کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال نمایش لانچر ۵
S3 : 05:00:29 | com/org
امکان خرید پایان یافته
  ۰۹ آبان تا ۲۹ آذر ۱۳۹۸
  ۱۵:۰۰ و ۱۸:۰۰
  ۲ ساعت و ۱۵ دقیقه
 بها: ۴۵,۰۰۰ و ۳۵,۰۰۰ تومان  |  جزییات
برای دانشجویان با بهای ۳۵.۰۰۰ تومان
برای غیردانشجویان با بهای ۴۵.۰۰۰ تومان

- تندیس بهترین نمایشنامه از نوزدهمین جشنواره دانشگاهی (جایزه اکبر رادی) در سال ۹۵
- تقدیر بهترین نمایشنامه از جشنواره تئاتر شهر در سال ۹۶
- تندیس بهترین نمایشنامه در بخش صحنه در بیست و یکمین جشنواره دانشگاهی در سال ۹۷
- نامزد نمایشنامه در جشنواره تاتر فجر در سال ۹۷
- تقدیر بهترین بازیگر مرد در ۲۱مین جشنواره دانشگاهی در سال ۹۷ (امیر نوروزی)
- تقدیر بهترین بازیگر مرد در جشنواره تاتر فجر در سال  ۹۷ (امیر نوروزی)
- تقدیر بهترین طراحی نور در جشنواره تاتر فجر در سال ۹۷ (علیرضا میرانجم)
- ‏‪نامزد چهار جایزه بهترین بازیگر مرد از بیست و یکمین جشنواره تئاتر دانشگاهی
- نامزد بهترین طراحی نور از بیست و یکمین جشنواره تئاتر دانشگاهی

در پادگانی نظامی سه تیراندازی به فاصله ی زمانی یک ماه منجر به مرگ سه سرباز شده است. به دلیل اهمیت موضوع سروان شایگان افسر دایره بازرسی از طرف ستاد کل مامور حل و فصل پرونده می شود.


- از همراه داشتن فرزندان زیر ۱۵ سال خودداری نمایید.

شبکه‌های اجتماعی تئاتر مستقل تهران: اینستاگرام

گزارش تصویری تیوال از نمایش لانچر ۵ / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس‌ها ››

مکان

ضلع شرقی چهارراه ولیعصر (تئاترشهر)، خیابان رازی، نبش کوچه زندوکیل، پلاک ۵۰ (خیابان حافظ، خیابان نوفل‌لوشاتو، خیابان رازی، نبش کوچه زندوکیل، پلاک ۵۰)
تلفن:  ۶۶۹۷۹۷۴۱

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
داشتم به صحنه کتک خوردن سرباز میخندیدم... به خودم امدم... برام سوال بود که هدف این نمایش چیه؟ خندیدن؟
این نمایش تنها یک صحنه تلخ داشت. بعد از اون دوباره خندیدیم و خندیدیم و خندیدیم. به نوعی حس کردم موضوع آزار و اذیت خنده دار هست. به نوعی حس کردم کشته شدن انسان ها بانمک هست.
هدف نمایش شما چی بود؟ جلب هرچه بیشتر مخاطب ؟
من به هر صحنه‌ای که می‌خندیدم (با این توضیح که من اساسا زیاد نمی‌خندم!) بعدش عذاب وجدان می‌گرفتم.
۰۹ دی ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
دوست داشتم پنج تا ستاره بدم ولی چهار تا میدم.
این چهار ستاره نه بخاطر خوبی بازیها و صدا و بیان بازیگراشه، که خیلی خوب بود.
نه بخاطر داشتن داستان کاملا بومی و ایرانی اسطقس داریه که البته داشت.
نه حتی بخاطر هماهنگی فوق العاده چهره و بدن تک تک بازیگرا با نقششونه که واقعا اینطور بود.
بل بخاطر اون دوساعت و اندیه که منو نشوند رو صندلی بدون اینکه اصلا متوجه گذر زمان بشم. اونقدر که دلم نمیومد تموم شه. و چقدر بعد از تموم شدنش خوشحال بودم از دیدن یه نمایش خوب، بلاخره بعد از مدتها.
اما اون یه ستاره که کم دادم فقط بخاطر دود و سیگارشه. چه خوب میشه جایگزین بهتری برای نشون دادن سکوتهای تامل برانگیز پیدا کنیم، یا حداقل سیگارامون درک کنن که در محیط بسته دود نداشته باشن. #تئاتر_بی_دود
حذف سیگار میتونه در برخی موارد به بار دراماتیک اون صحنه ضربه بزنه و وجودش بعضا ناگزیر هست اما میشه انتظار داشت که سالنها تهویه ی بهتری داشته باشند.
۳۰ آذر ۱۳۹۸
به نظر من دلیلش اینه که شاید راههای بدیع تر،اون مقبولیت و توانایی پذیرفته شده ی سمبولیک رو برای انتقال پیام نداشته باشن بنابراین کارگردان یا دراماتورژ ترجیح میدن این ریسک رو نکنن و سراغ سمبولها یا رفتارهای شناخته شده و آشنا برای مخاطب برن.
۰۱ دی ۱۳۹۸
احتمالا همین طوره. ولی بهرحال هر ابداعی مسبوق به یک شجاعت و به استقبال ریسک رفتنه.
۰۱ دی ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
سلام خدمت همه دوستان تیوالی عزیز نمایش لانچر با دید تنفر امیزی نسبت به سربازی به شکل فوق العاده ای به تماشاچی منظورشو میفهمونه اما بنظرم این کار جدی بود و این همه خنده تماشاچی ها به این کار لطمه زده کاش از لحظات طنز(که به نظر من طنز نبود ولی سالن منفجر میشد) کاسته میشد به نظر من بعد از اعترافات کمالی باید کار تموم میشد و این ادامه دادن کار بنظرم تنها به خاطر این بود که تماشاچی با گریه و ناراحتی از سالن خارج نشه که من نپسندیم وکاش کار با غم تمام میشد نه لحظات شاد در این نمایش به قدرت سکوت پی میبریم که بشده عالی است و از تمام بازیگران تشکر میکنم به خاطر بازی فوق العادشون .
یک نکته مثبت دیگر این بود که با اینکه فضای کار مردانه بود اما اصلا نگاه سکسیستی و زن ستیزی نداشت و چقدر عالی پیوند زن و مرد را اثبات کرد و اینکه نوشان داد تجاوز تنها بر سر بانوان اتفاق نمی افتد و این بی نظیر بود.
پ.ن:این خیلی بده که باید دیگه عادت کنیم به تاخیر در اجرا نمایش ها امروز هم ۲۰ دقیقه تاخیر در اجرا لانچر بود
پ.ن۲:لطفا زمانی که در سالن سینما یا تئاتر وارد میشید میخواید بخندید یکمم ملاحظه دیگران را بکنید نه اینکه از اعماق وجود داد بزنید چون این نمایش ژانرش طنز نبود.
بدیش اینه اونایی که اونجوری میخندیدن هیچوقت نمیان اینجا تا بفهمن کارشون آزاردهنده ست!
۰۱ دی ۱۳۹۸
بدیش اینه اونایی که اونجوری میخندیدن هیچوقت نمیان اینجا تا بفهمن کارشون آزاردهنده ست!
۰۱ دی ۱۳۹۸
صحبت شما درمورد خنده‌های بی‌جا و آزاردهنده کاملا درسته اما نمی‌شه منکر لحظات طنزی شد که خیلی خوب دراومده بودن توی کار؛ و واقعا وجود داشتن! و کار هم بهشون نیاز داشت.‌
برای من که نشون دهنده ی قوت متن و بازی‌ها بود؛ چون اصلا اتفاق ساده‌ای نیست که طنز کار بگیره و درست عمل کنه.
۰۳ دی ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
دوبار این تئاتر رو دیدم، مدتها بود تئاتری نرفته بودم که بتونم به دیگران پیشنهاد کنم. ولی واقعاااا این تئاتر ارزش دیدن رو داره. ریتم منظم و منطقی، بازیهای بی نظیر، متنی که نه خیلی پیچیده بود که فکر کنی نویسنده فقط خواسته ببیننده رو به زحمت بندازه نه خیلی ساده و سطحی! همه چیز به جا و درست! حتی سکوت تا وقت داشته باشی فکر کنی، حتی صدای آزار دهنده پنکه سقفی هم به جا بود!
دو بار این نمایشو دیدم تا بفهمم چرا سروان شایگان،با اینکه بعد از بازپرسی از کمالی حقیقت ماجرا رو میفهمه ولی بلافاصله و خیلی سریع برای صادقی (منشی) گزارش نهایی رو بلند بلند اعلام میکنه تا اون بی گناهی کمالی رو در پرونده ثبت کنه
علتش تو نگاهیه که در آخرین لحظه به تمثال اعلیحضرت میکنه.انگار تصویر بهش میگه:قرار نیست هر کسی برای احقاق حق و گرفتن انتقام،مستقلانه اقدام کنه..در واقع
در کنار همه کارکترها و اِلِمانهایی که در این نمایش وجود داره،اون قاب عکس بر روی دیوار،تاثیر مخوفی بر روی همه ی اتفاقات داره...تاثیری که بی شک تداعی کننده ی یک مفهوم لکانی است"نام ِ پدر "
البته اون قاب عکس تحمیلی هست دوست عزیزم وگرنه همونطور که دوستان در یاد داشت های دیگه گفتن در اجراهای پیشین این اجرا مربوط به سال 88 و زمان معاصر بوده و عکس رو دیوار آقای احمدی نژاد بوده به نظرم این برداشت شما مقصوده کارگردان نبوده
۲۵ آذر ۱۳۹۸
مفهوم عکس منظورمه
عکس هر کسی میتونه باشه
منظور مرجع اتوریته است
۲۵ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
نظرات دوستان رو میخونم و میبینم اکثرا راجع به فرم و برخی دیالوگ هاست که خب طبیعتا من هم میتونم باهاشون موافق باشم یا مخالف.
اما چیزی که برای من بسیار بسیار جذاب بود در این اجرا چینش منطقی اتفاقات و از دست نرفتن ریتم کار بود. به نظرم ضرباهنگ اجرا و صد البته کارگردانی به قدری به قاعده بود که مخاطب از دست نمیرفت، بویژه بازی جذاب و موفق امیر نوروزی (شایگان) که بار اصلی حفظ ریتم اجرا به عهده او بود.
فوق العاده بود. یکی از بهترین نمایش هایی که تا حالا دیدم.
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
بهترین تاتری بود که در دوسال اخیر دیدم واقعا ممنون از نمایشنامه خوب ممنون از انرزی خوب همه بازیگرا و ممنون از دقت کارگردانان
من اینکار رو سه بار دیدم ، یک نمایش واقعاً جذاب، یک متن ایرانی با موضوعی که هر چند ناشناخته نبود اما تا به حال ندیده بودم در هیچ نمایشی بهش پرداخته بشه. بازی اقای نوروزی بی نظیر بود، هر دیالوگ رو با لحن صدا و میمیک متفاوت اجرا کرد که شاهکار بود، بازیگران نقش های مختلف هم بسیار مسلط اجرا کردند، یک ساعت و نیم خنده نیم ساعت تعلیق و صحنه های شاد پایانی که نگذاشت تماشاچی غمزده سالن رو ترک کنه، مرسی از تمام گروه، دمتون گرم
تا قبل از اینکه بازیگر نقش (ملکی) برای بار دوم بیاد تو و با گریه ها و تلفیق منزحر کننده آب دهن و دماغش، گند بزنه به بازی های خوب قبل تاتر، باورم نمی‌شد یک ساعت و نیم از زمان تاتر گذشته و این یعنی تاتر خوب و درجه یک.
بهبود جدی اون کاراکتر می‌تونه لانچر ۵ رو در تاریخ تاتر ایران دست نیافتنی کنه.
صدای های اضافه سالن هم که تو ذوق می‌زد و حواس پشت صحنه رو هم از بالا متوجه خودش کرده بود.
در کل خسته نباشید و عالی.
چه نمایشی بود، خیلی خوب..
خیلی تمیز، حرفه‌ای، پخته..
بازی‌ها یکدست، حس‌ها درست، دیالوگ‌ها دقیق.
در تئاتر ایران از این دست کارها زیاد باد.
برای حرف های عجیب و غریب دست و پا نمی زند و نمی زد
لانچر 5 خیلی خیلی ساده تر از چیزی که فکرش را بکنیم حرف های ساده ای را که گاهی خیلی ساده آنها را فراموش می کنیم؛ البته با صدای کمی بلند جار می زند
صدای فریاد ِ عمیقی که در لابلای خنده های گاه و بیگاه تماشاگران، نه که رنگ ببازد، اتفاقا قوت و قدرت می گیرد
قصه ای آنقدر جاندار و آنقدر پر درد که آن را چه در حوالی تابستان 88 چه در بحبوحه انقلاب ِ 57 جستجو کنیم، تر و تازه و خودمانی به نظر می رسد؛ نزدیک ِ نزدیک
قصه ای که در نه در بند ِ زمانی محصور است و نه حتی در اسارت ِ مکانی محدود
روایت ِ سهمگینی که نه در یک پادگان نظامی ارتش، که شاید گوشه گوشه ی هر جای ِ دنیای ِآدم های امروز قابل رقم خوردن است و این عجیب ترین دستاورد نگارنده های هوشیار ِ لانچر 5 است
پویا سعیدی و مسعود صرامی عزیز که در وانفسای ِ گفتن حرف های سخیف و در زمانه ی نشرِ ماجراهای ِ بیگانه؛ اتفاقا حرف های ِ داغ ِ فراموش شده ی ِ وطنی، خودی و خودمانی را آنقدر شفاف و دردمندانه می گویند که تو حتی در جهان ِ پر از عقده ی "شایگان" هم، به خودت اجازه ی دشنام به مردی که دشنام، راهکار ِ عجیب اوست نمی دهی ... دیدن ادامه ››
تو نه به شایگان، که انگار به زمین و زمان حق می دهی که اینطور باشند؛ که همه چیز را زیر سبیلی با نگاه های معامله گرانه کنار هم قبول کنند و دقیقا آن چیزی که من ِ مخاطب هم شاید خیلی برایم ارزشی نداشته باشد جان ِ سه سربازی ست که اندکی پیش تر کشته شده اند؛ چون آنقدر راحت می خندیم و آنقدر سنگدلانه تنها پیگیری های ِ پلیسی خودمان را داریم که انگار نه انگار که سه انسان ِ شاید بیگناه ِ تنها کشته شده اند؛ درست همان طور که "شایگان" در انتهای نمایش گفت؛ جان ِ بی مقدار آدم ها؛ که حتی مخاطب نیز ناخودآگانه در کابوس ِ بی اعتنایی به آن سه مقتول به سر می برد و این نیز از اعجازهای ِ عجیب ِ کارگردانان ِ هوشمند این اثر درخشان است

از امیر نوروزی عزیز بخاطر ِ بازی فوق العاده اش، و از همه ی عزیزانی که در تولید این نمایش جذاب مشارکت داشته اند به ویژه دوست بسیار بسیار خوبم صادق برقعی و دیگر عزیزان به ویژه دو نویسنده و کارگردان خوب این اثر پویا سعیدی و مسعود صرامی بسیار بسیار ممنونم
من در روزهای بی اینترنتی بلیط داشتم برای این تئاتر و متاسفانه بدون نقشه ۵ دقیقه دیر رسیدم. راهم ندادند و موفق به تماشای این کار نشدم. ولی خیلی متاسف شدم وقتی فهمیدم بلیط کسانی رو که دیر میرسن برای بار دوم به افراد دیگه میفروشن.
دقیقا برای منم همین اتفاق افتاد .راهها بسیار بد بود و همه مسیرها رو بسته بودند و دسترسی به نقشه نبود .
۲۳ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
واقعا با نمایش ارتباط برقرار کردم خیلی خوب بود، داستان بشدت درگیر کننده بود و چقدر خوب که بهش پرداخته شد واقعا نمیشه این موضوع رو انکار کرد هرکی حداقل دوره آموزشی سربازی رو رفته یا شنیده باشه از این دست مسائل وجود داره.
پ.ن: فقط یچیزی چند جای نمایش رفت رو اعصابم. نمیدونم چرا تو بعضی صحنه ها بعضی ها میخندیدن یا حالا واقعا اون موقعیت طنز بود که من درکش نکردم بخندم یا هم اینکه بعضیا خوش خندن کلا :|
امیرمسعود فدائی، Negin Fooladi، سپیده و محمد کاظمی پور این را خواندند
امیر مسعود این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
فوق العاده لذت بردم.☺️
با اینکه نصف نمایش استرس کیف افتادم زیر باکس محل اجرا رو داشتم و خواهشم اینه مسئولین سالن یه فکری بکنن حداقل.چون برای ٥ یا ٦ نفر دیگه هم این اتفاق افتاده بود.
بهار گراوندی و رضا تهوری این را خواندند
امیر مسعود و پیمان علیزاده این را دوست دارند
عه اموجیییی
چجوری زدین؟!
۲۰ آذر ۱۳۹۸
منم اکثرا با موبایل میام ولی وقتی با لپ‌تاپ میام میبینم ایموجی‌ها دیده نمیشه به جز ایموجی قلب.
۲۰ آذر ۱۳۹۸
چه کار خارق العاده ای کردم پس
۲۱ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
هنوزم باورم نمیشه که چطور تونستم بیش از دوساعت به عنوان یه تماشاچی، بی حرکت یه جا بشینم . واقعا بازیها محشر بود . داستان پردازی عالی . بخش طنز و جدی همه به جا و به اندازه .
خسته نباشید بابت اجرای بدون نقص و کامل
فضای پادگان برای خانمها و سربازی نرفتن باعث میشه کنجکاوی زیادی برای چنین محیطی داشته باشیم
برای من جالب بود و لذت بردم از اجرا و بازیها
کارگردان های خوب نمایش از عهده کار براومده بودن و در انتقال پیام موفق بودن.
سپاس فراوان برای شب خوبی که داشتم.
کاش بشه ما مردها هم کنجکاوی هام از محیط های زنونه رو برطرف کنیم )
۲۰ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
نمایش خیلی خوبی بود .
بازیگران نقشها را بقدری خوب ایفا کردند که گویی نظاره گر یک اتفاق واقعی هستی .
واقعا خسته نباشید
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
هیجان انگیز .. بکر ... جذاب ... میخکوب کننده .. بدون خستگی ... با بازیهای روان و عالی .. من که خیلی لذت بردم
بسیار بازی های درخشان بدون هیچ کم و کاستی .دم همه بازیگرا گرم
پیمان علیزاده و امیرمسعود فدائی این را خواندند
امیر مسعود این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید