
ممقانی یک نفر را کشید بیرون و یقه تیشرتش پاره شد.
جناب سروان به ساعتش نگاه کرد و پشت بلندگو گفت برگه‌اش را بگیرد.
سه سرباز دیگر هم برگه چند نفر را گرفتند تا مطمئن شویم شوخی ندارند و ارزش لجبازی که نه، بی‌توجهی را هم نداشت تا مبادا اعزام، یک ماه عقب بیفتد. آمده بودیم تا زودتر برویم و شاید که زودتر هم برگردیم.
همیشه همین‌طور است انگار؛ بخشی از ماجرا دست ما نیست و گاهی هم همه ماجرا. مثل خود زندگی که بدون خواست خودمان آمدیم و بی‌خواست خودمان هم می‌رویم.
نظم و ترتیب که گرفتیم جناب سروان به ممقانی گفت برود به جناب سرگرد بگوید آماده هستند، تشریف بیاورند.
چند دقیقه طول نکشید که ممقانی برگشت و گفت جناب سرگر مهمان دارند و گفتند صبر کنید.
آفتاب تندتر شده بود انگار.
جناب سروان گفت بگذاریم روی زمین بنشینیم. بدون اینکه صف‌ها به هم بخورد البته.
زمین که گذاشتیم داغ شدیم تا نفر کناری من بگوید «دهنت را».
خنده‌ام گرفت از مدل گفتنش تا خودش هم بخندد و بگوید بچه کجایی؟
- ابوسعید.
- کجای ابوسعید؟
- گلدان.
- مرتضی قدیمی؟
- افشین تویی؟
همدیگر را همان‌طور نشسته بغل کردیم تا شوت شویم به حدود هفت هشت سال قبل. به سال‌هایی که افشین مثل حالا نه ریش داشت و نه سبیل.
حالا نمی‌دانستیم بخندیم یا بگذاریم بغض لعنتی بترکد وقتی خاطرات آن سال‌ها را مرور می‌کردیم قبل از رفتن افشین این‌ها از آن محل.
- کجا رفتید؟
- گیشا.
- مامانت چطوره؟ مهشید خانم.
- خوبه. خدا را شکر. اعظم خانم چطوره؟
- اون هم خوبه.
هنوز هیجان دیدن هم را داشتیم و دل داده بودیم به این که دنیا چقدر کوچک است که سروکله جناب سرگرد پیدا شد تا جناب سروان فریاد بزند برپا... ازجلو نظام.
به افشین گفتم بیاد توی صف ما وقتی به نفر جلویی گفتم و پذیرفت جایشان را با هم عوض کنند.
- یک جا بیفتیم تحمل کنیم این سه ماه را تا بعدش.
- فکر کن بیفتیم کرمان که دهانمان آسفالته.
همه مرتب و منظم شده بودیم.
جناب سرگرد پرسید چند نفر هستند و جناب سروان به ممقانی نگاه کرد.
- 250 نفر.
جناب سرگرد آمد کنار ما و با دست شروع کرد به شمردن ردیف‌ها.
- این هشت ردیف کرمان.
قلبم افتاد آن لحظه.
- هشت ردیف دوم کرمانشاه.
- باقی بیرجند.
افشین تو ردیف آخر دسته دوم بود وقتی من فکر کردم اگر هر دو در یک صف باشیم.
جناب سروان داد زد کسی جاشو عوض کنه برگه‌اش را پاره می کنم و بره سه ماه دیگه. همدیگر را که بغل می‌کردیم گفت این طوری‌هاست دیگه.

تلفن چندبار زنگ خورد تا گوشی را برداشتند. مرخصی میان دوره آموزشی آمده بودم. صدای دختربچه‌ای بود. گفتم مهشید خانم هستند.
صدای بچه گفت بله. حالشون خوب نیست ولی. گفتم افشین اومده؟ صدای بچه گفت نه. تصادف کرد تو سربازی. مُرد دایی افشین.


مرتضی قدیمی
الهی بمیرم طفلک مامانش ، قلبم درد گرفت :(
۰۵ مهر
آخی
متن و دوست داشتم
۰۶ مهر
قلبم :((((
۰۶ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الهه مبینی
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
بعد از لانچر و کیف و حال اساسی باید چی دید این روزا هم تیوالی ها ی عزیزم ؟
میترا و شاهین این را خواندند
زهره مقدم و محمد لهاک ( آقای سوبژه ) این را دوست دارند
الهه جان من مشق شب رو پیشنهاد میدم.
۲۷ شهریور
دم همگی گرم ...دور همتون گشتم
۲۹ شهریور
هم تیوالی های عزیزم اجرکم عند الله...
...خیلی فاز تئاترشو پسندیدم
..به نظر منی که نابلدم البته ایده کار به نظرم خیلی خوب بود که که انگار میتونست خیلی گسترشش بده ولی در نیومده بود ......
۱۰ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرشته برزگر
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
با سلام، کی تمدید میشه ؟خیلی دوست دارم ببینمش
میترا این را خواند
فرزاد و شاهین این را دوست دارند
سلام. دو تا بلیت برای روز پنجشنبه دارم. تمایل داشتین اطلاع بدین
۰۵ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوشحالم تونستم این نمایشو ببینم. داستان خوب و بازی های خیلی خوب. خوشحالم به همچین موضوعی پرداختند که خیلی پادگان های ما درگیرن. بعد مدتی یه نمایش همه چیش خوبه دیدم. زمان بیشتر از ۲ ساعت سریع گذشت. هم خوب خندیدیم بعضی جاها هم درد داشت. نمیدونم چرا نمایشی ک اینقدر خوبه و طرفدار داره کل سالن پر باید با نیم ساعت تاخیر شه. در هر صورت از اون روزایی شد که تئاتر حالمو خوب کرد. در انتها لعنت به سربازی که ۲ سال بهترین سنمو با فوق لیسانس رفتم هدر رفت حیف
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خسته نباشید میگم به همه عوامل این کار؛
اجرای امیر نوروزی واقعا بی نظیر بود.
نمایشنامه بسیار جذاب، روان و شامل جزییات بسیار بود که متاسفانه در کارهای ایرانی کمتر میبینیم.
حیف که تعداد اجراها بسیار کم بود و هنوز هم خیلی از دوستان ما مشتاق دیدن این کار هستن و بلیط گیرشون نیومده.
اِلی، روشنک صفاری، شاهین و امیر مسعود این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#تمدید
تمدید کنید لطفا
Ali و سحرناز قاسم نژاد این را خواندند
شاهین این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همه خوب بودن همه چی عالی بود. بعد مدت ها یک کار خوب دیدم.
سحرناز قاسم نژاد این را خواند
فرزاد، شاهین و امیر مسعود این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه خاطره ای شد امشب دیدن این نمایش،دیدن یک کار خوب وسط صدای عزاداری بیرون از سالن و گرمای شدید داخل سالن و باز هم خنده های بی جا و وحشتناک یک تماشاگر ! با این حال از دیدن این کار بسیار لذت بردم خدا قوت میگم به همه گروه.
اینجا آخر دنیاست...
خدا همه ى سربازها رو حفظ کنه و مواظبشون باشه.
ممنون از کسانى که توصیه به دیدن این نمایش کردن.
نیمه ى اول کار زیاد باهاش ارتباط برقرار نکردم، حتى داشتم فکر میکردم چقدر سلیقه ام با باقى متفاوته ولى از نیمه ى دوم اجرا (نیمه ى مربى) برام جذاب شد.
شاید اگه مدت نمایش نیم ساعت کوتاه تر بود بهتر میشد.
خسته نباشید و امیدوارم کاراى بیشترى ازتون در آینده ببینم ان شاءالله.
هرچه تلاش کردم نتونستم بلیت تهیه کنم. خوشا به سعادت شما
۱۷ شهریور
آقاى آلما امیدوارم اجرا تمدید بشه تا شما و همه ى دوستانى که نتونستن بلیت تهیه کنند، بتونید از دیدنش لذت ببرید.
۱۷ شهریور
خیلی امیدوار بودم ولی نشد دیگه
۲۳ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از تماشای نمایش لذت بردم.
الهه فرازمند این را خواند
فرزاد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
و بار هم به من بلیط نرسید! :|
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب دیدم این نمایش رو و چقدر خوب بود که دیدم... خوشحالم که در ضعیف ترین احتمال ممکن بلیط دستم رسید و تونستم برم این اجرای فوق العاده رو ببینم.

نکات مثبت :
هماهنگی عجیب بازیگران. تک تکشون عالی و باورپذیر بودند. تمام مدت به این فکر میکردم که چقدر خوب و متعادل دارن نقششون رو ایفا میکنند. انگار نه انگار که اون همه نگاه تماشاچی روشونه و غرق در اجراشون بودند و داشتند خود واقعیشون رو زندگی میکردند. من خیلی تبحری در اصول نقد نمایش ندارم و برداشتم کارشناسانه نیست اما به عنوان تماشاچی عام میگم که نمایشنامه بسیار منسجم بود و اجرای بینقص بازیگرانش تعادل خوبی رو برای ذهن مخاطب ایجاد کرده بود. خنده و تاثر بجایی که از مخاطب میگرفت و سکوتی که کاملا هماهنگ و از پیش تعیین نشده بین تماشاچی ها برقرار میشد نشونه انسجام اجرا بود.

نکتات منفی:
نکته منفیش کاملا و ... دیدن ادامه » قطعا به سالن مربوط میشه . هم اینکه با تاخیر شروع شد هم اینکه تهویه مناسبی نداشت و بسیار گرم بود.

سرو صدای عزاداری هم گاها از بیرون می آمد که خب این دیگه چاره ای نبود تحملش چون خارج از دست مسولین سالن بود.


سلام. من دو تا بلیت دارم برای پنجشنبه اگر کسی خواست اطلاع بدین
۰۵ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
 لانچر ۵ یک نمایش زیبا، خوب و حرفه‌ای با موضوع بسیار مهم و روایتی گیرا بود در یک سالن بد.
متاسفانه ترجیح میدم دیگه هیچ تیاتری رو توی سالن مستقل نبینم حتی اگر بهترین تیاتر تاریخ باشه. هیچ وقت نشد که نمایش به موقع و حتی حالا اصلا بگو با ۵ دقیقه تاخیر شروع بشه. این قدر این موضوع تکرار شده که برای خود مسئولین اونجا هم عادی شده و حتی در شروع نمایش دیگه عذرخواهی نمی‌کنن. از وضعیت هوای سالن و بدتر از اون فضای بیرون سالن هم که دیگه نگم. کمدی‌ترین قسمتش هم دیشب بود که موقع اجرا در یه قسمت که سکوت لازم بود به یک‌باره صدای طبل و نوحه‌خوانی از بیرون در سالن پخش شد که... واقعا این حجم از بی‌مسئولیتی و (از نظر من) بی‌احترامی عجیبه.
دوباره تبریک میگم به مجموعه‌ی لانچر۵ بابت نمایششون
و عذرخواهی میکنم بابت اینکه اینجا رو با غرهام شلوغش کردم.
سلام. من هم دیشب اونجا بودم. سالن خیلی بده و بینهایت گرم و ... ولی صدای نوحه تنها چیزی بود که تقصیر سالن نبود و از هیئت ساختمان روبرویی می آمد. فکر کنم سانس دومی ها ازین بابت خیلی اذیت شدند
۱۴ شهریور
سلام. به نظرم مسئولین سالن موظف هستند که فضای مناسبی برای اجرا مهیا کنن و اگر نمیتونن خب اجرا نبرن اونجا. اینکه پخش صدای نوحه تقصیر سالن نبوده رو نمیتونم کاملا بپذیرم راستش. درواقع این اتفاق هر شب قراره بیوفته.
۱۴ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از تعاریف بی اندازه ی دوستان برای اجرای تمدید شده ی شنبه اقدام کردم. از رأس دوازده تا حدود سی ثانیه بعد تمام بلیط های دو اجرا رزرو و خریداری شد. بیش از نیمی از صندلی ها هم قبل از شروع بلیط فروشی خریداری شده بود. دست روی هر صندلی ای گذاشتیم تا برسیم به دکمه ی پرداخت رزرو شده بود. خاطره ی انتخاب واحد رو به توان ۱۰ تشدید کرد. به هرحال بی نصیب موندیم.
دم بچه‌های سوره گرم. خسته نباشید به همه ی گروه.
پوریا، شاهین و فرزاد این را خواندند
Someone و امیر مسعود این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جالب بود. تو ۲ دقیقه تموم بلیتای ۲ سانس شنبه فروخته شد. اینبار تونستم بخرم. کنجکاوم این نمایش در حد این امتیاز و این همه کامنت خوب هست. خوشبینم
آقامیلاد طیبی و زهرا فلاح این را خواندند
Someone، مسعود جعفریان، امیر مسعود و آزاده طاعتی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بلیط فروشی واقعا مسخره است. چرا میگین ١٢ باز میشه انا ١٢ همه بلیطا فروخته شده؟!
فرزاد، اشکان حامد غلامشاهی و امیر مسعود این را خواندند
Someone این را دوست دارد
درود بر شما
به علت استقبال بالا همه بلیت ها در سه دقیقه از سوی مخاطبان و مردم خریداری شده است.
۱۴ شهریور
والا من از 1 ربع قبل 12 توی سایت بودم. راس 12 همه بلیط ها پر بود!
۱۴ شهریور
درود بر شما
همواره بخشی از سالن خارج از حیطه ما از سوی سالن یا گروه به هر دلیلی (معمولا میهمان) بسته است، که البته بخش بزرگی نیست و برای این اجرا هم نبوده است. اما بخش قابل خرید نیز ظرف سه دقیقه به دلیل استقبال بسیار بالا فروخته شد. توجه نمایید وقتی تقاضا ... دیدن ادامه » بسیار بالاست طبیعی است که رقابت فشرده روی می‌دهد و محدودیت به وجود می‌آید و ما شرمنده همه درخواست‌کنندگان و کاربران عزیز می‌شویم.
۱۴ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مجبورم بگم چقدر مسخره واقعاً. سایت اول پیام میده مشکلی پیش آمده دوباره تلاش کنید و دو دقیقه بعد همه بلیطا فروخته شده
فرزاد، اشکان حامد غلامشاهی و امیر مسعود این را خواندند
Someone و کیمیا فاضل این را دوست دارند
درود بر شما
به علت استقبال بالا همه بلیت ها در سه دقیقه از سوی مخاطبان و مردم خریداری شده است.
۱۴ شهریور
جناب همیاری مقیاس زمان هامون فرق داره؟ ظاهرا 12 ما 11:57 شماست
۱۴ شهریور
والا من ساعت ۱۲:۰۲ کل سالن رو پر شده نشون داد. ضمناً اولین بارم نیست که بلیط در این شرایط میخوام بخرم
۱۴ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید